The first 200 lines.
خودمو به خدا سپردم و فکر کنم پیش اون جایی داشته باشم
در بهشت ابدی
همیشه کنار شهدا و پاکان خواهم بود
دلم رو با نور ایمان پرورش دادم
و وقتی گم میشم، صبرم من رو دوباره به راه راست هدایت میکنه
صبر کنید
سر جاهاتون بایستید
یه بار دیگه امتحان میکنیم
وجده
بیا اینجا
دو بیت اول رو تکرار کن
نمیخوای صداتو بشنویم؟ یالا تکون بخور
تکون بخور
دوباره
کلیداتو فراموش نکن. قفل بالایی رو نزن
ممکنه بابات از شیفتش دیر برگرده. باشه؟
انشاءالله
راه طولانیه. تو هر روز دیر میکنی
باید معلمهای دیگه رو هم ببرم. دفعه بعد دیر کنی، منتظر نمیمونم
مامانم دیر نکرده، تو تازه رسیدی. بهش توجه نکن
من با تو حرف نمیزنم بچه. با مامانت حرف میزنم، اون هر روز دیر میکنه
ببین
به زودی حرفهای میشی
تمام هفته کجا بودی؟
یه چیزی برات دارم
یه سنگ آتشفشانی از "ربعالخالی"
آهنرباییه
بابا
مامان تمام هفته منتظرت بوده
قفل بالایی بازه
عجب سبیلی! قشنگ جون میده واسه تبلیغ خمیر ریش
این یه سبیل واقعیه. یه شاهین میتونه روش بشینه
من میگم یه هواپیما
ممنون بابت صبحانه
بالاخره ساندویچم رو پس گرفتم
واقعاً فکر کردی میتونی بهم برسی؟
اگه یه دوچرخه داشتم، میدیدی
دخترا، بس کنید
چرا دارین با صدای بلند میخندین؟
یادتون رفته که صدای زن نباید به گوش مردهای بیرون برسه؟
چند بار باید تکرار کنم؟ صدای زن عورته
متاسفیم، دیگه تکرار نمیشه
وجده
روسریت کو؟
با سرِ لخت اومدی؟
دخترا بسه. نخندین
هی
بیا بالا با ما بازی کن
بذار به اون سیبهای کوچولو دست بزنم
با من حرف نزن! یه لحظه صبر کن
یه چیزی برات آوردم
هنوز با هم بی حساب نشدیم
وقتی دوچرخهام رو بگیرم و مسابقه رو ببرم، اون وقت بی حساب میشیم
مگه نمیدونی دخترا دوچرخهسواری نمیکنن؟
باختن به یه دختر، دو برابر ضایعشدنه
برو اونور پسر، برو یه جای دیگه بازی کن
ریال ۸۰۰
برای تو خیلی گرونه
برات ناهار درست میکنم
سه ساعت توی ماشین بدون کولر بودیم
این سفر به اون سر دنیا داره منو میکشه
از این نگاهت خوشم نمیاد. چی تو سرته؟
میخوام یه دوچرخه بخرم تا با عبدالله مسابقه بدم
تا حالا دیدی یه دختر سوار دوچرخه بشه؟
ترجیح میدم جلوی بیمارستان میوه بفروشم تا اینکه هر روز این همه راه رو برم و بیام
اون وقت خسته میام خونه و تو بهم میگی «من دوچرخه میخوام»
دستبندها کجان؟
فقط ده تا درست کردم. کمرم روی اینها خرد شد
هر کدوم دو ریال اضافهتر میشه
بهت که گفتم، واسه درست کردنشون جونم در اومد
بیا، بفرما
نوبت توئه
یالا بریم، مردا میتونن ببیننمون
چرا؟ مگه سوپرمنن؟
اگه تو میبینیشون، اونا هم میبیننت
دخترای باوقار میرن تو
بقیه همونجا میمونن تا مردا ببیننشون
اینجا چیکار میکنی؟
برو سر کلاست. مگه مردهای روی پشت بوم رو نمیبینی؟
دخترا شنیدین؟ یه دزد رفته تو خونه خانم حصه
اون دوستپسرش بود نه دزد
باباش فکر کرده دزده و زنگ زده پلیس
اگه خودش گفته دزده، پس حتماً دزد بوده
تو که معلومه همین رو میگی، سلما
تنها مردی که ممکنه با تو حرف بزنه، حتماً باید دزد باشه
میتونی این رو بدی به برادرم؟
این کارتِ اجازه خروجمه
ده ریال بهت میدم
بیست تا
ای بابا، تو هم که
پشت مدرسه توی یه وانت سفید منتظره
وجده
فردا با روسری بیا وگرنه یه جای مخصوص زیر آفتاب برات رزرو میکنم
چشم، انشاءالله
صورتت رو بپوشون
تو برادرِ عبیری؟ معلومه که برادرشم
کارت رو آوردی؟
بفرما. عبیر گفت ۲۰ ریال بهم میدی
