The first 200 lines.
در زمانهاي بسيار دورمکعبي وجود داشت
ما نميدانيم از کجا آمده بود ولي وجود داشت
و نيرويي داشت که با آن ميتوانست دنيايي را خلق کند و به آن حيات ببخشد
و نسل ما نيز اينگونه خلق شد
تا مدتها ما در کمال آرامش در کنار هم زندگي ميکرديم
اما مانند بسياري از قدرتهاي بزرگ ديگر در بين ما نيز خير و شر وجود داشت
و نبرد بين اين دو آغاز شد
نبردي که سياره ما را با مرگ و نيستي روبرو ساخت
و مکعب نيز در فراسوي کهکشان گم گشت
ما نيز آواره کهکشان شديم به اميد آنروز که مکعب را يافته و حيات جديدي را در سياره اي ديگر آغاز کنيم
تمام ستاره ها و تمام دنياها را گشتيم
و زماني که ديگر کاملا نا اميد شده بوديم
راهي جديد و مسيري نو ما را به سياره اي ناشناخته رهنمون کرد زمين
ولي گويي دير رسيديم
پسر من الان چهارماهه
رنگ خونه مون را نديده ام بد جوري کف کرده ام
A plate of mama's alligators étouffée.
بازي با سوسمارهاي مادربزرگ خيلي حال ميده البته کباب سوسمار هم بدک نيست
يه دوهفته اي هم ميخوام کريکت بازي کنم - من که عمرا پا تو خونه مادربزرگت بگذارم -
بابي ميگن گوشت سوسمار حرف نداره باحاله
ميدونم
English, please. English.
منظورم اينه که مگه قرار نبود اسپانيايي حرف نزنيد
Why you got to ruin it for me, man? That's my heritage.
خب ما اسپانيايي هستيم ديگه
بچه ها اون تعطيلات آخر هفته يادتونه ؟
من عاشق هات داگ و ابجو هستم بهتر از اين نميشه
فرمانده ، نظر شما چيه ؟
ميدونيد ديگه طاقتم طاق شده دلم براي زنم خيلي تنگ شده
اين دو رگه را باش عين جوونياي مايکل جوردنه
بريد کنار ببينم
هي چطوري ؟ چيکار ميکني ؟
ببينم کمکم ميکني
کلنل شارپ يه نفوذي در منطقه ممنوعه داريم يه پرنده در حريم ما ده مايلي مرز
شما وارد حريم هوايي ارتش آمريکا شده ايد
از سمت شرق ميتونيد از حريم هوايي خارج بشيد
جنگده هاي يک و دو سريع در موقعيت 250 مايلي ، موضع بگيرند
يه هليکوپتر در 10 مايلي منطقه داره گشت ميزنه
هليکوپتر ناشناس ما شما را به خارج از منطقه نظامي ارتش آمريکا هدايت مي کنيم
در صورت تمرد ، با شما برخورد نظامي خواهد شد
Copy the bogie.
پيداش کرديم ، شماره اش اينه 4500- ايکس
قربان تو گزارش اومده بود سه ماه پيش يه فروند از همين هليکوپترها سقوط کرده بود
تو افغانستان - حتما يه اشتباهي شده اينکه بايد سقوط کرده باشه -
- Check again, then recheck. - I did, sir.
گزارش دقيقه ، چون دوست من خودش تو اون هليکوپتر بود و کشته شد
وارد مرز شده ؟ - دقيقا 5 مايل وارد حريم شده -
- My wife on? - Yes, Captain.
