The first 200 lines.
ساعت 4:00 بعدازظهر
،خلبان هواپیما صحبت میکنه .آمادهی فرود باشین، مچکرم
.به بانکوک خوش اومدین .امیدواریم از اقامتتون لذت ببرین
.ممنونم
.نفر بعد
.ایستگاه بعدی، راچاپرارُپ
.عصر بخیر، آقا .امیدوارم خیلی معطل نشده باشی
.اوه، نه اصلا. کاملا سر وقت رسیدی .در واقع، خیلی هم خوبه
" شبی در بانکوک "
.امیدوارم چُرت خوبی زده باشین
آب میخوای؟ - ...آه -
.مرسی - .خواهش میکنم -
.در مورد ترافیک شوخی نمیکردی
،شاید باورت نشه .ولی من انتظار بدتر از اینو داشتم
.الان دیگه تقریبا نزدیکیم
.ممنونم
.اوه... مرسی
.اکثر آدمها میندازنش یه گوشه
.اکثر آدما، بیملاحظهان
.ماشینت خیلی تر و تمیزه
.حتما شغلت رو خیلی دوست داری
.خب، کارش حلاله
.تازه، میتونم ساعت کاریمو خودم انتخاب کنم
.و میتونم با آدمهای جالب زیادی آشنا بشم
شب رانندگی کردن رو دوست داری؟ - .من شبها وقت بیشتری دارم -
یه وقت خطرناک نیست؟
.ممکنه باشه ولی تا حالا شانس باهام یار بوده
به علاوه، این برنامه بهم میگه که .کجا منو میخوان و کجا دارم میرم
.بنابراین مشکلی نیست
.شما زن خیلی زیبایی هستی .حتما همیشه بهت پیشنهاد بیشرمانه میدن
.اگه اینکار رو نکنن، نگران میشم
من همینجور سنم داره میره بالا، میدونی؟
با این حساب، متاهل نیستی؟
.نه - میشه بپرسم... چرا؟ -
.هیچوقت فرصتش برام پیش نیومد
.یه برادر دارم که بیماری اِم اِس داره
.ده سال پیش بیماریش تشخیص داده شد
.الان 25 سالشه
.اون همهچیزِ منه
.مطمئنم همینطوره
،و مطمئنم که هرکاری که بتونی .از دستت برمیاد
.آره
..فقط مساله اینه که توی این یکسالی که گذشته
.وضعیتش بدتر شده
.آره
.اِم اِس همین بلا رو سر آدم میاره
،خیلی از آدمایی که به این بیماری مبتلا هستن
مایل هستن بیشتر از اون چیزی که .انتظارشو میره، زندگی کنن
تو یه دکتری؟
.نه
.اما خیلی وقت پیش، پزشک ارتش بودم
.دربارهی خیلی چیزا یکمی بلدم
همه کارهای، هان؟
.و هیچکارهام، درسته
.انگلیسیت خیلی خوبه - .خب، ممنونم -
توی دانشگاه زبان خوندم که خیلی وقت پیش بوده
خب، اگه در مورد ریش سفیدم چیزی نگی .منم دربارهی سنات حرفی نمیزنم
من فیلم هم زیاد نگاه میکنم و همینطور .از یوتیوب زیاد استفاده میکنم
.اینجوریه که زبان رو تمرین میکنم
اما هنوزم احساس میکنم که دایره لغاتام .زیاد خوب نیس
.خب، به نظر من که زبانت خیلی هم عالیه
،تازه، تو تایلندی هستی .نیازی نیست حتما انگلیسی عالی صحبت کنی
.راستش من دو رگهام .بابام اهل انگلیسه
.اما اینجا بزرگ شدم و کل زندگیم همینجا بودم
کی میدونه، میدونی چی میگم؟
شاید یه روز برم توی یه کشوری زندگی کنم
که فقط انگلیسی صحبت میکنن و دیگه خبری از .زبان تایلندی نیست
