The first 200 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
فیلدرهای داخلی، پشتیبانی کنین! فیلدرهای بیرونی هم همینطور!
پس این یه چوبزن در سطح مسابقات کشوریـه، نه؟
اوت!
ببخشید، یوشینو-چان. حتی به منم اجازه دادی که باهاش روبرو بشم.
نه. فقط بدشانسی اوردی. شیش تا اوت از ده بار، این یه استرایکاوتـه.
با اینکه این حرف رو زدم، ما قمار کردیم و بهاشم پرداخت کردیم.
زمان بدی بود که بخوایم شانسمونو امتحان کنیم. اون علامت اشتباه من بود.
با این حال، آزاردهندهست! اون بهترین فستبال امروز من بود!
تا حالا انقدر تفاوت مهارت رو احساس نکرده بودم.
لحظهای که توپ رو پرتاب کردم، میدونستم که بهش ضربه میزنه.
ولی، خوشحالم که به چالش کشیدمش! الان میدونم که هنوز کلی راه مونده که باید برم!
هی، یوشینو-چان!
هــــوم؟
اشکال نداره که سه تا امتیاز دادم، نه؟
هاه؟
دیگه امتیاز نمیدم، پس بیاین بریم و ببریم!
باشه!
--کازومی! در آن واحد روی یه چیز تمرکز کن!
--کازومی! در آن واحد روی یه چیز تمرکز کن! --ممکنه که به ناکاتا-سان باخته باشم،
ولی بیسبال یه بازیـه تیمیـه!
میتونیم جبرانش کنیم!
--نابودشون کن! --کاپیتان! --از پَسِش برمیای!
پرتاب دوازدهم بیا نشون بدیم چه کارهایی ازمون برمیاد
زود باش!
یومی حتما خیلی ناامید شده.
با این حال هم، نگه داشتن ریویوکان روی سه امتیاز باورنکردنیـه.
تاسفآوره که تنها کاری که من کردم گرفتن یه امتیاز آر بی آی بوده.
من مثل ناکاتا نمیتونم ضربه بزنم، ولی ریسا و من میتونیم واسه خودمون یه امتیاز جور کنیم.
ولی برای اینکه این اتفاق بیوفته، من باید به بیس برسم.
رد شد!
سیف!
ایول!
کاپیتان!
یه سهتایی!
ضربهی قشنگی بود!
اشتباه قضاوتش کردم و یه سه تایی به این آسونی دادم!
باید میدونستم که آدم خطرناکیه.
خوب حالمونو گرفت.
بیدلیل نیس که کاپیتانشونه. یه امتیاز مشکلی نداره، ولی رو همین حد نگه میداریم.
متوجه شدم!
اسکوئیز کنیم؟
نه، اینطوری تموم نمیشه! یه امتیاز کافی نیست!
همه چی به تو بستگی داره، ریسا-سنپای!
استرایک!
ریسا!
به روش خودت چوب بزن.
--ریسا همیشه پیشرفت میکنه، ولی بقیه هم تو بازی بهتر شدن.
--تو میتونی، ریسا-سنپای! --همه روـت حساب میکنیم! --ریسا همیشه پیشرفت میکنه، ولی بقیه هم تو بازی بهتر شدن.
با این حال، اگه تنها کاری که باید بکنم اینه که توپ رو لمس کنم، حتی منم میتونم این کار رو انجام بدم!
پرش کرد!
بیسمن اول!
آخیش!
اوت!
قشنگ بود!
یه امتیاز دیگه!
آر بی ای خوبی بود، بچهها!
ریسا-سنپای! هنوز برای هومران کردن کلی راه مونده!
کاشکی میتونستم به بیس برسم...
الحق که کاپیتانه مایی! شونههاتو ماساژ میدم!
به آسونی امتیاز گرفتن. شاید بهتر باشه که تو بازی دخالت نکنم.
مشکل اینه که، ممکنه پتانسیلـمون رو با اینکه هیچ دوندهای تو بیس نیس از دست بدیم.
اگه ناکاتا-سان رو به چالش نکشیده بودیم، الان مساوی کرده بودیم.
من خیلی بیمصرفم...
