Revolutionary Sisters

Revolutionary Sisters (오케이 광자매)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Revolutionary Sisters E08 Sarah First Sub
A Commentary by sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

Tags

other
Published on: 2021-04-12
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

....:::::::: Sara_FirstSub ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد ::::: ‫

‫دیوونه ـس، اون واقعاً دیوونه ـس ‫چجوری میتونه ازش .....

حالا چیکار کنیم؟

اگه اونی بفهمه ازش جدا میشه

من خیلی سعی کردم قانعش کنم

خاله،حالا چیکار کنیم؟

اینجوری نمیشه

‫متاسفم.

‫از کِی شروع شد؟

چند وقته دو تا خانواده داری؟

من با اون تشکیل خانواده ندادم

وقتی ازش بچه داری یعنی یه خانواده ـین

حتماً توام خواسته ها ‫و نیازهای اونُ برآورده کردی مثلاً بعد از زایمان براش سوپ جلبک دریایی پُختی

‫نه،من همچین کاری نکردم

‫من کِی این حرفُ زدم؟

خاله ،بهتره به حقایق پایبند باشیم

اینم جزوی از حقیقته

شما دو نفر عاشق همین؟

اونطور که فکر میکنید نیست

‫ما حتی دست همم نگرفتیم.

دستشُ نگرفتی پس چجوری ازت باردار شده؟

خیلی مسخره ـس

بخدا دارم راست میگم

یهو باهام تماس گرفت گفت برم بیمارستان بعدم که دیدم داره زایمان میکنه

موقع زایمانم موهای منُ گرفته بود تا بچه بدنیا اومد

همونجا بود که بهم گفت بچه مالِ توئه

هیون وو

‫کاهو الله بختکی تو زمین در نمیاد مگه اینکه از قبل بذرشُ کاشته باشی

مگه میشه همینجوری باردار شده باشه؟

حتماً قبلش یه اتفاقی بینتون افتاده

‫مگه دود بدون آتیشم داریم؟

تا حالا وکیل این مُدلی ندیده بودم

قسم میخورم فقط یه بار این اتفاق افتاده

البته چیزی یادم نمیاد

آخه اونشب بدجور مست کرده بودم میتونید برید پرسُ جو کنید

که چی بشه؟ خُب بعدش چی شد؟

خانوم شین گفت خیلی وقته بهم علاقمنده

منم بعدش باخبر شدم

واقعاً بیخبر بودم

شما که باید بهتر بدونید اون اصلاً تو استایل من نیست

مشخصه

تازه امروز به سلیقه ـت پی بردم

‫خاله

تو که انقدر بچه دلت میخواست باید از گوانگ نام میخواستی یکی بهت بده

دارم دیوونه میشم

حالا که این آشفتگیُ راه انداختی حق نداری همچین حرفی بزنی

حالا حاضری هرکاری که میگم انجام بدی؟

‫اگه از نظر قانونی امکان پذیر باشه چرا که نه

الان تو این وضعیت این چیزا مهم نیست

اول باید مسئولیت کاری که کردیُ به عهده بگیری

باید برای رفاهش کمک هزینه در نظر بگیری

فراموش نکن مسئولیت این بچه به عهده توئه

درضمن، من اجازه نمیدم همزمان دو تا خانواده داشته باشی

حق نداری مخفیانه به دیدنش بری

شاید اون بچه مالِ تو باشه اما اون زنت نیست

‫به هر حال ، بجز ما سه نفر کسی نباید از این قضیه بویی ببره

اگه گوانگ نام از این موضوع باخبر بشه میمیره ،میفهمی ؟ میمیره

فهمیدی چی گفتم؟

‫(داروخانه)

این دو رو برا توالت نیست؟

فوریه؟ نمیشه تا خونه خودتُ نگه داری؟

بنظرت اگه میتونستم از تو میپرسیدم؟

نمیتونم تا خونه خودمُ نگه دارم

من خیلی جوگیرم ،هروقت یکی راجبش حرف میزنه نمیتونم جلوی خودمُ بگیرم

‫- آخ! ‫- پس کجاس.

کجا بریم؟

کم مونده بود تو خیابون خودمُ خالی کنم

خوبه حداقل 10 هزارتا کاسب شدیم

قبلاً با 10.000 تا یه زندگیُ میچرخوندیم

اما الان کمتر از یه میلیون وون جواب نمیده

چه ربطی به بحثمون داشت؟

بذار کارمُ کنم

مالِ توام که مثل مالِ منه

کجا مثل همه؟

خیلی باهم فرق دارن

هیچی نگو بذار کارمُ کنم

کاش مثل گذشته قوی و پر قدرت بود

انگار همین دیروز بود

‫مال منکه قویتر بود ...

میدونی روزی چند بار ادرار میکردم

اگه پس اندازمم به همون خوبی بود تا الان یه آپارتمان چند طبقه خریده بودم

چرت نگو

من با احتیاط پیش رفتم همیشه به قدم بعدیم فکر میکردم

همیشه همه حواسم به بستن دکمه ی جلویی بود

اما هیچوقت به پوشوندن سوراخ پُشتم فکر نکردم

اینُ به مرور زمان متوجه شدم

من حتی پدر خوبی برای بچه هام نبودم

حالا خوبه تو فقط یه سوراخ پُشتت داشتی

من انقدر سوراخ سُنبه دارم که نمیدونم باید کدومشُ بپوشونم

والا با این وضعیت خوب زندگی کردم

‫- خالی شدم. ‫- منم خالی شدم.

