The first 200 lines.
ما فقط دو تا کارت توی دستمون داریم یک: اسپکتر رو داریم. دو: رز رو داریم و زندهست
باقیش مصیبتـه
تو دوستی به اسم دیزی داری؟
چطور؟
یه چیزی ازش توی اینترنت هست
اینکه چطور یه بار با بابام دیدار کرده
از حرفهایی که میزنم در دادگاه استفاده میشه؟
بله، همینطوره
میدونستم رز توی صندوق عقب اون ماشینه
و باید نجاتـش میدادم
و زندگی آقای اسپکتر چطور؟
وظیفهای برای نجات جان اون هم داشتید؟
!اینجا کمک نیاز دارم
رز، چی کار میکنی؟
میخوام برم خونه - نمیتونی -
!میخوام برم خونه
یک مرد که عکس اسپکتر رو در اخبار دیده پا پیش گذاشته
میگه که اسپکتر شبیه مردیـه که تحت اسم بالدوین
ازش در شرق بلفست
یک گاراژ، اجاره کرده
همین الان یه پروندهی کمارزش خستهکننده بهدست آوردیم
خفهکنندهی بلفست
!ازش فاصله بگیر
!من که اصلاً نزدیکـش نبودم !باید خودتو جمع و جور کنی
!وسواس ذهنی پیدا کردی، رقتانگیزـه
!حالا کـی رقتانگیزـه؟
خانم
سلام، بابایی
منم، اُلیویا
چرا تو اینقدر بزرگی؟ و تو تو متفاوت بهنظر میای، مسنتر
چی داره به سر من میاد؟
قربانیهای بیشتر؟
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
تــرجــمــه از هــومــن و مـحـدثه Mohade$eh & Raylan Givens
درد داری؟
بیا
ما قبلاً هم تکههایی دیدیم
تکه کاغذهایی که در داخل ماشین، نسوخته بودن
بهقدری که تأیید بشه که دفتر خاطرات رو نگه داشته نه چیزی مثل این
نه اینقدر مفصل نه اینقدر پرجزئیات
به نظر من اسپکتر بین خفه کردن رز
و قتل فیونا گلگر
حملات دیگری هم انجام داده
خودش گفت که حملات دیگری اتفاق نیوفتاده
که فیونا گلگر، اولین قتلش بوده
در بین اون فاصلهی زمانی اون گفت که همیشه
یه پروژه داشته که روش کار میکرده
اینا همون پروژهها هستن؟
«اِی اِس»
ممکنه در ناحیهی «هولیلندز» زندگی کنه
... که ممکنه یه روزنامهنگار باشه
بهنظر میاد هر روز دیروقت از خواب بیدار میشه و بیخیال صبحونه خوردن میشه
بعد از حمامـش، یه لباس حمام کرمرنگ میپوشه و گاهی اوقات
بهطور کامل، پردهی اتاق خوابـش رو نمیکشه
... «یا، «آر دبلیو
که اکثر روزها با دوچرخه میره به دانشگاه
یه جایی در جادهی لیزبورن
همیشه با خودش ناهار میاره و در پارک گیاهی غذاشو میخوره
پوست مات و روشنی داره لباسهای تنگ و چسبان میپوشه
و با گامهای کوتاه، راه میره که اسپکتر خوشـش میاد
جایی که زنجیرهی خشونتـش با این دفتر خاطرات تناسب داره؟
اینا فقط خیالپردازیهایی هستن که بهش قوت قلب میدن، امیالـش رو تغذیه میکنن؟
... یا مدرکی هستن از
نه قتل دیگه؟
الان چه زمانی از روزـه؟
صبح، عصر، شب؟
صبح
ما کجاییم؟
بیمارستان عمومی بلفست
اسم پرستارت رو به یاد میاری؟
کیرا
متأهلی، یا شریکی داری؟
متأهلم
اعضای دیگهی خانواده رو به یاد داری؟
سالیان یه پدر داره، جان و یه مادر، کارول
ما بهش میگیم سیسی
و خودت چطور؟
من؟
خانوادهای داری؟
نه
چرا؟
مادرم مـُرد
و پدرت چطور؟
وقتی داشتم بزرگ میشدم اون به اسم پیتر بالدوین، شناخته میشد
من فکر میکردم اون مرد، پدرمه تا زمانیکه ترکـمون کرد
مادرم بهم گفت که اون پدر واقعیـم نیست ... اون فقط
یه مرده
کـی شدی پائول اسپکتر؟
... ام
درست قبل از اینکه با سالیان، آشنا بشم
و چرا اسمـت رو تغییر دادی؟
... یه شروع بیکم و کاست
میخواستم
یه زندگی جدید - چرا؟ -
مطمئن نیستم
اون زندگی جدید، برات جواب داد؟
تعداد زیاد تنپوشها نشون میده که در اون زمان
دزدیهای بر اساس فتیش خیلی زیادی داشته
... دفتر خاطراتـش نشون میده که
از داربستها بالا میرفته
پنجرههای باز، درهای قفل نشده دزدگیرهای فعالنشده رو پیدا میکرده
