Sugar Apple Fairy Tale

Sugar Apple Fairy Tale

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sugar Apple Fairy Tale - 03 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 Marie آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-01-21
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

Marie

آیوفیلم تقدیم می‌کند

بازم مهمون دارین؟

بله، درست قبل از شما رسیدن

بشینید لطفا

ممنون

شما سه تا، مشکل چیه؟

نمیاید بشینید؟

!چی؟ آن

چیه؟

اینکه پریا جلوی آدما غذا بخورن خیلی احمقانه اس

چرا؟ ما که همیشه با هم غذا می خوریم مگه نه؟

چی؟

آره اما الان جلوی بقیه ایم

این مدت که سفر کردیم همه با هم غذا خوردیم

میشه اینجام همین کارو بکنیم؟

...خب

...برای من فرقی نداره

اما، می بینید که، مهمونای دیگه ایم اینجا هستن

ما مشکلی نداریم، منو نادیده بگیرین

هی خانم جوان، اسمت چیه؟

آن، آن هالفورد

من هیو هستم، نیازی نیست پایبند تشریفات باشی آن

هرکاری دوست داری بکن

:مترجم

Marie

آیوفیلم تقدیم می‌کند

که اینطور

پس چون مقصدتون لویستونه، توی این جاده این

نمایشگاه شیرینی های شکری توی لویستون برگزار میشه، ما هم می‌خوایم شرکت کنیم

واقعا؟ پس جفتتون پیشه ور شکری هستین؟

...در این صورت

...دو تا پری خدمتکار و یه پری همراه یکم

بیش از حده، به نظرم

شال پری همراه نیست، اون یه پری جنگجوعه

اون نگهبانمه

پری جنگجو؟ عجب دروغایی میگی

دروغ نمیگم

باشه، باشه نیازی نیست خجالت بکشی

...یه پری با اون چهره معلومه که خواستی با خودت بیاریش

آن عاشق اون پری شدی؟ برای همین با خودت آوردیش؟

اینطور نیست

پس، چطوره امتحانش کنیم؟

!شال

بد نیست

میخوای بمیری؟

متاسفانه هنوز اونقدر داغون نشدم

کافیه سالیم، شمشیرتو غلاف کن

فکر کردی داری چیکار میکنی دیوونه؟

اگه به همراهام آسیب بزنی، تاوانشو پس میدی

شرمنده

فقط باورم نمیشه همچین پری جنگجوی زیبا و با کیفیتی وجود داشته باشه

اونوقت دلیل میشه همچین کاری کنی؟

معذرت خواهی کردم دیگه، نکردم؟

بذار ببینم

برای عذرخواهی، هزینه اقامتتونو من میدم

...سعی نکن اینطوری از

هزینه...اقامتمونو میدی؟

بله، برای پنج نفرتون

با این حال حس میکنم اینطوری به ضررم میشه

درسته! چطوره شما دو تا برام شیرینی شکری درست کنین؟

چی؟

به اندازه یه مشت باشه کافیه

منم هزینه اقامتتونو میدم

معامله خوبیه نه؟

خیلی خب

در عوض حواست باشه حتما پولو بدی

جوناس میشه دو تا کاسه بهم بدی؟

البته

ممنون

اگه از شکر نقره ایت استفاده کنی، مشکلی پیش نمیاد؟

باید شیرینی نمایشگاه ام درست کنی مگه نه؟

آره اما بیشتر از مقداری که نیاز دارم شکر هست

اما از اون سه تا بشکه نمی تونم استفاده کنم

پس اینو برای نمایشگاه میبری

خب، اونا مهارت ساختن شکر شرکت کننده هارم بررسی میکنن

دارم هیجان زده میشم

نشون دادن مهارتم جلوی بقیه بهم حس افتخار میده

واقعا؟

راستش، بین خودمون بمونه

ممکنه پیشنهاد کنن که من مدیر مدرسه مون بشم

مدیر مدرسه رادکلیف؟

آره

البته برای اینکه مدیر بشم

باید یه مدال سلطنتی برنده بشم و استاد سیلورشوگر بشم

...ام

پس چرا توی نمایشگاه امسال شرکت نمی کنی جوناس؟

نه ایندفعه فقط تماشا می‌کنم

اما به خاطر آینده خانوادم باید استاد بشم

اگه نه نمیتونم وایکانت سیلورشوگر بشم

وایکانت سیلورشوگر؟

منظورت استاد سیلورشوگریه که فقط برای خانواده سلطنتی کار میکنه؟

جوناس میخوای همچین کسی بشی؟

معلومه که میخوام

حتما به دستش میارم

منظورم اینه که برای یه آدم معمولی مثل من

رویایی جذاب تر اشراف زاده شدن وجود نداره، مگه نه؟

