NCIS: Tony & Ziva

NCIS: Tony & Ziva

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

NCIS Tony and Ziva S01E06 Weve Got Company 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 NCIS: Tony & Ziva 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-25
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دلم نمی‌خواد به یه بچه آسیب بزنم.

ولی اگه مجبور شم، هیچ اعتراضی ندارم.

نه، نه.

اِم، ما می‌ریم اینجا. همین جا.

برای چند روز آینده، سوفی مسئولِ.

دقیقاً همون کاری رو که می‌گه انجام می‌دی.

دخترشون؟

دخترشون.

دنبال اون دختر نرو.

یه یادداشت صوتی از تالی هست.

مامان، بابا، یه سری غریبه تو خونه‌ن.

نه، نه، وقت نداریم، بریم.

شما دو تا سوار ماشین شین و برین تالی رو بیارین.

برو.

الان اینجا زندگی می‌کنیم؟

وقتی تو تعطیلاتیم آره. قشنگ نیست؟

کهنه و پر از عنکبوت به نظر می‌رسه.

باشه، یه خورده، اِم، بارونیه پس برو تو.

من یه کلمه هم حرف نزدم.

هرچند، وقتی گفتی می‌خوای یه سفر کوچولو برنامه‌ریزی کنی...

باید اعتراف کنم این چیزی نبود که تصور می‌کردم.

خب، فکر کردی منظورم چی بود؟

وقتی گفتم "یه کلبه کوچیک تو جنگل"؟

یه هتل بوتیک خوشگل اِی-فریم با اسپا.

و یه رستوران میشلن.

نه یه پادشاهی عنکبوت‌ها.

من فقط می‌گم.

شاید جای خوبی برای یه بچه هفت ساله نباشه.

اوه، دقیقاً همین هدف منه. هیچ حواس‌پرتی‌ای نباشه.

وقت مفید و همه...

نه! نه! وای خدای من!

خوبی؟ اینجا دیگه چه کوفتیه؟

چرا بابا اینقدر عصبانیه؟

عصبانی نیست، فقط...

خسته‌ست عزیزم.

چرا نمی‌ری یه نگاه بندازی، هان؟

به نظرت نرسید به من بگی...

که داریم میایم یکی از خونه‌های امنت؟

متاسفم، فکر کردم همه چیز رو جمع و جور کردم.

معلومه که یه اسلحه رو جا انداختم.

اسلحه‌ای که دخترم پیداش کرد.

دخترمون!

چیزی نمیشه. باهاش حرف می‌زنم.

پدرم تو سن اون به من تیراندازی یاد داد.

می‌خوای به یه بچه هفت ساله تیراندازی یاد بدی؟

معلومه که نه. فقط منظورم این بود که...

ببین، من یادم میاد پدرم چی به من گفت...

وقتی همسن اون بودم و... پدرت تو رو آموزش داد تا سرباز بشی.

ما این کارو با تالی نمی‌کنیم.

فکر نمی‌کنی من اینو می‌دونم؟

فکر نمی‌کنی باید پدر و مادرای بهتری باشیم...

نسبت به اونایی که ما رو بزرگ کردن؟

چون چرا باید بخوایم اون مثل من باشه؟

زیوا.

چطوره؟ همون چیزیه که یادت میاد؟

بدتر.

آفرین به این روحیه.

خب، چند تا قانون اساسی.

بدون اینترنت. بدون تماس با دوستا.

فقط خودمون رو قایم می‌کنیم و تظاهر می‌کنیم وجود نداریم.

می‌دونستم از پسش برمیای.

می‌دونم که تازه از پاریس اومدیم.

و مامان و بابا به یه کم زمان نیاز دارن تا اوضاع رو روبه‌راه کنن.

ولی فکر می‌کنی چقدر اینجا می‌مونیم؟

زیاد نه. پدر و مادرت می‌دونن دارن چیکار می‌کنن.

نه!

نه! وای خدای من!

آره. حتماً.

بالاخره. آنتن‌دهی اینجا افتضاحه.

کلاودت: سلام. چطوری؟

تالی چطوره؟

خوبه! تا وقتی که...

بازی‌هاشو داره، اوضاع همینجوری باید بمونه.

درود بر وسایل الکترونیکی.

تنها پرستار واقعی.

کلاودت.

فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه تا مامان و بابا اوضاع رو درست کنن؟

هفته دیگه آزمون کمربند مشکی دارم.

زیاد نه. پدر و مادرت حرفه‌ای‌ان.

چی شده؟ - بهت زنگ می‌زنم.

عجیب بود.

مطمئنی اون چیز آنلاین نیست؟

نمیشه، وقتی خونه اینترنت نداره.

کابل یواس‌بی-سی داری؟

اون یکی که دستته نیست؟

این کابل مینی یواس‌بیه.

اون حرفا برای من معنی نداره. آبمیوه؟

گوجه؟ اه، نه. کیفت کجاست؟

حتماً یه دونه گذاشتی واسه شارژ کردن چیزی.

تنها چیزی که دارم اون آداپتوریه که کلاودت بهم داد.

پس می‌تونیم بریم یکی بگیریم؟

به مغازه لوازم الکترونیکی؟

باید ماشین رو بردارم و اون فقط برای مواقع اضطراریه.

می‌تونیم سریع برگردیم. هیچ‌کس نمی‌فهمه.

تالی، اگه متوجه نشدی...

