The first 200 lines.
این زیرنویس به سفارشِ کافه سینما (ستاره آبی) ساخته شده و کاملا رایگان میباشد
هر گونه انتشار به نامِ (شخص) و یا فروشِ این زیرنویس مورد دارد و ناشر راضی نیست
- هی جر، جری رایان... خوشحالم تونستی بیای - از دیدنت خوشوقتم، اسکار
اصلاً فکر نمیکردم ببینمت
بعد از یه ماه حس کردم باید حتماً یه چهره آشنا ببینم
- میبینم که هنوز نقاشی میکنی - آره، خیلی هم خوب نقاشی میکنم
جری، تا حالا فکر کردی
،اگه نبراسکا میموندم چه بلایی سر استعدادم میومد؟
نیویورک زندگیمو نجات داد حالا با تمام وجودم نقاشی میکنم
- یه چیز کاملاً... - اسکار!
حواست به ماکارونی ها باشه، به هم میچسبن..!
مهم نیست بابا! بیا اینجا
سوفی، این جری رایانه، از هم محله ایهای قدیمی
مهم نیست؟؟ از دیدنت خوشبختم جری
تو دوست قدیمیش هستی بهش بگو حواسش به ماکارونی ها باشه
- برو اسکار، من همینجام - جایی نرو، الان میام
برو نشیدنی بخور و با بقیه آشنا شو
آیا هدف هنر ارتباطه؟ جوابم رو بده آره یا نه؟
ببخشید، خیلی عذر میخوام
نحوه سؤال پرسیدنت کل شخصیتتو نشون میده یه آدم متعصب!
... باید به توافق برسیم بداهه گویی های منو که دیدی
انگیزه بخشیم مشخص نبود؟
راستش یه کم دو گانگی توش حس کردم
یکی انگیزه تو بود و یکی انگیزه کاراکترت
فکر کردی کی هستی که همش در حال خوردنی؟ راکفلر؟
یه یخچال کوچیکی مثل این کلی سود داره واست
میخوام کمکت کنم، چرا این طوری نگاه میکنی؟ با 5 دلار من پول دار میشم؟
ولی من 5 دلار پولم کمتر میشه، نه؟
هر جا بری، قیمت یه سالاد پنیرکاتیچ چنده؟ حداقل یک دلاره... نه؟
با 20 سنت یه جعبه میخری، میذاریش تو یخچال و کار و کاسبیت میگیره
اگه عقلت سر جاش اومد، بهم زنگ بزن اسمم توی دفتر تلفن هست
گیتل موسکا؛ م و س ک ا، موسکا
فندک داری؟
یه کم بیشتر برای خودت بریز ...اینجا اینطوری نمیخورن
هِکی، میخوام یه چی برات تعریف کنم آخرش با حاله
لعنتی!
الو؟
به درک
لعنتی، لعنتی، لعنتی
- الو؟ بفرمایید - خانم گیتل موسکا؟
- خودمم، شما؟ - جری رایان، دیروز تو پارتی اسکار دیدمتون
- خوب؟ - براتون سیگار روشن کردم
فکر کردی اون پارتی جای من نیست!
آها همونی هستی که کلاه داشت و چیزی نمیگفت
- پس کلی آدم کلاهی و پرحرف میشناسی!
گوش کن، اون یخچالی که میخواستی بفروشی میتونم بیام و نگاهی بهش بندازم؟
دادم به یه عوضی که تا حالا ندیده بودمش سوفی فرستاده بودش
فقط میخواستم از شرش خلاص شم چرا همون دیروز نگفتی؟
برای دیروز حرکت بزرگی بود
امروز تصمیم گرفتم تغییر کنم و زندگی کنم حدودا ده دقیقه پیش!
- برای شروع گفتم بیام پیش تو - آره، ولی دادمش رفت
آره میفهمم ولی گفتم شاید بیام و...
باشه، بازم ممنون
به درک
صبر کن، داره سر میره
کل اجاق و شیر گرفت
بله بفرمایید! الو؟
کسی پشت خطه؟
نه؟ هااا؟
هی!