و این عکس رو گرفته تا تبدیلش کنه به یه زن
... با دقت زیاد
واضحه که یه مانکنـه
و این عکسهاش
... اسارت، تشدید لذت جنسی با استفاده از خفگی
... عنصری جدید از رفتار جنسیـش، برای درک ما
معرفی میکنه
اطلاعات جدیدی طی دوازده ساعت گذشته بهطور ارادی
به ذهنـت برگشته؟
فکر نکنم
اینو توی دستت نگه دار
صحیح و سالم نگهش دار
میشه 15 دقیقهی دیگه برشگردونی بهم؟
آره
نخستوزیر بریتانیا، کیه؟
تونی بلیر
چیزی از فیسبوک شنیدی؟
آره - چیه؟ -
... یه
یه وبسایـتِ ارتباط اجتماعیـه
و توئیتر چطور؟
نمیدونم چیه
پس نمیدونی توئیت و توئیت کردن چیه؟
صدای جیکجیکِ پرندهست
هشتگ چیه؟
نمیدونم
احتمالاً، من باید بدونم اینایی که میگی چی هستن؟
ممکنه
کار اصلی اینه که ما این زنها رو شناسایی کنیم و پیداشون کنیم
از حرف اول اسم استفاده کنید
به پروندههای قتل با انگیزهی جنسـیِ حل شده و حل نشده، نگاه بندازید
یا اقدام به قتلها، بهویژه خفهشدگیهایی که
در خونهها و آپارتمانها اتفاق افتاده افرادی رو که مضنون به جنایت هستند رو
بررسی کنید
نیازه که مطمئن بشیم آیا این زنها زنده هستن یا مردهن
به نظرم تمومه، مگر اینکه حرفی داشته باشید؟
یتیمخونههایی رو که اسپکتر، بهدنبال
مرگ مادرش توشون بوده رو تصدیق کردیم
لیست تمام هممدرسهایهاشو داریم
از جمله اونایی که توی «گورتنکول» بودن
از اون دخترِ بندیتو، خبری نیست؟
افسرهای پلیس صبح با خونهشون تماس گرفتن، خانم
دیشب برنگشته خونه
مادرش اصلاً خبر نداره کجاست
یه حکم بازداشت براش صادر شده
ممنون از همهتون
آخرین روزی که بهطور کامل یادت میاد، چه روزیه؟
با الیویا بودم
ادامه بده
... ام
بردمـش مهدکودک، یه مهدکودک موزیکال
اون عاشق رقصیدنـه
... و، ام
همهشون آواز میخوندن The Wheels On The Bus
به تمام جاهای درست، دست میزد و زمانیکه اینکارو میکرد
سر، شانهها، زانوها و انگشت پاها
بعدش رفتیم توی پارک، ناهار خوردیم
داشت سهچرخهسواری میکرد
یهجفت قو توی آب بود با نه دهتا بچه
بچههای زشت
همینطوری واسه خودش حرف میزد
همیشه منو میبرد اونجا تا باهاش وانمودگرانه، بازی کنم
بهنظرم میاد که انگار الیویا دو سالشه
آره
ولی دو سالش نیست، هست؟
میتونی شرح بدی از دست رفتن حافظه چه حسی داره؟
... خب
... مثل شب میمونه و
باد و باران و رعد و برقه ... و من روی دامنهی یه تپّه، وایسادم
و ازم خواسته شده که نقشهی درّهی پایینـش رو بکشم
رعد و برقهای سریع میزنه
زمین رو روشن میکنه، ولی فقط واسه چند ثانیه
نه به اندازهای که بتونم نقشه رو بکشم
به خاطر داری که کی هستی؟
در مقایسه با شخصی که قبلاً بودی و شخصی که الان هستی؟
خصیصههای منشت؟
... ام
بهم گفته شده که یه پسر دارم
... دلیلی ندارم که فکر کنم مردم دارن بهم دروغ میگن، ولی
حس پسر داشتن، ندارم
بهم گفته شده با پلیس به مشکل خوردم
نمیدونم چی کار کردم
فکر میکنم ممکنه یهجور دیگه باشم ولی نمیدونم چرا
احساس میکنم آدم خوبیام
همهش بعداً یادم میاد، مگه نه؟
حافظهی پسگسترت خوب کار میکنه
چیزهای دیگهای که از یادت رفته میتونی دوباره فرا بگیری
ولی مالکیت از بین رفته
گیبسن؟
پاتریک اسپسنر هستم، پزشک ارشد آی.سـی.یـو بیمارستان عمومی بلفست
ممنون که جواب تماسم رو دادین، دکتر اونطور که فهمیدم، هوشیاریشو به دست آورده؟
بله. فیزیولوژیـش داره عادی میشه
... از لحاظ قلبی و رگی، با ثباته
و با توجه با افگار و از دست دادن
خون شدید بهخاطر جراحت گلوله ... پیشرفت خوبی داشته
ولی؟
ولی یه مشکلی وجود داره
با اینکه حافظهی کوتاهمدتـش
... بهنظر میاد که بهطور مناسب کار میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.