Tamayomi

Tamayomi

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld] Tamayomi - 12
A Commentary by Yasin_Max

Tags

other
Published on: 2022-03-12
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه

‫فیلدرهای داخلی، پشتیبانی کنین! فیلدرهای بیرونی هم همینطور!

‫پس این یه چوب‌زن در سطح مسابقات کشوری‌ـه، نه؟

‫اوت!

‫ببخشید، یوشینو-چان. حتی به منم اجازه دادی که باهاش روبرو بشم.

‫نه. فقط بدشانسی اوردی. شیش تا اوت از ده بار، این یه استرایک‌اوت‌ـه.

‫با اینکه این حرف رو زدم، ما قمار کردیم و بهاشم پرداخت کردیم.

‫زمان بدی بود که بخوایم شانسمونو امتحان کنیم. اون علامت اشتباه من بود.

‫با این حال، آزار‌دهنده‌ست! اون بهترین فست‌بال امروز من بود!

‫تا حالا انقدر تفاوت مهارت رو احساس نکرده بودم.

‫لحظه‌ای که توپ رو پرتاب کردم، میدونستم که بهش ضربه میزنه.

‫ولی، خوشحالم که به چالش کشیدمش! الان میدونم که هنوز کلی راه مونده که باید برم!

‫هی، یوشینو-چان!

‫هــــوم؟

‫اشکال نداره که سه تا امتیاز دادم، نه؟

‫هاه؟

‫دیگه امتیاز نمیدم، پس بیاین بریم و ببریم!

‫باشه!

‫--کازومی! در آن واحد روی یه چیز تمرکز کن!

‫--کازومی! در آن واحد روی یه چیز تمرکز کن! --ممکنه که به ناکاتا-سان باخته باشم،

‫ولی بیسبال یه بازی‌ـه تیمی‌ـه!

‫میتونیم جبرانش کنیم!

‫--نابودشون کن! ‫--کاپیتان! ‫--از پَسِش برمیای!

پرتاب دوازدهم بیا نشون بدیم چه کارهایی ازمون برمیاد

‫زود باش!

‫یومی حتما خیلی ناامید شده.

‫با این حال هم، نگه داشتن ریویوکان روی سه امتیاز باورنکردنی‌ـه.

‫تاسف‌آوره که تنها کاری که من کردم گرفتن یه امتیاز آر بی آی بوده.

‫من مثل ناکاتا نمیتونم ضربه بزنم، ولی ریسا و من میتونیم واسه خودمون یه امتیاز جور کنیم.

‫ولی برای اینکه این اتفاق بیوفته، من باید به بیس برسم.

‫رد شد!

‫سیف!

‫ایول!

‫کاپیتان!

‫یه سه‌تایی!

‫ضربه‌ی قشنگی بود!

‫اشتباه قضاوتش کردم و یه سه تایی به این آسونی دادم!

‫باید میدونستم که آدم خطرناکیه.

‫خوب حالمونو گرفت.

‫بی‌دلیل نیس که کاپیتانشونه. یه امتیاز مشکلی نداره، ولی رو همین حد نگه میداریم.

‫متوجه شدم!

‫اسکوئیز کنیم؟

‫نه، اینطوری تموم نمیشه! یه امتیاز کافی نیست!

‫همه چی به تو بستگی داره، ریسا-سنپای!

‫استرایک!

‫ریسا!

‫به روش خودت چوب بزن.

‫--ریسا همیشه پیشرفت میکنه، ولی بقیه هم تو بازی بهتر شدن.

‫--تو میتونی، ریسا-سنپای! --همه رو‌ـت حساب میکنیم! --ریسا همیشه پیشرفت میکنه، ولی بقیه هم تو بازی بهتر شدن.

‫با این حال، اگه تنها کاری که باید بکنم اینه که توپ رو لمس کنم، حتی منم میتونم این کار رو انجام بدم!

‫پرش کرد!

‫بیس‌من اول!

‫آخیش!

‫اوت!

‫قشنگ بود!

‫یه امتیاز دیگه!

‫آر بی ای خوبی بود، بچه‌ها!

‫ریسا-سنپای! هنوز برای هوم‌ران کردن کلی راه مونده!

‫کاشکی میتونستم به بیس برسم...

‫الحق که کاپیتانه مایی! شونه‌هاتو ماساژ میدم!

‫به آسونی امتیاز گرفتن. شاید بهتر باشه که تو بازی دخالت نکنم.

‫مشکل اینه که، ممکنه پتانسیل‌ـمون رو با اینکه هیچ دونده‌ای تو بیس نیس از دست بدیم.

