The first 139 lines.
سنپای شعبدهباز
شعبدهباز سنپای
سنپای و متناظر
«.متناظر و سنپای»
.سنپای، یه مشکل جدّی برامون پیش اومده
.میخوان بیان ازمون بازدید کنن
یه همچین جای درب و داغونی رو؟
.خودتو خراب نکن
!وای! وای
...خیلی خوشحالم. چی براشون اجرا کنم
...سنپای، راجب اون موضوع
.خواهش میکنم شعبدهبازی نکن
!عکس العمل برعکس؟
هوی، راجبش شنیدی؟
.یه یارو خله توی آخرین کلوب طبقه دوم هست
.چه مسخره! بیا بعد مدرسه یه سر بهش بزنیم
،اگه بفمن چه خری هستی ،به دوران مدرسه من لطمه وارد میشه
پس خواهش میکنم کاری انجام نده، باشه؟
!بریم تو کارش
امیدی به این بشر نیست واقعاً؟
.به هرحال، خودم یه کاریشون میکنم، تو برو یجا قایم شو
!وحشتناکه! تنها دلیل وجود من داره رد میشه
!قبول نیست همه شعبدهبازی هارو خودت اجرا کنی
!نمیکنم
!تو کلاس منو یه چشم یه آدم باحال نگاه میکنن
تصویر: تصوّرش از خودش
.این یکی شخصیتت چقدر چندشه
!به هر حال، برو اونتو
!نمیخوام، نمیخوام، نمیخوام
.واسا بینم
.اون جعبه برای حقه های فرار ساخته شده
.باید حواسمو جمع کنم
.هرجا قایمش کنم، بازم مطمئنم گندکاری میکنه
!وای
...خیره
چی-چیه؟
پشمات از قدرتای جادوییم ریخته؟
!خیلی رو اعصابه
!خودشه
!بیا بریم تو
!سنپای، بدو قایم شو
شاید باید یه حرکت خیلی خفن بزنم
!که مثلاً سرم جدا شده و دارم پرچم بالا میارم
!یکی کمک کنه
!نمیتونی ازین چیزا بهشون نشون بدی
!برگرد به حالت اولیَت
!آخ
!بس کن دستیار! داری موهامو میکشی
...ببخشید
کلوب شعبدهبازی این
!واسید! منکه هنوز شروع نکردم
!هوی، دستیار! بگیرشون
!داری گریه میکنی؟ چرا؟
شکارچی ماهر ،سنپای
«.سنپای، شکارچی ماهر»
چیکار دارین میکنین؟
آخرین باری که رفتیم پارک رو یادته؟
.آره، حقه سریع عوض کردن رو ریدی
،با درس گرفتن از اون واقعه تلخ !اینبار میخوام طرز اجراشو عوض کنم
!راستش، ایده من بود
!ایول
ایده شما بود، سنسی؟
!معلومه
من کاسپلی دوس دارم، برای همین یه عالمشون .رو با خودم آوردم
...یونیفرم، لباس خدمتکاری، لباس پرستاری
یجوری درستش کردم که وقتی این نخ رو میکشی
!لباسای خواهر کوچولوم رو عوض میشه
!به هرحال، دیدنش به صدتا توضیح دربارش میارزه
!بکشش کنار، اونه-چان
!باشه
!بفرما
!ه-هوی، اونه-چان، این چرا انقدر لختیه؟
!نگران نباش
!پارچش همرنگ پوستته
.اوه، راس میگی! الآن خیلی احساس بهتری دارم
فرقی هم مگه میکنه؟
!خیلی خب، وقت یکی دیگس
!ا-اصلاً هم خجالت نمیکشم
!هنوزم بدنم پوشیده است
دستیار خوب اینو میدونه برا همین واکنش عجیبی از خودش
!نه، خیلی هم بدجور داره نگاه میکنه
!خیلی خب نوبت آخریه
!تا موقعی که ازش رونمایی نکنیم که نمیدونیم چیه
وا-وا-وایسا، اونه-چان
!بفرما
!به خاطر نوع پارچشه! هنوزم بدنم کاملاً پوشیدست
!که بنظرم مشکلی نداره
!آره
!ممنونم، سنسی
شیمیدان سنپای
«.سنپای شیمیدان»
.این مادارا-سان، رئیس کلوب شیمیه
،گذاشت بصورت نمادین وارد کلوب شیمی بشم
...و واقعاً هم آدم خوبیه، ولی
کلاس شیمی
...ج-جوّ خیلی سنگینه
.باید سر حرف رو یجوری باز کنم
میگم... شیمی هم یجورایی مثل شعبدهبازیه، مگه نه؟
.اشتباهه
!مکالمه رو بد شروع کردم
میشه آبمیوه تو بدی من؟
.یه ذرّشو خوردم
.چه بهتر
!واقعاً؟
!و-وایساد
عجیبه، مگه نه؟
.ولی پدیده واقعاً منطقیه
اگه بتونی به صورت عمودی از وسط جایی که نوشیدنی هست
،رو با یکی از گوشه ها منطبق بدی
.میتونی اینطوری بطور مورب نگهش داری
...وای
ولی شعبدهبازی میاد این پدیده های ساده علمی رو
یه طوری به مردم نشون میده انگار !یه پدیده فراطبیعی در حال رخ دادنه
!خواهش میکنم شیمی رو با یه همچین آشغالایی یکی ندون
آدم عادی هم تو این مدرسه پیدا میشه؟
و... مگه کلوب شعبدهبازی کارای خفت انگیزم انجام نمیده؟
کلاس شیمی مقدماتی
حال میده کلوب شعبدهبازی
!کونم! درد میکنه، درد میکنه، درد میکنه
!بکشش بیرون
.بعضی وقتا از اون تو صداهای عجیبی میشنوم
!ه-همش سوءتفاهمه
...و در ادامه
.این قوطی رو خالی میکنم
می-میخواد بخورتش؟ بهش میگن بوسه غیر
.ریختش دور
،یک سومش رو با آب داغ پر میکنیم
.بعد درشو میبندیم
.داغه، پس باید مواظب باشیم
.الآن میخوام برات یه حقه اجرا کنم
...اجی، مجی
!پشمام! حتّی دستم بهش نزد
خوره
خوره
،کاهش دما باعث متراکم شدن بخارش میشه
.که باعث کاهش حجم قوطی و قر شدن قوطی میشه
.وای... مطمئنم سنپای با این پدیده خیلی حال بکنه
!و-ولی شیمی به اینجا ختم نمیشه
!بذار یه چیزه خیلی جالب تر بهت نشون بدم
No comments yet. Be the first to leave one.