.خب، ساختمون اداره همین روبرومونه
میشه منو جلوش پیاده کنی؟ - .اوهوم -
.خیلی خب، رسیدیم
.اسم من کاییـئه
.توی زبان هاوایی به معنی دریا هستش
.اوه، چقدر قشنگ اهل هاوایی هستی؟
.آره
.اسم من فها هست .به زبان تایلندی یعنی آسمون
.از دیدنت خوشحالم
.منم از دیدنت خوشحالم، فها
کسب و کارت امشب چطور بوده؟
.تو اولین مشتریم هستی .من تازه شیفتم رو شروع کردم
...اگه اشکالی نداره بپرسمت - اوهوم؟ -
یه شب جمعهی معمولی درآمدت چقدره؟
یه شب معمولی 1500 بات درمیارم و اگه شب خوبی باشه، 2000 بات
میشه 60 دلار؟
.آره، فکر کنم همینقدر
.یه پیشنهادی برات دارم
اگه تصمیم بگیری که پیشنهادمو قبول کنی .باید اون برنامه رو خاموش کنی
.باشه
من باید چهار جای دیگه هم بعد از این یکی برم .همشون داخل شهرن
.هزار دلار بیعانه بهت میدم
هر موقع خواستی میتونی انصراف بدی .و پول رو بگیری
،اما اگر تصمیم بگیری که تا آخرش باهام بمونی
.من 5000هزار دلار نقد بهت میدم
.تو مجبور نیستی کاری انجام بدی
حتی نمیخواد از ماشین پیاده بشی .مگر اینکه خودت بخوای
.من فقط ازت میخوام رانندهام باشی
.من باید برم بالا و با یه وکیل حرف بزنم .همینجا منتظرم بمون
.وقتی برگشتم، به هر سوالی که داری جواب میدم
باشه؟
.مچکرم
.بزار آخرش ازم تشکر کن
ساعت 9:39 شب
.سلام
آقای کایی کاهاله نوع درخواست: مشاوره
.طبقهی 43اوم - .ممنونم -
.خواهش میکنم
.عصر بخیر آقای کاهاله - .عصر بخیر
پروازتون چطور بود؟ - .سریع بود -
.خیلی هم خوب .خانوم چا چا الان منتظرتونه
.ممنونم
.به بانکوک خوش اومدین آقای باهاله
خیلی ازتون ممنونم، خون چا چا .متاسفم از اینکه معطلتون کردم
.اصلا اشکالی نداره. لطفا بفرمایید بشینید - .مرسی -
.ادارهی قشنگی دارین
،انگاری کارتون حسابی براتون گرفته .خصوصا اینکه خیلی هم جوون هستین
.بله درسته
.خب لطفا بهم بگین چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟
،پشت تلفن یکمی مبهم حرف میزدین
یه چیزایی درمورد یه تصادف .و عضوی از یه خونواده میگفتین
.بله
راستش، قضیه فقط درمورد یه عضو از خونواده .نیست، بلکه موضوع، کل اون خونوادست
.بزارین یه چیزی بهتون نشون بدم
.ممنونم، خانوم چا چا .فردا میبینمتون
.بازم از اینکه منتظرم موندین ازتون ممنونم - .هیچ اشکالی نداره -
همه چیز خوب پیش رفت؟
.بله خیلی خوب - .خوبه -
فردا حدود ساعت 4 بعدازظهر برمیگردم .که جزییات رو پیگیری کنم
خیلی خب
میشه لطفا یه لطف کوچیک در حقم کنین؟ - .بله البته -
.یه ذره غیرعادیه
اه... میشه لطفا زنگ بزنین یه تاکسی که مخصوصا صورتی رنگ باشه، بیاد؟
.میدونم احمقانهست
،ولی توی فرودگاه یه عالمه تاکسی صورتی دیدم