‫اگه ناکاتا-سان رو به چالش نکشیده بودیم، الان مساوی کرده بودیم.

‫من خیلی بی‌مصرفم...

‫--خوب شد که ۲ امتیاز بالاتر بودیم.

‫--یه اوت! ‫--خوب شد که ۲ امتیاز بالاتر بودیم.

‫--یه اوت! ‫--خوبه! ‫--اگه فقط یه امتیاز بیشتر بودیم، سطحی بازی میکردیم و بد خراب‌کاری میشد.

‫الان فقط ۵ تا اوت دیگه مونده! اگه عادی بازی کنیم، کار تمومه!

‫استرایک سه!

‫و اینم بعدیش!

‫توپ چهار!

‫هاه؟

‫--آفرین، ایبوکی! ‫--تحمل کن!

‫دیگه خیلی فشار اوردی!

‫ببخشید!

‫خیلی خب! بریم که یه ضربه بزنیم!

‫پیچر داره از دست میدَتِش!

‫فقط به توپ نگاه کن!

‫پرتاباش الان با فشار بیشتری‌ـه. داره مثل قبلنا پرتاب میکنه.

‫تاکدا-سان، آره؟ داره خودشو جلوی تیم اصلی ما میگیره.

‫همچنین کسی‌ـه که باعث شد دوباره تاماکی درباره‌ی بیسبال جدی بشه.

‫ولی قرار نیس که بهش ببازم!

‫لعنتی!

‫برو!

‫تو یه فاصله‌ای بیوفت!

‫اوت!

‫آخیش!

‫نزدیک بودا!

‫نگرانش نباش!

‫بیاین کارشونو تموم کنیم!

‫اگه امتیازا عوض نشه، این آخرین پرتاب منه؟

‫نه.. ما قطعا اینجا بازی رو تموم نمیکنیم.

‫من بدون پشیمونی پرتاب میکنم!

‫خوشحالم که ناکاتا-سان رو به چالش کشیدم.

‫حالا میفهمم که دنیا بزرگتر از این حرفاست!

‫--توپ خطا! ‫--چوب‌زن‌های دیگه هم خوبن، بنابراین خوشحالم که از دستم کاری برمیاد!

‫استرایک!

‫و اگر ببریم، حتی میتونم بیشتر بازی کنم...

‫... درست مثل همین یکی، با همه!

‫استرایک سه!

‫و منو باش که فکر میکردم اون هوم‌ران افسرده‌ـش کرده باشه!

‫--دقیقا برعکس! تازه انرژی گرفته!

‫--استرایک سه! ‫--دقیقا برعکس! تازه انرژی گرفته!

‫پرتاب قشنگی بود!

‫دو تا اوت!

‫میتونم ببریم!

‫این طور به نظر میاد که این همه فشار قویتر‌ـش کرده.

‫یا اون یا اینکه روبرو شدن با ناکاتا-سان باعث شده یه جرقه‌ای توش بزنه.

‫هر پرتاب از پرتاب قبلی بهتره!

‫خوب گولش زدی!

‫شوخی میکنی! تاماکی یه پرتاب رو از دست داد؟!

‫کچرشون واقعا اونقدر خفنه؟

‫وقتی برای من دریافت میکرد، هیچ وقت پرتابی رو از دست نداد. حتی اون خشن‌هارو.

‫جدی؟

‫به این معنی‌ـه که پرتاب‌هاش بیشتر از اون چیزی که تاماکی از پَسِشون بربیاد، بریکینگ‌بال هستن! لعنت بر شیطون!

‫استرایک دو!

‫من یه توپ رو از دست دادم؟ من؟!

‫و من به اندازه‌ی کافی سخت تلاش کردم که هر پرتابی رو تو مسابقات بگیرم!

‫فوق‌العادست!

‫یومی-چان! دوباره همونو پرتاب کن!

‫من جلوشو میگیرم!

‫پشت سرت!

‫اوت!

‫موفق شدیم!

‫آره!

‫چهار تا استرایک‌اوت تو یه دور!

‫بهتر از ایناشم میتونم بگیرم اگه پرتاب‌های یومی-چان رو بگیرم!

‫دور آخره.

‫این برای یه تیم به این قَدَری هم خیلیه!

‫شین کوشیگایا کارش خوبه!

‫آخرین شانسشونه که امتیاز بگیرن!

‫برو بریم!

‫نمیذارم که زحمات یومی-چان به هدر بره!

‫امتحانی اینو بگیر!

‫وقتی براش دریافت میکردم، با اسلایدرهاش خیلی‌ها رو استرایک‌اوت میکرد.

‫ولی اینا در مقایسه با مال یومی-چان هیچی نیستن!

