Season 1

Release info

Domestic Na Kanojo blu-ray 1080 full 1-12
Domestic Na Kanojo blu-ray 720 full 1-12
Domestic Na Kanojo web dl 420 full 1-12
Domestic Na Kanojo web dl 720 full 1-12
Domestic Na Kanojo web dl 1080 full 1-12
A Commentary by moein13155sd
از نو انکود گذاری و ویرایش کردم

Tags

web dl
web
1080
720
Published on: 2019-07-09
Downloads: 109
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 172 lines.

همین الان‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏

بکارتم رو از دست دادم‏.‏

انجمن دنیای انیمه تقدیم می‌کند‏:‏

کانال تلگرام‏:‏

ترجمه و زیرنویس‏:‏

DiArY

رو‌به‌راهی‏.‏‏.‏‏.‏؟ اتفاقی افتاد‏.‏‏.‏‏.‏؟ من‏.‏‏.‏‏.‏ منتظرت می‌مونم‏.‏‏.‏‏.‏

قبل از تو رسیدم‏.‏ آدرس محل ملاقاتو که درست اومدم‏،‏ مگه نه؟ اتفاقی افتاده؟ رو‌به‌راهی؟

دوست‌دختر خانوادگی

هان؟

بله؟

فومــــــــیا‏!‏

چتـــــه‏!‏ فومــــــــیا‏!‏

فومــــــــیا‏!‏

یهویی چه مرگت شده؟‏!‏

آخیش‏.‏‏.‏‏.‏بدنت نرمه‏،‏ ولی نرمی‌ـش با بدن یه دختر فرق داره‏.‏‏.‏‏.‏

هــان‏.‏‏.‏‏.‏؟

هـــــان؟‏!‏

با یه دختری که تازه باهاش آشنا شدی‏،‏ سکس کردی؟

آره‏.‏‏.‏‏.‏

یکی رو دوست داشتی‏،‏ مگه نه؟ چطوری اتفاق افتاد؟

یه جورایی اتفاق افتاد دیگه‏.‏‏.‏‏.‏

یه چیزیو میدونی‏،‏ آدمایی که از جمله‌های ‏"‏یه جورایی اتفاق افتاد دیگه‏"‏ ‏و "‏همینجوری‏"‏ استفاده میکنن‏،‏ بیشتر از همه میرن رو اعصابم‏.‏ آخ‏!‏ آخ‏!‏ آخ‏!‏ آخ‏!‏ آخ‏!‏

یه چیزیو میدونی‏،‏ آدمایی که از جمله‌های ‏"‏یه جورایی اتفاق افتاد دیگه‏"‏ ‏"‏همینجوری‏"‏ استفاده میکنن‏،‏ بیشتر از همه میرن رو اعصابم‏.‏

پریروز به یه دورهمی مختلط دعوت شدم‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏،‏ ظاهراً کیریا بخاطر کتک زدن یکی از دانش‌آموزای دخترش از مدرسه‌ی قبلیش به زور منتقل شده‏.‏

جون من؟‏!‏ از اون معلم‌های منحرفه پس‏.‏

خب‏،‏ گرچه که شایعه‌ست‏.‏

درستی و نادرستی‌ـش‏.‏‏.‏‏.‏ ناتسوئو‏،‏ تو چی فکر می‌کنی؟

من از کجا بدونم؟

از رو غریزه بگو‏.‏ آخ‏!‏ آخ‏!‏

شما بچه‌ها باز دارین درباره‌ی شایعات بی‌سر‌و‌ته حرف می‌زنین؟

هینا چان‏.‏‏.‏‏.‏

چی شده هینا چان؟ به باسن من علاقه‌مند شدی؟

درستش ‏"‏هینا سنسی‏"‏ هست‏!‏

برات بد شد چون من علاقه‌ای به پسربچه‌ها ندارم‏.‏

فوجی کون‏،‏ نذار این 2 نفری که اطرافتن‏،‏ خرابت کنن‏.‏

چرا فقط با ناتسوئو اینقدر خاص رفتار میکنی؟ خیلی بدی‏!‏

هینا چان عالی نیستش؟ دلم میخواد باهاش بیرون برم‏!‏

احمق جان‏،‏ اون نمیاد که وقتش رو صرف یه دانش‌آموز کنه‏.‏

به‌علاوه‏،‏ مگه نمیگن که اون دوست‌پسر داره؟

خب‏،‏ پس چطوره که ما دانش‌آموزا با هم‌سن‌و‌سال‌های خودمون خوش بگذرونیم؟

هان؟

به سلامتی‏!‏

گمونم راسته که میگن دوست‌های یه دختر خوشگل هم خوشگل در میان‏!‏

شرمنده که این همه راه اینجا کشوندیم‌تون‏.‏

حرفشم نزن‏!‏

حالا بذارین معارفه رو شروع کنیم‏،‏ اول خانم‌ها‏!‏

باشه‏!‏ من ریکا‏،‏ میزبانتون هستم و به همون مدرسه‌ی تقویتی‌ای که یویا کون میره‏،‏ میرم‏.‏

