All Rise

All Rise

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

All Rise S03E01 Wanna Be Startin Somethin 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 1 All.Rise زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در All Rise

شما از اون قاضی‌های خلاقید.

جوری میگی انگار چیز بدیه.

سخنگو ۱: بالاخره یه قاضی داریم که منصفه.

ایشون دیوید سندرز، استراتژیست...

کمپین دادستان کل منه.

ایشون منشی حقوقی جدید شماست؟

نس جانسون. با جدیدترین منشی ما آشنا بشید.

آقای لوک واتکینز. تموم شد.

تموم نشده ایمی کوئین. بالاخره وقتش بود...

یکی یه کار خوب برات بکنه.

وقتی نیستم هوای اینجا رو داشته باش، باشه؟

ماجراها در پیش داریم. کنجکاوم ببینم چه جور...

قاضی‌ای میشی چند سال دیگه، وقتی انقدر خام نباشی...

و قوانین بازی رو یاد گرفته باشی.

این خیلی نزدیکه. آمار تازه داره میاد.

تازه نصف حوزه‌هایی که گزارش دادن رو شمردیم.

هنوز خوبیم. این خوب نیست.

هی، ما هنوز که نمی‌دونیم.

کادبرت هیچ جوره نمی‌تونه ببره.

درسته؟ اصلاً خوب نیست.

اون حمایت‌ها و پول رو پشت سرش داشت.

قطعاً می‌تونه ببره.

"لو" کجاست؟

رابین، فقط آروم باش.

گفتی کادبرت نمی‌تونست ببره.

حمایت قوی پشتش بود، ولی هنوز کلی وقت مونده.

هنوز نباید وحشت کنیم.

ما کمپین عالی‌ای داشتیم، وحشتی در کار نیست.

کی بهش میگه؟

تو یا من؟

بای.

کی بود؟

ریچل بود.

داشت عذرخواهی می‌کرد که نتونسته برگرده لس‌آنجلس...

و بهم هشدار داد که موقع رفتن روی سکو زمین نخورم...

وقتی سخنرانی پیروزیمو انجام میدم.

من که سخنرانی پیروزی می‌کنم، درسته؟

البته.

چند تا حوزه گزارش دادن؟

۶۰ درصد. اما کورین کادبرت داره جلو میزنه.

اشکالی نداره. ما گزینه‌هایی داریم.

چی؟ گزینه الف؟

تو این رقابت قضایی شکستش میدی.

ما هم برمی‌گردیم به زندگی عادی و فوق‌العاده‌مون.

و گزینه ب؟

یه مدت برای خودمون وقت می‌ذاریم.

و دختر ۱۸ ماهه‌مون.

شاید یه تغییر آب و هوا برای همه‌مون خوب باشه.

همیشه دلم می‌خواست یه مدت تو مارتاز وین‌یارد باشم.

فقط کافیه بگی.

ممنونم، همسر.

نه. من ممنونم، همسر.

کورین کادبرت الان با ده امتیاز جلو افتاده.

می‌دونم همه همون اعدادی رو می‌بینن که من می‌بینم.

اما بهتون میگم، ما هنوز تو بازی هستیم تا ببریم!

می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم که امشب اینجا اومدید.

و حمایتتون رو نشون دادید که تمام تلاشتون رو کردید...

تو این کمپین.

به نظر میاد قراره شب طولانی‌ای باشه.

اما ما هیچ جا نمی‌ریم.

هی، بیداری.

خوبی؟ فکر کنم هنوز تو شوکم.

آره، اتفاق شوکه کننده‌ای بود.

عمراً فکر نمی‌کردم صندلیمو از دست بدم.

تقصیر سندرزه.

اما، شاید خیری توش باشه.

شاید کائنات داره بهمون میگه...

باید یه مدتی وقت بذاریم.

وقت برای چی؟

بریم کاستاریکا یا مارتاز وین‌یارد.

و قبل از اینکه چیزی بگی، رُکسی قبلاً موافقت کرده...

که مواظب بیلی باشه و من داشتم نگاه می‌کردم...

به چند تا ملک اجاره‌ای تو اوک بلافز.

کی وقت کردی این کار رو بکنی؟

عزیزم تو خودت یه پا مأموری! من هنوز یه سری ارتباطات دارم.

چی میگی؟

بیا از این فرصت یک بار در زندگی استفاده کنیم.

انجامش بدیم. آره!

کی می‌تونه باشه؟ مهم نیست.

قاضی کارمایکل، منم، باز کن!

سندرز، تو واقعاً داری پاتو از گلیمت درازتر می‌کنی.

تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

باید با کورین کادبرت تماس بگیری.

با کورین تماس بگیرم چرا؟

تا سخنرانی اعتراف به شکستت رو پس بگیری.

تو بردی.

من... من بردم؟ من بردم!

من... عزیزم، من بردم!

بفرمایید، صبحانه قهرمانان.

و مافین مورد علاقه‌تو برات گرفتم

حتی برای گرفتنش مجبور شدم با یه مادربزرگ بجنگم.

نه، کَلن، رشوه با مافین نداریم.

اِیمی، شش ماه گذشت.

تو کسی هستی که به یه زن متاهل پیشنهاد ازدواج دادی.

زن متاهلِ جدا شده. تو گفتی صبور می‌مونی!

هر جور حساب کنی، من صبور بودم.

جواب گوشیتو بده. بعداً حرف می‌زنیم.

کارمون تموم نشده.

خداحافظ کَلن.

چرخ و فلک زندگی لولا دوباره شروع شد.

آه! خودم هم باورم نمیشه!

