The first 200 lines.
همسر زيد شاه
مکس، کشيش اعظم شهر آروک
عار خدا حرفش رو زد
حقيقت برامون روشن شد
حقيقت روشنه
حقيقت وحشتناکه
پيشگويي، نابودي تو رو نشون ميده
بايد بدونم
تو به دست پسر زيد که هنوز به دنيا نيومده، کشته ميشي
پسر متولد نشده زيد رو ميکشم
حقيقت رو نميشه تغيير داد
همين امشب ميکشمش - زيد شاه، وارد ميشوند -
بهم خبر رسيده خيال داري بچه قرباني کني
عار، يه بچه متولد نشده خواسته
من اجازه قرباني شدن يه بيگناه رو نميدم
تا آخر عمرت تبعيد ميشي
کسي اسم تو رو توي آروک به ياد نمياره
برو اين مذهب مسخرت رو خارج از اين سرزمين با بربرهاي جيون تمرين کن
اون بچه متولد نشده واسه خودته
صبر کن
بايد از شکم مادرش بيرون کشيده بشه
نشان عار روش گذاشته و قرباني بشه
ميتونم همينجا تو رو بکشم
مردک خرافاتي، ازينجا ببرينش
عار خدا
بايد از شکم مادرش بيرون کشيده بشه
نشان عار روش گذاشته و قرباني بشه
اون بچه متولد نشده واسه خودته
عار تشنه
عار مقدس
عار غيور
عار مقدس
بيا
خوبه
خوبه
کاپاي خودت
نشونم بده
تيس
زده به سرت کچل؟
پدر، پدر فرار کن
فرار کن
واي پام
دار
فرار کن، فرار کن
دار
خوب ميشه
تيس مرده
اتفاقي که امروز افتاد رو هيچوقت براي کسي نگو
هيچوقت
تو قدرتي داري که هيچکس توي دهکده نداره
ميتوني با ذهنت روي حيوونها اثر بذاري
خدايان نشون خودشون رو روي بدنت گذاشتن
يه روزي دليلش رو ميفهمي
ولي تا اونوقت، اين نشون راهنماي توست
..تا اون موقع
تو پسر عزيز خودمي
حالا ديگه پاشو برو
به اهالي دهکده بگو تيس بيچاره مرده، برو
تودو، تودو
دار
درست شد
پدر
جيونها
دار، خدايان نشون خودشون رو روي بدنت گذاشتن
يه روزي دليلش رو ميفهمي
ولي تا اونوقت، اين نشون راهنماي توست
ميتوني روي شمشير و کاپاي من حساب کني
از ايمر که خونه توست، محافظت کن
و اگه اتفاقي براي من افتاد
برو سراغ جيونها، که دشمن ما هستن
ميتوني توي دره آروک دنبال سرنوشت خودت بري
هي
برگردين اينجا ببينم
حداقل يه کمکي بهم بکنين
خودتون منو انداختين اين تو حالا درم بيارين ديگه
ممنون واقعا
خب
اسم تو رو ميذارم کودو
به تو هم ميگم پودو، چطوره؟
کودو
و پودو
دوستاي من
جيونها
بايد کمکش کنيم
من چشمهاي خودمو دارم
زيرکي خودمو دارم
و حالا قدرت هم دارم
اسم تو رو ميذارم روح
تکون نخور
اون حيوون خيلي خطرناکيه
ولي اگه يه آدم شجاع رو ببينه
ممکنه فرار کنه
حيوون بيچاره تا منو ديد پا گذاشت به فرار
..زندگيت رو مديون مني، ولي
فعلا اينو بعنوان پيشپرداخت قبول ميکنم
تو کي هستي؟
من دار هستم، واسه تو خطري ندارم
کي تو رو فرستاده؟ - کسي منو نفرستاده -
دهکده من ايمر، بوسيله قبيله جيونها نابود شد
قسم خوردم انتقام بگيرم و راهي شدم
خودت تنهايي؟
خب.. حالا بگو تو کي هستي؟
من کري هستم، برده کشيشهاي معبد عار
مثل حيوون شلاقت زدن
من فقط يه برده هستم انتظار داشتي باهام چي کار کنن؟
فرار کن، خودم ازت محافظت ميکنم
تو متوجه نيستي، بايد برگردم
اگه برنگردم، خانوادم رو ميکشن