منم مینا‏،‏ آیدول دبیرستان ساکوراگاوام‏!‏

جدی جدی گفتیش؟‏!‏

منم کانائه و یه دوست‏.‏

هی رویی‏،‏ نوبت توئه‏.‏

تاچیبانا رویی‏.‏

بیخیال رویی‏،‏ تو همچین مواقعیه که باید یه خورده هیجان‌زده‌تر باشی‏،‏ فهمیدی؟

بهت خوش نمی‌گذره؟

چی؟

ظاهراً تمام مدت تو حالت بدی بودی‏،‏ سر همینم کنجکاو شدم‏.‏

به طور عادی همین‌جوریم‏.‏ به اینجور چیزا عادت ندارم‏.‏

منم همینطور‏.‏ تا دوره‌ی راهنمایی به عنوان احمق چهار چشم می‌شناختنم‏.‏ پس هیچوقت از اینجور کارا نکردم‏.‏

‏"‏احمق‏"‏؟

یکی از دوستای مدرسه‌ایم سعی در تغییرم کرد‏،‏ برای همینم تو دبیرستان دیگه این اسم رو بهم ندادن‏.‏‏.‏‏.‏

اون نحوه‌ی ارتباط برقرار کردنم و مدل موهام رو هم عوض کرد‏.‏

بالاخره که با همچین چیزایی کنار میای‏،‏ درسته؟ شاید‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏.‏‏.‏‏.‏

میخوای باهم از اینجا جیم شیم؟

بچه‌ها نگران نمیشن؟

جیم زدن یه قانون نانوشته داره‏.‏

ازت میخوام یه لطفی در حقم کنی‏.‏‏.‏‏.‏

باشه؟

هان؟باشه‏.‏‏.‏‏.‏از نظر من اوکیه‏.‏‏.‏‏.‏

اینجا‏.‏‏.‏‏.‏

خونه‌ی منه‏.‏ این وقت روز هیچکسی خونه نمیاد‏.‏‏.‏‏.‏

چـی؟

از این طرف‏.‏

میگم‏.‏‏.‏‏.‏

واقعاً نمی‌فهمم اینجا چه خبره‏.‏

هی‏.‏‏.‏‏.‏

با من سکس می‌کنی؟

هان؟‏!‏

اگه نمیخوای اشکالی نداره‏،‏ می‌تونی بری‏.‏‏.‏‏.‏

موضوع خواستن و نخواستن من نیست‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

چرا من؟

میخوام برای کسب تجربه‏،‏ امتحانش کنم‏.‏

مثل بقیه‌ی چیز‌هاست‏،‏ ولی میدونی اونایی که تجربه کردنش چه دیدگاه تحقیر‌آمیزی نسبت به تجربه نکرده‌ها دارن؟

مثلاً از این چیرا میگن‏،‏ ‏"‏تو درک نمی‌کنی‏.‏‏"‏

اگه قرار باشه باهام مثل یه بچه رفتار بشه و نتونم یه صحبت درست‌و‌حسابی داشته باشم‏،‏

پس دلم میخواد بدونم که چطوریه‏.‏

همین و بس‏.‏

ولی‏،‏ میدونی که اینجور چیزا‏.‏‏.‏‏.‏

از کسی خوشم نمیاد و برنامه‌ای برای دوست‌پسر داشتن هم ندارم‏.‏

ولی چرا من؟ یویا و بقیه تو اینجور چیزا بهترن‏.‏‏.‏‏.‏

آره‏،‏ واضح بود که تابحال این کارو انجام ندادی‏.‏

برای همینم از تو خواستم‏.‏

برام آزار دهنده ‌ست کسی که به این کار عادت داره تو همچین چیزی نسبت بهم برتری داشته باشه‏.‏

فهمیدی؟

‏"‏به‌علاوه‏،‏ مگه نمیگن که اون دوست‌پسر داره؟‏"‏

بـ‏-‏باشه‏.‏‏.‏‏.‏

درست بود‏،‏ این کاری که کردیم‏.‏‏.‏‏.‏؟

نمی‌دونم‏.‏

فقط‏.‏‏.‏‏.‏این حس رو داشت که مثلاً‏،‏ ‏"‏آهان پس اینجوری بودش‏.‏‏"‏

موضوع این نیست که چطوری انجامش دادی یا ندادی‏.‏‏.‏‏.‏

فقط باعث شد به این فکر کنم که مثل همیشه‌ام‏.‏‏.‏‏.‏

اگه دوباره همدیگرو دیدیم‏،‏ باهم غریبه‌ هستیم‏.‏‏.‏‏.‏

باشه‏.‏‏.‏‏.‏

این دیگه چه وضعش بود؟

خودم هم هنوز نفهمیدم چی به چیه‏.‏

پس چرا پسر خوش‌شانسی مثل تو الان این قیافه رو به خودش گرفته؟

اولش کاملاً به وجد اومده بودم‏،‏ ولی هرچی زمان گذشت‏،‏

به این فکر افتادم که آیا از دست دادن بکارتم به این شکل درست بوده یا نه و چیزایی شبیه این‏.‏

