Release info

Like Father, Like Son (2013) [BrRip 1080p YIFY]
Like Father, Like Son (2013) [BrRip 720p YIFY]
A Commentary by Amir1373
ترجمه از: امیرحسین محرم خانی | زمان‌بندی مجدد: سید امیر حسینی

Tags

brrip
1080
720p
720
Published on: 2021-09-18
Downloads: 74
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

: مـتـرجـم امیرحسین محرّم خانی زمان‌بندی مجدد: سید امیر حسینی

.بیا داخل

.ممنون

نــوامــبــر

،لطفا، اسمت رو به من بگو

.سن ـت و تاریخ تولدت رو

،اسم من "نونومیا کیتا" هست .و من شش ساله هستم

.تولد من در 28 ـم جولای ـه

،بنظرتون "کیتا" بیشتر به کی شباهت داره

پدرش، یا مادرش؟

،بنظر میاد به همسرم ،چون اون آرومه

.و اون به دیگران محبت می کنه

آیا اون عیب جدی داره؟

:شاید این یه مشکل باشه

.اون میخواد همه ی کارها رو به آرامی انجام بده

.بنظر میاد به باخت اهمیتی نمیده

،برای من، که پدرشم .این یکم نا امید کننده ـست

کیتا"، فصل مورد علاقه ـت چیه؟"

.تابستون

و تابستون گذشته چی کار کردی؟

من با پدرم به اردو رفتیم

.و هم چنین بادبادک هوا کردیم

پدرت تو بادبادک هوا کردن خوبه؟

.خیلی خوبه

فــوکــویــامــا مــاســاهــارو

اونــو مــاچــیــکــو

مــاکــی یــوکــو

لــیــلــی فــرانــکــی

: نویسنده و کارگردان کــوریــدا هــیــروکــازو

مــثــل پــدر ، مــثــل پــســر

تغییر کرده؟

.باید کارشون خیلی خوب بوده باشه

.این استادیومی نیست که من میشناختم

.آروم تر حرف بزن

من اینجام؟ - زیاد درس خوندی؟ -

.اولیای عزیز، ما به پایان روز رسیدیم

.آرزومندیم سالم به خونه هاتون برسین

.ممنون

."کیتا"

من هرگز تو رو به اردو نبردم، بردم؟

پس چرا بهشون گفتی بردمت؟

.رئیس توصیه کرد که بگم

... تو چیزهای زیادی در مدرسه یاد گرفتی

: هم چنین گفتی " .املت رو مامانم برام درست کرده "