--خوب شد که ۲ امتیاز بالاتر بودیم.
--یه اوت! --خوب شد که ۲ امتیاز بالاتر بودیم.
--یه اوت! --خوبه! --اگه فقط یه امتیاز بیشتر بودیم، سطحی بازی میکردیم و بد خرابکاری میشد.
الان فقط ۵ تا اوت دیگه مونده! اگه عادی بازی کنیم، کار تمومه!
استرایک سه!
و اینم بعدیش!
توپ چهار!
هاه؟
--آفرین، ایبوکی! --تحمل کن!
دیگه خیلی فشار اوردی!
ببخشید!
خیلی خب! بریم که یه ضربه بزنیم!
پیچر داره از دست میدَتِش!
فقط به توپ نگاه کن!
پرتاباش الان با فشار بیشتریـه. داره مثل قبلنا پرتاب میکنه.
تاکدا-سان، آره؟ داره خودشو جلوی تیم اصلی ما میگیره.
همچنین کسیـه که باعث شد دوباره تاماکی دربارهی بیسبال جدی بشه.
ولی قرار نیس که بهش ببازم!
لعنتی!
برو!
تو یه فاصلهای بیوفت!
اوت!
آخیش!
نزدیک بودا!
نگرانش نباش!
بیاین کارشونو تموم کنیم!
اگه امتیازا عوض نشه، این آخرین پرتاب منه؟
نه.. ما قطعا اینجا بازی رو تموم نمیکنیم.
من بدون پشیمونی پرتاب میکنم!
خوشحالم که ناکاتا-سان رو به چالش کشیدم.
حالا میفهمم که دنیا بزرگتر از این حرفاست!
--توپ خطا! --چوبزنهای دیگه هم خوبن، بنابراین خوشحالم که از دستم کاری برمیاد!
استرایک!
و اگر ببریم، حتی میتونم بیشتر بازی کنم...
... درست مثل همین یکی، با همه!
استرایک سه!
و منو باش که فکر میکردم اون هومران افسردهـش کرده باشه!
--دقیقا برعکس! تازه انرژی گرفته!
--استرایک سه! --دقیقا برعکس! تازه انرژی گرفته!
پرتاب قشنگی بود!
دو تا اوت!
میتونم ببریم!
این طور به نظر میاد که این همه فشار قویترـش کرده.
یا اون یا اینکه روبرو شدن با ناکاتا-سان باعث شده یه جرقهای توش بزنه.
هر پرتاب از پرتاب قبلی بهتره!
خوب گولش زدی!
شوخی میکنی! تاماکی یه پرتاب رو از دست داد؟!
کچرشون واقعا اونقدر خفنه؟
وقتی برای من دریافت میکرد، هیچ وقت پرتابی رو از دست نداد. حتی اون خشنهارو.
جدی؟
به این معنیـه که پرتابهاش بیشتر از اون چیزی که تاماکی از پَسِشون بربیاد، بریکینگبال هستن! لعنت بر شیطون!
استرایک دو!
من یه توپ رو از دست دادم؟ من؟!
و من به اندازهی کافی سخت تلاش کردم که هر پرتابی رو تو مسابقات بگیرم!
فوقالعادست!
یومی-چان! دوباره همونو پرتاب کن!
من جلوشو میگیرم!
پشت سرت!
اوت!
موفق شدیم!
آره!
چهار تا استرایکاوت تو یه دور!
بهتر از ایناشم میتونم بگیرم اگه پرتابهای یومی-چان رو بگیرم!
دور آخره.
این برای یه تیم به این قَدَری هم خیلیه!
شین کوشیگایا کارش خوبه!
آخرین شانسشونه که امتیاز بگیرن!
برو بریم!
نمیذارم که زحمات یومی-چان به هدر بره!
امتحانی اینو بگیر!
وقتی براش دریافت میکردم، با اسلایدرهاش خیلیها رو استرایکاوت میکرد.
ولی اینا در مقایسه با مال یومی-چان هیچی نیستن!
همینو میخوایما! سریع بدو و امتیاز بگیر!
باارزشترین بازیکنمون! چوبزنیت عالی بود!
