Two for the Seesaw

Two for the Seesaw

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Two for the Seesaw 1962 1080p BrRip YIFY
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
ارائه کافه سینما

Tags

other
Published on: 2022-08-27
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این زیرنویس به سفارشِ کافه سینما (ستاره آبی) ساخته شده و کاملا رایگان می‌باشد

هر گونه انتشار به نامِ (شخص) و یا فروشِ این زیرنویس مورد دارد و ناشر راضی نیست

‫- هی جر، جری رایان... خوشحالم تونستی بیای ‫- از دیدنت خوشوقتم، اسکار

‫اصلاً فکر نمیکردم ببینمت

‫بعد از یه ماه حس کردم ‫باید حتماً یه چهره آشنا ببینم

‫- میبینم که هنوز نقاشی میکنی ‫- آره، خیلی هم خوب نقاشی میکنم

‫جری، تا حالا فکر کردی

،اگه نبراسکا میموندم چه بلایی سر استعدادم میومد؟

‫نیویورک زندگیمو نجات داد ‫حالا با تمام وجودم نقاشی میکنم

‫- یه چیز کاملاً... ‫- اسکار!

‫حواست به ماکارونی ها باشه، به هم میچسبن..!

‫مهم نیست بابا! بیا اینجا

‫سوفی، این جری رایانه، از هم‌ محله ‌ای‌های قدیمی

مهم نیست؟؟ ‫از دیدنت خوشبختم جری

‫تو دوست قدیمیش هستی ‫بهش بگو حواسش به ماکارونی ها باشه

‫- برو اسکار، من همینجام ‫- جایی نرو، الان میام

‫برو نشیدنی بخور و با بقیه آشنا شو

‫آیا هدف هنر ارتباطه؟ جوابم رو بده ‫آره یا نه؟

‫ببخشید، خیلی عذر میخوام

‫نحوه سؤال پرسیدنت کل شخصیتتو نشون میده ‫یه آدم متعصب!

‫... باید به توافق برسیم ‫بداهه ‌گویی‌ های منو که دیدی

‫انگیزه ‌بخشیم مشخص نبود؟

‫راستش یه‌ کم دو گانگی توش حس کردم

‫یکی انگیزه‌ تو بود و یکی انگیزه‌ کاراکترت

‫فکر کردی کی هستی که همش در حال ‌خوردنی؟ راکفلر؟

‫یه یخچال کوچیکی مثل این کلی سود داره واست

‫می‌خوام کمکت کنم، چرا این‌ طوری نگاه میکنی؟ ‫با 5 دلار من پول‌ دار میشم؟

‫ولی من 5 دلار پولم کمتر میشه، نه؟

‫هر جا بری، قیمت یه سالاد پنیرکاتیچ چنده؟ ‫حداقل یک دلاره... نه؟

‫با 20 سنت یه جعبه میخری، میذاریش تو یخچال ‫و کار و کاسبیت میگیره

‫اگه عقلت سر جاش اومد، بهم زنگ بزن ‫اسمم توی دفتر تلفن هست

‫گیتل موسکا؛ م و س ک ا، موسکا

‫فندک داری؟

‫یه ‌کم بیشتر برای خودت بریز ...‫اینجا اینطوری نمیخورن

‫هِکی، میخوام یه چی برات تعریف کنم ‫آخرش با حاله

‫لعنتی!

‫ الو؟

‫به درک

‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

‫- الو؟ بفرمایید ‫- خانم گیتل موسکا؟

‫- خودمم، شما؟ ‫- جری رایان، دیروز تو پارتی اسکار دیدمتون

‫- خوب؟ ‫- براتون سیگار روشن کردم

‫فکر ‌کردی اون پارتی جای من نیست!

‫آها همونی هستی که کلاه داشت ‫و چیزی نمیگفت

‫- پس کلی آدم کلاهی و پرحرف می‌شناسی!

گوش کن، اون یخچالی که میخواستی بفروشی ‫میتونم بیام و نگاهی بهش بندازم؟

‫دادم به یه عوضی که تا حالا ندیده بودمش ‫سوفی فرستاده بودش

‫فقط می‌خواستم از شرش خلاص شم ‫چرا همون دیروز نگفتی؟

‫برای دیروز حرکت بزرگی بود

‫امروز تصمیم گرفتم تغییر کنم و زندگی کنم ‫حدودا ده دقیقه پیش!