آخه میدونی که‏،‏ من از یکی خوشم میاد‏.‏‏.‏‏.‏

گمونم اتفاقی که افتاده درسته‏،‏ نه؟ چون از طرفی هم عشق تو یه طرفه هستش‏.‏

هی‏،‏ ناتسوئو کجاست؟

نمی‌دونم‏.‏

چه خبره؟‏!‏ میخواستم درباره‌ی دیروز ازش سوال کنم‏.‏

تازه داشتم فکر می‌کردم یه نفر از قبل اینجاست‏.‏ و به‌به‏،‏ ببین کیه‏،‏ فوجی‏-‏سنسه‏!‏

لطفاً با این اسم صدام نزنین‏.‏

خب؟چطور پیش میره؟

لطفاً نگاه نکنین‏!‏

گفتی اول میذاری من بخونمش‏!‏

منظورم بعد از اینکه تموم کردم بود‏.‏ دوست ندارم وقتی داره روش کار میشه‏،‏ خونده بشه‏.‏

ای بابا‏!‏ باید همون قبلاً که برداشتمش‏،‏ می‌خوندم‏.‏

زمان مثل برق و باد می گذره‏.‏‏.‏‏.‏

از اون موقع 1 سالی می‌گذره‏.‏

یه معلم جدید‌ بودم و اوضاع چیزایی مثل کلاس خوب پیش نمی‌رفت و‏.‏‏.‏‏.‏

اتفاقی افتاده؟

هان؟

قبلاً هم وقتی که رو‌به‌راه نبودی به اینجا اومدی‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏

اگه اشکالی نداره که من باشم‏،‏ حداقل می‌تونم به‏.‏‏.‏‏.‏

تمومش کن‏!‏ چه با اعتماد به نفسم حرف میزنه‏!‏

اینجوری دل دختر‌ها رو می‌بری؟

چقدرم که کسی با همچین چیزایی عاشق میشه‏!‏ خصوصاً خودت‏،‏ سنسی‏.‏

خب‏،‏ بچه‌ها جایی تو علایقم ندارن‏.‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏

یه پسر خوب میتونه استثنا باشه‏.‏

شوخی کردم‏.‏

خب فوجی کن‏،‏ یادت باشه دیر سر کلاست نری‏.‏

بله‏.‏‏.‏‏.‏

من اومدم‏.‏‏.‏‏.‏

اوم‏.‏‏.‏‏.‏ آره‏.‏‏.‏‏.‏

بعد اینکه غذا خوردیم‏،‏ بسکتبال بازی کنیم؟

من میام‏!‏ من میام‏!‏

شرمنده‏،‏ من یه خورده‏.‏‏.‏‏.‏

هان؟ چی شده؟

حتی وقت ناهار هم زمان ارزشمندی برای نوشتنه‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏

پس واقعاً اتفاقی افتاده‏،‏ مگه نه؟

ای بابا‏!‏ تو همچین حالت بدی منو دیدی‏.‏

چی شده؟

نمایش دیروزی خیلی تکون دهنده بود‏.‏‏.‏‏.‏

لازم نیست با همچین بهونه‌ی تابلویی خودتو خسته کنی‏.‏

خوبم بابا خوبم‏.‏ موضوع مهمی نیست‏.‏

حتی گفتنش به من هم ایراد داره؟ خوب نیست که همه‌ش رو تو خودت بریزی‏.‏

من‏.‏‏.‏‏.‏نگرانتم‏.‏‏.‏‏.‏سنسی‏،‏ برای همین‏.‏‏.‏‏.‏

واقعاً که پسر خوبی هستی‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

آدم‌بزرگ‌ها باید با مسائل بزرگونه‌ی خودشون سر‌و‌کله بزنن‏.‏

لطفاً با من مثل یه بچه رفتار نکنین‏!‏

منظورت از ‏"‏با مسائل بزرگونه‌ی خودشون سروکله بزنن‏"‏ چیه؟‏!‏

سنسی‏،‏ بین من و شما چه فرقی وجود داره؟

یکی مثل من شاید براتون قابل تکیه کردن نباشه‏!‏ سنسی‏،‏ ولی حتی بازم من‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

سنسی‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

‏"‏سنسی‏،‏ تو رو رقت‌انگیز دیدم‏"‏؟

مهم‏.‏‏.‏‏.‏ نیست‏.‏‏.‏‏.‏

من اومدم‏.‏

خوش اومدی‏.‏

باز پای تلفن بودی؟

آ‏-‏آره‏.‏‏.‏‏.‏

ازت میخوام یه لطفی در حقم کنی‏.‏

کسی رو ندارم که ازش خوشم بیاد‏.‏

فوجی کون‏.‏

خب‏،‏ بچه‌ها جایی تو علایقم ندارن‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏سوئو‏.‏‏.‏‏.‏ناتسوئو‏.‏‏.‏‏.‏ناتسوئو‏!‏

چه خبره؟‏!‏ بهت گفتم بی‌خبر نیا داخل‏!‏

Domestic Girlfriend subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Domestic Girlfriend

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left