Release info

Unforgettable Love e28 koreafan in
A Commentary by maya20

Tags

other
Published on: 2016-05-09
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بابا شانگ جون . اینجایی

برات آب آوردم

- ممنون - مال من کجاست؟

دیدی؟ این دختر عزیزِ منه

وقتی یکی رو توی دلش داشته باشه دیگه پدرش هم فراموش میکنه

مواظب حرفاتون باشین

من شرکتتونُ اداره میکنم

خودت خوب میدونی که تو شرکت ُ اداره میکنی یا ینفر دیگه

بیا شانگ جون . بشین

شانگ جون .پدرت حالش چطوره؟

شنیدم یه اهدا کننده برای کبدش پیدا کردین

اون منتظره وقت عملشه

یادم میاد گروه خونی خیلی نادری داشت

برای اینکه به این سرعت یه اهدا کننده پیدا کرده

باید خیلی خوش شانس باشه

این فقط یه تصادف بوده

عمو شانگ آدم خوبیه. اون حالش خوب میشه

تازه , یه نفر هم برای اهداء کبدش پیدا شده

دیگه نگران نباش

به پدرت هم بگو

حتماً میام بیمارستان به دیدنش

از اونجا که همکاریُ ما به خوبی پیش رفت , نباید براش جشن بگیریم؟

بیا امشبُ با هم شام بخوریم. چی میگی؟

دختر منو ببین

فقط دوست داره بخوره و بازی کنه

شانگ جون بیا اول گلف بازی کنیم

بریم

شانگ جون کجاست؟

داره با یکی از دوستاش حرف میزنه

چه نفرت انگیز .دوباره داره با یه زن دیگه لاس میزنه

یوچی . شانگ جون درباره این باهات حرف زده

که کی میخواد اون کبدُ اهدا کنه؟

نه

بابا , چرا اینقدر به خانواده اون اهمیت میدی؟

عمو شانگ مریضه . شانگ جون هم باید خیلی ناراحت باشه

اینقدر بهش سخت نگیر

تو چی میدونی؟

من یه دوست دارم

که از سهامدارای بیمارستانه

اون به من گفته اهدا کننده کبد کیه

لی جونگ موئه

شایعه است که اون پدر واقعیشه

چی؟ چطور ممکنه؟

لی و شرکت شانگ با هم خوب نیستن

شانگ یی بخاطر جونگ مو مریض بود

چطور میشه اونا پدر وپسر باشن؟

یه چیز هست که من ازش مطمئنم

اهداکننده کبد , لی جونگموئه

فکر نمیکنی عجیبه؟

شانگ یی گروه خون خیلی نادری داره

حتی مال پسرش هم باهاش یکی نبود

اگه اونا پدر و پسر نباشن چطور ممکنه کبد اون باهاش سازگار باشه؟

چی میشه اگه پدر و پسر باشن ؟ این که جرم نیست

این موضوع ساده ای نیست . باید احتیاط کنیم

اونا که رقیب هم بودن الان با هم دوست شدن

کی میدونه اون دوتا قراره چیکار کنن؟

باید این هم بگم که , الان اون دو تا با همدیگه تو پروژه ما شرکت میکنن

اگه اونا یه کار اشتباهی کنن ما هم تو دردسر میافتیم

یوچی , بعد از غذا باید

از شیانگ جون درباره این موضوع سوال کنی

بابا .شما خیلی حرف میزنید

منظوری ندارم

تجارت یه جنگه

- عمو - یوچی , موضوع چیه؟

چیزی نیست

دیر شده . من هم یخورده خسته ام

شما دوتا میتونین خوش باشین

عمو , ما هم می ریم

باشه برو

موضوع چیه؟ سردته؟

نه نیست

راستی , اهدا کننده کبدِ پدرت

چرا درباره اش حرفی نزدی ؟ اون کیه؟

چرا میپرسی؟

نگران سلامتی پدرتم

بخاطر پدرت

داره کبد خودش هم میده , پس باید آدم خوبی باشه

حالا ,اهدا کننده زنه یا مرد

چند سالشه ؟ خوش قیافه است؟

من هم نمیدونم

امکان نداره. اون نجات دهنده خانواده اته

چطور میتونی درباره اش چیزی ندونی؟

چطوره برای شام دعوتش کنیم و ازش تشکر کنیم؟

... میگم . راستش

یوچی , من زودتر میرم تا مراقب پدرم باشم

یه وقت دیگه ناهار بخوریم

آقای لین چه تصادفی که شما رو اینجا میبینم؟

میتونید کمکم کنید؟

- بیا بیرون - شیانگ جون چیکار میکنی؟

لطفاً برسونیدش خونه . من دارم میرم پدرم ُ ببینم

ممنون

شیانگ جون ؟ چرا هر دفعه که همدیگه رو میبینیم منو ول میکنی؟

هوی

خانم لیانگ . خیلی وقته ندیدمتون . سوار شید

وقتی قرارداد می بستیم نبود که همدیگه رو دیدیم؟

چند وقت پیش بود؟

اون موقع , کنار یه نفر دیگه بودی

بهش هم خیره شده بودی

فکر کنم منو ندیدی

الان داری , حسودی میکنی؟

من حسودی میکنم؟ شوخی میکنی؟