‫- برای شروع گفتم بیام پیش تو ‫- آره، ولی دادمش رفت

‫آره می‌فهمم ولی گفتم شاید بیام و...

‫باشه، بازم ممنون

‫به درک

‫صبر کن، داره سر میره

‫کل اجاق و شیر گرفت

‫بله بفرمایید! الو؟

‫کسی پشت خطه؟

‫نه؟ هااا؟

‫هی!

‫- الو؟ ‫- سوفی، اسکار اونجاست؟

‫گیتل تویی؟ آره اینجاست

‫اون دوستش که کلاه داشت، شمارش چنده؟

‫خبری شده؟! مورچه تو شلوارته؟

‫فکر بد نکن! برو ببین اسکار شمارشو داره؟

‫ببخشید، نمیدونستم اینقدر حساسی یه لحظه صبر کن

‫گیتل، 9970-5، نوشتی؟

اره، 9970 ‫-نمک نشناس نباش! تشکر کن

ههه، ‫بامزه! پورسانتش و بهت میدم

‫- بله؟ ‫-گوش کن، داشتم در مورد یخچال فکر میکردم

‫می‌تونم ببرمت جایی که یارو زندگی میکنه ‫و بهش یکی دو دلار پیشنهاد بدی

‫اون مفتی گیرش اومده، شاید قبول کنه ‫نظرت چیه؟

‫- پشت خطی؟ ‫- مطمئن نیستم

‫- شمارمو از کجا آوردی؟ ‫- از سوفی، اسکار شمارتو داشت

‫- خب، راجب یخچال نظرت چیه؟ ‫- فکر نکنم علت تماست یخچال باشه

‫- هاه؟ ‫- زنگ زدی چون کار بهتری برای انجام دادن نداشتی

‫همین الان یازده کار مختلف ریخته رو سرم

‫شاید مختلف باشن ولی بهتر نیستن! ‫اگه خوبن چرا انجامشون نمیدی؟

‫این بحث ‌ها برای چیه؟ ‫مگه به‌ خاطر یخچال زنگ نزده بودی؟

‫- نه ‫- خب پس حرفی نمونده، تو زنگ زدی

‫زنگ زدم چون تو تنهایی داشتم دیوونه میشدم

‫زنگ زدم با یه نفر از جنسِ ضعیف تر صحبت کنم! ‫یکی که ضعیف تر باشه

‫خیلی‌خب، من اینجام، صحبت کن

‫زنگ زدم برای شام دعوتت کنم و یه نمایش با هم ببینیم

‫- چرا همون اول نگفتی؟ ‫- نمی‌دونستم میگی آره یا نه

‫- می‌گفتم "حتماً" ‫- حرف منم همینه! الان به مشکل خوردیم

‫- کدوم نمایشو بریم؟ کجا غذا بخوریم؟ ‫- حالا دیگه نمیگم "حتماً"

‫فکر نکنم بخوام باهات بیام بیرون ‫خیلی پیچیده به نظر میای

‫اینجا من دخترم، درسته؟ تو هم مَرده ای

‫فکراتو بکن، ازم بخواه، بعد من فکرامو میکنم

‫- یه ماهه دارم فکر میکنم ‫- که منو به شام دعوت کنی؟

‫نه، که بتونم خودمو از چاه قبلی بکشم بیرون

‫می‌دونی، وقتی پات پنج بار بشکنه، ‫اولین قدمو با شک برمیداری

‫گوشیو قطع کردم چون نمی‌خواستم بگم ‫"لطفاً کمکم کن"

‫ببین، با یه نفر قرار دارم ‫احتمالاً تا 6:30 گیر باشم

‫ساعت 6:45 همدیگه رو می بینیم، چطوره؟

‫- 6:45 خوبه ‫- غذای چینی دوست داری؟

‫- آره ‫- یه رستوران هست به اسم پیکاک

‫تو خیابون چهارم، نزدیک میدون شریدن ‫تو دفتر راهنما هم میتونی پیداش کنی؛ کانتونیزه

