The first 200 lines.
ما اينجا چکار مي کنيم، آقاي "لارسن"؟
يه "فوردِ" مدل قديميِ آبيِ تيره .با بالايِ متحرک
پلاک واشنگتون "604 OKL"
.باشه، بهم خبر بده
!خانوم "احمد"؟
کارآگاه "ليندن" هستم از اداره .پليس سياتل
،بايد باهاتون صحبت کنم !"خانُم "احمد
.در مورد همسرتونِ .يه مورد اضطراريِ
چي ميخواين؟ چرا هي مزاحممون ميشين؟
امشب با شوهرتون تماس داشتين؟
.نه، نه هنوز .قرار بود زنگ بزنه
.تا برم از مراسم تدفين بيارمش
اما زنگ نزد؟ .بهش زنگ بزنين، همين حالا
.برين، برين
خريد بهترين فيلمها و سريالهاي روز دنيا .::: SantaFilm ™ :::.
گوش بدين، همسر من حامله ست ...و الان منتظرمِ
.بيا بيرون
چرا اومديم اينجا؟
،"آقاي "لارسن اينجا چيکار مي کنيم؟
.ببينين، من بايد برم خونه پيش همسرم
.خواهش مي کنم
،شوهرتون جواب تلفن رو ميده خانُم "لارسن"؟
.نه، تماس ميره رو پيغام گير
...وقتي که داشت با "بنت احمد" ميرفت
برخوردش باهاش چطور بود؟
.نميدونم .من ... نمي دونم
عصباني بود؟ يا ... نگران؟ .اه، خدايا
خودتون فکر مي کنين امروز چطور بود؟
،ما از گذشته همسرتون خبر داريم ."خانُم "لارسن
خيلي خوب؟
...خُب، اول از همه
.شما هيچ چي از همسر من نمي دونين
حالا چطور جرات مي کنين توي ...يه همچين روزي
بياين خونه من و با خونواده من اينطور !صحبت کنين؟
.از خونه من برين بيرون
بابا تو دردسر افتاده؟
.نه، عزيزم .بابات حالش خوبه
چرا نمياي بريم اتاق بالايي، ها؟
.تام"، من ميبرمت بالا، بيا"
مامان؟
.تام"، من ميبرمت بالا"
تو ميدوني اون کجاست؟
...اگه بدوني و به ما نگي، رفيق
.بد بلايي سرت مياد
.مامان
.دارم ميام، عزيزم
،زود باش، بيا بريم بالا تا تو هم بخوابي .زود باش
ميفهمي چي ميگم؟
.خيلي خب
.هنوز هم روي پيغام گيره
چرا اين اتفاقا ميفته؟
.بنت" هرگز به کسي آسيب نميزنه" .شما اونو نميشناسين
.راست ميگين، نميشناسم
اما اگه ميشناختم، شايد ميتونستم .تمام اين قضايا رو روشن کنم
ميتوني کمکم کني؟
چيزي راجع به اون هست که بتوني به من بگي؟
هرچي، هرچي، "آمبر"؟
...اون .. ممم .کارشو دوست داره
،و بچه ها رو
و ... همه اين مروبوط به ...تغيير دادنِ زندگيِ مردم
.و کمک به اوناس
خواهش مي کنم اجازه ندين که اون مرد .شوهرم رو اذيت کنه
داشتن به دختر با داشتن يه .پسر فرق داره
...اونا نازترن
.لطيف ترن
،اون حالتي که نگاهت مي کنن
که هيچ زنِ ديگه اي اينطوري نگات نميکنه .همه چيزت رو خوب ميبينه
.من "رُزي" را اذيت نکردم
،هر چي که فکر مي کنين
تمومش، يه سوء تفاهمِ وحشتناکِ
.من دارم پدر ميشم
...آمبر"، ما مي دونم که شبِ مراسمِ رقص"
.تو مستقيما نرفتي خونه خواهرت
اون به ما گفت که تو حدود ساعت 1:00 .اونجا رسيدي
.و اينکه نگران بودي
چرا به ما نگفتي که اون شب واقعا چه اتفاقي افتاد؟
...با ماشين رفتم مدرسه
...و ... بيرون موندم
.توي ماشينم، مثه يه ابله
چرا؟
شوهرِ من با اين دختراي 17 ساله ...تويِ مراسم رقص ميگرده
و ... خودتون ميدونين، همشون از اين ...دامن هاي کوتاه مي پوشن
.و خيلي خوش تراشن
.به من نگاه کن
حالتون خوبه؟
مشکلي واسه شوهرم پيش نمياد؟
.بگيرش. بخور
.ممنون
.پارسال يه سقط جنين داشتم
...واسه همينِ که
نبايد زياد سرپا وايسم يا وسايل .سنگين بلند کنم
.حتي نميتونم برم خريد
اصلا نميتونين هيچي رو بلند کنين؟
.نه
اون شب، چه کسي "رُزي" رو راه داد تو خونه ؟
،بنت"، خودش که اينطور گفت" .همون وقتي که قرآن رو پس داد بهش
.اون توي مراسم رقص بود
.اون شب يه نفرِ ديگه اينجا بود
.غير ممکنِ ...بنت" گفته که"
.بنت" دروغ گفت"
...ما فيلمش رو توي مراسم رقص داريم
.ساعت 10 وقتي که "رُزي" اومد خونه شما...
