The first 200 lines.
ریاضی همه جا هست
حقیقت نداره چرا هست
آره ... نگاه از لحاظ علمی غیر ممکنه
یه آدم که به یه گاو نجات بده از گل و لای
حتی تو که قیافت عجیب غریبه و
شونه هات اینقدر پهنه نمی تونی این کارو کنی
وحشتناکه. چرا باید یه گاو و اون بالا بچپونی
اونا ترسیدن
بس کن
هزار بار دیدمت که داری همبرگر می خوری
حیوونا هم خوشمزه ان و هم ترسناکن
ببین، بهت گفتم که دیگه نمی کنم دیگه
خوب یادم می یاد گاورو که اونجا وایساده بود
و گاو دیگه هم کنارش بود
مست کرده بودی؟
اون زمان 16 شاله بودم تونبراسکا نظرت چیه؟
فک کنم این تو بودی که کله پات کرده بودن
آهان به خاطر همین بود که آسمون هم برعکس شده بود
هی
هاوارد. بیرون کشیدن گاو و از گل و لای واقعیه یا نه؟
خوب. میخوام بگم... نه
اون فقط به من مربوط می شه که
وقتی مامانم داره خر خر می کنه اونو لوله کنم
حالا که حرف اون خانوم گندهه کنار گوشت گاو شد
باید بگم که همه مونو برا جشن شکرگزاری خونش دعوت کرده
می دونید که، به من یاد دادند که که رد کردن
دعوت یه کار بی ادبانس و درعوض فرد باید
... یه دلیل مودبانه براش بتراشه
خیلی دوست دارم بیام اما متاسفانه
خیلی بد به نظر می یاد
یالاااا بیا .بهمون خوش می گذره
خوب همین جا همه بهمون خوش می گذره
خواهشاً بیا دیگه. برنادت هم میخواد مامان باباشو
از شهر بیاره بیرون
و منم هیچ وقت حرفی باهاشون ندارم بزنم
خوب چونکه اینجوری مطرحش کردی دوست دارم که بیام
حتی الان بدترم شد
من تو خوب گوش نکردنم کارم درسته
از صبح تا حالا شلدن داشت از ایراد می گرفت دست پخت من
تو... ببخشیدد
اما هر سال تو یه غذای افتضاح درست می کنی
و هر سالم من ازش ایراد می گیرم
احترام به رسم و سنتای ما هیچ معنی ای برات نداره؟
من می خوام برم منم همینطور
منم پایه ام شلدن
باشه منم می یام
اما اگه غذای مامانت خوب باشه جشن روز شکرگزاریمون خراب می شه و
همشم تقصیر توئه
کــاری از تیــم تــرجمه مدیــا دی ال این قسمت از زن و شوهری دراومدن تو روز شکر گزاری
ببینم، واقعاً باید خونه خانوم والوویتز بریم؟
آره
و ازتم انتظار دارم که مودب باشی
حالا می فهمم که برده های آفریقایی چی کشیدن
با زور از خونشون بیرونشون کشیدن
برا کارای طاقت فرسا زیر یوغ سفید پوستا
واقعا داری شام شکرگزاری
تو خونه مادر والوویتزو با یکی از اون داستانای محشر
تاریخ بشر مقایسه می کنی؟
آره
شلدن، هر جا می تونی یه جشن شکر گزاری خوب داشته باشی
من یکیشو تو وگاس داشتم
واقعاً؟
آره قدیما وقتی که با زاک قرار می ذاشتم
واقعاً بیشتر از اونی که فکر می کردم بهم خوش گذشت
قمار بازی کردیم و رفتیم یکی از اون کلیساهای کوچولو موچولوی سفید خوشکل
یه بوقلمون خیلی خیلی خوب هم برا شام خوردیم
بعدشم که خیلی باحال بود وقتی که رفتیم کلوپ لختیا
صبر کنم ببینم، تو رفتی کلیسایی برا ازدواجه ؟
آره چرا؟
مثل احمقا الکی ادای عروسی کردیم
... پنی
می دونی که اونجا عروسی کردن واقعیه؟
نه واقعی نیست
چرا هست
نه خیر
بله ام واقعیه
راست می گه اون عروسیه رسمیه
اما... شبیه واقعی نبود
بذار یه سوال ازت بپرسم
از هر زاویه ای، آسمون برعکس نشده بود
سلام بابا
سلام عسلم
برای همه آبجو اووردید
باشه. آره برای همه آوردم
من فقط یه روز آروم و خوبو تو خونه می خوام
که مسابقات و نگا کنم
تو می تونی که یه روز آروم داشته باشیو اینجا بازی رو نگا کنی
! هاوارد، داروها کار نمیکنن
الان بالا انداختیشون
حداقل بذار به معدت برسن
هی مایک
بذا بهت کمک کنم
مرسی. مامانت چشه؟
نقرس مامانم یه دفعه عود کرده
خوردن روزانه یه کیک سیب دکترو از ما دور نمی کنه
آخه چطور یه انگشت پای کوچیک میتونه اینقدر درد داشته باشه؟
شاید به خاطر اینه که اون ثم ببعی کوچولو تو طویله زخمی شده
مامانم باید دیگه آروم شه
