The first 200 lines.
همچون باد
برگرفته از یک داستان واقعی
18ام آوریل سال 2003 میلادی زندان سولمونا
فقط همینو دارم
میرم خرید کنم امشب میبینمت
سلام لی
بعدا میبینمت پسرخوب
بیا
خوب خوابیدی؟
داری کجا میری؟
میخوام تنها باشم
آروم تغییرش بده
سال 1989 میلادی میلان زندان اپرا
بسیار زیبا می باشی ای مری
زیبا همچون عصیان
در باورم نمی گنجد که یک گناه فانی بتواند آنقدر زیبا باشد
تو باید یک نشانه در بر داشته باشی
اما من هیچ نمی بینم
تو مجنونی فرانز
یک عصیان بسیار عظیم
باید بوی پلیدی دهد
فرشتگان را فراری دهد
چگونه آن را انجام می دهد؟
همچون این؟
ترجیح می دهم با ضربات چاقو جان دهم
سپس دستان سردت را بر روی خویش حس کنم
مردها
همچون سیاه چالی بی انتها هستند
که تماشای آنها ما را گیج می کند
آمبرتو کی کمکم میکنه؟
پسرم؟ او وجود باباشو میخواد
نه برای او هر طرفی نقش یک دلقک رو تو حبس بازی کنم
کی میخواد کمکم کنه؟
من
همکارت هرکسی که مارو قبول داره
اگر به ما اعتقاد نداری
این کار بی فایدست
5دقیقه استراحت
خیلی وسوسه کنندس
کانالی استعداد داره
اما فکر میکنی انتخاب ویزک عاقلانست؟
چرا؟
این در مورد مردیه که از روی حسادت و عصبانیت
زنانی رو که عاشقشونه به قتل میرسونه
به نظرت اینجا کانالی برای قاتل بودن یه کم آماتور نیست؟0
چرا هست
یه ذره ریسکش بالاست
تو باید جوش و خروش شکسپیر رو اجرا کنی
در موردش صحبت کرده بودیم
توی اون(رمان شکسپیر) بازنده برندس
اما بدون خشونت
امروز فوق العاده خوشکلی
بسیار خب برگردیم سرکار
صحنه ای که ویزک مری رو بغل میکنه
از اول؟ آره
صبور باشید باید یک بازی عالی جلوی تماشاچیان بکنیم
آمبرتو من دارم میرم
بیاید از خانم میزه ره ره تشکر کنیم
ممنونم که گذاشتین تمرینتونو نگاه کنم
شما عالی هستید
حتما شب اول واسه تماشا میام
خداحافظ
خداحافظ فرمانده
عاشقتم
منم همینطور
زندان لودی
شما تحت فشاری قبول
اما تسلیم نشو نمیتونیم بذاریم اونها پیروز بشند
فرمانده
من دارم حقایق رو به شما میگم
ما در معرض خطر هستیم
تحت این شرایط کار کردن خیلی سخته
شما شخصا تهدید شدی؟
شکایت بخصوصی داری؟
من هر روز سلول ها رو چک میکنم
من از تهدید خبر دارم این خدمات رو توجیه نمی کنه
نمیگم تو این کارو کردی
اما یکی این کارو انجام داده
من برام مهم نیس بقیه چی میگن
ما یه وظیفه ای داریم که باید انجام بدیم
نه باید افراط کنیم نه تفریط
اگه توی زندان من همچین چیزی پیدا شده
معنیش اینه یه جای کار میلنگه
یکی باید واردش کرده باشه
میتونی بری
همین الان اینو دریافت کردیم توی قسمت گیرندش اسم شماست
اگه میخواید براتون بازش کنم
نه تشکر
بعدا میبینمت
باز یکی دیگه
تو همیشه هوامو داری نه؟
بگو همیشه
رییس پروفسور مرمیل
سلام سانزو
بچه ها توی کارگاه گلسازی اینو براتون ساختن
برای تشکر از وقتی که واسشون گذاشتید
واسه کاری که انجام دادید خیلی ممنونیم
اینو به یه زن خوشکل کادو بده
خیلی قشنگه مرسی کی درستش کرده؟
