The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Vampire Diaries Season 1 Episode 15 Bluray rip
A Commentary by SoNoFcYrUs
Resync By Amir Safavi

Tags

BluRay
Published on: 2011-08-04
Downloads: 62
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... آنچه گذشت

... براي يک قرن با يه راز زندگي کردم

،تا الان. ريسک کردم... . ولي بايد بشناسمش

. الينا، سيب نصف شده کاترينه

چرا من شبيه اونم؟

. تو به فرزندي قبول شدي - . اين دختره يهو ظاهر شد -

. اون 16 سالش بود و نزديک زايمانش بود

ديگه چي درموردش مي دوني؟

. فقط اسمش، ايزابل - ... همسرم عمرش رو صرف -

. تحقيق درمورد فعاليت هاي فوق طبيعي در اين منطقه کرد...

همسرت کجاست؟ - . ديمن کشتش -

. يه معبد زير کليسا هست

يه افسون، کاترين رو توي اون معبد حبس کرده . و ازش محافظت مي کنه

. من مي خوام برش گردونم

!اون اينجا نيست

. تو مي دونستي کاترين اونجا نيست

. اون ميدونست تو کجايي، ولي براش مهم نبود

. منو ترسوندي

مي دوني چه روزيه؟

. شنبه - و چه ساليه؟ -

سال 2010. حالت خوبه؟

. ممنون

صبر کن، اسمت چيه؟ - . هارپر، قربان -

چطوري اينجا ظاهر شدي؟

و چرا اينطوري لباس پوشيدي؟

. به نظر مياد فرد متشخصي باشين

. متأسفم - به خاطر چي؟ -

. سلام، باني. منم

. مي خواستم حالتو بپرسم. اينجا دلمون برات تنگ شده

. اجازه نده خاله ات خيلي ديوونه ات کنه

. زود برگرد. دوستت دارم

اين بيرون چي کار مي کني؟

. هوا سرده - . فکر مي کردم. مي نوشتم -

... مراسم تدفين مادربزرگ باني

. خيلي چيزا درمورد مامان و بابا يادم انداخت...

داشتم فکر مي کردم. فکر کنم گفتي . مي خواي يه کم درمورد اونا کند و کاو کني

. به فرزندي قبول کردن - . درسته -

پس اين کارو کردي؟ کند و کاو کردي؟

. بيا تو

بابات همه مدارک پزشکيش رو ... نگه داشته بود

. سوابق، گزارش ها، دفتر ثبت قرار ها

يه چيزي از شب تولدت . پيدا کردم

. بيمار و تاريخ تولد . "ايزابل پيترسون"

فکر مي کني اين اسم واقعيش باشه؟

يه نوجوان حامله فراري؟

. فکر نکنم، ولي شايد اسمش درست باشه

ولي "پيترسون" رو از کجا آورده؟ همکلاسي؟ دوست؟

. يه کم توي انترنت گشتم

... درمورد همه پيترسون هايي که

. اون سال توي اين منطقه به دنيا اومدن، تحقيق کردم... . سه نفر رو پيدا کردم

... "دو مرد و يک زن. "ترودي

. که توي "گراو هيل"، ويرجينيا زندگي مي کرده...

. خيلي از اينجا دور نيست - . اينو ببين -

. ايزابل

. يه تشويق کننده بوده - . ترودي هنوزم همونجا زندگي مي کنه -

. اين آدرسشه - ايزابل چي؟ -

. نتونستم چيزي درموردش پيدا کنم

. گوش کن. يه چيز ديگه هم هست

،آقاي سالتزمن، ريک ... همسرش اهل همين اطراف بوده

. اسم اونم ايزابل بوده...

... وايسا. "بوده" يعني - . اون مرده -

ممکنه همسر آلاريک، مادرت بوده باشه؟

. نمي توني حقيقت داشته باشه

،منظورم اينه که اين انطباق . تصادفي بوده

. آدرس دوستش، ترودي رو دارم

مي خواي باهاش حرف بزني؟

. نمي دونم... نمي دونم

... اگه اين حقيقت داشته باشه، اون خودش باشه

... اين يعني مادر واقعي من مرده...

. و نمي دونم مي تونم با اين موضوع کنار بيام يا نه...

الينا، جنا چيزي درمورد همسر آلاريک بهت نگفت؟

اينکه چطوري مرده؟

فقط گفت کشته شده . و هيچوقت هم قاتلش پيدا نشده

اينو ميدونستي؟

... اون شب توي مدرسه وقتي به من حمله کرد

. يه چيزايي درمورد مرگ زنش برام تعريف کرد...

... خب - . نه، نه، نه. امکان نداره -

. اين تطابق ها... خيلي زياد پيش مياد

... حالا گوش کن، اگه تصميم گرفتي که بري

،و با دوست ايزابل حرف بزني... منم باهات ميام. باشه؟

. نمي دونم مي خوام چطوري اين کارو بکنم

. من بايد برم

. يه کم با ديمن کار دارم

حالش چطوره؟ - . داره به روش خودش با موضوع کنار مياد -

چه مزه اي ميدم؟

. خيلي از دوستات بهتري

. ولي بهشون نگو . ممکنه حسودي کنن

. نه. آقاي مزاحم

. سلام عرض شد - مي تونيم با هم صحبت کنيم؟ -

. آره - . بدون اين سه تا -

... هر چي بايد به من بگي رو

. مي توني جلوي اونا بگي...

. اونا خيلي راز دارن

. تو نگران مني . خيلي ممنون. ولي نباش

نيازي نيست. من خوبم. چرا نبايد باشم؟

... توي 145 سال گذشته عمرم، يه هدف داشتم

. برم توي معبد. موفق شدم...