‫همینو میخوایما! سریع بدو و امتیاز بگیر!

‫باارزشترین بازیکنمون! چوب‌زنیت عالی بود!

‫جدی؟

‫تونستیم اونا رو روی ۲ امتیاز نگه داریم، ولی الان وضعیت خوبی نیست که بخوایم توش باشیم.

‫قبل از این که اوضاع بدتر بشه...

‫قبل از این که اوضاع بدتر بشه...

‫حتی اگر این دور مساوی کنیم، فقط باختمون رو عقب انداختیم.

‫باید مقدار زیادی امتیاز بگیریم. پس برین انجامش بدین.

‫هاه؟ توپ رو آروم نزنم؟

‫توپ رو آروم زدن تو دور اول یه علامت سخت بود که بهم داد.

‫شرط میبندم چیزی که واقعا میخواست امتیازهای بیشتر بود.

‫میخوام چوب‌زنی باشم که نتیجه رو تغییر بده!

‫تو توله...!

‫توپ چهار!

‫خوب شد!

‫هورا!

‫قربونه اون چشات برم!

‫عالی بود! باید از همون اولش میذاشتم اینکارو انجام بده.

‫فکر کنم بهش علامت اینکه آروم ضربه بزنه، داده نشده بود.

‫حرکت ریسکی‌ای بود.

‫وقت تمومه!

‫ناکاتا؟

‫اینطوری بهتره!

‫کارِت خوب بود. بقیشو بسپار به من.

‫ببخشید. الان همه چی به تو بستگی داره.

‫با توجه به شرایط، خوب انجامش دادی.

!لعنتی

‫تو میتونی، ناکاتا!

‫کارم تمومه.

‫میدونستم سریع پرتاب میکنه، ولی نه دیگه انقدر!

‫ما برای فست‌بال تمرین کردیم، ولی فقط نوزومی-چان و کاپیتان میتونن اونقدر سریع رو ضربه بزنن!

‫اگه علامت اشتباه بدم، کارمون تمومه!

‫جای من رو بگیرین. باید برم دستشویی.

‫آروم زدن ریو-چان شانسی در برابر دفاع اونا داره؟ باید چوب رو تاب بده؟

‫اگه استرایک‌اوت کنه چی؟ اگه دابل‌پلی باشه چی؟

‫دیگه نمیدونم باید چیکار کنم...!

‫یوشینو-چان.

‫ببخشید. انقدر اضطراب دارم که حالم داره بهم میخوره.

‫نباید پرتاب ناکاتا-سان رو نیگا کنی؟

‫همین الانشم دیدم. ویدئو‌هاشو دیدم. از اون مهم‌تر...

‫جانم؟

‫به نظر نمیرسه امروز بهت خوش بگذره.

‫راستش، از بازی قبلیمون.

‫انگار دیگه اصلا حالی نمیکنی از وقتی که ایبوکی-چان ضربه دید.

‫انقدر واضحه؟ ببخشید!

‫انگار همه‌ی علامت‌هایی که فکر میکردم جواب میده، داره برعکس عمل میکنه.

‫تنها کاری که میکنن اینه که دارن به ضرر تیم عمل میکنن و حتی باعث شدم بچه‌ها آسیب ببینن.

‫شاید بهتر باشه که اصلا کاری نکنم.

‫این حرف رو نزن! حتی کاردرست‌ترین آدما هم اشتباه میکنن!

‫میدونم، ولی...

‫وقتی که شیراگیکو-چان و من عضو باشگاه شدیم رو یادت میاد؟

‫هان؟

‫اون موقع، برنامه داشتم برم مدرسه‌ای که باشگاه بیسبال خوبی داره.

‫باشگاه شما خیلی کوچیک بود و واقعا بد به نظر میرسید.

‫ولی بعدش، این تو بودی که گفتی میتونیم جزو چهار تیم برتر بشیم.

‫آره گفتم.

‫و الآن، ما فقط یه امتیاز نیاز داریم که تیمی که جزو چهارتای برتر هستش رو ببریم!

‫همونطوری که تو گفتی!

‫همه به ما شک داشتن، ولی تو بودی که به ما باور داشتی.

‫تو باعث شدی که باور کنم شین کوشیگایا به مسابقات کشوری میتونه بره...

‫اگه بخاطر تو نبود، احتمالا تا الان به یه دبیرستان دیگه رفته بودم....

‫...و روی صندلی تماشاچی‌ها داشتم ریویوکان رو تشویق میکردم.

‫همش همین نیست!

‫وقتی که احساس ناامیدی میکردم، بهم گفتی که کارا رو تنها انجام ندم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left