The first 200 lines.
"رویاهای طلایی و دردهای عظیم"
در اعماق روح رودخانه در جریانن" "به اونها میگن زندگی
"وقتی کوههای بزرگ در سر راهش خم میشوند"
"برای پیشروی صخرهها را خُرد میکند"
به این رودخانه خستگی ناپذیر و مستحکم" "میگن زندگی
"بهش میگن رودخانهی زندگی"
"پارامشوارا"
.براي گناهاني که مرتکب شدم،
اگه مرگ لايق منه، پس منو بکش
ولي جون اين بچه رو نگير.
بايد بخاطر مادرش زنده بمونه، مادري که انتظار اون ميکشه.
بايد زنده بمونه تا بر تخت پادشاهيه "ماهشماتي" بشينه.
"ماهندرا باهوبلي" بايد زنده بمونه.
خداي من!
چيرا، چيو نگاه ميکني برو اون بچه رو نجات بده.
.هی مواظب باش
چی شده؟ .نمیدونم رئیس-
نميدونم، ولي با توجه به حلقهاي که توي دست مادرش بود
بنظر ميومد اشرافزاده باشه.
موقع مرگ انگشتش رو به سمت کوهستان گرفته بود.
.رئیس
چی شده؟
بنظر مياد اومده بودن که بکُشنش
مثل اينکه اون زنه تونسته هر دونفرشون رو بکُشه.
.رئیس
!يه غاره
نميدونستم همچين چيزي اين اطراف هست.
بنظر از بالاي کوه اومدن
اون زن بعد از دادن بچه به سمت کوهستان اشاره کرد.
.شاید ازمون خواسته دوباره بفرستیمش اون بالا
مگه ديوونه شدي؟
اوناه اومده بودن
که اين بچه رو بکُشن
چطور ميگي بفريستيمش اون بالا
اون پسر منه
پسري که هميشه آرزوي بودنش رو داشتم.
پسري که بوسيله "مادر رودخانه" تقديس شده.
اگه کسي در موردش حرفي بزنه زبانش رو از حلقومش درميارم.
شماها به چي زُل زدين؟ ورودي غار رو مسدود کنين.
!شیوا
!شیوا
پسرم اينجا چکار ميکني؟
مادر، اون بالا چيه؟
اونجا ارواح و شياطين زندگي ميکنن.
اگه بري اونجا تکهپارهات ميکنن
ميخوام برم اون بالا
همش همينو ميگه، بيا بريم
چندبار بهت بگم که نبايد از اون کوهستان بالا بري؟
چرا همش ميري اونجا؟
اگه منو دوست داري ديگه نبايد بري اون بالا، باشه؟
فکر کنم اينبار بره بالا.
کجا بره بالا! !آبشار رو ببین چقدر بلنده
يه جايي بالاي ابرهاست
ميدوني تا حالا چندبار موقع بالا رفتن از اون بالا افتاده؟
دقيقا مثل هميشه از اون بالا ميفته.
.آره تا حالا صدها بار ازونجا افتاده
.نگاه کن! بازم داره سُر میخوره
!هي شيوا
مادرت داره يه کارايي ميکنه
شيوا شيوا!
فقط 15بار.
اگه صدويک بار بريزي شايد اون موقع از شيوا جواب بگيري.
سوامي! اگه اينکارو کنم پسرم به حرفم گوش ميکنه؟
ديگه از اون کوه بالا نميره؟
فکر کردي خدايگان شيوا کيه؟
روحت رو تسليم شيوا کن و چيزي براي خدات نذر کن.
شايد پسرت به راه راست هدايت بشه.
باشه سوامي.
مادر، فکر کردي هنوز جواني؟
مگه نگفتم نيايي اينجا تو حالت خوب نيست.
بروکنار مادر عزيزم، ميشه به حرفم گوش کني-
مگه خودت تا حالا به حرفم گوش کردي؟
پدرجان، شما يه چيزي بهش بگين.
گنگا! -چيه؟
اون خاکستر رو کجا گذاشتي همش دنبالش بودم؟
ولم کن پسر.
مادر، پس بذار جاي شما من برم.
شيوا قبول نميکنه.
اوني که دعا ميکنه بايد خودش بره بياره.
سوامي! شما به کارت برس
مادرجان باز ديگه چيه؟-
من شمارو اينجوري ميبرم
اونوقت خودت ميتوني سطل رو پُر کني، باشه؟
امکان نداره، شيوا قبول نميکنه.
اوني که دعا ميکنه بايد خودش بره بياره.
.و اونم باید خودش اینکارو بکنه
جناب سوامي! تو با شيواي خودت مادر منو به کُشتن ميدين.