پس بذار منم باهات بيام
بهتره منو فراموش کني و بري دنبال همون جيونها
حداقل اينطوري مثل يه مرد ميميري نه به دست کشيشهاي عار
خداحافظ دار، مراقب خودت باش
بياين اينجا
خب چي ميگين؟ بريم دنبالش؟
کري
کجا غيبش زد؟
برو يه جا قايم شو
اهالي آروک
من، کشيش اعظم شما فرزندانتون رو ميخوام
از دستور من اطاعت کنيد تا عار از شما محافظت کنه
باشد که عار، اين کودک رو
بعنوان پيشکشي خدمتگزارانش بپذيره
عار هنوز خشنود نشده
اگه چيزي که عار ميخواد بهش ندين
به دست اون نابود ميشين
همچين تقديري رو ميخواين؟
نه - اونو نبرين -
نه
دخترمو نبرين، نه
نه
نه، خواهش ميکنم بچم رو راحت بذارين
..تنها خون اين کودک
دوباره شفقت عار رو متوجه شما ميکنه
تنها خون اين کودک
باعث ميشه که عار دوباره شما رو به چشم فرزندان خودش ببينه
نه
عار، اين قرباني ناچيز رو از طرف خدمتگزارت
به تو تقديم ميکنم
عار، عار، عار
ديدين؟ عار منظورش رو رسوند اون خواهان بچههاي شماست
يه چيزي براتون آوردم
دختر عزيزم زندست، زندست
بابا جون - اون از مرگ برگشته -
ارباب، ارباب
من ساکو هستم، تا ابد مديون شمام
هر چيزي که دارم براي شماست هر چي ميخواين بهم بگين
يه دختر توي هرم بود که دوست منه
بياين تو، حداقل يه لقمه غذا باهامون بخورين
قبيله جيونها اکثر مردهاي جوون آروک رو قتلعام کردن
زيد شاه رو توي هرم زندوني کردن
پسرش هم که ناپديد شده
جيونها کشيش اعظم ديوصفت خودشون رو به اسم مکس، همه کاره کردن
همراه اون جادوگرهاي زشتش
حالا ديگه اون حاکم ماست
تا جون بچههامون رو بگيره
اون دختره چي؟
اون دخترها برده هستن
اونا رو برميگردونن به معبد
تا براي مرگ آمادشون کنن
من بايد پيداش کنم
صبر کن، فقط از روي پل ميشه به معبد رفت
آخه دور تا دور ما ازون قير لعنتي پر شده
قبليه جيونها از کدوم طرف رفتن؟
رفتن به سمت شمال ولي مکس قول داده که برميگردن
پس منم برميگردم
بابت غذا ممنونم دوست من
دوباره همديگه رو ميبينيم
عار خواهان اين غريبهست
اين ارباب حيوانات رو برام بيارين
اين انگشتر جاش رو بهتون نشون ميده
بذار منم بخورم
خودشه، نشون کف دستش رو ميبينين؟
خودشه، اون پسر زيده همين حالا بکشينش
بکشينش
زودتر بکشينش
وقتي بيفتي توي چاهي که واسه حيوونا کندي
تازه ميفهمي خيلي هم زورت زياد نيست
ست، اونجا رو
من به شما مديونم
روح
ببر شماست؟
گاهي کنار هم ميجنگيم
اميدوارم يه روزي بتونم لطف شمار و جبران کنم
دنيا کوچيکه
مطمئنم بازم همديگه رو ميبينيم
رفيق
تو کي هستي؟
من دار هستم، از دهکده ايمر
ديگه ايمري وجود نداره
به لطف جيونها
من آخرين نفرشون هستم
جيونها
شماها کي هستين رفقا؟ از کجا مياين؟
من ست هستم، اين هم تال
زائريم، براي عبادت به معبد عار ميريم
تا حالا نديده بودم يه زائر
مثل شما از چوبدستي استفاده کنه
آخه همه زائرها زندگي رو دوست دارن
مخصوصا زندگي خودشون رو
اتفاقا منم داشتم واسه عبادت به معبد عار ميرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.