The first 200 lines.
بلاخره بیدار شدی !
چیزی برای خوردن آماده کن.
امیدوارم دوست داشته باشی. به درمانت کمک می کنه
ممنونم .
خیلی عالیه.
اون پسر کجاست?
همونی که تا اینجا آوردیش? هر کاری تونستم انجام دادم...
... اما زخم هاش خیلی عمیق بود.
آره درسته.
من خانواده ای ندارم. اون مثل برادرم بود.
متاسفام.
جنگ برای همه بده.
اون کجاست الان?
من بدنش رو پاک کردم...
.کیمونو(لباس ژاپنی)ش رو عوض کردم...
...و توی اون اتاق گذاشتمش.
واقعا?
اینم یه کمک دیگه از طرف تو باید بخاطرش ازت تشکر کنم.
قابلی نداره.
این معبد خیلی غیرعادیه.
تو کشیش هستی?
نه.
اینجا به من ارٍث رسیده.
کسای زیادی اینجا نمیان اینجا در وسط کوهستان بنا شده.
من زیاد با بقیه مردم سروکار ندارم خیلی خب.
من سالهاست که اینجا زندگی میکنم.
مشخصه.
اون زن کیه?
خب, اون همسر منه. اونهم خیلی وقته که اینجاست.
هرچی..., تو چطور ؟ کجا میری?
من....
آره.
من باید...
...جنازه اونو به خونه اش ببرم.
من خونه ای ندارم, اما اون داشت.
این تنها راهشه من فقط می تونم براش طلب آمرزش کنم.
برای همه چیز متشکرم. من دیگه باید برم.
این همه عجله برای چیه?
دشمن همه جا رو داره دنبال شما میگرده
می تونی از صخره های طرف غرب بری
باید از اون پایین بری, اما تو این بارون...
...امکان داره سقوط کنی.
من اینو گفتم چون به نفع خودته.
شب رو اینجا استراحت کن.
من چندتا مهمون دارم.
من زیاد از شلوغی خوشم نمیاد, من با این معبد تنها هستم.
من خوشحالم که کسی اینجاست خیلی وقت بود که با کسی نوشیدنی ننوشیده بودم
متوجه ام, که برای دوستت ناراحتی, این برای تو خوشایند نیست...
...اما شاید این,, قسمتی از سرنوشتش بود.
خب?
بیا امشب رو دوباره نوشیدنی بنوشیم...
...و برای اون شب زنده داری کنیم.
من چجوری باید این لطف های تورو جبران کنم,
ازت متشکرم.
نه . قابلی نداشت.
حتما شب خوبی خواهیم داشت.
به این نوشیدنی میگن "شراب", که از کشور فرنسه آوردنش
از انگور ساخته شده
مزه تندی داره...
...اما خوبه.
اینطور نیست?
بنوش!
این نوشیدنی,و این معبد...
چیز هایی جدیدی بودن که تاحالا ندیده بودم. اینها همه از کشورهای خارجی هستن?
آره.
من قبلا به جاهای دور سفر کردم من این معبد رو واسه زندگی انتخاب کردم.
و اون بودا, اونهم خارجیه?
اون صورت عجیبی داره.
من اونو تراش دادم.
تو?
آره. زندگی تو اینجا من بیشتر عمرم رو اینجا گذروندم.
یکم عجیبه!
این دیگه یه بودا نیست اون شبیه من تراشیده شده.
می بینی?
یه شباهت هایی داره, همون طور که تو گفتی.
این هم نظر توئه!.
بارون خیلی شدیده.
آره,اما تا صبح متوقف میشه تا فردا.
راه های کوهستان خیلی خطرناک هستن.
افسانه هایی وجود داره درباره این کوهستان.
شنیدی?
نه.
اونها میگن که اجنه های دماق دراز (منظور همون تنگو توی این کوهستان شکار میکنن.
منظورت تنگو (یکی از افسانه های ژاپن) هست ?
که توی کوهستان ها شکار میکنه, و از انسان ها تغذیه می کنه?
منظورم همونه.
تنگو بر این کوهستان حکم فرمایی میکنه
او بوی خون رو حس میکنه.
داستان های زیادی درباره اونه.
او تفاوت بوی بین آدم ها و حیوانارو رو خوب تشخیص میده...
...و او فقط گوشت میخوره.
اما تنگو فقط یه اسمه...
...که مردم بهش دادن.
اون در واقع اسم اون هست "آراگامی"ٍ...
...اون بسیار خطرناکه, و حعروفه به خدای خشمگین نبرد ها.
بنظر میاد تو خوب اونو میشناسی.
اما یه چیزی درست نیست به عنوان یک موجود خطرناک...
...اون به این معبد تهدیدی وارد نمیکنه?
درواقع نه.
چون این آراگامی...
منم.
داشت باورم میشد!