و با اینکه این همه مسافرت رفتم، هیچوقت سوار .یه دونه ازشون هم نشدم
.حتما، آره - .باشه ممنونم -
حالا، لطفا بهشون بگو که توی مسیر :دو جا توقف دارم
یکیشون پیش یه سوپرمارکته که 24 ساعته بازه
،و یکی دیگشون هم جلوی هتلام .که اسم هتل میلنیوم هست
.باشه، هیچ مشکلی نیست
.شاید یه 10 دقیقهای طول بکشه
...میخواین همینجا منتظر بمونین؟ یا
.آه، راستش ترجیح میدم بیرون منتظر بمونم - .باشه -
اوم، فکر کنم خوب باشه یکم از هوای تازه .و غیر تهویهای استفاده کنم
.آره، باشه. عالیه - .بازم ازتون ممنونم -
.عصر خوبی داشته باشین
.مچکرم
.اوه خدای من. منو ترسوندی
.ببخشید، تو باید درها رو قفل کنی
همه چیز خوب پیش رقت؟
.وکیل خیلی باهام همکاری کرد - ...خب -
.من از وکیلها خوشم نمیاد
.عیب نداره، منم خوشم نمیاد
خب، حالا کجا بریم؟
.لطفا برو ایستگاه پلیس تونگلور
.میدونم، اول پیش وکیل رفتم حالا پیش پلیس
اوهوم. توی دردسر افتادی؟
.نه، اونجوری نیست که فکر میکنی
وکیل و افسر پلیس اخیرا روی یه پروندهای ،کار میکردن
.که دخترم و خونوادش رو درگیر کرده
.من اومدم اینجا تا مزدشون رو بدم
.حدود ساعت 11 میرسیم اونجا
اونوقت میتونی بری به دیدنشون؟
.مطمئنم مشکلی نخواهد بود
.بابا تو چقدر راحت خوابت میبره
هر نوع وسیلهی در حال حرکتی باعث میشه .اینجور بشم
.فکر کنم حرکت و تکون خوردن رو دوست دارم
وقتی رانندگی نمیکنی یا از برادرت ،مراقبت نمیکنی
دوست داری چه کاری انجام بدی؟
.نمیدونم
واقعا اونقدرا وقت واسه انجام کار دیگهای .ندارم
.حتما یه کاری هست که خوشت بیاد
خب، خودت از چی خوشت میاد؟
.ماهیگیری .من ماهیگیری رو دوست دارم
ماهیگیری؟ - .آره -
.ماهیگیری که خیلی خسته کننده به نظر میاد
تا حالا امتحانش کردی؟
،نه اما میدونم چیه .و به نظرم کار خسته کنندهایه
.ماهیها مثل آدما هستن
مثل آدما؟ - .آره -
چطور؟
خب ...ماهیهایی هستن که
.خیلی خنگن و راحت میشه اونا رو تور کرد
،بقیشون خیلی باهوشن
.و تور کردنشون سختتره
و یه سریهاشون هم که از نوع نایاب ،و خطرناک هستن
.که میتونن بهت آسیب بزنن یا حتی بکشنت
.راستش برای من آرامشبخشه .ماهیگیری رو میگم
برام مهم نیست که بتونم ماهیایی .تور کنم یا نه
...فقط لذت میبرم از اینکه روی ساحل بایستم
...و تلاطم امواج رو ببینم
...صدای برخوردشون با شنهای ساحل رو بشنوم
...نسیم گرمی که به صورتم میخوره رو حس کنم
...بوی نمک دریا
.و عطر گلها که توی هوا پخش شده رو بفهمم
.من اینجوری ماهی میگیرم
.پدربزرگم اینا رو بهم یاد داد
.این همون کاریه که خوشم میاد
.انجام دادنش برام مثل بهشت میمونه
.به نظر میاد خیلی آرامشبخشه
.باید امتحانش کنی
.شاید یه روزی اینکارو کنم
No comments yet. Be the first to leave one.