جایی بین آخرین منطقه‌ی گزارش شده و آرای...

پستی، همه چیز از کاتبرت برگشت...

ممنون! به نفع من!

بهت افتخار می‌کنم لو، ولی نباید اینقدر نزدیک می‌شد.

ولی شد، و من اینو دست‌کم نمی‌گیرم.

می‌خوای جشن بگیریم؟ تا نیم ساعت دیگه می‌تونم ببینمت.

نمیتونم، دارم میام.

همین الان دارن مجبورت می‌کنن کار کنی؟

بنر اصرار کرد، خواسته بودش. چرا؟

فکر کنم به زودی می‌فهمم. بعداً همدیگه رو ببینیم؟

کجا؟ پشت‌بوم که دیگه نمیشه رفت.

راه پله هم که دیگه شده عین راه‌آهن زیرزمینی.

یه جای جدید پیدا کنیم؟ باشه، موفق باشی.

موفق باشی!

اِم؟ اوه، ببخشید.

ببخشید! وای، آروم‌تر!

تقریباً قهوه‌مو از دستم انداختی.

اوه، ببخشید رفیق، دیرم شده.

یه لطفی کن و به اون DDAهای سمجت بگو دست بردارن.

یعنی چی؟ اونا دست‌بردار نیستن.

حتی حاضر نیستن با من سر توافق جرم چونه بزنن.

با من، خصوصاً مگی. تو از دفتر DA رفتی...

...تا بری پیش دوست‌دخترت تو PD.

من به خاطر امیلی دفترمو عوض نکردم.

هر چی که به خودت میگی تا روزای تنهایی‌تو بگذرونی.

دفتر PD جای مناسب‌تریه.

آخرین بار کی از لوپز خبر داشتی؟

دلیل هر چی که باشه، بیشتر DDAها اینو خیانت می‌دونن.

تو هم همینطور؟ به عواقبش فکر نکردی؟

پس قراره اینطور باشه.

همینه که هست.

شب کویز "بیگ وینگس" پنجشنبه سر جاشه؟

حتماً.

از وقتی اومدم تو، پشت سر هم آدم میومد.

مردم برای برگشتت خیلی هیجان‌زده‌ن.

وای!

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم چقدر قدردان باشم از اینکه...

...دوباره بیام جلوی این ساختمون.

اِ، اولین پرونده‌ات، یه جلسه‌ی مقدماتی در مورد یه سرقت به شیوه‌ی "بزن و ببر"ه.

متهم یه بچه‌ی تحت سرپرستی ۱۸ ساله‌ست.

که بعد از اینکه گلاویز شدن، صاحبش رو به کما برده.

نمیشد با یه چیز سبک‌تر برگردم؟

کی روز عروسی دوباره میاد تو برنامه‌تون؟

فقط استرس اولین روز برگشته.

منظورم اینه که تو یه ماه برای کمپینت مرخصی گرفتی...

...و تقریباً هم باختی.

شری؟ بله؟

کارت ورودم کار نمیکنه.

صبر کن، کارتمو غیرفعال کردن؟

نترس، دارم پیگیری می‌کنم.

آقا؟ آقا؟ میشه لطفاً منو راه بدین؟ خواهش می‌کنم؟

لطفاً بهم نگو که غیرفعال کردی...

...کارت ورود قاضی لولا کارمایکل رو.

بله، همین الان.

ممنون.

شری.

سارا؟ اوه، الان دیگه دارم توهم میزنم.

منم، برگرد.

اوه، تو برگشتی!

بالاخره به عقل اومدی؟

یه خبر درباره بنر دارم!

باور نمیکنی! باشه، یه لحظه.

بله، میدونم یه اشتباه جدی پیش اومده بود.

حالا اون اشتباه رو درست کن و بذار بیاد تو. باشه. ممنون.

صبر کن. کارت ورود تو کار میکنه؟

خب، آره.

ممکنه به این احتیاج داشته باشم. باشه، برو.

شایعه شده قاضی بنر با کمیسیون ملاقات کرده...

...در مورد عملکرد قضایی صبح امروز.

نه! آره!

این چه ربطی به قاضی بنر داره؟

مگر اینکه ربطی به قاضی کارمایکل داشته باشه.

اون کارآگاهی رو میذارم به عهده‌ی تو.

اوه، انگار برگشتیم به قدیم!

اونو دست نزن.

اوه، برای اولین روزم تو دفتر DA دیرم شده.

یا، یا میتونستی برگردی!

منم دلم برات تنگ شده.

دادستان حاضر نیست پیشنهادی بده.

من میرم زندان، آقای واتکینز؟ من نمیتونم برم زندان.

دارم سعی می‌کنم جلوی این اتفاقو بگیرم.

اگه من وارد سیستم بشم...

...اون وقت برادرهام از هم جدا میشن.

مگه اونا پیش مادر رضاعی‌ات نیستن؟

آره، ولی از پس دوتاییشون برنمیاد.

پس باید یکی رو بفرسته بره

من قول دادم که خودم باشم

که اونجا باشم و ازشون مراقبت کنم

ولی صاحب مغازه هنوز تو کماست

قصد هل دادن نداشتم

وحشت کردم

فقط می‌خواستم از مغازه بزنم بیرون

با یه جفت کفش کتونی توی دستت؟

ولی گوش کن، من با دادستان صحبت می‌کنم

امیدوارم سابقه نداشتن بهمون کمک کنه

عالیه. عالیه، عالیه

سلام، بتسی فلیک

من برای موقعیت تندنویسی فرستاده شدم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left