- الو؟ - سوفی، اسکار اونجاست؟
گیتل تویی؟ آره اینجاست
اون دوستش که کلاه داشت، شمارش چنده؟
خبری شده؟! مورچه تو شلوارته؟
فکر بد نکن! برو ببین اسکار شمارشو داره؟
ببخشید، نمیدونستم اینقدر حساسی یه لحظه صبر کن
گیتل، 9970-5، نوشتی؟
اره، 9970 -نمک نشناس نباش! تشکر کن
ههه، بامزه! پورسانتش و بهت میدم
- بله؟ -گوش کن، داشتم در مورد یخچال فکر میکردم
میتونم ببرمت جایی که یارو زندگی میکنه و بهش یکی دو دلار پیشنهاد بدی
اون مفتی گیرش اومده، شاید قبول کنه نظرت چیه؟
- پشت خطی؟ - مطمئن نیستم
- شمارمو از کجا آوردی؟ - از سوفی، اسکار شمارتو داشت
- خب، راجب یخچال نظرت چیه؟ - فکر نکنم علت تماست یخچال باشه
- هاه؟ - زنگ زدی چون کار بهتری برای انجام دادن نداشتی
همین الان یازده کار مختلف ریخته رو سرم
شاید مختلف باشن ولی بهتر نیستن! اگه خوبن چرا انجامشون نمیدی؟
این بحث ها برای چیه؟ مگه به خاطر یخچال زنگ نزده بودی؟
- نه - خب پس حرفی نمونده، تو زنگ زدی
زنگ زدم چون تو تنهایی داشتم دیوونه میشدم
زنگ زدم با یه نفر از جنسِ ضعیف تر صحبت کنم! یکی که ضعیف تر باشه
خیلیخب، من اینجام، صحبت کن
زنگ زدم برای شام دعوتت کنم و یه نمایش با هم ببینیم
- چرا همون اول نگفتی؟ - نمیدونستم میگی آره یا نه
- میگفتم "حتماً" - حرف منم همینه! الان به مشکل خوردیم
- کدوم نمایشو بریم؟ کجا غذا بخوریم؟ - حالا دیگه نمیگم "حتماً"
فکر نکنم بخوام باهات بیام بیرون خیلی پیچیده به نظر میای
اینجا من دخترم، درسته؟ تو هم مَرده ای
فکراتو بکن، ازم بخواه، بعد من فکرامو میکنم
- یه ماهه دارم فکر میکنم - که منو به شام دعوت کنی؟
نه، که بتونم خودمو از چاه قبلی بکشم بیرون
میدونی، وقتی پات پنج بار بشکنه، اولین قدمو با شک برمیداری
گوشیو قطع کردم چون نمیخواستم بگم "لطفاً کمکم کن"
ببین، با یه نفر قرار دارم احتمالاً تا 6:30 گیر باشم
ساعت 6:45 همدیگه رو می بینیم، چطوره؟
- 6:45 خوبه - غذای چینی دوست داری؟
- آره - یه رستوران هست به اسم پیکاک
تو خیابون چهارم، نزدیک میدون شریدن تو دفتر راهنما هم میتونی پیداش کنی؛ کانتونیزه
- به اندازه کافی خوب شده؟ - چی به اندازه کافی خوب شده؟
- پاتو میگم - نمیدونم، حس میکنم روی مغزم اثر گذاشته
ولی حتماً میام پیکاک، کانتونیز ساعت 6:45، خوبه؟
خوبه
- دیر کردم - آره میدونم
- دفعه بعد سعی میکنم رک نباشم - به این زودی رفتی سراغ قرار بعدی، ها؟
اگه میشه زودتر بیارید تا به نمایش برسیم
- بله خانم - برنج ساده هم بیارید. تو سرخ شده میخوای؟
- نه - دو تا برنج ساده و چای
- بله خانم - برای من اول قهوه بیارید
بله قربان
اهل اینجا نیستی نه؟
- نبراسکا - نبراسکا؟
- نزدیک کالیفرنیاست؟ - نه فکر کنم منظورت نواداست
- اون، نزدیک کالیفرنیاست - توی نیویورک چی کار میکنی؟
بیشتر قدم میزنم، از صبح تا شب
- یکنواخته ولی برای سلامتی خوبه - پس کی میخوابی؟
برای خوابیدن وقت ندارم تا 6:30 کجا گیر بودی؟
ها؟ اوه؛ یه گروه رقصه
رفتم برای لباس هاشون نظر بدم
- نظر دادی؟ - آره، موفق شدم، کارو بهم دادن
به مربی رقص 75 سنت قرض دادم
اما با طراحی لباسا چند دلاری در میارم
- از همین راه امرار معاش میکنی؟ - کم و بیش
بقیشم از بیمه بیکاری میگیرم
شغل تو چیه؟ توی نبراسکا چه کار میکنی؟
- وکیلم - اوه!
- برای کار وکالت اومدی اینجا؟ - هنوز تصمیمی نگرفتم. سرم گرم راه رفتن بوده
- چیز دیگه ای نمیخواید؟ - نه. ممنونم
امتحانش کن، فوق العاده است
نه، بزنش توی سس
اسمت گیتل بود ها؟ اسم عجیبیه
- مال کجاست؟ ایتالیا؟ اسکیموها؟ - یهودیه
- موسکا چی؟ - آره این عجیبه
این اسم هنریمه اسم اصلیم خیلی طولانیه؛ موسکاویتز
- بازیگری؟ - رقاصم
- دیگه ولش کردی؟ - ولش کردم؟ تمام زندگیمه
سالها پیشِ خوزه کار کردم
- خوزه کیه؟ - نمیشناسی؟ خوزه لیمون؛ بهترینه
- برات مهمه؟ - اگه نبود، این همه هر هفته براش وقت میذاشتم؟
خب...
