Passionate Love (Madly in Love / Yeolae / 열애)

Passionate Love (Madly in Love / Yeolae / 열애)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Passionate Love E13 ورژن جدید
A Commentary by kiyavash62

Tags

other
Published on: 2014-06-30
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بازنويسي :kiyavash62

از اين به بعد منو مرده فرض کن و ديگه هم دنبالم نگرد فهميدي ؟

نان چو ولم کن

گفتم فکر کن من مردم

..مادر

..سوهيوک

سوهيوک اينجا چکار ميکني ؟

اومدم دنبالتون چون نگرانتون بودم

چه خبره ؟اون کيه ؟

چيزي نيست يکي رو که ميشناختم مريض شده ،اومدم ببينمش

سوهيوک بيا بريم

چي شده ؟

وقتي پياده شديد ديدم سوار تاکسي شديد واسه همين سوپرايز شدم

يک دفعه اي تصميم گرفتم بيام يکي رو ببينم

ميفهمم

نگرانت بودم

مگه من بچه ام که نگرانم باشي ؟

راستي اون کي بود ؟

خوب يکي هست که قبلا ميشناختمش

اول ميخواستم ناديده اش بگيرم

اما دلم واسش سوخت و پول بيمارستانش رو دادم

اما وقتي اين کارو کردم بازم بيشتر ازم خواست

وقتي ميخوام يه کار خوب بکنم بقيه ازم سوء استفاده ميکنن

به نظر نميومد آدم بدي باشه

سوهيوک مگه از ظار آدمها معلومه که چجور آدمين

خيلي از آدمها با اون صورتهاي معموليشون کاراي خيلي بدي ميکنن

ميخواي بري مغازه خانم جانگ ؟ميبرمتون اونجا

نه نه مگه تو وقت داري که دور بزني و اين همه راه رو بگردي ؟

ميتونم تاکسي بگيرم پس پس زود باش برو سر کارت

وقت دارم که برسونمتون گفتم که نيازي نيست

يه تاکسي داره مياد

خانم جانگ منتظرمه پس من بايد زودتر برم . خونه ميبينمت

تاکسي

آقا

آقا شما پسر نان چو هستيد ؟

بله

خواهشا اينو بديد به مادرتون

فکر کنم من نبايد اينو بگيرم

و بهش بگيد همون طور که خودش خواسته ديگه بهش زنگ نميزنم

..خداي من

تو دقيقا عين پدرتي

به ديدنش هم ميري ؟

ببخشيد ؟

به زودي از زندان آزاد ميشه پس قوي باش

سلام آقاي يون

رئيس دنبالتون ميگرده کجا هستيد ؟

دارم ميام

..خداي من تو

تو دقيقا عين پدرتي

به ديدنش هم ميري ؟

به زودي از زندان مياد بيرون پس قوي باش

فقط همين قدر بهش گفتم . شک دارم ديگه بهم زنگ بزنه

فکر کنم وقتي اون پير زن بميره ،ديگه همديگه رو نميبينيم

....خداي من

سوهيوک نرفتي سر کار ؟ چرا اومدي خونه ؟

ميخوام يه سوالي ازتون بپرسم

چيه که تو نرفتي سر کار و برگشتي خونه به خاطرش ؟

اون خانومي که تو بيمارستان ديدينش کي بود ؟

گفتم که کسيه که من قبلا ميشناختمش

به اين خاطر برگشتي ؟

اين چيه ؟

چرا اينو ميدي به من ؟

اون خانوم ازم خواست اينو بهتون بدم

گفت که ديگه مزاحمتون نميشه پس نگران نباشيد

چي؟

چرا اينو بهم گفتيد ؟

اون کسي نبود که به خاطر پول مزاحم شما بشه

پس چرا اين کارو کرديد؟

تو واقعا کار ديگه اي واسه انجام دادن نداري ؟

اين موضوع اينقدر مهمه که به خاطرش نري سر کار ؟

اون حرفي بهت زده ؟

من حرفي رو که بقيه بهم بزنن باور نميکنم من فقط حرف شمارو باور مي کنم

منظورت از اين حرف چيه ؟

پس اگه حرفي قراره زده بشه خودتون بهم بگيد

کسي که تو زندانه کيه ؟

سوهيوک چي ميگي ؟

خوب هم ميدونيد من چي ميگم

بيا بريم بيا بريم ببينيم ازش بپرسيم چه چرت و پرتايي بهت گفته

مادر

در مورد چي کنجکاوي ؟ چي ميخواي بدوني ؟

اينقدر طفره نرو و حرفت رو بزن

اون گفت پدر ديگه اي داري ؟

مادر

واسه همين با اين عجله اومدي اينجا ؟

پس با شنيدن اون چرت و پر تا گول خوردي ؟

ميدوني وقتي بدون پدر بزرگت کردم چه حرفايي از اين و اون شنيدم ؟

ميدوني يه مادر مجرد چه حرفايي از اطرافيانش ميشنوه ؟

بعد از به دنيا آوردن تو بزرگ کردن تو انواع حرفاي چرت و کثيف رو شنيدم

به جاي گوش کردن حرفاي مادرت ..که 30 سال بزرگت کرده

حرفاي کسي رو باور کردي که فقط يه غريبست و با عجله و با اون قيافه اومدي منو بازخواست ميکني ؟

