The first 200 lines.
با تو بودن
قسمت دوازدهم
...آقای جی
چرا نمی پرسی
برای چی اینجام؟
اگه یه کابوس
ببینی
می پرسی چرا؟
!عجب آدم قدرنشناسی هستی
نباید به اون دو تا برادر
قول میدادم
وایستا
برادرا؟
کیو داری میگی؟
جی یان ژین و پی سیچی
اون حتی اسم کوچیکشم عوض نکرده
پس در اصل جی سیچیه
امکان نداره
تو با هردوشون درگیر شدی
اما حتی نمی دونی چه رابطه ای با هم دارن؟
عجب خنگی هستی
دیشب چه اتفاقی افتاد؟
چرا یهویی ول کردی؟
به چی
زل زدی...؟
چی نیان؟
چرا اون با توئه؟
ولم کن
!جواب سوال منُ بده
چرا باید جواب بده؟
اون رییس چی نیانه
طبیعیه که اونا با هم باشن
تو چی نیانُ میشناسی؟
البته
اون روز همدیگه رو دیدیم
شما جلوی چشم من اونُ بردید
برش گردون به هتل
من باید به یه سری مسایل خانوادگی برسم
مسایل خانوادگی؟
اون برادر منه
بیا بریم
چی میخوای بگی؟
ما میتونیم با هم حلشون کنیم
بعدش چی شد؟
کی میدونه؟
شاید یه جا واسه
کتک کاری پیدا کردن
دیدمشون که سیاه وکبود
برگشتن
صبرکن
ما بهم نزدیکیم؟
چرا باید اینُ بهت بگم؟
چرا دعواشون شد؟
من؟
خودتُ نزن به اون راه
دیگه سر کی میتونه باشه؟
.....یعنی نفهمیدی جی سیچی دوستت
لبات چی شده؟
زخمی شدی؟
درد میاد؟
دستتُ بکش
اینجا مکان عمومیه
چیکار داری میکنی؟
آقای جی،دستتون چی شده؟
چیزی نیست
چطور چیزی نیست؟
!شما صدمه دیدید
واقعا سرمن
دعواتون شده؟
!بچه شدی_ توهم زدی_
برادر. برادر
مغازه جدیده. خوشمزه اس
اگه وقت داری یه سری بزن
بای بای
چرا وایستادی؟
دعوا میخوای؟
اومدی اینجا دنبال چی نیان؟
آره. که چی؟
چرا اینقدر درگیرشی؟
ازش خوشت میاد؟
من....منم میخوام همینُ از تو بپرسم
چرا الان اون کارو کردی؟
بهم نگو پاداش کارمندیه
نیازی نیست تو بدونی
باشه
پس از اون فاصله بگیر
به اسم کار بهش زور نگو
عشقم میکشه
!...تو
چی؟
میخوای برادرتُ بزنی؟
از بچگی تا حالا یه بار شده ببری؟
اون واسه قبلا بود
الان میتونی امتحان کنی
چیکار دارید میکنید؟
ببین ساعت چنده
تازه اینارو پرت میکنید
تو نمی تونی چیزای قابل بازیافت رو هرجایی بندازی
دسته بندی زباله هارو بلد نیستی؟
منتظر چی هستی؟
!برشون دار
...من...من
چرا من همیشه اینقدر بدشانسم؟
اینا چی هستن؟
چرت نگو
فقط اینُ تموم کن و برو
خوبه که کتک کاری نکردید
اما ، شماها برادرید
چرا هیچ وقت به من نگفتید؟
این باعث افتخاره برادری داشته باشی
که از خونه فرار کرده؟
اگه میتونستم
منم نمیخوام هیچ رابطه ای با تو داشته باشم
باشه. خونه ات رو عوض کن
اونجا خونه توئه؟
نه تنها خونه ات، مال منه
.....بلکه هم خونه اتم مال منه
یعنی دستیار منه
تو همه اش باهاش تماس میگیری
این روی کارش اثر میذاره
برام مهم نیست
چی نیان همکار منه
...ما با هم هستیم
تو هم مانگاکاری؟
نه. نه. نیستم
فقط یه سری مهارت پایه دارم
و به عنوان دستیار سیچی بهش کمک میکنم
چی شده؟
هیچی
این هندوانه شیرینه
پس میشه گفت، شما دو نفر با هم رابطه ندارید؟
معلومه که نه
پس وقتی پشت تلفن گفتی
تو مسئول اون خواهی بود
فقط از دهنت دررفت؟
اون جدی بود
میخواستم ازتون بخوام
اون رو بدید به من
پس الان وقتشه
امکان نداره
صبرکن
...تو چه حقی داری
خفه شو
این فقط یه رابطه کاریه
میتونی فقط یکی رو انتخاب کنی
کدوم یکی؟
...من
صبرکن
الو؟ جی چیو
چی شده؟
....پدربزرگ
....پدربزرگ
بذار من صحبت کنم
جی
بهتره الان برگردی
پدربزرگت دچار یه مشکلی شده
جی چیو
یان ژین، بالاخره اینجایی
چه اتفاقی افتاد؟
جدیه؟
پدربزرگ
پدربزرگ
من سیچی هستم
من برگشتم
پدربزرگ، به من نگاه کنید
پدربزرگ
پدربزرگ
پدربزرگ، همه اش تقصیر منه
پدربزرگ
پدربزرگ
میتونی فقط ساکت باشی؟
!بچه پررو
...من
...تو
پدربزرگ، چرا حالا که بیدارید یه چیز خوب نمیگید؟
!منُ ترسوندید
بچه بی عاطفه
این همه وقت نبودی
حالا من یذره سرکارت بذارم چی میشه؟
اگه به ولگردی اون بیرون ادامه می دادی
فقط یه عکس
از من برات می موند
بچه پررو_ ...پس_
پدربزرگ، الان حالتون چطوره؟
خوبید؟
خوبم
خیلی قد کشیدی
چند وقته از امریکا برگشتی؟
شش ماه نشده
حتی به منم خبر ندادی
جا داری زندگی کنی؟
بله
...الان با
با منه
پدربزرگ
...شما دو نفر
آشتی کردیم
بین برادرا که پدرکشتگی وجود نداره
مگه نه، سیچی؟
خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.