نبراسکا چطوریه؟ تا حالا از نیویورک خارج نشدم
از برونکس به منهتن به بروکلین این شده زندگی گیتل موسکا
یه بار میخواستم برم فلوریدا، میامی حتی پولشم داشتم
احمق شدم ازدواج کردم، یارو رفت فلوریدا همونجا موند و طلاق گرفتیم...
- تو هم آره؟ - تو ازدواج کردی؟
زنم توی اوماها داره ازم طلاق میگیره
- لنتسمن - چی؟
یعنی مشکل مون مثل همه چند وقت با هم بودید؟
- دوازده سال - خیلیه
- رفت سراغ یکی دیگه؟ - نه دیگه از من خسته شده بود
واقعاً دوست داری نمایشو ببینی؟
مطمئن نیستم. این حرفا راجب ازدواج اذیتت میکنه؟
نه نه نه، به یه چیز دیگه فکر میکردم
چطور تصمیم بگیریم که واقعاً میخوایم نمایشو ببینیم یا نه؟
- ازمون بازجویی کن، وکیلی مثلاً - اوه این عجیب تر شد!
مراقب باش، باید خفاش باشی تا اینجا راهتو گم نکنی
بعضی از دوست هام خفاشن خودم میرم و میام
چرا به حرفم گوش نکردی؟
فرقی نمیکرد. میدونستی 60 درصد تصادفات شهر توی خونه رخ میدن؟
تازه اگه ازدوج های ناموفق رو حساب نکنیم "میخوای ایمن باشی؟ بی خانمان باش!"
توی خیابون بزنن بهت بهتره؟ چی میخوری جری؟ نوشابه، آبجو یا آب؟
- تو چی میخوری؟ - شیر گرم
شیر گرم؟ فکر کنم من سنم خیلی بالاست من کوکا میخورم
کافئین داره بهت آبجو میدم، آرامش بخشه
مثل پرستارا نباش. ببخشید، دوازده سال مثل مریضا با من رفتار شد
همش نگرانم بود، بغلم میکرد و باهام شوخی میکرد
- زنت رو میگی؟ - میشه گفت یه پرستار که اسمش تس بود
اون قدر ازم مراقبت میکرد که کلافه شدم
- کوکا بریز - اگه نمیخوای بخوابی، باشه
پس آبجو بریز
بزار ازاول شروع کنیم؛ اینا رو داریم کوکا یا آبجو؟
شیر گرم؛ اگه بخوام ریلکس کنم، بهترینش همونه
- چطور تختی داری که نمی تونی بخوابی؟ - یه تخت مسافرتی که 8 دلار از ارتش خریدمش
تعجبی نداره! به تختم دست بزن
میدونی فقط برای خود تشک چقدر پول دادم؟ 59 دلار
بدون یه تخت خوب نمیتونم اصلاً وقتی تو قسمت سوم عمرت باشی، درک میکنی
- پس زندگی فشردهای داری - خوب، نصف عمرم
برای خودت یه تخت خوب بخر تا اینقدر راه نری
منطقی نیست بخوام برای ساسهای تختم، تختِ خوب بخرم
- یه چرخه معیوبه - ساس داری؟
چند تا چیز دیگه هم دارم
بالاخره وکیلی یا نه؟ دیگه کار نمیکنی جری؟
اینطوری نگو؛ فرار از چاهی که افتادی توش کار خیلی سختیه
نه ممنون
من میدونم چرا دارم این رو میخورم تو چرا میخوری؟
- زخم معده دارم - جدی؟
فکر میکردم همه زخم های زنها با یه بخور خوب میشه
این یه مریضیِ مردونه نیست؟
- به هر حال من دارمش - تو از کدوم مدل شون هستی؟
مدل قدیمی یا اونی که میگه قوانین برای مرد و زن یکیه؟
چرا؟ چه فرقی میکنه؟
شاید معلوم کنه که میخوام اینو بخورم و امشب اینجا بمونم یا نه
مستقیم نمیری سر اصل مطلب نه؟
این آقا کیه؟ شوهر سابقت؟
نه والی اونقدری با من نبود که عکس بگیریم اون لریه، همکارم
اینجا خیلی لاغرتر بودی
خب، زخم معده باعث چاقی میشه
باید روزی شش وعده غذا بخوری بعد از آخرین خونریزیم 8 کیلو چاق شدم
- آخری؟ - امیدوارم آخریش بوده باشه. خونِ زیادی ازم رفت
- چند بار خونریزی داشتی؟ - دو بار
No comments yet. Be the first to leave one.