‫- به اندازه کافی خوب شده؟ ‫- چی به اندازه کافی خوب شده؟

‫- پاتو میگم ‫- نمیدونم، حس میکنم روی مغزم اثر گذاشته

‫ولی حتماً میام پیکاک، کانتونیز ساعت 6:45، خوبه؟

‫خوبه

‫- دیر کردم ‫- آره میدونم

‫- دفعه بعد سعی میکنم رک نباشم ‫- به این زودی رفتی سراغ قرار بعدی، ها؟

‫اگه میشه زودتر بیارید تا به نمایش برسیم

‫- بله خانم ‫- برنج ساده هم بیارید. تو سرخ‌ شده میخوای؟

‫- نه ‫- دو تا برنج ساده و چای

‫- بله خانم ‫- برای من اول قهوه بیارید

‫بله قربان

‫اهل اینجا نیستی نه؟

‫- نبراسکا ‫- نبراسکا؟

‫- نزدیک کالیفرنیاست؟ ‫- نه فکر کنم منظورت نواداست

‫- اون، نزدیک کالیفرنیاست ‫- توی نیویورک چی کار میکنی؟

‫بیشتر قدم میزنم، از صبح تا شب

‫- یکنواخته ولی برای سلامتی خوبه ‫- پس کی میخوابی؟

‫برای خوابیدن وقت ندارم ‫تا 6:30 کجا گیر بودی؟

ها؟ اوه؛ ‫یه گروه رقصه

‫رفتم برای لباس هاشون نظر بدم

‫- نظر دادی؟ ‫- آره، موفق شدم، کارو بهم دادن

‫به مربی رقص 75 سنت قرض دادم

‫اما با طراحی لباسا چند دلاری در میارم

‫- از همین راه امرار معاش میکنی؟ ‫- کم و بیش

‫بقیشم از بیمه بیکاری میگیرم

‫شغل تو چیه؟ ‫توی نبراسکا چه ‌کار میکنی؟

‫- وکیلم ‫- اوه!

‫- برای کار وکالت اومدی اینجا؟ ‫- هنوز تصمیمی نگرفتم. سرم گرم راه رفتن بوده

‫- چیز دیگه‌ ای نمیخواید؟ ‫- نه. ممنونم

‫امتحانش کن، فوق ‌العاده است

‫نه، بزنش توی سس

‫اسمت گیتل بود ها؟ اسم عجیبیه

‫- مال کجاست؟ ایتالیا؟ اسکیموها؟ ‫- یهودیه

‫- موسکا چی؟ ‫- آره این عجیبه

‫این اسم هنریمه ‫اسم اصلیم خیلی طولانیه؛ موسکاویتز

‫- بازیگری؟ ‫- رقاصم

‫- دیگه ولش کردی؟ ‫- ولش کردم؟ تمام زندگیمه

‫سال‌ها پیشِ خوزه کار کردم

‫- خوزه کیه؟ ‫- نمی‌شناسی؟ خوزه لیمون؛ بهترینه

‫- برات مهمه؟ ‫- اگه نبود، این همه هر هفته براش وقت می‌ذاشتم؟

‫خب...

‫نبراسکا چطوریه؟ ‫تا حالا از نیویورک خارج نشدم

‫از برونکس به منهتن به بروکلین ‫این شده زندگی گیتل موسکا

‫یه بار میخواستم برم فلوریدا، میامی ‫حتی پولشم داشتم

‫احمق شدم ازدواج کردم، یارو رفت فلوریدا ‫همونجا موند و طلاق گرفتیم...

‫- تو هم آره؟ ‫- تو ازدواج کردی؟

‫زنم توی اوماها داره ازم طلاق میگیره

‫- لنتسمن ‫- چی؟

‫یعنی مشکل ‌مون مثل همه ‫چند وقت با هم بودید؟

‫- دوازده سال ‫- خیلیه

‫- رفت سراغ یکی دیگه؟ ‫- نه دیگه از من خسته شده بود

‫واقعاً دوست داری نمایشو ببینی؟

‫مطمئن نیستم. این حرفا ‫راجب ازدواج اذیتت میکنه؟

‫نه نه نه، به یه چیز دیگه فکر میکردم

‫چطور تصمیم بگیریم که واقعاً میخوایم ‫نمایشو ببینیم یا نه؟

‫- ازمون بازجویی کن، وکیلی مثلاً ‫- اوه این عجیب ‌تر شد!

