Brothers and Sisters

Brothers and Sisters

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Brothers Sisters S02E11 DVDRip Xvid-ORPHEUS
A Commentary by mehdi_juve
Rapidbaz.org گروه بیانکونری از

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-11-18
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

يه بيليون از مردم اين غذا رو هر روز ميخورند

فكر نميكني بهتر باشه كه اين مزه ها از باغهاي تو بوجود بياد؟

اوه ، البته ، اما تو نميتوني منو جادو كني كه وارد اين معامله بشم

ما قراره يه مهموني شام خانوادگي بزرگ داشته باشيم .چرا به ما ملحق نميشي؟

پيشنهاد خوبيه

مامان واقعا از اين ايزاك خوشش اومده

اما اگه اون ميخواهد كه همگي بريم خونه و شام بخوريم

اينكاريه كه ما بايد انجام بديم

تامي با لينا سر و سر داشته- هيچ وقت از اين دختره خوشم نمي اومد-

اگه ميخواهيد كسي رو سرزنش كنيد اون شخص تاميه

و تو نميتوني اينكار رو بكني چون تو هم با لينا خوابيدي

من هنوزم با لينا ميخوابم

موضوع فقط اين نيست ... كه تو با لينا خوابيدي

تامي؟

منم همينكارو كردم. منم با يكي ديگه خوابيدم- تو چيكار كردي؟-

ما زمان دبيرستان با هم بيرون ميرفتيم اونكار يه عمل اشتباه بود

موضوع اون ... لينا هم يه اشتباه بود؟- آره ، همينطوره-

اسكاتي ، جيسون داره برميگرده اون با من تماس گرفت

سلام ، مامان

عزيزم ، خدا بد نده تو بودي؟

نه ، تراويس داره مريضي مصيبت بارش رو پخش ميكنه

كه آدمهاي خوب توي آيوا بگيرند

همون آدمهاي خوب منو دچار اين مصيبت كردند

پس ، ايزاك هم مريض شده؟

نه ، تراويس در حال حاضر تنها كسي است كه حالش ناخوشه. خدا رو شكر

انقدر مشروب نخور

نميخورم . من هميشه به سختي مشروب ميخورم

فكر كردم شايد چون مريضه نتونسته باهام تماس بگيره

و بعدشم كي ميتونه اونو سرزنش كنه

ميدوني بعد از اون ماجراي جهنمي شام كه پيش اومد

نه ، مامان اون فقط سرش با كارهاي كاليفرنيا شلوغه ، همين

لازم نيست كه بهونه تراشي كني ميتونم از اين جريان خودمو رها كنم

مامان ، من دنبال بهونه نيستم

حضور در اجتماعات براي مبارزات به نوعي براي من وقت تلف كردنه ، باشه؟

ميدوني كه تو بايد چيكار بكني ؟

بري به دفترش و ازش بخواهي كه براي ناهار بريد بيرون

خداي من ، نه. براي اينكار خيلي زوده- مامان ، ميدوني چيه؟-

اون مرد خانواده ما رو ديد اونم وقتي كه پلو اسپانيايي از بين رفت

فكر كنم توي اين قضيه پرروئي رو رد كردي

و بگو ببينم ماجراي جوليا و تامي به كجا كشيد؟

نميدونم ما ديگه باهاشون حرف نزدم

حتي با جاستين هم صحبت نكردم ، آدميكه حدس ميزنم هنوز با لينا ميخوابه

اون چه فكري با خودش ميكنه؟

نميدونم. شايد اون آرزو داشته كه كوين هم مستقيما بره سراغش

كه اون اينجوري بتونه حساب همه اعضاي خانواده واكر رو برسه

كيتي ، اين خيلي نفرت انگيزه

اوه ، ببين ، مامان ما رسيديم . من بايد برم

نه ، نرسيديم

مامان ، يه لطفي به من بكن با ايزاك تماس بگير

نه- با ايزاك تماس بگير-

نه . خداحافظ

واو ، كلي سوال درباره اين مكالمه دارم

من بايد صبح زود بلند شم

خب؟

فكر كردم ما قرار شد كه امشب رو بي خيال شيم

ببين ، ميدونم. من فقط احساس خوبي ندارم كه امشب رو توي خونه امون باشم

منظورم اينكه ، نميتونم تحمل کنم تماسهاي تلفني كيتي

يا مامان ، يا سارا ، يا خدا ميدونه ...کي رو

اوه ، خوبه. موندن تو ، توي اينجا فقط اوضاع رو بدتر ميكنه

اهميتي نميدم ، باشه؟