ببخشید ببخشید !.
اما تنگو وجود داره.
هروفت پدیدار بشه, و با مردی مثل تو رودر رو بشه که شمشیرزن ماهری هست.
تو باید یه درسی بهش بدی.
تو چطور?
چجوری توی اون نبرد زنده موندی, و اون زخم ها...
من مطمئنم از چند تا مرد بیشتر بودن که تو اونا رو شکست دادی.
بهم بگو...
...چند نفر رو کشتی?
وقت نکردم تعدادشونو بشمرم این واقعا مزه بدی داشت.
اوه?
پس تعداد افرادی که کشتی خیلی بیشتر از اونیه که یادت باشه چند نفر بودن...
...و نتونستی به یاد داشته باشی?
بیاد نمیاری که جون چند نفر رو گرفتی?
من 794 نفر کشتم.
من بیاد میارم...
...شکلشون رو, صداشون رو...
...آخرین باری که توی صورتشون نگاه کردم...
...همه چیز رو.
می تونم دوستم رو ببینم?
او (تنگو) تفاوت بین بوی خون یک. انسان رو با یه حیوان تشخیص میده
من حی مشکنمش...
بوی بد خون!
کافیه!
تو مست شدی.
من باید به راهم ادامه بدم.
برخواهم گشت بخاطر همه چیز ازت متشکرم.
اِ?
من ازت خوشم اومده تو باید یه کاری برام کنی.
ازت میخوام تا...
...منو بکشی.
تو خل شدی?
من بهت گفتم . . . من آراگامی هستم
خیلی وقته که زندگی میکنم.
منتظر کسی بودم تا بیاد و منو بکشه.
اما این برای آراگامی زیاد ساده نیست ...
...تا خودش رو بکشه.
فقط دنبال یک مرد قوی میگشتم تا منو بکشه.
این دیوانگیه!
چرا باید من مردی رو که جونم رو نجات داد بکشم?
این چیزیه که من میپرسم.
تو مدیون منی.
می تونی بس کنی!?
تو شبیه یه انسانی. نه "تنگو" یا آراگامی.
این فقط چیزیه که میبینی.
شاید یه نفر.
با یک چهره مقدس و پاک ممکنه بهت خیانت کنه.
یا با چهرخ بی گناهش بتونه فاحشه باشه.
یا با یک چهره شیطانی بتونه خوب باشه.
باشه , هرچی که تو میگی درست تو آراگامی هستی.
چرا من باید بکشمت?
تو الان دوست منی,
تو یه سامورایی هستی. و وظیفه داری این مبارزه رو قبول کنی.
کی گفته که من باید با مردی که جونم رو نجات داد بجنگم?
دیگه کافیه تو وقتی اینجا اومدی چطور بودی.
دربارش فک کن.
عجیب نیست? تو دو روز پیش اینجا اومدی...
...با سیزده تا زخم شمشیر و چهار تا تیر که توی بدنت بود.
تون زخم ها خیلی زود از بین رفتن, و تو هیلی زود به حالت اولت برگشتی.
که چی?
وقتی که اربابت ربوده بود بچه های زیادی رو.
او باور کرده بود که به اونا احتیاج داره تا بتونه محلول جاودانگی بوجود بیاره.
او فکر کرد که تعداد زیاد نوزادان می تونست این فرصتو براش تهیه کنه...
...محلولی بسازه تا...
زخم ها رو از بین ببره و جوانی ببخشه.
الان, وقشته که اربابت هرکاری برات کرده قدرش رو بدونی...
...یکم غیر قابل باوره...
...اما ایده او خیلی جالب بود.
قدرت مخفی وجود داره در...
...گوشت انسان.
دوستم...
اون کجاست?
تا جون تو رو نجات بده...
...به تاریخ پیوست...
...کبد انسان بهترینه !!!.
آره.
تو بدن رفیقت رو خوردی !.
اون الان قسمتی از توئه, و به تو قدرت می بخشه...
...وگرنه تو تا الان مرده بودی.
تو یه کثافتی!
من میدونم چه حسی داری. چطوره اول یه نوشیدنی دیگه بنوشیم !.
تو چی هستی?
هی هی هی !! تو رو تو این شمشیر می بینم!
معلومه آماده کتک خوردنی !.
بنظر میاد جالب باشه.
تازه سرشبه. بیا وقتمونو یه جوری بگذرونیم.
ساکت شو!
ها?
معلومه زیادی مست کردی!
این کارا چیه می کنی. این فقط یه خراشه.
هی... هی.
کمی استراحت کن.
میبینی?
اما فناناپذیر نیستی, اینو بدون.
ضربه به سرت...
...یا به قلبت میتونه تورو بکشه.
بهرحال بیا یه نوشیدنی بنوش.
خب,این نوشیدنی از کشور روسیه هست.
No comments yet. Be the first to leave one.