The first 200 lines.
دو مرد از یک خانواده
نمیتونه تصادفی باشه
شرارت رخنه کرده
تو خونواده ای که باهاش وصلت کردی
اون بهم گفت که برادرش احساس میکرده که اون چیزی بهش بدهکاره
تو میدونی ممکنه چی باشه؟
فکر کنم نیاز باشه در مورد اتفاقی که افتاد حرف بزنیم
الین، تا حالا در مورد خاطرات دروغین چیزی شنیدی؟
اونجارو باش اونا یورو ان
چند میلیون لعنتیه
چی شده؟ با لهستانی های نیروگاه یه دعوا داشته
اره، همه میدونستن این کارخونه ی لعنتی خرابی به بار میاره
دریاچه آلوده شده
طرح نیروگاه برق منطقه رو آلوده میکنه
ما تعداد زیادی ماهی مرده توی دریاچه پیدا کردیم
همه ی اینا باید یه جوری به هم ربط داشته باشه
پس تو هم اینجا کار میکنی؟
اره،من یه انجمن کوچیک برای بازیافت دوباره ی زباله ها دارم
مادرش شغل رو براش گرفته میبینی
تظاهر به ندونستن میکنم
و اگه باز هم با من تماس گرفت،جواب نمیدم
باید پیام هارو چک کنی باشه-
یکی از پیام هارو یادم میاد
اون گفت که لباسم تو مراسم بهم خیلی میومد
اسگر
اندری
باید به ریکیاویک بری
تمام پرواز ها تا فردا رزرو شده
پس باید ازت بخوام که با ماشین ببریدشون
سریعا
لوفی. لوفی!
اینجا داری چه غلطی میکنی؟
نمیشه یه مرد به ملاقات همسایش بیاد؟
اگه درباره ی زمینه، فراموشش کن
تو در هر صورت زمین رو از دست میدی،گیزلی
چیزی جز بدهی برات باقی نمونده
من ده میلیون نقد و یه سهم
در منطقه زمین گرمایی بهت میدم
این نقشه هارو از وزارت صنایع گرفتی؟
...تو کاریت نباشه از کجا
هالا هم از این خبر داره؟ ...اهمیتی نداره که-
برو بیرون!
دربارش فکر کن گورتو گم کن-
میبینیم چی میشه
ترجمه و زیرنویس از ~~Ivan & Grisha~~
گفتم تکون نخور
اگه حرکتی کنی به پات شلیک میکنم
همینو میخوای؟ پس تکون نخور و خفه شو
...استفان اسمت این نیست؟
خفه شو باید دهنتم ببندم؟
...نه،من پس خفه شو-
سلام،من بیارنی هستم منم لوفیم-
...آرون
دکتر بیارنی هستم
شنیدم بیهوش شدی
چنتا انگشت؟ دو تا-
تو اینجا بودی وقتی این اتفاقات افتاد؟ بله-
چقد بیهوش بود؟ شاید چند دقیقه -
باید بیشتر مراقبش میبودم چی؟-
فقط نتونستم نتونستی چی؟-
...اون روانی اون احمق روانی اونو میکشه، نه؟
نیم ساعت برای فرار وقت داشته
ایستگاه های بازرسی اینجا، اینجا،اینجا و اینجاست
تراستی تو راهه تا با تیم ضربت صحبت کنه
استفان نمیتونه دور بشه
من فرودگاه و بندرگاه هارو بررسی میکنم و رسانه ها؟-
همه جا خبرش رو پخش کنید
فقط یه لحظه نیاز دارم تا با اگنس تماس بگیرم
مادرش،بذار از من بشنوه نه اخبار
اون کیه؟ اون مرد کیه؟
اسمش استفانه دیگه نمیدونم چی بگم
اون همونیه که همه ی این مردارو کشت؟
اره
و اسگر هم؟
اره
من پیداش میکنم، اگنس
قول میدم
دخترمون رو پیدا میکنم
البته که میکنی میدونم که پیدا میکنیش
جدا دیگه من باید بیام شمال
نیازی نیست خودمون پیداش میکنیم
...باید برم اندری-
بخاطر من قوی بمون
خداحافظ
همین الان تصاویر دوربین های مدار بسته ی ایستگاه گاز بدستمون رسید
با حرکاتش میشه تشخیص داد که اون بیهوشه
اون زدتش
اون دوربین رو دیده بازم هست-
ماشینش کجاست؟
اون میدونسته که دوربین ها کجان و جای دیگه پارک کرده
گزارشی از ماشین های سرقتی نیومد؟ نه،ولی بازم چک میکنم-
باشه
اون میدونه که گیر افتاده ولی بازم داره مارو مسخره میکنه،چرا؟
اون میدونه که ما دنبالشیم چرا تورهیلدر رو برده؟-
چی میخواد؟ هیچی-
فقط میخواد قضیه رو شخصیش کنه
یه مخفیگاه داره؟خونه ی تابستونی؟ مزرعه ی دوست؟
جایی برای پنهان شدن
ویکنگار دوستشه باهاش حرف میزنیم
و مادرش،یورن باشه-
چرا وایستادیم؟ خفه شو-
پلیسا منتظرتن؟
میخوای چیکار کنی استفان؟
لعنتی
سلام عزیزم سلام مامان بزرگ-
خبری ازش نشد؟
تلفنش خاموشه
تو باور میکنی که کار اون بوده؟
واقعا این فکر رو میکنی؟
پسره خودت
تو هیچوقت دوستش نداشتی