من بهش اینقدر دارو دادم که نفسش ببره... اوون
خوب فکر کنم که ما فقط داریم غذا می پذیم دیگه
من یه فکر بهتری دارم
اگه که فکر می کنی می توی همه این کارا رو
رو گردن من بذاری کور خوندی
می خواستم یه کاری کنم که راج همه این کارارو خودش تنهایی کنه
آهان، این شد یه چیزی
ترافکی نیست راحت داریم می ریم
بله
انگار که روی یه کشتی هستیم
و داریم از آفریقا می یایم
شلدن، اون واقعا نامناسبه
تو نمی تونی خودتو همش با یه برده مقایسه کنی
بله خانوم ایمی
نمیتونم باور کنم که با اون احمق ازدواج کردی
اَه. بسه کن دیگه فقط میخواستیم یه کار احمقانه کنیم
خوب احمقانه باشه یا نه تو الان متاهلی
بایه مواظب این باشی
باشه. حالا چرا یه مساله بزرگ از این می سازی
یه دلیلی دارم
شاید به خاطر اینکه تو به زاک جواب مثبت دادی
اما هر وقت که لئونارد ازت تقاضای ازدواج می کرد
فقط یه "نه" "نه""نه" می شنید
آره، صداشون همش تو سرم می یاد
خوب چه جوری می تونم کنسلش کنم؟
امیدوارم که بتونی که مدرک فسخ ازدواج بگیری
انگارکه هیچوقت اتفاق نیافتاده
عالیه، خوب چه جوری باید بگیرم؟
قانون می گه که وقتی می تونی ازدواجتو فسخ کنی که
همه شرایط برقرار باشن
با زور شوهرت دادن؟
پنی؟ بعدی
هیچ نشونه ای از کلاهبرداری، تمایل به دو زنه بودن
یا فقدان درک
فقدان درک و فهم؟
اون یعنی چی؟
دینگ، دینگ، دانگ ما یه برنده داریم
مرسی که روزمو ساختی
نه مشکلی نیست
این یه جشن شکر گزاری نمی شه اگه
یه هندی (اشاره به سرخپوستا هم داره) غذا نپزه
مامانت پودر کیک آماده رو کجا می ذاره؟
چه بدونم
شاید تو یکی از چاله چوله های لپاش گذاشته
من به راج کمک می کنم چرا نمی ری پیش بابام
اون نمی خواد پیشش باشم من یه کوتوله چندش آورم
که با دخترش می خوابه
احمق نباشه. بابام عاشقته واقعاً؟
آره، خیلی بهت اهمیت می ده آره!؟
پس این همه وقت چه زری می زدم برو بیرون پیشش
خوب، همسرتون تو آریزونا با نوه تونه؟
اوهوم
می دونید مامان منم رفته آریزوو آریزونا
اون تو "گرند کنیون" قاطر سواری کرده
خلاصه اینکه اونا باید بهش شکلیک می کردن
اخه اون خیلی چاقه
وقتی رسیدم دم در داشتید میخندیدید
هی بچه ها
روز شکرگزاری مبارک
بوش عالیه
یکی رو بعنوان برده اووردید آشپزخونه؟
چونکه... منم میدونم شلدن
بفرما. ممنونم که داری با ما غذا می خوری
چت شده؟
عصبانیه من از دست
چونکه الان فهمید که با زاک واقعاً ازدواج کرده
واقعاً
با اون احمق کودن قرار می ذاشته؟
دیوونه کنندس
باورم نمیشه که به خاطر باز کردن بطری تو ماشین ناراحت بودم
کمک می خوای؟
می شه یکی از اون ظرفای خورشت و از اون بالا بیاری
آره حتماً عالیه
اون برا یکیتون بسه
ما خیلی کارا میتونیم باهم انجام بدیم و زیاد وقتم نداریم
برنادت مواظب بلال ها و آبگوشت و بقیه چیزای خوشمزه باش
ایمی شیرینیا و توت ها همه با تو
ایمی مطمئن شو که برنادت از شیرینی نقلیا دور بمونه
حتما. باشه می بینمت
خوب، سوالی چیزی
من همه مدت اینجا می مونم پدر خودمو در می یارم که بهترین کارو کنم
کلیدش تمرکزه
بچه ها می دونستید که سه سال پیش پنی با زاک ازدواج کرده؟
چی ی ی ی؟
تا حالا فوتبال بازی کردی؟
یه ذره تو دانشگاه
تو چی؟
نه
اما یه بار تو راهرو دانشگاه بهم تکل زدن
همه بچه های دانشگاه هم خندیدن
هی، برگه های دادگاهو
اونایی که تو و زاک باید پرکنیدو پیدا کردم
وقتی رسیدیم خونه پرینت می گیرم ازشون خوبه
و همه این چیزارو پشت سرمون رها می کنیم
تموم کردی؟
چیو؟ ببین می دونم منو پیچوندن
قراره تمام روز همش درباره این حرف بزنیم؟
آخه چرا از دست من عصبانی هستی؟
اونی که کارای احمقانه انجام داده تویی نه من
من فقط دارم راست و ریستش می کنم
من رفتم یه هوایی بخورم
خوب... پنی
No comments yet. Be the first to leave one.