جدی؟
تونستیم اونا رو روی ۲ امتیاز نگه داریم، ولی الان وضعیت خوبی نیست که بخوایم توش باشیم.
قبل از این که اوضاع بدتر بشه...
قبل از این که اوضاع بدتر بشه...
حتی اگر این دور مساوی کنیم، فقط باختمون رو عقب انداختیم.
باید مقدار زیادی امتیاز بگیریم. پس برین انجامش بدین.
هاه؟ توپ رو آروم نزنم؟
توپ رو آروم زدن تو دور اول یه علامت سخت بود که بهم داد.
شرط میبندم چیزی که واقعا میخواست امتیازهای بیشتر بود.
میخوام چوبزنی باشم که نتیجه رو تغییر بده!
تو توله...!
توپ چهار!
خوب شد!
هورا!
قربونه اون چشات برم!
عالی بود! باید از همون اولش میذاشتم اینکارو انجام بده.
فکر کنم بهش علامت اینکه آروم ضربه بزنه، داده نشده بود.
حرکت ریسکیای بود.
وقت تمومه!
ناکاتا؟
اینطوری بهتره!
کارِت خوب بود. بقیشو بسپار به من.
ببخشید. الان همه چی به تو بستگی داره.
با توجه به شرایط، خوب انجامش دادی.
!لعنتی
تو میتونی، ناکاتا!
کارم تمومه.
میدونستم سریع پرتاب میکنه، ولی نه دیگه انقدر!
ما برای فستبال تمرین کردیم، ولی فقط نوزومی-چان و کاپیتان میتونن اونقدر سریع رو ضربه بزنن!
اگه علامت اشتباه بدم، کارمون تمومه!
جای من رو بگیرین. باید برم دستشویی.
آروم زدن ریو-چان شانسی در برابر دفاع اونا داره؟ باید چوب رو تاب بده؟
اگه استرایکاوت کنه چی؟ اگه دابلپلی باشه چی؟
دیگه نمیدونم باید چیکار کنم...!
یوشینو-چان.
ببخشید. انقدر اضطراب دارم که حالم داره بهم میخوره.
نباید پرتاب ناکاتا-سان رو نیگا کنی؟
همین الانشم دیدم. ویدئوهاشو دیدم. از اون مهمتر...
جانم؟
به نظر نمیرسه امروز بهت خوش بگذره.
راستش، از بازی قبلیمون.
انگار دیگه اصلا حالی نمیکنی از وقتی که ایبوکی-چان ضربه دید.
انقدر واضحه؟ ببخشید!
انگار همهی علامتهایی که فکر میکردم جواب میده، داره برعکس عمل میکنه.
تنها کاری که میکنن اینه که دارن به ضرر تیم عمل میکنن و حتی باعث شدم بچهها آسیب ببینن.
شاید بهتر باشه که اصلا کاری نکنم.
این حرف رو نزن! حتی کاردرستترین آدما هم اشتباه میکنن!
میدونم، ولی...
وقتی که شیراگیکو-چان و من عضو باشگاه شدیم رو یادت میاد؟
هان؟
اون موقع، برنامه داشتم برم مدرسهای که باشگاه بیسبال خوبی داره.
باشگاه شما خیلی کوچیک بود و واقعا بد به نظر میرسید.
ولی بعدش، این تو بودی که گفتی میتونیم جزو چهار تیم برتر بشیم.
آره گفتم.
و الآن، ما فقط یه امتیاز نیاز داریم که تیمی که جزو چهارتای برتر هستش رو ببریم!
همونطوری که تو گفتی!
همه به ما شک داشتن، ولی تو بودی که به ما باور داشتی.
تو باعث شدی که باور کنم شین کوشیگایا به مسابقات کشوری میتونه بره...
اگه بخاطر تو نبود، احتمالا تا الان به یه دبیرستان دیگه رفته بودم....
...و روی صندلی تماشاچیها داشتم ریویوکان رو تشویق میکردم.
همش همین نیست!
وقتی که احساس ناامیدی میکردم، بهم گفتی که کارا رو تنها انجام ندم.
No comments yet. Be the first to leave one.