The first 35 lines.
..........Cinéma vérité..........
الماس هاي شب
"فيلمي از "يــــــان نِه مِکــــــ
بيا کنار من
اون شاخه ها
خوابيدي؟
اگه پايين پله ها بود، ميتونستيم بزنيمش
سردمه نميتونم از شر اين سرما خلاص بشم
چند وقته که چيزي نخورديم؟
چند وقته که چيزي نخورديم؟
نمي دونم دونستنش هم فايده اي نداره
من امروز يه چيزي واسه خوردن گير ميارم
هيچي نميتوني گير بياري
بيا کنارم بشين
تنهايي برو
!واسم وايستا
بايد يه مقدار شير بهم بده
منم راضي ام
ميتونم چهره هاي رضايتمند رو ببينم
حالا چک ميکنيم ببينيم همه سر جاهاشون هستن و همه چي مرتبه يا نه
سيگار حال ميده، نه؟
خب، حالا تو يه خط بر اساس درجه مون وايستاديم
به زودي ميريم خونه يه روز ديگه هم تموم شد
!مراقب باش
!بلند شو! بلند شو
!دستا بالا !و بريد
!به سلامتي
برادران بيايد بنوشيم بيايد بدون مشکل و سختي زندگي کنيم
بيايد يه مقدار کومِل(نوعي نوشيدني الکلي) بخوريم بيايد يه مقدار ويسکي بخوريم
بذاريد زن هامون از دستمون عصباني بشن
!من آلماني صحبت نمي کنم
با تلفن زدن به ايستگاه پليس پـــراگ
ميتونيد همه چيزو چک کنيد
من در ميدان يونگمن زندگي ميکنم
تو يه خونه که روبه روش يه مغازه ي روزنامه فروشي و و يک مغازه ي بستني فروشي ايتاليايي هست
No comments yet. Be the first to leave one.