ما شبیه هم نیستیم.

که باعث میشه برای دوربین مداربسته خیلی قابل شناسایی باشیم.

پس، نه، نمی‌تونیم.

آیپدم رو ندارم.

نمی‌تونم آنلاین شم یا به دوستام زنگ بزنم یا بازی‌هام رو انجام بدم.

چیکار می‌تونم بکنم؟

دور و برتو نگاه کن.

حتماً یه چیزی هست که جذبت کنه.

سوفی، بیا بیرون. زود باش.

چی شده؟

تولدت مبارک!

اوه، چه عالی!

ممنون. بیا.

اوه... خیلی ممنونم.

اوه، نگاه کن، نگاه کن.

مراقب سوراخ‌های خرگوش باش، ولی...

تو کیک درست کردی؟

واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

ممنون. خیلی قشنگه.

تولدته. و تو هیچ خبری نشنیدی...

از دوست‌دخترت. فکر کردم یه کیک کمکت می‌کنه.

تو در مورد من و کلودت می‌دونستی؟

مگه قرار بود راز باشه؟

آم، خب، نه اینکه راز باشه، بیشتر اینکه هنوز...

به پدر و مادرت نگفته بودیم.

اوه، نه، نه، نه!

چرا اینقدر زیادن؟

حتماً یه جایی لونه دارن. بیا، بیا.

بیا، آم، بیا بریم تو.

آم، بهتره پنجره‌ها رو ببندیم. می‌خوای اون یکی رو ببندی؟

آره.

اوه!

نه. می‌بینی چی کار کردی؟ باید بری بالا.

من نمی‌تونم برم بالا. من نمی‌تونم برم بالا. ل...

اوه! چپ، چپ، چپ.

راست، راست، راست. بالا، بالا، بالا.

آخ، باید از چپ می‌رفتم.

تتریس یادت میاد؟

ما گفتیم دیگه وقت نمایشگر تمومه.

ولی تعطیلاته.

خب، دقیقاً دلیل اینکه اینجاییم همینه.

می‌دونم، ولی ما با خانواده‌ایم.

شام ده دقیقه دیگه حاضره.

ایما عصبانیه؟

اوه.

چی باعث شده فکر کنی عصبانیه؟

تو وقتی عصبانی بودی سرش داد زدی.

خب، من واقعاً از دستش عصبانی نبودم.

بیشتر...

از شرایط ناراحت بودم.

می‌دونی پدربزرگت یه بار چی بهم گفت؟

اون گفت:

"وقتی زندگی سخت می‌شه و سخت هم خواهد شد..."

"...باید یادت باشه..."

"'اوحانا' یعنی خانواده و خانواده یعنی..."

"هیچ‌کس تنها نمی‌مونه."

آره.

یه بازی دیگه؟ حتماً.

باشه. و من میرم چپ.

زیوا: خیلی متأسفیم که اونجا گیر کردی.

می‌دونیم چقدر سخت گذشته.

این خیلی زود تموم می‌شه.

دوباره پیش هم برمی‌گردیم، عزیزم.

کی؟

به‌زودی.

صبر کن. کجایین؟ چی کار می‌کنین؟

چرا به نظر می‌رسه توی عروسی هستین؟

آم... یه کم پیچیده‌ست.

آره عزیزم، ما و باید بریم. و واقعاً اون چیزی نیست که تو فکر می‌کنی.

پس به محض اینکه فرصت پیدا کنیم دوباره بهت زنگ می‌زنیم، تالی.

نگران ما نباش.

خیلی دوست داریم.

ولی... - دوست داریم. باشه؟

هی. داشتم همین الان سراغت رو می‌گرفتم.

چطور از لباسشویی استفاده می‌کنی؟

چرا باید استفاده کنی، آم...

شروع کردی؟

تو دیگه واقعاً بچه نیستی، درسته؟

دنبال پد بودم ولی هیچ‌کدوم رو پیدا نکردم.

واقعاً؟ آم، حتماً مامانت یه جایی تو دستشویی گذاشته.

نگاه کردم.

آم، خب، من شورت مخصوص پریود دارم.

اَه، نه. من لباس زیر تو رو نمی‌پوشم.

نه. البته که نه. متأسفم. میرم مغازه.

چی، آم... مم...

یه عالمه چیز برات بگیرم؟ آره.

فقط ملحفه‌ها رو بذار تو سبد.

و من بعداً باهاشون سر و کله می‌زنم.

بهتر شدی؟ خیلی. تامپون‌ها جون آدم رو نجات میدن.

پس تامپون رو انتخاب کردی؟ آم...

باهاشون مشکلی داشتی؟

چون من تو سن تو مشکل داشتم، پس اگه سوالی داری...

اَه، نه. دیگه حرف نزن. باشه.

آم، پس تو، آم...

قبلاً این مکالمه رو با مامانت داشتی؟

آره.

باشه.

اون کتاب رو از کجا آوردی؟

از خونه.

فکر کنم مال مامان بود.

جالبه که مردم وقتی اینترنت ندارن چی می‌خونن.

یهو فهمیدم مشکل اینه که بهت گفتم...

که راه‌هایی برای سرگرم کردن خودت پیدا کنی.

"سینه لرزان" چیه؟

می‌ذارم مامانت اون رو توضیح بده. صحبت خوبی بود.

NCIS: Tony & Ziva subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left