The first 200 lines.
چند روزه که اينجا منتظره
منطقه کنترل شده داعش" "يک سال پيش
بهش ميگن "القاتل"
درست مثل داعش، خيلي بيرحم
بهترينه
کشتن کافرها تنها هدف زندگيشه
چند وقته داره براي داعش بمبهاي شيميايي درست ميکنه
...فکر نميکنم
داعش اجازه بده همچين سرباز به درد بخوري ازشون جدا شه
هرگز
به همين خاطر بايد از اونجا بياريمش بيرون
...و اونوقت، با کمک افرادت
ميتونه وارد هند بشه
ميشه ترتيبش رو داد
داعش داره جنگ رو ميبازه
هر کاري کنن نميتونن پيروز بشن
حداکثر تا يه سال ديگه ميتونن مقاومت کنن
نبايد بذاريم همچين فرد توانايي از دست بره
به جاي اينکه بذاريم گلوله بخوره يا تيکه تيکه بشه، ميتونيم ازش استفاده کنيم
السلام عليکم
و عليکم السلام
!تروريستها با اين ملت چيکار کردن
حتي جهنم هم از اين بهتره
و از اين آدمها دستور ميگيري؟
فقط از دستورات "اون بالايي" پيروي ميکنم
اون!؟
يا "اوني" که بهت دلار آمريکايي ميده؟
داداش فيضان
السلام عليکم - السلام عليکم و رحمه الله -
با اين آقايون آشنا شو
ايشون محافظ و دوست عزيزم سرگرد سمير هستن
براي داعش کار ميکنه و از پاکستان براي ملاقات شما اومده
السلام عليکم، سمير - و عليکم السلام -
خيلي راجع به شما شنيدم
القاتل، درسته؟ - داداش سمير -
من براي کارم برند نميذارم
اين مسجد شيعه استانبول نيست!؟
...دور و بر سال 2016 بود که - دقيقاً 270 نفر مردن -
بزرگترين حمله شيميايي در ده سال گذشته
از گازهاي اعصاب که داعش از سوريه دزديده بود استفاده کردين درسته؟
اونم بود و چيزهاي ديگه
خودم درجه بمبها رو دستکاري کردم
تا خسارت رو به حداکثر برسونم
اگه انفجار بزرگتر بود
ساختمونها تخريب ميشدن
جسدها همه جا پخش ميشدن
خبر همه شبکههاي تلويزيون ميشد
بايد خسارت بيشتري به بار ميوورد
ببخشيد، فيضان
خرابي که بود
دقيقاً 270 جسد
من به خاطر اينکه تو تلويزيون نشونم بدن کار نميکنم
ميخواستم بيشترين تعداد از بيايمانها رو بکشم
داداش فيضان
لطفاً ما رو ببخشيد
چي؟
يه ماموريت برات دارم
يه ماموريت خيلي ويژه
ماموريت ذوالفقار
سالوني
بعد از اين همه سال
آره
ناگالند
...انگار خيلي ساله
گذشته
منم فکر نميکردم دوباره همديگه رو ببينيم
منم فکر نميکردم
حالا تو معاون کمسير من هستي
اين اذيتت ميکنه؟ - چي؟ -
چرا بايد اذيتم کنه؟ خيلي خوشحالم دوباره ميبينمت
هنوزم همونطور هستي
ولي تو پير شدي
...خب
چيز چطوره...؟ - کي؟ -
...چيز
هممم - شوهرت ديگه -
حتي اسمش رو هم نميدوني
!بيخيال
من که همش اسمش رو ذکر نميگم
و با هم در تماس نبوديم
پس داري ميگي من بودم که ازت خبري نگرفتم!؟
...نه بابا. ميگم که
خيلي خوبه ديدمت
بعد از اين همه سال
بيخيال، بگو ديگه. اسمش چيه؟
..اسم اون مرد خوشبخت که
با علياحضرت بانو ازدواج کردن، چيه؟
!هيچ کوفتي بهت نميگم
!دنبالم بيا
!البته
هميشه خدا کارم همين بوده
پس، اينه؟
اداره مرکزي تو جامو ئه. اينجا موقتيه
اون ميز مال تو - باشه -
و گوش کن، ريکانت لازم نيست هيچ کاري بکني
!فقط سعي کن تو دست و پاي ما نباشي
لطفاً، دوباره مثل بمبئي خرابکاري نکن
!شرمنده
شايد يکم زياده روي کردم
آره کردي
خيلي خب، بشين
ممنون. سالوني؟
ميخواستم يه چيزي ازت بپرسم
چيزي درباره ماموريت ذوالفقار شنيدي؟
ذوالفقار؟
نه
يه مرد جوون هست
که تازه به کشمير اومده