...برای همین، آن

با من ازدواج میکنی؟

من میشم وایکانت سیلورشوگر

...و خوشحالی رو میارم به زند

جوناس

متاسفم

بیا دیگه در این مورد حرف نزنیم

همه لوازمو براتون آماده کردم

نیازی نیست شیرینیاتونو رنگ کنید

و شکلشم به انتخاب خودتونه

تو دقیقا کی هستی؟

نکنه توام یه پیشه ور شکری هستی؟

اگه میخوای پول اقامتتونو بدم فقط ساکت شو و کارتو بکن آن

چی باید درست کنم؟

اگه مامان بود

از رنگ اصلی شکره نقره ای بیشترین استفاده رو میکرد

جفتتون خیلی ماهرین

به نظر نمیاد هیچکدومتون تازه کار باشین

...اما

چیکار کردی؟

خیلی بدمنظره بودن منم خرابشون کردم

جوناس

تو ماهری ولی فقط همین

تنها کاری که میخوای بکنی اینه که تکنیکتو به رخ بقیه بکشی

پس هیچ ابتکاری به خرج ندادی

آن، تو کارت از جوناس بهتر بود

اما این دیگه چی بود؟

مثل این بود که از روی چیزی که یه نفر دیگه ساخته باشه تقلید کردی

فقط از سبک اون شخص تقلید کردی

قشنگ بود، اما فقط همین هیچ جذابیتی از خودش نداشت

با همچین کارایی

رویای استاد سیلورشوگر شدنتون، فقط یه رویا باقی میمونه

اما خرده های شیرینیاتونو قبول میکنم

هله هوله های خوبی میشن

خداحافظ آن، جوناس

راه خوبی برای وقت کشی بود، حال داد

الان هدفش از این کارا چی بود؟

ارباب جوناس نذارید حرفاش اذیتتون کنه

...درسته آن! همچین آدمی

!هی، آن

!صبر کن آن

!آن بیخیال

دوباره کرم پروانه؟

چی انقدر خنده داره؟

ناراحت بودن یه نفر انقدر سرگرم کننده اس؟

چیه؟ چرا به صورت یه نفر نگاه می‌کنی و می خندی؟

!خب یه مترسک مثل من فقط مایه خجالته، مهم نیست چیکار کنم

آدما هیچوقت کل زندگیشون تمسخر نمیشن

به خاطر اینکه، بر خلاف ما، همیشه تغییر میکنن

...تو، سه سال دیگه

به طرز شگفت انگیزی زیبا میشی

رنگ موهات تبدیل میشه به یه طلایی روشن زیبا

و مهارت ساختن شیرینیتم تغییر میکنه

من مهارتامو خیلی بیشتر میکنم

بهش نشون میدم چقدر میتونم پیشرفت کنم

ولی بعضی چیزا با سخت تلاش کردن عوض نمیشن

به همچین دروغایی نیاز ندارم تا آروم شم

دروغ نیستن

من میدونم

وقتی به دنیا اومدم، اولین چیزی که دیدم یه بچه آدمیزاد بود

رنگ موهاش دقیقا مثل مال تو بود

یه دختر پنج ساله

من به خاطر نگاه خیره ی اون بچه به دنیا اومدم

اون دختر لیز بود

اسمش الیزابت بود

لیز دختر اشراف زاده ها بود

و به خاطر شرایط خاصی دور از جامعه زندگی میکرد

اون جوون بود، هیچی از دنیا نمی دونست

و از وجود پریا هم خبر نداشت

برای همین منو با برادر بزرگترش اشتباه گرفت

منو به عمارتش برد و بهم پناه داد

پونزده سال گذشت

...موهای لیز طلایی روشن شدن

...کک و مکاش ناپدید شدن

و اون یه دختر جوان زیبا شد

برای همین میدونم

تو ام همینجور تغییر می کنی، درست مثل لیز

بعدش چی شد؟ چه اتفاقی برای لیز افتاد؟

برای همیشه پیشت موند؟ چرا الان پیشت نیست؟

اون مرد

کشته شد

آدمیزادا کشتنش

متاسفم

بگیر بخواب مترسک

هیو همون‌طور که قول داده بود پول اقامتمونو داد

هی آن

گوش میدی؟

شال گفت با آدما دوست نمیشه

اما قبلا یه پیوند احساسی با یه دختر آدمیزاد داشته

همون قدر زمان که من با مامان گذروندم، اون با لیز گذرونده

لیز حتما برای شال مثل خانواده بوده

و آدما اینو ازش دزدیدن

آدما باعث شدن قلب شال یخ بزنه

امشب سرده مگه نه؟

ما مثل انسان ها سرما رو حس نمی کنیم

کاش جادویی بود که قاب شال گرم می‌کرد

قولی که به شال دادم

شیرینی شکری که بهش قول دادمو امشب براش درست می کنم

یه شیرینی شکری

امیدوارم قلب شالو یکم گرم کنه

...چ-چرا

شکر نقره ای...نیستش؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left