The first 200 lines.
بچه ها، اين داستان شبيه که
زندگي بارني به کل به هم مي ريزه
زندگي من بالاخره عالي شد 6ساعت قبل
و هيچ وقت ديگه عوض نميشه 6ساعت قبل
خيلي ذوق شام امشب با مامانم رو داري؟
خب، واسه اينکه توي باقي زندگيمون يه کمکي کرده باشم
ميتوني هميشه جواب اين سوالت رو "نه" تصور کني
خيلي دستپاچهام
دستپاچه؟ چرا؟ قراره 2 ساعت اينطوري بگذره
"من بارني رو از همه بيشتر دوست دارم" "نه، من بارني رو از همه بيشتر دوست دارم"
راست ميگي، احتمالاً حتي شانسش رو ندارم که بتونم حرف بزنم
...اما هنوزم
نميدونم، نگرانم
...که يه وقت فکر کنه من به اندازه کافي واسه نامزد بودن با
کوچولويِ عشق عشقِ گرانبهاش، مناسب باشم...
خيله خب، اول از همه اينکه درستش "عجق عجق"ـه
و دوم اينکه
نگران نباش
ميرم سريع مسئول سرو غذاي عروسيمون رو مي پيچونم
و بعدش ديگه پيش توام
باشه، خواهش ميکنم دير نکن
واسه امشب روت حساب کردم
و مواظب باش، اون تو 5000 هزار دلار پوله
...فکر کنم مشکلي نباشه که بخوام چهارتا بلوک از اينجا رو
تا اون منطقه برم...
خواهش ميکنم، قسم ميخورم هيچوقت تاحالا با کره شمالي ها حرف نزدم
مگه اينکه شما خودتون اهل کره شمالي باشين که در اون صورت
هيچوقت قبلاً با کره شمالي ها حرف نزدم
بارني استينسون
تو دزديده شدي
واسه سورپرايز جشن مهموني مجرديت
تيم ترجمه "ناين مووي" با افتخار تقديم ميکند "فصل هشتم سريال "چگونه با مادرتان آشنا شدم قسمت بيست و دوّم: جشن مقدّس برادري
بچه دزدي
تحسين برانگيزه
هميشه نگران بودم نکنه
نتونين مهموني مجرديم رو از پسش بر بياين
آره، اين اون راز نبود
شما دوتا برنامه ريزي مهموني تولد من؟
ببين، شماها خيلي مثبتين
اما اين يه رويداد مقدّسه
يه مرد تشريفات مذهبيش رو به جا مياره
جشن مقدّس برادري
الان به ذهنت نرسيد
...چند ماهي ميشه که داري ميگي
اما اين معماي غير قابل حل منه
يه شب معمول من مثل مهموني معمول مجردي يه مرد ميمونه
پس، جسارت نباشه اما اگه شما دوتا بخواين برنامش رو بريزين
اون برنامه معـ.. چرا بايد صبرکنيم؟...ـمولي ميشه
معمولي
من ميتونم کمک کنم
تو؟
ببين، تو هم به نظر بچه مثبت مياي
اما نامزد آدم
نميتونه مهموني رو برنامه ريزي کنه
شرمنده، ديگه بقيش با خودتون
و من رو نااميد خواهيد کرد
اما يه کار کنين خوب باشه، باشه؟
اين يه شروع قويه
...دانش آموزهام تبديل شدن به
دانش آموزهاي دبيرستاني
فقط بايد يه زنگ بزنم
سلام
رابين، خبر خوب
واسه سورپرايز مهموني مجرديم دزديده شدم
پس به هيچ وجه نميام اونجا
چي؟ بارني، نميتونم تنهايي با مامانت شام بخورم
خيله خب، يه زنگ بهش ميزنم يه بهونه ميارم مي پيچونمش
و نگران نباش، همه تقصيراش رو به گردن ميگيرم
صبر کن
سلام، عجق عجق
سلام ماماني
يادم رفته بود، امشب بايد برم به يه بچه محروم کمک کنم
و رابين هم نميتونه تنهايي شام خوردن با تو رو تحمل کنه
...پس نميتونيم امشب
زحمت نده، رسيده
صبر کن
رابين، دير شده بود الان اونجاست
...بارني
رابين نميتونه با من تنهايي شام بخوره؟
عاليه، هممون آماده شديم
...من و باهاش تنها نذار، بهت گفته بودم
مشکل حل شد
برنامه چيه؟
خب، "تاج محل" رو تو "آتلانتيک سيتي" ميشناسي؟
آره
...پنت هوس مخفي
تاج محل" تو "آتلانتيک سيتي" رو ميشناسي؟"...