واقعاً؟ بله
باشه، بیا بگیرش
چی؟
حتی پول نقدتم بوی ادکلن میده؟
میدونی یه چیز جدید اختراع شده به اسم دستگاه پخش نوار؟
امروز خریدم داری؟
من از کجا بدونم؟ آدم باید یه نگاهی بندازه دیگه، مگه نه؟
اون پشت نواری پیدا نمیکنی. ما فقط سیدی داریم
ممنون! تا فردا
حرفم رو باور میکنی یا باید قسم بخورم؟
کلمهای برای وصف کردنت پیدا نمیکنم
حرفم رو باور میکنی یا باید قسم بخورم؟
کلمهای برای وصف کردنت پیدا نمیکنم
بهشتِ عشق در ذاتِ توئه
دلت نمیخواست خواننده بشی؟
من؟ خواننده؟ پناه بر خدا
تا الان ۸۷ ریال پسانداز کردم، فقط ۷۱۳ تای دیگه لازم دارم
نمیتونی بهم پول قرض بدی؟
اوه نه! دوباره همون بحثِ دوچرخه؟
تمومش کن
خانم حصه گفت باید با عبای کامل بیام مدرسه
عجب
عبای کامل؟ شاید وقتشه شوهرت بدیم
خیلی خندهدار بود
بیا با من
این رو امتحان کن
ای وای مامان، این خیلی بلنده
اونطوری نگهش دار
وای نه! دزد، دزد
یه دزد از روی حصارِ خانم حصه پریده تا ببینتش
ما که نمیدونیم، شاید واقعاً دزد بوده
خجالت بکش که این حرفها رو میزنی
دزد؟
دزد! دزد
باید واسه عروسی عموت یه چیز خیلی شیک بخرم
تا بقیه زنها قبل از اینکه به بابات نگاه کنن، صد بار فکر کنن
واقعاً متاسفم لیلا. واقعاً معذرت میخوام
اقبال، رانندهمون خیلی بیادبه
امروز سر عایشهی بیچاره داد زد
خیلی دلم براش سوخت! تمام سه ساعت رو داشت گریه میکرد
عبیر، دخترِ مریم؟
مچش رو با یه مرد گرفتن؟
میدونی اون کیه؟
اوه، الان دیگه میدونم کیه
یه دخترباز، لنگهی باباش
مثل باباش خوشتیپه؟
باید اعتراف کنی که باباش خوشقیافهست
پلیس مذهبی؟
مریم حتماً داغون شده
باید خیلی وقت پیش شوهرش میدادن
دخترهای اینجوری هیچی جز دردسر ندارن
باید برم، بابام همین الان اومد
از جریان رسواییِ عبیر باخبرم کن
مراقب خودت باش
خداحافظ
موضوع چیه؟
نگران نباش، شوهرت نمیدیم. برو به بابات سلام کن
دارم میبازم
باید با همون مبارزِ همیشگی خودم ادامه میدادنم
این کارنامه واقعیه یا مثل پارسالیه جعلیه؟
واقعیه. ریاضیام عالیه
ثابتش کنم؟
قضیه فیثاغورس معجزه خداست، مثلث همیشه ثابت میمونه
معلومه میدونی داری چی میگی
دارم پول جمع میکنم یه دوچرخه بخرم
باختم
"مرقوق" کجاست؟
چه زیبایی
یه سوپراستار اینجاست
مسخره نکن! سوپراستار، آره؟
پس چرا مامانت کل شهر رو دنبال زن برای تو میگرده؟
فکر نکنم اونقدرها هم تلاش کنه
بیا با من بازی کن
نمیتونم بازی کنم
بذار بازی کنم
نوارهای آهنگ عاشقانه
دستبندهای تیمهای فوتبال
کانون هواداران فوتبال راه انداختی؟
مگه نمیدونی این چیزها ممنوعه؟
عبیر همیشه دختر خوبی بود
هیچوقت دردسر درست نمیکرد
شنیدی مچش رو با یه پسر غریبه گرفتن؟
تو برای عبیر و اون مرد قرارِ ملاقات گذاشتی؟
نه، من نکردم
دروغ نگو
مطمئنم تو هم توش دست داشتی
فقط نمیدونم چطوری
حالا باید با تو چیکار کنیم؟ اخراجت کنیم؟
فقط یه لحظه لطفا
هنوز کارم باهاش تموم نشده
میتونی برگردی سر کلاست
بعداً به این موضوع رسیدگی میکنیم
و وجده... اون کفشهای پاره رو دیگه نپوش
مثل بقیه دخترا کفش مشکیِ معمولی بپوش
این چیه؟
پیشنهاد مسابقات قرآنِ کانون مذهبی
واقعاً نمیدونم چی بگم خانم مدیر
همهاش برای یه دوچرخه؟
تا وقتی من زندهام، از دوچرخه خبری نیست
باید صبر کنم تا اخراج بشی؟
اون رادیوی لعنتی و اون آهنگهای شیطانی رو هم خاموش کن
این آهنگها چیزی جز بدبختی برامون نداشتن
No comments yet. Be the first to leave one.