یه همکار توی بخش 27 و من
اینا آرام و کاملیا و زلف ناهید و نیلوفر سفید هستند
ممنون
آروم نشان تزکیه و پاکیه
کاملیا نشان سپاسگزاری
در مورد زلف ناهید چیزی نمیدونم اما نیلوفرهای سفید نشان صداقت و وفاداری اند
چه جوری همه اینا رو یادته؟
من حافظه خوبی دارم
تو باید بیشتر تلاش کنی تا دوستاتو به یاد بیاری
البته منظور خودم نیستم
پروفسور....در پارما
دوستی که شمارو کمک کرد
دوستی که آنها اجازه نمیدن بیرون از اینجا کار کنه
سانزو
واسه زیگانیا کاری ازم ساخته نیست
اون باید از فرمانده ی پارما درخواست کنه
دست من نیست
به هرحال مرسی
قشنگه؟
اونا حتی اینجا توی این زندون تاج گل می سازند
قشنگه نه؟
خیلی مناسب منه
چرا؟
اتفاقی افتاده؟
توی زندان چیزی شده؟
توی اینجا
...چی شد
داریم بچه دار میشیم
درسته؟ آره
من باردارم
آمبرتو نکن اینجوری داری منو میترسونیا
خوشحال نشدی؟
نکن نکن بسه
واااای خدا
تو حامله ای
همه آماده باشن
و تا میتونن پیک بزنن
بعد از 6 سال خبر خوشی شنیدیم
از بچه دار شدن آقای مورمیل و خانم میزه ره ره
به سلامتی عضو جدید خانواده
این فسقلی رو چطوری تصورش می کنی؟
نمیدونم
یک دریانورد خوشتیپ
شجاع و جسور مثل پدرم
با یک لباس ملوانی زیبا
اسمشو چی میذاری؟
اگه پسر بود میذارم آنتونیو
اگه دختر بود لونا
قشنگه
...امااا
با توجه به سنتمون اون یک کمونیست میشه
میدونستید دیوار برلین به تازگی فرو ریخته؟
دوره کمونیست ها تموم شده
باز داره خیالبافی میکنه
چیزی داری که بتونی ردش کنی؟
نه اصلا
من هم یک آدم خیالبافم
...منم هستم ولی
واسه منه؟
برای یک آدم خیالباف
واااای خیییلی قشنگه
این میتونه یه کادوی ناقابل دیگه باشه
این دیگه چییییه؟
زود باش بازش کن فکر میکنم زشته
!!!قسم میخورم اصله اصله
حلقه ازدواج
توی ششمین هفته(منظورش بارداریه) هنوزم صبحا حس میکنم خوش نیستم
جواب بده دیگه
حس بدی دارم
بله بفرمایید
ببخشید شما؟
اگه هنوزم دوستم داری
نباید کادوی منو گم کنی خانم خانما
علامت بدیه
بعضی افرادی هستند که دوس دارن زندان رو تحت فشار بذارن
طبق تحقیقاتی که توی زندان دیگه ای بدست اومده رابطه ای بین تروریست ها
و گروه های خاصی وجود داره
ریکاردو من هرگز به خودم اجازه ندادم کسی توی این زندان
تهدیدم کنه
نمیخوام حقیقتو لاپوشونی کنم
اما در حال حاضر من دوس دارم
بیشتر احساس امنیت و آرامش بکنم
نگران نباش به زودی میفهمیم کی گلوله رو میفرسته
بهتره تو یه کم به خودت استراحت بدی
برو خونه استراحت بکن
بذار ببینم چه خبره
چی شده؟؟؟
یه زندونی مرده
از کدوم سلول؟
شماره 11
حرومزاده ها این نباید ادامه داشته باشه
اینجاست
متاسفم گاردینی مرده
ما میخواستیم زندانیانی که ایدز دارن رو منتقل کنیم
اما هرگز همچین اتفاقی نیفتاد
تو نمیتونی توی سلول 20 بمیری احمق حرومزاااده
راست میگن قراره یه بچه به دنیا بیاری؟
خاطرات دوم؟
نه بدون تو بدون تو من هیچ جایی
نمیرم
این وظیفه ماست
No comments yet. Be the first to leave one.