کسي چه ميدونه که در سر شيوا چي ميگذره؟
!شیوا
.گانگا
بيا ببين پسرت داره چيکار ميکنه
اینبار دیگه چیه؟
.شيوا نکن
.بخاطر اینکارت به جهنم میری
شیوا
:::.ترجمه آهنگها.::: ::.کریمخان.::
.شیوا صبر کن
"اون کيه که تنديس شيوا رو بلند کرده و ميره"
"اوني که تنديس رو مثل يک بچه ميبره"
"پیشانیش مثل آتیش درخشانه"
"چهرهاش مثل هلال ماهه"
"کاری کرده که من هر لحظه عاشقش باشم"
"کیه و از کجا آمده؟
"با خودش نوری آورده که همه جارو درخشان کرده"
"کسی چون او در تاریخ بازوانی قوی نداشته"
ای رودخانه باگیراتی شیوا" ".او به سمتت میاد
"شاهد این قدرت باش"
"او شاهزاده کوهستانه"
"کسی که شاهدخت کوهستان در انتظارشه"
"با بخشش و سخاوتمندی مشکلات رو حل میکنه"
"کاری کرده که من او را بستایم"
"کسی که راه راست را مینمایاند"
"با الماسی درخشان"
"بر روی تاج سرش"
"کسی که بسوی شاهدخت روانه است"
"بوسیله زعفران بر سر او سرخی میافکند"
"کسی که شانههایش مثل فیل تنومندند"
"کسی با خشونت زاده شده"
"با قدرتش منو متعجب کرده"
"کسی که رهبر شیاطینه"
.مادر
مادر ديگه لازم نيست روي شيوا هزاربار آب بريزي.
اينجا هر دقيقه تنديس شيوا خنک ميشه، نگاه کن.
سوامي! پيشگوييهاي شما رو دست نداره.
"از زمان آخرين "آماواسي پسرم ديگه به اون کوهستان نميره.
پس فکر کردي شيوا کار خودش رو نميکنه؟
اما، هميشه با ماسکي "که از "شيوالينگا.
افتاده حرف ميزنه
معلوم نيست شيوا چي بهش اهدا کرده؟
.شیوا همیشه رازگونه هست
.فقط اون میدونه که چیه
.کمی شک دارم
از وقتی که پسرم تندیس رو برده زیر آب
.تا همیشه خنک بمونه
آیا آرزوی اون برای بالا رفتن از کوه برآورده میشه
یا گنگا به آرزوش میرسه
و اون همیشه پایین میمونه؟
اين زبان رو بايد با رعدوبرق بيرون کشيد. پسرم بخاطر من اينکارو کرد، مگه نه؟
سوامي، آيا دعاهاي من مستجاب ميشه؟
هرچي خواستهي شيوا باشه همون به وقوع ميپيونده.
!زندهباد شیوا
چي گفت؟
!شیوا
شيوا، تا کِي ميخواي توي اون ماسک چوبي رو نگاه کني؟
يکي اون بالاست.
خب باشه، مادرت داره صدات ميکنه.
.بيا بريم. شما برين من ميام.-
.بيا بريم بچهها.
تو کي هستي؟ چرا اومدي پيش من؟
"قلبم از گم شده"
"مثل قطرهای در میان امواج"
"کسی هستم که چشمهایش در میان ستارگان سیر میکند"
".کسی هستم که در میان آبشارها آواز میخوانم"
"صدایم از میان نهرها به گوش میرسد"
"این جنگجو، حامیات آمده تا تو را رو به جلو هدایت کند"
"به بالاها میروی و قلهها را فتح میکنی"
"این جنگجو، حامیات آمده تا تو را رو به جلو هدایت کند"
"به بالاها میروی و قلهها را فتح میکنی"
"نفسم از آن توست"
"با نفسهای تو زندهام"
"بیا تا با هم باشیم"
"بذار یه چیزی بهت بگم عشقم"
"تو را همدم روح و روانم کردم"
،حتی اگه به زمین بخورم" "با شتاب به سویت میآیم
.مثل تنبادی سریع هستم" "و کسی جلودارم نیست
"همهی کوهها را بیتامل فتح میکنم"
"اون قدرتمنده و حریفی نداره"
"خشمش دشمنان را میهراساند"
"اون قدرتمنده و حریفی نداره"
"خشمش دشمنان را میهراساند"
تو ازآسمون با هدیه عشق اومدی"
"فقط لب تر کن"
"تا زندگیم رو به پات بریزم"
"قلهها را میپیماید، خونش مثل نهری جاری است"
،بدنش ستبر است و مثل سلاح" "زنده باد این قهرمان
در آسمانها و زمین میغرد" "و در جنگ نعره سر بر میآورد
"دشمنان در برابر شجاعتش سر خم میکنند"
،با ترس میانهای ندارد" "و اقیانوس سلامتی هست
"به سختی میشه بر اون چیره شد"
،با ترس میانهای ندارد" "و اقیانوس سلامتی هست
"به سختی میشه بر اون چیره شد"
،با ترس میانهای ندارد" "و اقیانوس سلامتی هست
"به سختی میشه بر اون چیره شد"
"این جنگجو، حامیات آمده تا تو را رو به جلو هدایت کند"
"به بالاها میروی و قلهها را فتح میکنی"
"این جنگجو، حامیات آمده تا تو را رو به جلو هدایت کند"
"به بالاها میروی و قلهها را فتح میکنی"
"این جنگجو"
"هی جنگجو بیا نزدیکتر"
"هی خوشگله تو مال منی"
!هی
.وایسا
!وایسا
.اونجاست
.کاشی
بهمون خيانت شده، حمله.
اين ديگه کيه!
اينو از کجا آوردي؟
ازيکي از افراد شما وقتي به سرزمين ما تجاوز کرده بود گرفتم.
سعی داشت دیواسینا رو نجات بده .افراد ما کُشتنش.
No comments yet. Be the first to leave one.