با موفقیت گذروندیش؟ - .بله -

بادکنک کشیدی؟ - .بله -

.با یه دیو خیلی خوب - !یه دیو خوب؟ -

!لعنتی، در حین ارتکاب جرم دستگیرم کردی

خیلی عجیبه که تو شنبه .اینجا می بینمت

.قرار بود قبل اینکه بیای برم

.مدل به نظر خیلی عالی میاد - .ممنون -

.سه بار چکش کردم

.نوبت توئه

.دیگه اذیتت نمی کنم، دارم میرم

زیاد نمیمونم، بریم یه جایی یه چیزی بخوریم؟

من واسه رفتن به سینما .با همسرم برنامه دارم

،از تو و کار سختت تشکر می کنم

من وقتم رو برای در کنار .خانواده بودن دارم

.روت حساب می کنم - .ازت قدردانی می کنم -

اون شمال ـه و اون جنوب ـه، درسته؟

.بله، خورشید از اینجا میتابه

.چندتا خانواده تو پارک می ذارم

بهمراه سگ ها؟ - .بله، شباهتش به زندگی روزمره بیشتر میشه -

،همگی گوش بدین

رئیس شما رو به خوردن چیزی دعوت .می کنه، خیلی دیره

... میتونین بین پیتزا، برنج و گوشت

بنظر واسه من بد نیست که .اون به دانشکده ی خصوصی بره

ریوتا" فکر می کنه که حالا اون باید" .یه تلاشی به خاطر آینده بکنه

.تعمیرشده داره زنگ میزنه

میشه بهش جواب بدی؟ - .باید بابایی باشه -

.درباره ی خاله باهات حرف میزنم، خداحافظ

خب؟

.بابایی ـه

واسه شام میای؟

.فکر کردم بعدا به خونه میرسی

قرار نبود الان پیانو تمرین کنه؟

،اون تو امتحانات ـه ... پس، برای یه بار

.باید تنبیه بشه

... اگه یه روز رو از دست بدی

.سه روز طول میکشه که جبران کنی، میدونم

."یالا، "کیتا

.وقت پیانو ـه

.یالا، بیا بنواز

شام ـتو خوردی؟

.حموم آماده ـست

،تقریبا هیچی .یه تیکه پیتزا

چرا بهم اس ندادی؟

چیز دیگه ای هست؟

.یکم پاستا برات درست می کنم

مینورا" واسمون یکم" .پاستای خونگی فرستاده

.بنظر عالیه، بیا بخوریمش

.دوباره پاستا رو نپز

.نگران نباش، مراقبم

،عصر هیچ تخم مرغی نداریم .یه عالمه سالاد کلم داریم

،یه دونه که برام ضرر نداره مگه نه، "کیتا"؟

!تنبیه شدی

واسه چی تنبیه شدم؟

.بس کن، یه بار دیگه تلاش می کنی

امیدوارم "مینورا" با شغل .جدید مشکلی نداشته باشه

.البته که نداره

.اون واسه زندگی کردن در روستا ساخته شده

.بنظر میاد اهمیت نمیدی

.قبلا همیشه ازش مراقبت می کردی

وقت کافی ندارم که بخوام .سرِ بازنده ها هدرش بدم

گوش کن، دارم به حرفات گوش .می کنم، منم یه بازنده هستم

خوابش برد؟

.نگران و خسته بود

،شرط هامون رو بستیم .حالا فقط به خودش بستگی داره

،اون سخت تلاش می کنه .اون دوست داره مثل تو باشه

بنظرت اون بالغ نشده؟

این طور فکر می کنی؟

انگار به "دیاچی" گفته .که تنهاش بذاره

.خدا کنه درست باشه

این روزا، مهربانی .یه عیب ـه

تو مصاحبه گفتی این .نقطه قوت ـشه

.باید بیشتر تشویقش کنی

دیگه بسه که یکی از .ما ناز پرورده ـش کنه

میتونم بیام؟

.مرسی که امروز رو مرخصی گرفتی

.کیتا" خیلی هیجان زده شده بود"

دوست دارم که حداقل یکشنبه .ها رو بهش اختصاص بدم

وقتی این پروژه تموم بشه .وقت بیشتری خواهم داشت

شش ساله که دارم .همین رو میشنوم

درسته؟

.بله، درسته

.تقریبا یادم رفته بود

.از بیمارستان "مائِباشی" زنگ زده بودن

چه بیمارستانی؟

همون که "کیتا" توش .به دنیا اومده

بله، خب؟

نمیدونم، گفتن .میخوان باهامون صحبت کنن

درمورد چی؟

.وقتی بریم اونجا بهمون میگن

.نگرانم

.انشالله که خبر بدی نیست

!جا به جایی بچه ها؟

این اتفاق به خیلی وقت پیش .بر میگرده، وقتی که ما متولد می شدیم

.بله

اکثر پرونده ها واسه اواخر .دهه ی 60 هستند

،به خاطر اون تجربیات

شروع کردیم به نوشتن اسامی با ماژیک

.بر روی کف پای نوزادان تازه متولد شده

بعدش چی شد؟

... خب

،چطور فهمیدین که بچه پسر زوج دیگه ای نیست؟

آزمایش خونی که در هنگام ثبت نام در مدرسه

گرفتیم با خون پدر و .مادرش مطابقت نداره

.اما واسه ما داره - .نه -

مطمئنین؟

... "پس ... "کیتا

پسرِ ما نیست؟

اون روز سه بچه ی .پسر در اون بیمارستان متولد شدند

ما باید اول آزمایش های .دی.ان.ای» ـشون رو انجام بدیم»

... خب بعدش میفهمیم که

.دو تا مونده، یکی مونده

" "مــبــارکــه ، "کــیــتــا "

.یالا، با هم دیگه

تبریک میگم، "کیتا"، برای .قبول شدن در آزمون ورودی

.خیلی خب - .یالا -

!دقیقا همین طوری انجامش میدن - .عالیه -

.گوجه خوبه - واقعا؟ -

.اون طوری میخوری

.دهنت رو باز کن

.یه خرچنگ سرخ شده

.یه خرچنگ

.بذار ببینم

.خیلی خوبه - .خیلی خوبه -

.حالا

.خیلی خوب

میخوای ببینیش؟

.اینجا رو فشار بده

اگه اینجا رو فشار بدی - .قبلیا رو میبینی. - بله

.یالا، یه بار دیگه - ... و اگه اینجا رو فشار بدم -

.هر چهارتا باهم

.هر چهارتا باهم

.هر چهارتا باهم

.هر چهارتا باهم

.دهنت رو باز کن

نتایج آزمایش اول که از ،نونومیا ریوتا" گرفته شده"

نتایج آزمایش دوم که از نونومیا میدوری" گرفته شده"

نتایج آزمایش سوم که از نونومیا کیتا" گرفته شده"

.نشون میده که اونا بهم مربوط نیستن

" پــایــان گــزارش "

.حالا میفهمم

دقیقا واسه همینه که ازت پرسیدم

که آیا اون بیمارستان .کوچیک شهرستانی مطمئنه

... مامانم منو اونجا به دنیا آورد

.و برادرام رو - .کافی نیست -

.سرت خیلی شلوغ بود

.خیلی احساس تنهایی می کردی

،مادرم، حداقل .میتونه بیاد و منو ببینه

چطور نفهمیدم؟

.من مادرم

.بله، اینجاست - .ما تاخیر داشتیم -

.بهتون گفتم که تانک رو پر کنید

.هی اینجان

ما رو ببخشید، واسه .دیر کردن ـمون خیلی متاسفیم

همین که داشتیم از خونه

میزدیم بیرون زنم این فکر به سرش .زد که من باید لباسام رو عوض کنم

.عصر بخیر

More Farsi Persian subtitles for Like Father, Like Son (Soshite chichi ni naru)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left