آره
بووووم، اينم از اين
از اين پنجره ميتوني ببينيش
از همين فاصله
از پشت پالايشگاه
خيله خب، تقريباً ديد نداره
چرا ما بيرون "آتلانتيک سيتي" هستيم؟
خب، فکر کرديم اين بهتر بود
با توجه به ضعفي که تو بازي شانس داري
بچه ها، بارني به يه بازي
قمار چيني معتاد شده بود
که خب، يه جورايي پيچيده بود بازيش
اما نگران نباشين
اون موقع که با کوئين بودي
هرچيزي که ميخواستي رو بهمون گفتي
...مهموني مجردي يه 10ماه قبل
جشن مقدّس برادري
الان به فکرت رسيد؟
کاملاً! ميتونيم
از اين کلاه ها
از اينا که ميچرخه
و با درايت و هم انديشي
اين نوشته
نوشته شده توسط...اينجانب
اصلاً اهانت آميز نبود
اوه، اوه، يه چنتا ايده ديگه که ميخوام الان مطرحش کنم
پس بگين خوبه يا نه
مشروبات الکلي، سيگار رقاص
اووه، زندگي بايد بعضي موقع ها ديوونه کننده بشه
بايد در لحظه هايي از زندگي بترسيم
اوه، ميترسيم تو زندگيمون خيله خب
وقتي فيلم "حقيقت تلخ" رو ديديم مستندي درباره گرماي بيش از حد زمين و خطر مرگ
آره، يه شات ميريم بالا
هر وقت که واژه "مصيبت بار" رو شنيديم
...ميتونه يعني
آيتم بعدي تو ليستت باشه؟...
سرگرمي مبهوت کننده
مثل يه آتيش بازي لخت يا يه تردستي لخت
...احتمالش هست که نامزدي ما
جواب نده، مگه نه؟...
الان نه عزيزم
يا يه بندباز لخت
يا يه بادکنک باز
بادکنک
...به اون اندازه اي که اميدوار بودم، گِرد،
باد شده و پر سر و صدا نيست...
صبر کن
!بهت گفتم که دلقک نه
خب، تو آدم حبابي رو هم دوست نداشتي
سلام رابين
به مامانت گفتي که
من باکرهام؟
چي؟ چرا اينطوري فکر ميکني؟
واسه دسر هم خودت رو نگه دار
و شنيدم تو توي نگه داشتن خيلي ماهري
خيلي بامزهاي
چي تو خودت داري؟
اوه، درسته...هيچي هيچوقت
شايد نگران باشي
که شب عروسيت چه ميگذره
خيلي ساده است
بذار نشونت بدم
بيا از اصول مباني کار شروع کنيم
چرا بهش گفتي که من باکرهام؟
ترسيده بودم
ببين، واقعاً ميخوام که ازت خوشش بياد
پس باهاش کنار بيا، باشه؟ باشه
گوش کن عجق، عجق ...بهتره کونت رو برداري و بياي
بازم مهمون؟
کي ميتونه باشه؟
ليليه ديگه
...و اينجاست که
هر خواسته اي داري رو برآورده کنه
اوه، ممنون مارشال
اوه، اون نه
ظهور خداي هميشگي من
بچه کاراته باز
"بچه کاراته باز" يه نمايش دهه 80 بود
"در مورد يه نوجوون با بازي "رالپ ماچيو
که يه عوضي به اسم "ويليام زبکا" رو شکست ميده
حداقل اينکه بيشتر مردم اينطوري ديدن
...اينجاست، هميشه سکسي مثل
اون موقع که انتشار عکس هاي "شکست ببر"ـش به يه دختر
...اين شجاعت رو داد که
...برجستگي هاي ناشناخته بدنش رو
که به تازگي ايجاد شده بود، کشف کنه...
بچه کاراته باز
سلام بارني، "رالپ" هستم
...گوش کن، داشتم
!!نـــــه
از "رالپ ماچيو" متنفرم
متنفرم، متنفرم، متنفرم
اون بچه کاراته باز نيست
بچه کاراته باز، "ويليام زبکا" بود
"شاگرد ممتاز "کبرا کاي دوجو
کسي که اين هيولا
شکستش داد با يه حرکت ساده
و غير قانوني سَر
در تراژدي ترين صحنه مبارزه آخر فيلم دنيا
اوه، متوجه شدم، فکر کردم گفتي ديوونگيش باحاله
"تو خفه "رالپ ماچيو
،"چرا نميري يه مهموني که توش "لوک اسکايواکر
"و "هري پاتر" و "وار هوس و همه فيلمايي که آدم بده توش ميبره
و مهموني من رو خراب نکني
امشب مصيبت واره
مصيبت وار همه برين بالا
شرمنده دادا
من ميمونم
اگه اين يکم هم شبيه
مهموني مجردي من باشه که توش پر از رقاص و مشروبات الکلي بود
و کسي با خودش ور نميرفت
باور...صبر کنين...نکردني ميشه
باور نکردني
No comments yet. Be the first to leave one.