بیا کمکم کن پد دردُ به کمرم بزنم

کافیه پدُ بذاری رو زمینُ روش دراز بکشی

بهتره یکی مثل تو اینکارُ بکنه

‫آیگو! آیگو! ‫اینجاس! اینجا!

واسه همینه که میگم دلم واسه کساییکه تنها زندگی میکنن میسوزه

منظورت همون پیرمردهای تنهاس دیگه

جوونا که خوب بهشون خوش میگذره

تموم شد

صد پله بهتر از زنتم

حق نداری در مورد زنم اینجوری حرف بزنی

یعنی کار کی میتونه باشه؟

‫- تو که نبودی ، درسته؟ ‫- چی؟

‫- بین خودمون میمونه. ‫- هان؟

قبول کن تو از همه مشکوک تری

شوخیت گرفته؟

‫چطور جرات میکنی همچین حرفی بزنی؟

! این اصلاً درست نیست

مرتیکه الاغ

...الان

چی گفتی؟

میتونی به اسم خودت براش شناسنامه بگیری

یهو چی شد؟

تا دیروز که مخالفت میکردی

خواهر زنام باخبر شدن

‫اما همسرم هنوز چیزی نمیدونه.

یعنی فقط از این میترسی که زنت از این مضوع باخبر بشه؟

از نظر قانونی مسئولیتشُ به عهده میگیرم

نفقه ـشم پرداخت میکنم

پس اینجوری میخوای جبران کنی

یعنی مشکلی نداری اگه هیچوقت نتونی ببینیش؟

یعنی واقعاً با این قضیه هیچ مشکلی نداری؟

مسئولیت قانونیشُ به عهده میگیرم

‫آقای وو ، دوباره میگم

اگه بری همه چی تموم میشه

دیگه نمیتونی برکتُ ببینی

یعنی نمیخوای واسه آخرین بار ببینیش؟

‫برکت!

پدر احمقتُ ببخش

نـه، تو نباید منُ ببخشی

‫برکت!

‫هیون وو!

اونکاری که خاله ـت گفته بود و انجام دادم

‫متاسفم که نگرانت کردم

‫به امید دیدار.

خداروشکر

خوشحالم که به حرفم گوش کرد

‫فعلاً باید بهش اعتماد کنیم.

‫باشه.

‫- معمولا چقدر طول میکشه؟ ‫- چی؟

بعد از شروع آشنایی معمولاً چقدر طول میکشه با طرف بخوابی؟

بعد از اینکه باهاش خوابیدم قرار میذارم

‫پشمام!

مگه روالش این نیست؟

آره خُب

حالا چقدر طول میکشه ؟

‫- بعد از یکماه ؟ ‫- نه

‫100 روز؟

‫یک هفته؟

‫نگو که همون روز!

البته هروقت بتونم مسئولیتشُ قبول کنم

یعنی چی؟

کی باید مسئولیت کیُ به عهده بگیره؟

باید ببینم میتونم مسئولیت این رابطه رو به عهده بگیرم یا نه

البته تو استثنایی

خیلی باحالی

بالاخره برنده شدم

حالا که برنده شدم مهمون منی

‫- رامیون ‫- با یه کوچولو برنج.

با برنج بیشتر میچسبه

طعمه داره تو دام میوفته

تو مُشتمه

‫- مشکوک میزنی ‫- منظورت چیه؟

هونگ هی هیُ که میشناسی؟

همونکه چشمای خوشگلی داشت

‫هر چند من از اون خوشگترم

راستی خبر داری چی شد؟

‫شوهرش یهو باهاش مهربون شد

بعد کاشف به عمل اومد که بهش خیانت کرده

با منشی دفترش روهم ریخته بود

اینکه خوبه تازه یه بچه ـم ازش داشت

چیه؟چیه؟ پرید تو گلوت؟

نه، همینکه شوهرت ذاتاً مهربونه باید بری خداتُ شکر کنی

اصلاً چرا باید بحث یه خیانتکارُ پیش بکشی؟

رابطه ـتُ باهاش قطع کن

خوشحالم که اینُ میشنوم

بوش چطوره؟ این عطرُ تازه خریدم

میگن این عطر مخصوص شبهای پُر شور و حرارته

حالا شور و حرارتشم معلوم میشه

امشب نمیتونی از دستم فرار کنی

این چه ریختُ قیافه ایِ؟

من سیر شدم

آخه خیلی وقته باهم رابطه نداشتیم

چه ربطی داره

باشه، سعی میکنم پُر شور و حرارت باشم

مثل آتیش پُر شور و حرارت میشم

اینجوری که از دست میرم

دیگه به خودت بستگی داره غذاتُ بخور

راستش فکر میکردم از هم فاصله گرفتیم

برای همین گفتم برم خالهای صورتمُ بسوزونم

‫چه ربطی به خال داره؟ تو که خال نداری

اگه خوب دقت کنی میبینی

فقط میخواستم تغییر کنم

تو که نذاشتی سینه هامُ پُرتز کنم گفتم برم خال هامُ بردارم بلکه یه تغییری کنم

‫عزیزم ممنونم

‫از وقتی مامانم فوت کرد همسر بدی برات بودم

‫از این به بعد قول میدم ‫دیگه نگم "من سیرشدم"

بیا مثل گذشته ها باشیم

باشه

منم معذرت میخوام اون حرفا رو بهت زدم

More Farsi Persian subtitles for Revolutionary Sisters

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left