واقعا ازت نا اميد شدم

..مادر

بسه

نميخوام خودمو سر چيزاي بيخود خسته کنم

بايد الان بري سر کارت

..اون زن ديوونه

..فقط يه بار ديگه چرت بگو

سوهيوک رفت ؟

بله من که داشتم ميومدم اون رفت

پس مون هه کجاست ؟

ايشون زودتر رفتن به کافه

پس تصميم گرفته به راهش ادامه بده

اون همه جوره داره اذيت ميکنه

سوهيوک ديشب سالم رسيدي خونه ؟

بعد از اينکه اينجوري فرستادمت بري تمام شب ناراحت بودم

..نمي دونم چرا اينجوري شد

وقتي هردومون حالمون بهتر شد بيا همديگه رو ببينيم

مراقب خودت باش

متاسفم

ببخشيد صبر کن

تو خونه خودم حتي نمي تونم راحت لباس بپوشم ؟اين چه وضعشه ؟

..چيه

من که نخواستم پس چرا نهار درست کردي ؟

..گفتم بعد از اين همه کار حتما خسته اي

و همين طور هم ميخواستم ازت تشکر کنم

در چه مورد ؟

ميخوام آخر هفته مادرم رو بيارم خونه

و وقتي فکرشو ميکنم واقعا ازت ممنونم

اين تنها راهيه که ميتونم ازت تشکر کنم واسه همين اينارو درست کردم

..کار خاصي نکردم

پس واسه همين هي اين طرف اون طرف ميچرخيدي ؟ تا نهار درست کني ؟

بله

گفتم چرا اين قدر تو آشپزخونه صدا هست

زياد غذا درست نکردم اما همين هم خيلي بعه خاطرش زحمت کشيدم

خودم رفتم همه اين سبزيجات رو انتخاب کردم

..اين برگا رو من پيچيدم

و همين طور اون پنکيک ها اونا خيلي وقت و کار بردن

باشه فهميدم که خيلي بابتش تلاش کردي

غذا الان يخ ميکنه

..حالا

يکم امتحان کنم ؟

راستي تو چرا فقط سفيده ميخوري ؟

زرده دوست ندارم

جدي ؟من فقط زرده دوست دارم

عاليه

زرده تخم مرغش خوشمزست چرا نميخوري ؟

سفيدش واسه تو بهتره

سليقه خاصي داري

زرده واقعا خوشمزست

..ديشب دپرس بودي اما فکر کنم امروز حواست سر جاش اومد

فقط ميخوام به اين فکر کنم که من و مامان تنهايي چه جوري زندگي کنيم

همه چيز واسه من لوکسه واسه همين بهش فکر نميکنم

فکر خوبيه

حالت خوبه ؟

کسي قرار نيست غذات رو بخوره چرا اينقدر با عجله غذا ميخوري ؟..اين زن

!ارومتر

! مويول

پس تو داري با يوجونگ تو يه خونه زندگي ميکني ؟

بله

مويول با اين شرايط زندگي يه پسر ..و دختر جوون زير يه سقف

مشکلي پيدا نميکني ؟

در مورد چي ؟

ما همديگه رو به به عنوان يه دختر و پسر نميبينم پس مشکلي نيست

و تا 3 روز ديگه مادر يوجونگ رو مياريم خونه

ميخواي مادرش رو هم بياري ؟ بله

..داستانش طولانيه

ميفهمم

شوهر خاله نهار خورديد ؟

رفتم بيرون واسه تحقيق همون جا هم يه چيزي خوردم

اومدم چيزايي که امروز بعداز ظهر بايد انجام بشن رو چک کنم

بايد با يه کارخونه پاکت سازي هم قرار داد ببنديم

اتفاقي که در مورد بانک افتاد به نظرت ديگه اينجوري نميشه نه ؟

..خوب ..مطمئن نيستم

اما بايد کاري که مجبوريم انجام بديم

اگه خوردنت تموم شد بيا با هم بريم

باشه

نمي دونم چي به چيه اما منم کمک ميکنم

نيازي نيست تو خودت رو قاطي کني

بزار من اين کارو بکنم منم يه کارمند اين مزرعه هستم

گفتم که نيازي نيست

واسه اينکه منم بتونم زندگي کنم اين مزرعه بايد خوب کار کنه

خواهش ميکنم بزار من برم

..تو واقعا کله شقي

پس دارن با دو تا کارخونه قرار داد ميبندن

بله منم دارم به اين فکر ميکنم که يه نقشه اي اجرا کنم

نبايد اشتباه دفعه پيش رو بکني

ميفهمم

چه کارخونه پاکت سازي باشه چه هر چيز ديگه اي مويول نبايد هيچ کدوم رو به دست بياره

..بله قربان

تا وقتي که دستاشو بلند نکرده و تسليم نشده

هر جور شده خردش کن هر چي هم شد مهم نيست

بله ميفهمم

چرا اونجا ايستادي ؟

دنبال من ميگشتي ؟

اين روزا فکرت کجا ميچرخه ؟

محصولات ما مدتيه تو بازاره

پس چطور کمتر از بقيه محصولاتي مدت طولانيه که اومده ،بهش توجه ميشه

اين اون محصولي نيست که ما روش تمرکز کرديم واسه همين انتظارش رو داشتيم

..چون اين محصول اصلي نيست

پس ميخواي بگي که اشکال نداره چون اصلي نيست به خاطر رقيبامون بهش توجهي نشه ؟

..منظورم اين نبود

ما تو سين سانگ از کي تا حالا محصول و غير اصلي داريم ؟

نميدوني همه محصولات ما باعث غرور ما هستن ؟

اين حرفيه که مدير يه بخش توليدي بايد بزنه ؟

من چطور بهت اعتماد کنم و بهت کار بسپارم

اگه حرفي داري بزني ،بگو

..اين راه فقط استراتژي متفاوته

..ما محصولات رو طبقه بندي کرديم

اونايي که آروم اروم شناخته ميشن رو از اونايي که سريعتر شناخته ميشن

پس اين استراتژيت به شکست منتهي ميشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left