The first 200 lines.
ما مردمِ زحمتکشِ فقیر
زخم معده میگیریم و دائم در حال دویدنیم
پاداشمونم یه مشت پَر و پُوچه
همیشه سرمون کلاه میره
رئیس همیشه لب به دهنه
فریاداش طولانیه، قیافهاش از اونم آویزونتره
وقتی که حقوقمونو زیاد میخوایم
داداش، حسابی از خجالتت درمیاد
مثل سگ کار میکنیم
همه چیز همش خراب از آب درمیاد
چرا یه اسلحه برنمیداریم و ازشون زورگیری نمیکنیم؟
حداقل زحمتی که میکشیم بیهوده نمیره
این به اون در
اون به این در
ما مردمِ زحمتکشِ فقیر
تا آخر عمر نوکر پولیم
بدبختیامون زبون بسته است
ولی تسلیم نمیشیم
خوشی به ما نیومده
سختیها و بدبختیها همش مال ماست
همین یه ذره هم غنیمته. برامون مهمه
حداقل زحمتی که میکشیم بیهوده نمیره
این به اون در
اون به این در
ما مردمِ زحمتکشِ فقیر
تا آخر عمر نوکر پولیم
بدبختیامون زبون بسته است
ولی تسلیم نمیشیم
احمق! میخوای خودتو بکشی؟
به به! به به!
فانوسهای گازی چندن؟
هشتاد و خردهای دلار
برای چی میخوایش؟
از فردا اخراجی
یه فانوس بخر و برو تو خیابون رزمیکاریتو بفروش
حتماً شیرینه، امتحانش کن
خراب شده دیگه
آقا، دختر خوبی پیدا نمیکنید؟
فقط دارم نگاه میکنم
یه مرد با سبیل دیدی؟
آره، توئه، داره حال میکنه
خودت یکی نمیخوای؟
نه ممنون، من از این بازیا نمیکنم
دوباره نشئه کردی؟
چقدر میگیری؟
عینکاتو هیچوقت درنمیاری؟
بدون اونا، تو خوابام هم واضح نمیبینم
تو خوابام
بیا بیرون! چشمخوابالو!
اسمت چیه؟
سیز ما کِه
اسم واقعیت چیه؟
چوو مو
شماره تلفن؟
بگو ببینم، این برای چیه؟
هیچی، فقط باید به زنت زنگ بزنیم
این بدتر از زندانه
نفر بعدی... اسمت چیه؟
وانگ یوک سی
شماره تلفن؟
کارآگاه خصوصی
قربان
من قبلاً تو چئونگ چاو پلیس بودم
اوه، واقعاً؟
بازرس چن فامیلمونه. لطفاً یه حالی بده
اوه! چن یکچشم!
چه نسبتی باهاش داری؟
اون فامیلِ معشوقه برادرِ خالهام میشه
لطفاً یه حالی بده
پس تو یه حرامزادهای
اوه، بله. لطفاً یه حالی بده
شماره تلفنت؟
تلفن ندارم
کجا زندگی میکنی؟
خیابان تین کوانگ، شماره ۶
بهش یه حالی بده
زنشو بیار اینجا
بله قربان
ممنون. برای فحش دادن میری زندان؟
نفر بعدی!
تکون نخور!
چی شده؟
ساکت شو و برو تو
یه مهمون دیگه داره میاد
تکون نخور، شلوارتو دربیار، زود
پول رو بگیر
ولی شلوار رو نه
نه؟ میخوای بمیری؟ حالا زود باش
خیلی خجالتآوره! انجامش نمیدم
سریع!
هانگ، یه کم فلفل برام اضافه کن
باشه
تا حالا خودتو کچل دیدی؟
اوه خواهش میکنم، درمیارمش
رئیس، یه مهمون دیگه
کیف پول، ساعت و انگشترتو دربیار
به من یه
حالی بده
حالی میخوای؟
خیلی خب، اینجا
رئیس، فلفلش رو قبلاً ریختم.
زود باش!
نه!
لباسها رو بهم بزن، آماده باش فرار کنیم.
الان چپ.
سریع!
یه لحظه صبر کن.
