The first 200 lines.
.در سال 2048 دانش و فناوري به جايگاه رفيع و غيرقابل کنترلي رسيد
.اسلحه و داروهاي ناشناخته کوچهها و مدارس را در برگرفت
.کالاهاي قاچاق به صورت عمده توسط گروههاي جنايتکار پخش شد
.و آمار جنايت به صورت حيرت انگيزي 400 درصد افزايش پيدا کرد
از همين رو قانون استراتژي جديدي را در پيش گرفت:
هر افسر پليس بايد توسط يه مدل ربات هوشمند جنگي همراهي بشه.
ترجمه و زيرنويس نويـــــد (Dark Assassin) نـــــيما
!يه نفر تو کمينه
!جان، لعنت بهشون
!تير خوردم! افتادم
!"پلهام" - !به سمت چپ -
.پلهام تير خورده
!ازت ميخوام تا همراهيم کني
.نميدونيم که چند تا مظنون اون تو هست
...يه زندگي رو به خاطر يه زندگي ديگه به خطر ميندازي - !خفه شو -
!همراهم بيا! حرکت کن
.هي، رفيق .پس اوضاع خوب نيست
.نه، نيست !هميشه ميتونه بدتر هم باشه
.الآن داره بدتر ميشه
!اونا منتظر ما هستن، جان
از کجا فهميدن که ما داشتيم ميومديم؟
چطور فهميدن؟
!شبه پليس - از کجا دونستن؟ -
!از اينجا ميريم بيرون .زخمش رو بررسي کن
،فشار خون داره مياد پايين
.شريانهاي حياتي پاره شدند
.کاري نميشه کرد، قربان
.ما از اينجا ميريم بيرون
.اونقدر ازش خون ميره تا بميره
!قبل از اينکه از اينجا ببريش بيرون - !خفه شو -
!بهمون پشتيباني بده! داريم از اينجا ميريم - .نميتونم اينکارو کنم -
.از لحاظ آماري بقيه شانس زنده موندن بيشتري دارن
.بايد از اونا محافظت کنم
پيش همکارت ميموني؟
!تو همينجا ميموني لعنتي
!هي! برگرد اينجا
.زود باش
بهم بگو چي به خاطر مياري؟
..اين دفعه
...تماس راديويي از پلهام رو
.يادم اومد
!همکارت
!آره - .اما چيز بيشتري يادم نيومد -
.هنوزم نميتونم تمام جزئيات رو به خاطر بيارم
.ميخوام دوباره برم
.امشب پيشرفت خوبي داشتي، جان
...تو براي 17 ماه
تو کما بودي، درسته؟
...در اصل نبايد چنين کاري رو تا يک سال بعد از
.هوشياريت انجام بديم
.آره
..خب، در اصل
..تو يه دکتر بدون جوازي که از
.بازارسياه پزشکي کارشو ياد گرفته
.خب، آره
،اگه بخواي ميتوني منو بندازي زندان
.اما... من از روي محبت به عنوان مريضم پذيرفتمت
.وقتي که ديدمت مثل يه مرد بيچاره بودي
و الآن؟
.الآن هم... مثل يه مرد نااميدي
،جان، ميدونم که گفتي
.اطرفيانت ناپديد شدن
،اما با وجود تمام تلاش من
.تو نميتوني اونا رو به ياد بياري
...خيلي از مردم ميان تا باز ياد آوري کنند
.اونا ميخوان تا چيزاي خوب رو به خاطر بيارن
چرا فراموششون نميکني؟
.دو سال گذشته
...ميدوني
.اونا گروهمو کشتن
.دوستامو
.و بدون اين درمان، نميتونم هيچي رو به خاطر بيارم
.اين دفعه يه چيز ديگه رو هم به ياد آوردم
.دوست دختر سابقم
.آنا
.تو آپارتمان من بوديم
.عجيبه
...من
.دفعه بعد بهتر تنظيمش ميکنم
!خون دماغ شدي
.کارآگاه
حالتون خوبه؟
.آره
شبه پليستون کجاست؟
.در حال انجام وظيفه نيستم
همراه خودت کجاست؟ - .داره با يه شاهد حرف ميزنه -
.افرادي يه ساعت پيش از ديوار رد شدن
.ايمن رانندگي کنيد
.باشه، همينطوره
.پيغام 738 روز پيش ذخيره شده
.سلام، عزيزم
..خب، ميدونم که ممکنه هنوز خوابيده باشي، اما
...جان، آفتاب داره طلوع ميکنه
.و اين زيباتريم چيزيه که تا به حال ديدم
.ببين
.پدرت عاشق اينجا بود
.اوه، واسه برگشتن پيشت لحظه شماري ميکنم
..ميدونم که بايد يه هفته صبر کنم، اما
...چيزي که واقعا ميخوام
.اينه که اينجا پيشم باشي
.صبح بخير - .صبح بخير -
داري مياي؟ - .يادمه که گفتم آمادهام -
.فقط يه روز ديگه بهم فرصت بده
.نه. همين الآنش هم يه روز اضافي بهت فرصت دادم
...و يه روز ديگه و يه روز ديگه
.وقتشه، جان
جان؟
،همين الآن گزارش يه سرقت مسلحانهي هماهنگ شده
.در کلوين جنوبي رو دريافت کردم
.به نظر مياد "اينسينديکيت" بودن
اينسينديکيت؟
.خيلي خب
.ميام
.کاليبراسيون جسم مصنوعي نيمه تمام ماند
.کاليبراسيون جسم مصنوعي نيمه تمام ماند
...کاليبراسيون جسم مصنوعي نيمه تمام ماند
.نميتونم به سيستم دسترسي پيدا کنم تو ميتوني؟
.ميتونم - .من نميتونم. بيرون از سيستمم -
.تمام پروندههام قفل شده
.به نظر مياد، مارتينز داره دوباره باهات صميمي ميشه
،قرار بر اين بوده که آتش بس کنيم
.پس، اگه اين حقيقت داشته باشه، ميکشمش
.خب، يه امکان ديگه هم وجود داره
،دوباره رمزت رو يادت رفت
کارآگاه "وُگل"؟
.اونقدرا هم براي کسي که 2 سال خوابيده، بد نيست
.اينو نگفتم
اون برام ضعيف به نظر مياد.