‫مراقب باش، باید خفاش باشی ‫تا اینجا راهتو گم نکنی

‫بعضی از دوست ‌هام خفاشن ‫خودم میرم و میام

‫چرا به حرفم گوش نکردی؟

‫فرقی نمیکرد. میدونستی 60 درصد تصادفات شهر ‫توی خونه رخ میدن؟

‫تازه اگه ازدوج‌ های ناموفق رو حساب نکنیم ‫"میخوای ایمن باشی؟ بی ‌خانمان باش!"

‫توی خیابون بزنن بهت بهتره؟ ‫چی میخوری جری؟ نوشابه، آبجو یا آب؟

‫- تو چی میخوری؟ ‫- شیر گرم

‫شیر گرم؟ فکر کنم من سنم خیلی بالاست ‫من کوکا میخورم

‫ کافئین داره ‫بهت آبجو میدم، آرامش ‌بخشه

‫مثل پرستارا نباش. ببخشید، دوازده سال ‫مثل مریضا با من رفتار شد

‫همش نگرانم بود، بغلم میکرد ‫و باهام شوخی میکرد

‫- زنت رو میگی؟ ‫- میشه گفت یه پرستار که اسمش تس بود

‫اون‌ قدر ازم مراقبت میکرد که کلافه شدم

‫- کوکا بریز ‫- اگه نمیخوای بخوابی، باشه

پس ‫آبجو بریز

‫بزار ازاول شروع کنیم؛ اینا رو داریم ‫کوکا یا آبجو؟

‫شیر گرم؛ اگه بخوام ریلکس کنم، بهترینش همونه

‫- چطور تختی داری که نمی‌ تونی بخوابی؟ ‫- یه تخت مسافرتی که 8 دلار از ارتش خریدمش

‫تعجبی نداره! به تختم دست بزن

‫می‌دونی فقط برای خود تشک چقدر پول دادم؟ 59 دلار

‫بدون یه تخت خوب نمیتونم اصلاً وقتی ‫تو قسمت سوم عمرت باشی، درک میکنی

‫- پس زندگی فشرده‌ای داری ‫- خوب، نصف عمرم

‫برای خودت یه تخت خوب بخر تا اینقدر راه نری

‫منطقی نیست بخوام برای ساسهای تختم، تختِ خوب بخرم

‫- یه چرخه معیوبه ‫- ساس داری؟

‫چند تا چیز دیگه هم دارم

‫بالاخره وکیلی یا نه؟ ‫دیگه کار نمی‌کنی جری؟

‫اینطوری نگو؛ فرار از چاهی ‫که افتادی توش کار خیلی سختیه

‫نه ممنون

‫من می‌دونم چرا دارم این رو میخورم ‫تو چرا میخوری؟

‫- زخم معده دارم ‫- جدی؟

‫فکر می‌کردم همه زخم‌ های زنها ‫با یه بخور خوب میشه

‫این یه مریضیِ مردونه نیست؟

‫- به هر حال من دارمش ‫- تو از کدوم مدل ‌شون هستی؟

‫مدل قدیمی یا اونی که میگه قوانین برای مرد و زن یکیه؟

‫چرا؟ چه فرقی میکنه؟

‫شاید معلوم کنه که میخوام اینو بخورم ‫و امشب اینجا بمونم یا نه

‫مستقیم نمیری سر اصل مطلب نه؟

‫این آقا کیه؟ شوهر سابقت؟

‫نه والی اونقدری با من نبود که عکس بگیریم ‫اون لریه، همکارم

‫اینجا خیلی لاغرتر بودی

‫خب، زخم معده باعث چاقی میشه

‫باید روزی شش وعده غذا بخوری ‫بعد از آخرین خونریزیم 8 کیلو چاق شدم

‫- آخری؟ ‫- امیدوارم آخریش بوده باشه. خونِ زیادی ازم رفت

‫- چند بار خونریزی داشتی؟ ‫- دو بار

Two for the Seesaw subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left