اونا دختری که استفان دزدیده رو شناسایی کردن
تورهیلدر اندرادوتیر پدرش رو میشناشی،اون پلیسه
دختره اندری اولافسونه؟ بله-
کی این اتفاق افتاد؟ وقتی تو هواپیما بودی-
یه پلیس خوب ولی یه پدره مزخرف
چه کلیشه ی مسخره ای
وقتی پول و تلفن رو پیدا کردید و بهش نگفتید
عصبانی شده بود؟
دخترای پلیسا اونجوری رفتار نمیکنن
مگه اینکه نقشتون همین بود که به بابات بگی بره گمشه
سلام
شورولت سیاه قدیمی نزدیکی خونه استفان دزدیده شده
میتونیم بیایم تو؟ اره-
ما به کمکت نیاز داریم
میتونی بهمون چیزی بگی؟ یه جایی که ممکنه پنهان شده باشه
نه
بابت دخترت واقعا خیلی متاسفم
ایبو،تو هم در قضیه ی بشکه ها دست داشتی؟
نمیدونم درباره ی چی دارین حرف میزنین
ازت یه سوال پرسیدم
فینر هم دست داشت؟یا پاول؟
واقعا برای دخترت متاسفم ولی این چیزا به من ربطی نداره
هرچی که میدونی بهشون بگو ایبو
چنتا از شما اونجا بودن!؟
کی تیم رو انتخاب میکرد؟
ایبو،خواهش میکنم
شاید ده نفر
پس شما کامیون های پر از بشکه رو به کوه ها میبردید،هرچند وقت یکبار؟
نمیدونم، سه یا چهار روز یک بار
ما اونا رو مخفی می کردیم
ولی واقعا نمیدونستیم چی توشونه
میدونستیم چیز بدیه ولی بهمون گفته بودن اگه به کسی چیزی بگیم بهمون حقوق نمیدن
و حقوقتون رو هم گرفتید؟ نه-
کی قرار بود حقوقتون رو بده فینر-
و وقتی که فینر کشته شد؟ پاول گفت که با رئیس صحبت میکنه-
و بعدش که پاول کشته شد رئیس، استفان منظورته، نه؟
مشخصا اون تو بزرگراه شماره یک نیست
ما وسط ناکجاییم
ناپدید شدن این اطراف از چیزی که فکر میکنی هم آسونتره
هرچی بیشتر میگذره
احتمال زنده پیدا کردن دختره هم کمتر میشه
پس تو میخواستی پول جمع کنی فقط حتی اگه به قیمت
آلوده کردن آب باشه میدونی پسماندها کجا میرن؟-
تمام پسماندهای اروپا برای دفع به آفریقا فرستاده میشه
ما وجدانی راحت و طبیعتی تمیز و پاکیزه میخوایم
ولی به هیچ جامون هم نیست که برای تحققش جاهای دیگه رو به گند بکشیم
گوش بزنگیه مردمان محلی بوده که
از بیماری ای که میتونسته
جونه مردمان ما رو به خطر بندازه، جلوگیری کرده
من از طرف دولت تضمین میکنم
که ما مسئولین این عمل رو پیدا و تحت پیگرد قانونی قرار میدهیم
استفان نیکلسون چطور به این ماجرا ربط داره؟
من به پلیس اعتماد دارم
و امیدوارم که اونا استفان و دختر اندری رو خیلی زود پیدا کنن
ما شنیدیم که مادره استفان یکی از دوستان خوب شماست
ما دوستان قدیمی هستیم،اره از این رو خیلی شوکه هم شدم
خیلی شوکه، اگه بخوام صادقانه بگم
اون یه انجمن مربوط به پسماندهای نیروگاه رو اداره میکنه
آیا اون مسئول این فاجعه زیست محیطیه؟
چرا به جای با تیکه و کنایه پرسیدن، مستقیم ازم سوالت رو نمیپرسی؟
شما از نفوذتون استفاده کردی تا برای اون قرارداد جور کنی؟
من شرکت هایی تو منطقه میخواستم که قرارداد هارو جور کنن، اره
برای منفعت جوامع محلی
هیچ هدف دیگری از نیروگاه و توسعه دادن و کارخونه بجز
اینکه مردم منطقه ازش سود ببرن نبوده
پسماندهای سمی چی؟ طرح هارو به خطر نمیندازه؟
فکر میکنم برای خاتمه دادن بهشون خیلی زوده
منو از این مکان ترسناک دور کن
لعنت
زود باش
...من خودم میتونم راه برم احمق نشو-
اونا باید زنده پیداش کنن
اون چیزی برای از دست دادن نداره برای اون همه چی تمومه
اون باید حتما بخواد که مذاکره کنه
مرده ی اون براش هیچ فایده ای نداره
منو ببخش، اندری
من نباید وایمیسادم
اون از قبل نقشه شو کشیده بود
اگه اینجا اونو نمیدزدید، تو ریکیاویک این کارو میکرد
چکاری از دست من برمیاد؟
با مادرش حرف بزن بهت نیاز داره
مادرت تو راهه
وقتی رسید، میخوام با هردوتون حرف بزنم
وظیفه تو نیست که ازش محافظت کنی
ما کجاییم؟ سریع باش-
چند باری اینجا بودم
لعنتی
کمک!
فکر میکنی داری چیکار میکنی،دختره ی احمق؟ کمکم کنید!-
No comments yet. Be the first to leave one.