کسي نميدونه چه شکليه يا کجا اقامت داره
...ولي اين رو ميدونيم که
يکي از عوامل اصلي ماموريت ذوالفقار اونه
!اوه
واسه همين اومدي اينجا؟
پس اين پُست تنبيهي نيست؟
نه، پست تنبيهي که هست
ولي ازم خواستن در کنارش اين کار رو هم بکنم
کولکارني فرستادتت؟
خيلي خب، بذار از اطلاعات ارتش بپرسم که چيزي ميدونن يا نه
برميگردم پيشت- ممنون-
خواهش ميکنم- ميتونيم با هم ناهار بخوريم؟-
به هيچ وجه
امکانش هست، دکتر
که خودش رو کشته باشه؟- فکر نميکنم-
دليل مرگش ايست قلبي بوده
ولي يکم مشکوک به نظر مياد
چطور مگه؟- چون-
به اندامهاي داخليش آسيب وارد شده بود
ولي داشت خوب ميشد ميزان هوشياريش 11 بوده
يعني ميگين 11 خوب بوده؟- آره-
وقتي اومد 5 بوده
پس 11 خوبه
برگه رو نشونم بده - بله -
طبق گزارشات وضعيتش کاملاً نرمال بوده
شماها تو عملکرد قلبش چيز مشکوکي نديدين؟
نه، قربان. بيمار بر اثر آريتمي قلب مرده
ولي نميتونيم علتش رو پيدا کنيم
شما ديروز متوجه چيز غيرعادي يا عجيبي نشدين؟
نه، قربان. تمام علائم حياتي خوب بودن
و شما؟
اسمت چيه؟
مري- متوجه چيزي نشدي؟-
نه، قربان
دکتر پاتل، تمام افرادي که به بخش محافظت شده دسترسي داشتن
تا تموم شدن تحقيقات نميتونن شهر رو ترک کنن
حتماً
بازم فکر کن، تالپاده مطمئني چيز عجيبي نبوده؟
نميدونم
اگر هم کاري کردن، چطور تونستن آخه؟
يه نفر بايد يه چيزي ميديد ديگه
همه چيز اينجا پاکـه - همينه که مشکوکه -
بزرگترين سرنخ ما به ذوالفقار
از کما مياد بيرون و يهويي ميميره
!و هيچ خري هم نميدونه چطوري
گزارشات پزشکيش رو برام بفرست
باشه
...راستي، شارما بعد از
مرگ آصف، تعداد محافظ هارو کم ميکنه
اين شارماي بيشعور عقلش رو از دست داده؟
..يه کاري بکن. به پاشا بگو- پاشا از کار معلق شده-
تو که ديگه نميتوني روي اين پرونده کار کني منم هر کاري از دستم بربياد ميکنم
و آصف هم دوستِ ما نبود
يه تروريست جنايتکار بود
يکي از اون عوضيهاي ذوالفقار به درک واصل شد
اين خبر خوبي براي ماست، تيواري
نميدونم رفيق. نميدونم
منظورت چيه؟ - تالپاده دارم بهت ميگم -
يه جاي کار ميلنگه
خيلي خب، تا وقتي که يه راه حل دائمي پيدا کنيم
به زيردستهامون ميگم اطراف بيمارستان باشن
خوبه؟ - تالپاده يه کار ديگه هم بکن -
موسي رو به زندان منتقل کنين
باشه - اونجا در امان ميمونه -
باشه
مرکز مبارزه با ترويسم تقريباً تمام محافظهاي امنيتي رو برداشته
ولي موسي هنوز اينجاست
اينجا نبايد بدون محافظ باشه
الان چند تا از افراد مبارزه با تروريسم اينجا هستن؟
فقط دو تا
ولي نميتونيم فقط روي اونا حساب کنيم
شماها اينجا باشين و گوش به زنگ بمونين
اگه لازم شد، نوبتي وايسين
تا وقتي که اون موسي عوضي اينجاست
مسئوليت محافظت ازش به عهده ماست
من ميرم حکم زندان موسي رو بگيرم
ميخوام هر نيم ساعت من رو در جريان بذارين
فهميدين؟ برميگردم
سلام سوچي- سلام-
خوش اومدي
فکر کردم آدرس دفترت رو بهم دادي
وقتي بهمون بودجه بدن، دفتر هم ميگيريم
تا اون موقع، اين کافي شاپ دفتر ماست
کلِ تيمـتون اينجا ميشينن؟- مشکلي نيست-
فکر کن اومدي کافي شاپ خودت
بيا، بيا
نيکيل؟ سوچيترا
سلام خوش اومدي- سلام-
بعداً باهاتون حرف ميزنم - حتماً -
بچهها؟ ايشون سوچيترا هستن
و معاون قسمت بازاريابي شرکت مونه
سلام کنين- سلام-
No comments yet. Be the first to leave one.