باشه .میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟

حرف بزن

لی جونگ مو پسر عمو شیانگه؟

میخوای بدونی ؟ چرا از شیانگ جون نمی پرسی؟

پرسیدم . اما چیزی به من نمیگه

من هم نمیگم

کی دلش میخواد درباره مسائل شخصی رئیسش حرف بزنه؟

یعنی نمیتونی بگی؟

- به کسی نمیگم چی گفتی - نمیدونم

چیزی نمیگم

حتی اگه نگی هم من جوابُ میدونم

لی جونگ مو پسرِ رئیس شیانگه

تو خیلی باهوشی

من خیلی باهوشم

نمیخوای جواب سئوالمُ بدی

اگه اشتباه کرده بودم , حتماً میگفتی دیوونه ام

دیوونه شدی؟

دیر شده . من دیگه میدونم

باشه . بذار بگیم تو باهوشی

خوب . اگه میخوای باهوش تر باشی

باید مردمُ خوب ببینی و دوستاتُ هم با دقت انتخاب کنی

میتونم مردم اطرافمُ خیلی خوب ببینم

من لنز میزنم

دیگه وقتی مست میکنی دنبال من نگرد

داره آرایش میکنه . زود آماده میشه

ببخشید , ماندی اینجاست؟

اون داره آرایش میکنه

تنهامون بذار

خیلی وقته ازت خبرندارم

این فیلمُ بعد از اون آخری قبول کردم

کارگردانش خوبه و سرمایه گذاراش هم ثروتمندن

با هنرپیشه اصلی هم آشنام

بدست آوردن یه همچین فرصتی کم پیش میاد

من هم تصمیم گرفتم روی نقشم تمرکز کنم

دیگه حالت چطوره؟

همه میگن من بچه ام

میخوام خوب بازی کنم

که خودمو نشون بدم

نقش ملکه ای که بازی میکنی خیلی کشته مرده داره

تو با این ظاهر دوستش نداری

یه لطفی در حقم بکن

به اون ربط داره؟

این چند روز گذشته من هیچ ارتباطی با دنیا نداشتم

من خودمو منزوی کردم که یکمی ذهنمُ آروم کنم

و خیلی چیزا رو بفهمم

مردهای بهتر از لی جونگ مو هم وجود دارن

من باید فراموشش کنم و روی پایِ خودم باشم

اگه اینطوری فکر کنی , من خیلی خوشحال میشم

حتی اگه دیگه اونو دوست نداشته باشی هم

شما خیلی وقته که همدیگه رو میشناسین

اون بزودی یه جراحی داره

اگه وقت داری برو به دیدنش

این بیمارستانیه که اون توشه

من زودتر میرم

یادت باشه منو برای پیش نمایش فیلم دعوت کنی

چرا اینو به من گفتی؟

چون داره این جراحی رو برای پدر من انجام میده

من باید کارهای خوب هم انجام بدم

- تونگ تون - بابا جون

بابا , این چیه پوشیدی؟

یخورده عجیب میزنه

لباسهای یه آدم مریضُ پوشیدم . خوب بنظر میام ؟

آره بابا , کِی میای خونه؟

خیلی دلم میخواد منو ببری بیرون بازی کنم

تونگ تون باید خوب باشی و به حرف معلمت گوش کنی

غذاتو سر وقت میخوری؟ با کسی دعوا نمیکنی؟

مامان . شما زنها خیلی پردردسرین

تُنگ تون . این چه حرفیه؟

عمو جیان دونگ . اون گفت زنها خیلی دردسرسازن

جیان دونگ هنوز نرفته آفریقا؟

چرا اجازه میدین عمو جیان دونگ بره آفریقا؟

اون گفت میخواد ورق بازی رو یادم بده

تونگ تون . عمو جیانگ دونگ نگفت که مشروب خوردن یادت میده؟

تونگ تون بهت میگم

تو بچه ای . نباید این چیزها رو یاد بگیری

باشه , زودتر برو بخواب

بابا فردا سرش شلوغه . باید زود بخوابه

زود بخواب , باشه؟

باشه . بابا , مامان شب بخیر . بابا موفق باشی

این لین جیان دونگ چشه؟

اون روی تونگ تون اثر میذاره . کِی اونو منتقل میکنی؟

اون برام خیلی مُهمه

یعنی مهم تر از زنته؟

باید درباره اش فکر کنم

هنوز هم باید درباره اش فکرکنی؟

- تو نگران منی؟ - نه

...راستشُ به من بگو . وگرنه

احمق .اتفاقی برای من نمی افته

بیا تو

عمو

میتونم بیام تو

معلومه که میتونی

چرا هنوز تا این ساعت نخوابیدین؟

وو تونگ . میتونم تنهایی با جونگمو حرف بزنم؟

بله . داشتم می رفتم بیرون یه چیزایی بخرم ممنون

من قبلاً با ووتونگ حرف زدم

میدونم

نمیخوام تو و برادرت بیشتر از این

سر عشق وعاشقی با هم دعواتون بشه

Loving Never Forgetting (Lian lian bu wang / 恋恋不忘) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Loving Never Forgetting (Lian lian bu wang / 恋恋不忘)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left