،ريچارد
.ميدونم که برات آسون نيست، کرم نريز
.سازمان بدون اون تونسته به خوبي از پس امور بربياد
مشکلت با کنکس چيه؟
...ازم نخواه که برات داستان تعريف کنم .خسته ميشي
.و شديدا حسوديت ميشه
.ببين، دليلي نداره تا بهش حسودي کنم
،کنکس اون حمله رو رهبري کرد
تمام "اينتل"ها رو کنترل ميکرد و .تيمش و در کمين نگه ميداشت
!همه به جز کسي که مسئول بود، يعني "کنکس" کشته شدن
.بايد خلع درجه ميشد
!ريچارد
.اون دووم نمياره
.وايسا و نگاه کن
.جان کنکس، شناسايي تکميل شد
.ممنون
،کارآگاه کنکس
.من 785 هستم، من به عنوان شبه پليس شما تعيين شدم
.ميدونم که روز اوليه که برگشتيد
... فقط ازتون ميخوام تا براي ماموريت تا جايي که
.براتون ممکنه، سازگار باشيد
..اومدم اينجا تا بگم من با
.هيچکدوم از اونا رانندگي نميکنم
.همکار انسان واسه پدرم به حد کافي خوب بود
.به حد کافي براي من هم خوبه
،از آخرين باري که اينجا بودي
.داشتن همکار شبه پليس براي همه اجباري شده
سر اين آييننامه قرار نيست باهات بجنگم، مگه نه؟
.اين کارو نميکنم - !به جهنم -
نظرات "تيلدن" در مورد خودت رو خوندي؟
.و به هر حال، اون يه روانشناس خيلي تواناست
."کنکس هيچوقت نبايد به خدمت برگرده"
.هيچوقت؟ واي، اين که مدت زياديه - ...کنکس داره -
،افسردگي شديدي رو تحمل ميکنه، بيماري روحي
"PTSD" و "OCD" ضربهها و حملههاي عصبي از نوع"
."و عدم پذيرش بخش مصنوعي بدنش
.خب، بخش آخرش حقيقت داره
...گوش کن، تو از بيشتر از من در مورد دونستن
.اينکه "اينسينديکيت" چطوري متوجه حمله شدن، نااميدي
.اگه در کنار هم کار کنيم، از پسش برميايم
.اين اتفاق چند ساعت پيش رخ داده
هدف دزدي يه کاميون مسلحي بوده که داشته .لوازم پژوهش زيستي رو حمل ميکرده
،اگه اين وابسته با "اينسينديکت" باشه
.ممکنه کمکون کنه که بيشتر در موردشون بدونيم
چه نوع ارتباطي؟
.از نبض سهمي براي متوقف کردن حامل استفاده شده
.بعد از اون کمين ديگه نديده بودمش
.خب، حتما به نطر شبيه "اينسينديکيت" مياد
گزارش فهرست اموال؟ - .هنوز به دستمون نرسيده -
،هر چي که ميخواستن
.براي به دست آوردنش 4 تا مامور محافظ رو کشتن
.يکي از سارقين شناسايي شده
.توي شهرستاني در حال درمان بوده
جان؟
ارتباط بين ما و اينسينديکيتها رو حفظ کن، باشه؟
فکر ميکني يکي از سازمان باهاشون کار ميکنه؟
.تو تنهاي کسي هستي که اينجا بهش اطمينان دارم
.خيلي خب
.آمارشو در ميارم
.يه چيز ديگه
.با شبه پليست ملايم باش
.بيا
،کاميون به يه آزمايشگاه خصوصي تعلق داشته که توسط "آمني" اداره ميشده
.به صورت تخصصي تحقيق ميکنه "DNA" شرکتي که روي
..طبق گفتههاي مدير، اونا داشتن
رو "DNA" يه نوع داروي ترکيبي برنامهريزي .منتقل ميکردن
!کارآگاه .والاري استال
!جان کنکس
.از ديدنتون خوشبختم - !همچنين -
!خيلي خب
برنامه ريزي شده چي گيرت اومد؟ "DNA" خب بهم بگو از اين
..ميتونه ازش به عنوان فعالکننده و بالا برندهي
No comments yet. Be the first to leave one.