... البته کاترين اونجا نبود که نجاتش بدم

ولي چرا بايد حالم بد باشه؟

نه، حس خوبي داره ... که هيچ نقشه اي نداشته باشي

. چون هر گهي که دلم بخواد، مي تونم بخورم...

. منم از همين نگرانم

. آروم باش. من هيچکس رو نکشتم... خيلي وقته

اون دخترا؟

... توي خوابگاهشون با سردرد به هوش ميان

. فکر مي کنن بيهوش بودن. مثل هميشه...

يادشون نمي مونه که منو . به خاطر اين مزخرفات، کشيدي کنار

. پس بخور. حال کن، داداش

يه زني هست که شايد ... قبلاً مي شناختيش

. "به اسم ايزابل، در شمال کارولينا، توي "دوک...

الان مي خواي درمورد يه زن که در گذشته من بوده، بحث کني؟ جداً؟

. تو اونو کشتي - خب که چي؟ -

مي خواستم بدونم چيزي درموردش . يادت مياد يا نه

. مثل يه سوزن توي انبار کاه مي مونه، استيفن

. خب، بيشتر فکر کن. خيلي مهمه

. هيچي مهم نيست، ديگه نه

. گفتگوي خوبي بود

بايد برم غم و اندوهم رو ... روي اين زن ها تخليه کنم

. که مطمئنم درک مي کني...

. خودشون مي خواستن خب

چيه؟

. اين خيلي کسل کننده ست. خسته شدم

. ولي کل اين خونه مال ماست

. منظوم اينه که يه خونه مجرديه

... نبايد يه کارايي بکنيم

که يه کم بيشتر مجردي باشه؟...

چي؟ يه همچين چيزي؟

. يه همچين چيزي - . نميدونم -

. برنامه قشنگيه - واقعاً؟ -

. خدايا. روي مبل من نه

. مامان. سلام

... نميدونم. خيلي عجيبه

. که من از اين کارا بکنم...

توي اين شهر، پول جمع کردن . کار خيلي معموليه

. چاره اي نداري ... بعلاوه، تو مجردي

. و واجد شرايطي. بفرماييد...

. بذار کمکت کنم

. خداي من. باورم نميشه که مي خوام اين کارو بکنم

چي کار؟

... واقعاً دارم اين لحظه رو خراب مي کنم

. ولي... بايد بهت بگم...

... الينا اخيراً فهميده که فرزند خونده ما بوده

... و داره دنبال مادر اصليش مي گرده...

. که اسمش ايزابل بوده... - ايزابل؟ مثل همسرم؟ -

. ايزابل هيچوقت بچه دار نشد - مطمئني؟ -

قبل از اينکه با هم باشين چي؟

. نه. امکان نداره

. اين مادر اصلي اليناست

. اون... اون هيچوقت به من نگفته بود

. من... بايد برم

. آره، بايد برم... بايد برم

ترودي؟ ترودي پيترسون؟

. بله - . من الينا گيلبرت هستم -

. مي خواستم درمورد "ايزابل فلمينگ" باهاتون صحبت کنم

. خب، سالها بود که اين اسمو نشنيده بودم

اونو از کجا مي شناسي؟

... فکر کنم... خب

نمي دوني آيا بچه اي داشت که اونو به خانواده ديگه اي بده؟

. خداي من. تو دخترشي

مي خواستم برم يه کم چاي درست کنم؟ تو هم مي خواي؟

. البته - . آشپزخونه از اين طرفه -

. نمي خواستم بيام. يعني فکر نکنم

. ولي داشتم رانندگي مي کردم و به چراغ قرمز خوردم

و منو ياد اون موقعي انداخت ... که داشتم

رانندگي ياد مي گرفتم و مامانم هميشه... . . بهم مي گفت

... مراقب اين پيچ باش...

... و بعد داشتم به مامانم فکر مي کردم که...

. آدرش شما رو داشتم. ببخشيد که مزاحم شدم

. اشکالي نداره. يه کم سورپرايز شدم

. سالها بود که به ايزابل فکر نکرده بودم

آخرين باري که ديديش، کي بود؟

،حدود 17 سال پيش . وقتي که رفت تو رو به دنيا بياره

يه مدت هم با هم رابطه داشتيم ولي . ميدوني، از هم جدا شديم ديگه

نمي دوني کجا فوت کرد؟

. يه مدت توي فلوريدا بود

تنها زندگي مي کرد. ميدونم که . خيلي سخت بود

شما نميدونين پدرم کي بوده؟

. هيچوقت نتونستم از زير زبونش بکشم

... به هر حال، بالاخره عزمش رو جزم کرد

. براي يه تحقيق، رفت کالج...

کجا رفت؟ - . يه جايي توي شمال کارولينا -

. فکر کنم رفت "دوک". دختر باهوشي بود

. الان بر مي گردم

خب، اين چند ماه رو کجا بودي؟

. ميدوني، اينجا و اونجا

. هيچوقت يه جا مستقر نشديم

. تو که "پيت" رو مي شناسي - . نه، راستش، نمي شناسم -

. چون هيچوقت نياورديش اينجا ببينمش

پس اون دختر بلوند، يه سرگرمي جديده؟

. ببخشيد که ترسوندمش

. اون سرگرمي نيست، مامان . ازش خوشم مياد

پس خودشه؟ - . نه، فکر نکنم. ولي شايد باشه -

مت، جداً؟ دختر "لزلي فوربس"؟

. مامان، جدي ميگم، فراموشش کن

. يخ، لطفاً

پس... از "ويک" خبر نداري؟

. نه، ولي نگران نباش

. هر وقت چيزي لازم داشته باشه، مياد

. من اين بازي رو انجام دادم - الانم داري انجامش ميدي؟ -

. نه - پس توي خونه چي کار مي کني؟ -

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left