The first 170 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.قانون اول: همیشه کاری رو کن که مامان و بابا میگن
.قانون دوم: چیزی از خانواده به غریبهها نگو
هفت سال پیش
.قانون سوم: بدون اجازه بیرون نرو
احترام
خودکنترلی
شکرگزاری
.از قوانین خانه پیروی کن
مردم مهربانی شادی
تکالیف 3:00 حمام 5:00 شام 6:30
بیداری 6:00 صبحانه 6:30 مدرسه 8:00
.قوانین بدون تغییراند
.قانون چهارم: همیشه عادی رفتار کن
.وقتی بیرونید، طبق گفتهها عمل کنید
تنبیه
قانون پنجم: وقتی مامان و بابا رسیدن .فوراً به اونا سلام کن
.یک: همیشه کاری رو کن که مامان و بابا میگن
.دو: چیزی از خانواده به غریبهها نگو
مردم مهربانی شادی
.هر روز یه کار خوب کن
تکالیف 8:00 خواب 9:30
.درسخواندن در روزهای یکشنبه و تعطیل
.مدیریت زمان را یاد بگیر
سیزده: درصورت قانونشکنی .تنبیه خواهید شد
تنبیه
:چهارده وقتی چیزی میگی نباید بگی
تنبیه
نکن
.قانون ششم: دوستاتو به خونه نیار
.قانون هفتم: روزی حداقل دوساعت درس میخونی
روی بهبود نقاط .ضعفت کار کن
تنبیه
ادب
قانون هشتم: حمام زیر 15 دقیقه
الو؟
هاه؟
کوکی؟
.اوه، رئیس شورا
چرا به من زنگ زدی؟
و چرا شمارهی منو داری؟
هاه؟اونو-کون؟
واقعاً؟
.ولی به من ربطی نداره
!ببین، اشتباه فهمیدی
...نه، من
...آخه چرا
الآن کجاست؟
.فهمیدم
.برمیگردم، کوتا
قسمت هفتم
،چشمات رو ببند، گوشهات رو بپوشون و بعدش
بیمارستان نوجیما
مرکز اورژانس
.اوه، اومدی
.اونو حالش بده
.چشماش خونریزی کردن و بعد افتاد
.به هوش نیومده ولی میگن جونش در خطر نیست
چرا به من زنگ زدی؟
چرا؟ مگه دوستش نیستی؟
.فکر کردم نگرانش میشی
.ظاهراً که کل مدت اشتباه فکر میکردی
.ولی مشکلی نیست
!میخوای چی کار کنی؟
چی کار؟
.فکر کنم الآن وقت خوبی برای کشتن اونو باشه
!هاه؟! چرا باید همچین کاری کنی؟
چون همین الآنم کارش تمومه، نه؟
.شانس کشتن این یارو سراغ هر کسی نمیره
.به سرم زد که شاید همین الآن باید این کارو کنم
اینقدر عجیبه؟
!هاه؟! دربارهی چی حرف میزنی؟
اونو-کون درباره این جنگ بهت نگفته؟
.آرزوت برآورده میشه اگه خدا بشی
.فقط یکی از ما میتونه در نهایت خدا بشه
این ما رو مجبور نمیکنه همو بکشیم؟
.من با اونو-کون متحد شدم ولی نگفتم که نمیکشمش
.اگه الآن میشه کشتش، پس این کارو میکنم
،و اگه بخوای جلومو بگیری
.میتونم اول با تو شروع کنم
...وای من
.میدونستم روی واقعیت همینه
.گوشت گندیدهای بیش نیستی
میخوای باز نصفت کنم؟
.باز اومد
.کل مدت همینجا بودم
واقعاً تو چی هستی؟
خوب حرف میزنی ولی چیزی جز .یه افزونهی قدرت برای اونو-کون نیستی
یه بدبخت مثل تو تنهایی چه کاری ازش برمیآد؟