من در هر صورت بايد برم سر كار ، جاستين

صبر كن ، صبر كن

سر كار. درسته خب ، اوضاع كار چطوره؟

منظورت از اين حرف چيه؟

هيچي .فقط يكم اوضاعش ناخوشايند نيست؟

البته ، مزخرفه

پس چرا اونجا رو ول نميكني؟

چون من مثل تو نيستم ، من با مادر و پدرم زندگي نمي كنم .از كرايه دادن راحت نيستم

و يه حساب بانكي درشت ندارم، باشه؟

من به اين حقوق نياز دارم

تو واقعا فكر ميكني كه من بخاطر برادر تو كار ميكنم؟

ميدوني ، باشه متاسفم كه اين موضوع رو پيش كشيدم ، باشه؟

فقط ... ما داريم چيكار ميكنيم؟

همه حالشون از ما بهم ميخوره

ربكا از زمان عروسي به بعد ديگه باهام حرف نميزنه

تو و تامي تقريبا با هم عين غريبه ها رفتار مي كنيد

وقتي من وتو شروع كرديم به ديدن همديگه

ميدوني ، ما گفتيم كه ما ميخواهيم با هم شاد باشيم

... اما الان ، نميدونم . تو فقط تو خيلي احساساتي هستي

احساساتي؟- آره ، و من نگرانم-

،خب ، تو چه فكري ميكني با خودت كه من بازم استفاده ميكنم؟

نه- ببين ، چون من استفاده نمي كنم ، باشه؟-

من ميرم سر جلسه هام و ميدوني چيه؟

من حتي كسي رو پيدا كردم كه تجربه اش رو داره

اين ... اين خيلي خوبه

مشكل ما اينجا چيه؟

تو اخيرا خيلي عصباني به نظر مياي- اما نه با تو-

تامي كسيه كه كار ناشايست كرده ، باشه؟ نه ما

و ديگه خسته شدم كه هر كسي ما رو مسئول اشتباه اون ميدونه

فكر كنم موضوع از اين حرفها پيچيده تره

كه چي ، تو هنوز هم به اون احساسي داري؟

نه. نه . البته كه نه

خيلي خوب ، پس ما بايد نگران چي باشيم؟

ميدوني ، تامي و جوليا اونها ميتونند با اين قضيه كنار بيان يا نه

اما ميدوني چيه؟ اين مسئله اونهاست

نه ، تو واقعا ... واقعا حق با توه

خيلي خوب ؟ بيا اينجا

ميتونم اينجا بمونم؟

آره

اين لباس جديده؟- آره-

از فينيكس گرفتيش؟

راستش ، من اينو دوهفته قبل بخاطر تو خريدمش

قشنگه

ميدوني ، داشتم فكر ميكردم شايد بشه فردا بزنم بيرون

ما ميتونيم با هم ناهار بخوريم

مشكلي كه نداره؟

آره ، اگه تو بخواهي ميريم

فكر كنم براي هر دومون بهتر باشه كه كارهاي كه قبلا انجام ميداديم رو انجام بديم

ميدوني ، كارهاي متعارف رو

آره ، يه رستوران غذاي دريايي جديد باز شده

ميتونيم همون جا همديگه رو ببينيم اگه دلت بخواهد

باشه . آره ، خوبه اينطوري خيلي خوبه

متاسفم ، آقا . ما تعطيل كرديم بايد ازتون بخواهم اينجا رو ترك كنيد

چرا انقدر طول كشيد؟

من فقط آشپزي نمي كنم ، كوين تميز كاري هم ميكنم

خدايا ، من همسر خيلي مناسبي ميشم ، مگه نه؟

نگران نباش. من ماهي گير نيستم

اوه ، بزار اينو بگم

من بايد به تنهاي گوشت ماهي سپر رو كباب ميكردم

وقتي ديدم سس آب سيب و سركه مون تموم شده

من هم اونو با زيره سبز و فلفل قرمز درستش كردم

و اون بد شده بود؟- خب ، اون چيزي نبود كه اونها سفارش داده بودند-

منظورم اينكه ،من يه جورايي نفسم داشت بخاطر اينكار بند مي اومد

اما گارسون اومد و كلي از آشپز تعريف كرد

واو ، براو- ممنون-

خب ، خبر جديدت چيه؟

فقط شرح دادنش خيلي كسل كننده است

و جيسون تماس گرفت

و جيسون تماس گرفت؟

آره . اون برگشته به لس آنجلس

و ميخواهد كه براي قهوه خوردن همديگه رو فردا ببينيم

ببين ، اگه با اين قضيه مشكل داري ميتونم كنسلش كنم

من واقعا مشكلي با اين قضيه ندارم- نه ، نه ، ايراد نداره-

منظورم اينكه ، ميدونستم كه بالاخره تماس ميگيره

آره . و ميدوني ، اينکه اون برادر رابرته

دليل نميشه كه نتونم ازش جدا بشم

، آره ، و شما دوتا بطرز عجيبي ... تلفني از هم جدا شديد ، پس

