The first 42 lines.
آپارتمان 402 ، یه اتاق خالی , چراغای خاموش
بدنم مثه تونله , خیلی خالی و پوچه
روز جاشو به شب میده , بارون نمیاد ولی چشمام خیسه
تق تق ، فکر نکنم تو باشی
با احتیاط در رو باز کردم و رفتم تو
در رو بستم و صدا داد
تو رفتی و در صدا داد
تو اتاقی که با خاطرات خودت جا گذاشتی تنها هستم
تو خاطره ی روزي که رفتي گير افتادم
ترک کردن و بی خیال شدن با هم فرق داره
از دو قلب متفاوت چی میدونی؟
با این دروغای ساده ت منو اذیت نکن
باشه , فقط برو ، چون عاشقت بودم
تا وقتی اذیت نبودی کنار نگهت داشتم
تا وقتی که تنها نبودی نگهت داشتم
میشه تحمل کرد
میشه ادامه داد
چون تا وقتی اذیت نبودم عاشقت بودم
اما هنوزم عاشقتم
میشه تحمل کرد
منم همینو میگم
اما حرفایی هست که نتونستم بخاطر غرورم بهت بگم
بیا بهم نزنیم
چون هنوزم دوستت دارم
همش دروغه , حالم خوبه
همش دروغه , حالم خوبه
حتی بی تو
حتی بی تو
میشه تحمل کرد عیبی نداره
از این که فکر میکردم بی تو بمونم بهتره
بهم زدن کار خوبی نبود ولی نگران نباش
قابل تحمل تر از اون چيزيه که بنظر میرسه
لباسامو انداختم تو ماشين لباسشويي تلويزيون رو روشن کردم
بی هدف رو میز ميشينم و کتاب ميخونم و غذا ميخورم
تو از زندگیم محو شدی ولی هیچی واقعا عوض نشد
تا وقتي اذیت نبودي عاشقت بودم
نمیدونم چجور بعد این جدایی تو چشمات نگاه کنم
پس مثل يه جوجه تيغي به ناراحتيا پشت کردم
واقعا میخوام ادا در آرم که حالم خوبه ولی فقط اذیت میشم
حتی با اینکه سعی کردم هرکاری کنم و حتی نفسمو بگیرم
اگه یه روز دوباره عشق رو از دست بدم دیگه همچین نمیکنم
من اين شعرا رو تو قلبم حکاکي کردم
No comments yet. Be the first to leave one.