کی بدبخته؟
.ظاهراً داری اشتباهی میکنی، پس بذار حالیت کنم
اگه اراده کنم میتونم هر کاری که .دلم بخواد با تیکهگوشتی مثل تو بکنم
.تـ تهدید الکیه
اوه، جدی؟
!میذارم امتحانش کنی
و چرا بیایم زود تمومش کنیم؟
به تیکههای گوشتی تبدیلت میکنم که تا حالا کسی توی تاریخ مثلشوــ
!بسه
!تمومش کنید
!اوه
!چه مرگت شده احمق؟
دربارهی نصف کردن آدمایی که !طرف مائن اینجوری شوخی نکن
!چی داری میگی؟
!اون اول خواست یکی رو بکشه
!و اما تو
اگه اینقدر میترسی که گریهت گرفته چرا همچین چیزایی رو شروع میکنی؟
!هـ هاه؟! من گریه نمیکنم
.معلومه
مشکلش چیه؟
!یه اسکله که دوست داره خودنمایی کنه
.خوبه که نفهمید دارم دروغ میگم
دروغ؟ نمیتونی از اون قدرت استفاده کنی؟
.البته که نه
.من اینجام تا به گورو کمک کنم از قدرتش استفاده کنه
هیچوقت نمیتونم خودم بجنگمــ
!ایـ اینو به کسی نگیا
!اگه این کارو کنی، هیچوقت این کارو نکن
.به کسی نمیگم
.خوب شد
...ولی
حالش خوبه؟
.نه، نیست
قدرتش همهچیز رو عوض میکنه و
.بهای این کارش بدبختیایه که به سرش میآد
اتفاقی که اینبار افتاد تمام بدبختیای قبلی بود .که یههو ظاهر شدن
بهای قدرتش؟
از بعد مبارزه با آکیتسو گفت که دیگه .بهای قدرتش براش مهم نیست
منظورت چیه؟
،وقتی از یه قدرت استفاده میکنه .برابر با اون باید تاوانشو پس بده
.حتی منم نمیدونم چی در انتظارشه
.ولی ممکنه تهش خودشو بکشه
!لعنت بهش
!دوباره رازشو به دشمن لو دادم
...دردم چیه؟ چرا من اینقدر
.نمیگم به من اعتماد کن ولی من به اونو مدیونم
.بهش خیانت نمیکنم
.شاید چیزای زیادی رو به دوش میکشی
،ولی وقتی از حد تحملت بیشتر میشه
.میتونی از یکی کمک بخوای
!کـ کی از تو کمک خواست؟
.گوش کن. من تنها متحد اونم
!یه روزم نوبت جنگ با تو میرسه
.از نظر ظاهری نیاز نیست نگران تو باشم
.ولی ظاهراً مشکلات اون عمیقتر از این چیزاست
.لعنت
!لعنت
!چرا این در هم باید قفل باشه؟
داری چی کار میکنی؟
سوال خوبیه. دارم چی کار میکنم؟
!کـ کی اونجاست؟
.ببخشید اگه ترسوندمت
.به من مشکوک نشو
.یه دانشمند دیوونهم که داشت از اینجا رد میشد
هاه؟
و این وقت شب اینجا چی کار میکنی؟
جاسوس صنعتیای! اومدی تکنولوژیهای !این بیمارستان رو بدزدی
!عمراً بذارم
!آره معلومه
.دلایل خودمو دارم و حالا هم دنبال راه خروجم
.فهمیدم
.این ساعت بیشتر درها قفلن
در اورژانس باز نیست؟
...بذار ببینم،باید بری پایین و
.نمیتونم از اونجا برم
چرا؟
چه اهمیتی داره؟
.یه راه دیگه پیدا میکنم
.تا بعد، دانشمند دیوونه
.نباید زیاد اینطرفا بگردی
.شب توی یه بیمارستان امن نیست
No comments yet. Be the first to leave one.