کسِ ديگه اي به ذهنتون ميرسه که ...امکان داشته باشه
که بتونه بياد توي خونه تون؟
"محمد"
...همون يارو که "بنت" توي مسجد
.باهاش قرآن ميخونه
.اين اواخر خيلي اين طرفا ميومد
شما خوشتون نمياد که اينجا بياد؟
...خب، فقط
،اون بهم نگاه نميکنه .حتي باهام حرف نميزنه
اين "محمد"، جمعه شب هم اينجا بود؟
.نميدونم .منظورم اينه که، ممکنه بوده باشه
.بنت" بهش کليد رو داده"
شما اينجا چيکار مي کنين؟
"بنت"
حالت خوبه؟ .اه، خداي من
چه جوري رسيدي خونه؟
.تاکسي گرفتم .حالم خوبه
چي شده؟
،من امشب داشتم کشته ميشدم .فقط به خاطر شما
،حالا، اگه صحبت ديگه اي هم هست .ميتونين با وکيلم صحبت کنين
،در همين حال .از خونه من گمشو بيرون
بله؟
.هي، "استن" برگشته
،آره، "بنت" هم همينطور .و هم خوشحال نبود
...گوش بده، زنِ همدست نبوده
.اما يه احتمال ديگه وجود داره
.بايد به اين مسجد تو خيابونِ "رينر" يه سري بزنيم
ما؟ داري راجع به جي صحبت مي کني، "ليندن"؟
مگه پرواز نداري؟
.لعنت
ولي من به "نش" گفتم که به .جشن فردا ميام
.جشن زياد پيش مياد، رفيق
"رِجي"
.خيلي خب
.تو عروسي ميبينمت .عجله کن، زود باش
.برين، برين
.اه، اه... ساندويچاتون
.ممنون .غذاي هواپيما مضخرفِ
.پرواز 163
.متأسفم .همين الان از دست دادينش
.پرواز ديگه بسته ست
،ببينين، ميدونم که دير کردم .اما، خواهش ميکنم، من پليسم
.دارم ميرم تا به مراسم ازدواجم برسم
...پسرم هم همراهمِ و من
و من قول دادم که امشب اونجا ...باشم، پس
.خواهش مي کنم
.متأسفم .کاري از دست من برنمياد
.فردا صبح چند تا پرواز براي "اوکلند" داريم
...مقررات ما ميگن که بايد حداقل 20 دقيقه
.قبل از پرواز توي فرودگاه باشين
...در فرودگاه بين المللي سياتل-تاکوما
.سيگار کشيدن ممنوع مي باشد
سيگار کشيدن فقط در محل هاي مشخص شده .مجاز است
.از همکاري شما متشکريم
.تو 50 ميليون به من بدهکاري
.اونا فکر کردن ميخواي بکشيش
فکر ميکني، اون اين کار رو کرده؟
تو گفتي که هيچ وقت با کسي مثه من .بچه هاتو بزرگ نمي کني
... گفتي که بايد تغيير کنم
که اگه بخوايم ازدواج کنيم و .بچه رو نگه داريم
...خنده داره
...وقتي "رُزي" به دنيا اومد
.حتي لازم نبود که تلاش بکنم
.نميخوام که دوباره، اون آدم بشم
.نميتونم
.اما نميدونم چيکار کنم
.من مراقبش نبودم
.من مراقبش نبودم
."اه، "استن
"اُه، "استن
...مامان
.کابوس ديدم
.بيا اينجا، عزيزم .بيا
.بيا اينجا
.سلام، عزيزم
...فردا منو ميبري پارک، بابا
که بادبادک بازي کنم؟
.حتما، رفيق
حال بخواب، باشه؟
آدامز" واست تله گذاشت" .و تو هم صاف رفتي توش
.من راهي نداشتم
.مهم نيست .ديگه اتفاقيِ که افتاده
يه راهي پيدا کنيم که از اينجا به .بعد ادامه بديم
...خُب، براي شروع، بهتره که خودت رو
.از اين يارو، "احمد"، جدا کني
،"تو درک مي کني که "اين يارو احمد امکان داره بيگناه باشه؟
آره، اما وقتي که ما اين رو بفهميم .ممکنِ خيلي دير شده باشه
.واسه اون هم ميتونه دير بشه
.و بهم نگو که زمينه نژادپرستانه هم نداره
...ببين، اين چيزيِ که ميخوام بگم
...اگه پليس، "احمد" رو دستگير کنه
.من رسما ازش ميخوام که استعفا بده
و تا اون موقع چي، "دارن"؟
،"جيمي" .من نميتونم اين آدم رو اخراج کنم
.اين به سرپرستش مربوط ميشه
.تو ميتوني مجبورش کني
...تو ميتوني سرپرست رو مجبور کني که
.به شکل اضطراري اونو بزاره کنار
No comments yet. Be the first to leave one.