منتظر ماشین بعدی باش.
این ماشین مال شماست؟
من پیاده میشم.
دمت گرم، پسر!
فقط یه تازهکارم.
اون حتی عرضه نداره یه بچه رو نگه داره.
حقش بود.
فقط حرف، دعوا نه.
ما نمیتونیم اینجا شلوغش کنیم.
باید خلق و خوی مردها رو بشناسی.
ممکنه از خوردن...
...زیادی فیله مینیون خسته بشن،
و دلشون همبرگر بخواد برای تنوع.
من ازش شکایت میکنم تا...
...ورشکست بشه.
اونوقت تا آخر عمرش میتونه همبرگر بخوره.
کلید ییل، ۱۵B.
توی دفتر جا گذاشتمش.
با پا بازش کن!
همبرگر رو به فیله ترجیح میدی؟
آقای وانگ، شما شاهد من خواهید بود...
...توی دادگاه.
حتما!
من حتی قاضی رو هم میشناسم.
من حتی دست دادم...
...با فرماندار سابق.
خانم چو، اگه ممکنه...
چی؟ این چند تا عکس ۲۰۰۰ دلار آب میخوره؟
اینا میلیونها براتون میاره...
...بابت نفقه.
این مفته، نه؟
چک رو هفته بعد براتون میفرستم.
ممنونم خانم چو.
خانم چو، الان دارید میرید؟
پافی!
تلهفوتوم رو بیار.
تلهفوتو!
رئیس هستن؟ برای کار اومدم.
شما کی هستید؟
از کارخونه اومدم رئیس رو ببینم.
از کارخونه؟ خوش اومدید، بفرمایید بشینید.
این دفتر خیلی کوچیکه که بخوام...
...همه مدارکم رو نشون بدم.
بفرمایید بشینید.
هزینه مشاوره اولیه ساعتی ۲۰۰ دلاره.
اگه معاملهای انجام بشه، از اون کم میشه.
مشکل چیه؟
توی روزنامه خوندم...
کارآگاه خصوصی توی هنگ کنگ زیاد هست.
به دلایلی من از همه بیشتر معروفم.
من حتی با فرماندار سابق هم دست دادم.
عکس شما رو توی روزنامه دیروز دیدم!
جدا؟ کدوم روزنامه؟
سینگ تائو.
جکی، سینگ تائو دیروز رو برام بیار.
شما توی یه کلوپ بودید، تازه دستبند هم دستتون بود.
رئیس، برای چی میخواید؟
بسوزونش.
یکی بردار. چه کمکی از دستم برمیاد؟
آگهی شما رو دیدم.
من برای استخدام اومدم.
برو طبقه دهم.
اونجا یه آموزشگاه بازیگری هست.
رئیس، من نمیخوام ستاره بشم.
من میخوام کارآگاه بشم.
چه حیف!
با یه سیگار برگ...
...شبیه کلمبوس میشی.
رئیس، بهم یه فرصت بدید.
عکس گرفتن بلدی؟
یاد گرفتنش راحته.
یعنی نه. گواهینامه رانندگی داری؟
پنج ساعت آموزش رانندگی دیدم.
یعنی بازم نه. چی بلدی پس؟
بعضی وقتا کونگ فو تمرین میکنم.
کونگ فو بلدی؟ نشونم بده.
بد نیست! دوباره نشون بده.
حتما!
بهتره بری طبقه یازدهم.
شاید چارلی شعبدهباز به دردت بخوره.
تو که سرت گنده و گردنت کوتاهه...
...با اینی که پوشیدی، دیگه درست شبیه یه لاکپشت میشی.
جکی، امروز تولدته؟
ممنون رئیس.
همین یکی کافیه.
رئیس، بهم یه فرصت بدید.
اون شعبدهبازی نبود، کونگ فوی واقعی بود.
این کار اونقدرها هم آسون نیست...
...که به نظر میاد.
ما بیست و چهار ساعته مردم رو زیر نظر داریم.
توی آفتاب میسوزیم و توی بارون خیس آب میشیم.
وایسا، کیف پولم رو پس بده!
چه کیفی؟
No comments yet. Be the first to leave one.