آره ، منظورم اينكه برو ببينش مسائلي رو كه لازمه رو حل كنيد

ببين ، من تصميم قطعيم رو گرفتم

قطعي

پس ، بهش گفتم ميتونه يه سر بهم بزنه

اميدوارم مشكلي نباشه

اسكاتي ، اگه تو با اين قضيه مشكلي داري

لطفا بگو ، چون من ميتونم كنسلش كنم

گفتم كه مشكلي نيست ، كوين- خيلي خوب-

ممنون كه ميپرسي اما مشكلي با اين قضايا ندارم

خوبه

بهر حال ، من خسته ام بزن بريم خونه

.:ارائه ي از گروه بيانکونري:. ترجمه و زيرنويس : مــهــدي

من فقط درك نمي كنم كه چي تو رو اذيت ميكنه ، سارا

اين يه فرصته براي ما كه بتونيم يه حرکت بزرگ بكنيم

از نظر تئوري آره ، اما چيزيكه گراهام پيشنهاد داده خيلي براي ما زوده

اما گراهام موفقيتهاي بزرگي قبلا توي چين داشته

اون اين ماركت رو ميشناسه اون ارتباطات رو داره

اون براش اين كمپاني و سرنوشتش مهم نيست سائول . اون يه شياد و قماربازه

تو واقعا مايلي كه ريسك كنيم روي همه چيزهاي كه تو و پدرم

تامي و همه ديگران سالها تلاش كردند كه بسازنش ، اونم

براي كاري كه هيچ ضمانتي بهش نيست؟

من و تو هر دومون ميدونيم كه هيچ ضمانتي در زندگي وجود نداره

درسته ، اما به ميران ريسك هم بستگي داره

ميشه محاسبه كرد، ريسك منطقي داشت و بعدش بريم سراغ گراهام فينچ

چرا تو انقدر علاقمندي كه اين راه رو بريم؟

من دنبال چيزي رو ميگيرم كه براي اوهاي خوب باشه

خيلي خوب . چطوره كه ما فقط با نصف ماجرا شروع كنيم؟

با 100 تا مغازه شروع كنيم

و چي ميشه اگه رشدي رو نبينيم؟

چي ميشه اگه كارمون نگيره بلاياهاي طبيعي رخ بده ، يه كار با زحمت؟

اگه ما از توانائيهامون بيشتر فعاليت كرده باشيم چي

و در پايان كار همه قراردادهامون رو از دست بديم؟

ده تا مغازه ، سائول در دو يا سه شهر مهم

ما ميتونيم از پس اين بربيايم

ما ميتونيم كيفيت رو كنترل كنيم نام و وجه پيدا كنيم ، بعد دنبال خواسته هامون باشيم

اين كاريه كه پدر ميكرد

اين صحبتهاي كه ميكني از سر خودخواهي و سرسختيه ، سارا

قابلي نداشت در برابر سعي و تقلاي تو به از بين بردن مقاومت من

مطمئنم كه گراهام فينچ هم سعيشو ميكنه

سارا واكر- اوه ، خود شيطان پيداش شد-

چقدر سريع ميتوني وسايلت رو جمع كني؟

ما بايد خودمون رو به جلسه اي با رئيس

امروز عصر در سانفرانسيسكو برسونيم

صبر كن ببينم ، چي؟ امشب ، همين آخر شب؟

رئيس ميخواست صبح فردا با هواپيما بره به چين

و اون موافقت كرد كه با ما جلسه اي در هتل قبل رفتنش داشته باشه

ما به هيچ وجه نميتونيم خودمون رو برسونيم

سارا ، سيمون لاو يه مرده

و اگه ما واقعا اين كار رو ميخواهيم بايد خودمون رو برسونيم اونجا

من از قبل بليط هواپيما رو رزرو كردم

خب ، من اينجوري راحت نيستم كه پرواز كنم

گراهام درست ميگه فكر كنم تو بايد اين جلسه رو بري

خب ، متاسفم من از اون دخترهاي پروازي نيستم

ميدوني ، دوست داشتم خودم تنها برم

اما اون وقتي حاضر شد جلسه برگزار بشه كه

من تضمين دادم كه مدير عامل اوهاي هم اونجا حضور خواهد داشت

خب ، بهش بگو بهش دروغ گفتي

سارا ، چي ايرادي داره كه يه جلسه موفقيت آميز

همراه با يه شب شاد در سانفرانسيسكو داشته باشي؟

يه شب شاد؟ چرا ما با آخرين پرواز برنگرديم خونه؟

بخاطر اينكه نميتونيم بگيم كه جلسه چقدر طول ميكشه ، تو ميدوني؟

بي خيال ، من از قبل دو تا اتاق توي هتل رزرو كردم

More Farsi Persian subtitles for Brothers and Sisters

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left