سلام خانمي
خداي من نگاش کنيد چقدر بزرگ شده
عزيزم ، ببين چه بچه خوشگلي داريم
ميدونم ، اين حرفا رو هميشه ميزنند
ولي خوب کارمون عالي بود خوب بچه اي ساختيم
خنده اش به تو رفته خنده هم ميکنه
اولين خنده اش
ببينم خرابکاري هم کرده ؟
نه
اون الان تو رو نميشناسه ولي بعدا که بيايي ميشناسه
ايکس 4500 ، يه جاي کارش ميلنگه
رادار قاطي کرده
فکر کنم مال همين هليکوپتره
سارا اگه صداي منو ميشنوي بدون دوست دارم و به زودي برميگردم
خلبان اف ايکس 53 خاموش کن بيا پايين
خاموشش کن و گرنه مجبورم دستور حمله بدم
خداي من
برج نگهباني را زدند ، به ما حمله شده
دارند پرونده ها رو از کامپيوتر ميدزدند
کابل رو بايد قطع کنيم
يه کليد ميخوام ، قفله
خب ، آقاي ويت ويکي شروع ميکنيم
ببخشيد يه کم لوازم اينجا آورده ام
کار کي بود ؟
آقايان شخصيت داشته باشيد
من شجره نامه اعضاي خانواده ام را بررسي کرده ام
پدرپدربزرگ من
ناخدا ارشيبالد ويتويکي مرد مشهوري بوده
يکي از سياحان مشهور اون زمان بوده
دور دنيا ميگشته بزرگترين سفر اون به قطب شمال بوده
در سال 1897 اون با 41 ملوان شجاع به سمت قطب شمال حرکت ميکنه
يخها زود زود بسته ميشن سريهتر بايد خردشون کنين سريعتر خرد کنيد
نابرده رنج گنج ميسر نميشود
بايد به قطب شمال بريم دوستان
داستان اين بوده
اينجا يه سري از لوازم و ابزارهاي اونا را داريم
که دريانوردان قرن نوزدهم ازش استفاده کرده اند
اين رو که ميبينيد نزديک به 80 هزار دلار مي ارزه
و يه مسافت سنج دريايي
يه 50 دلاري مي ارزه البته بدون چونه
و اينا هم که عينک بابابزرگ منه
هنوز قيمت اين مشخص نشده ولي بايد کارشناسي بشه
ببينم ، کليه هاي بابابزرگت را من ميخرم
آقاي ويت ويکي اينجا که حراجي نيست
اينجا کلاس يازدهمه و فکر نميکنم حتي بابابزرگت هم از اين کار راضي باشه
و مايه شرمندگي اون ميشي - ميدونم قربان -
اينا تمام سرمايه من هستند
من خيلي از وقتم را تو بازارهاي مجازي الکترونيک ميگذرونم تا پولي در بيارم
تازه براي روز کلمبوس خيلي ها عاشق خريدن اينطور چيزا هستند
پدرپدر بزرگ من نابغه بوده و من ميخواستم فقط ابزارآلات قديميها رو نشون همه بدم
البته اون در اواخر عمر نابينا شد و حتي ميگن يه مدتي هم به سرش زده بود
نقاشي ها و نشانه هاي عجيب و غريبي ميکشيده
ميگفته روباتهاي غول پيکر يخي رو اونجا ديده
خب ، براي امروز ديگه کافيه
امشب بريد خوب بخوابيد
خوب بود ، نه ؟
من ميگم نمره 15 بهت بدم خوبه
فقط 15 ؟ - تو چيکار کردي مگه ؟ -
کلاس منو پر کرده اي با آت و آشغالاي پدربزرگت
ميتوني يه لطفي در حق من بکني ميتوني
بيايي و يه نگاه به بيرون از پنجره بندازي ، بابام اونجاست
اوني که تو اون ماشين سبزه نشسته
ميخوام از آرزو برات بگم ، از آرزوهاي يه بچه
يه بابايي به بچه اش يه قولي داده
اون تو چشاي من نگاه کرد و گفت من ميتونم برات يه ماشين بخرم
به شرطي که اولا 2000 دلار پول حلال کاسب بشي دوم اينکه سه تا نمره بيست بياري
من دو هزار دلار را کاسب شده ام و دو تا نمره بيست هم دارم
اينم از روياي من ، حالا با اين 15 آرزوم چي ميشه ؟ زرتي به باد ميره
يه نموره از خودتون بپرسيد
آخه اين انصافه ؟
بيست
من که نميبينم - ايناهش بيست -
خوبه ؟ - خوبه -
منم برات يه سوپريز دارم
چه سوپريزي ؟ - يه سوپريز کوچولو -
داري شوخي ميکني - نه جدي گفتم -
پورشه که نميخوام برات بخرم
اصلا هم بامزه نبود- چرا بامزه بود -
تو چته ؟ نکنه فکر کرده اي ميام برات يه پورشه بخرم
براي اولين ماشين ؟ - من که ديگه حوصله ندارم -
ماشين ماشينه ديگه - اصلا شوخي بامزه اي نبود -
بيا اينجا ، فکر کنم دوباره گرمازده شده اي
ملت ميترسند - نه ، فقط يه کم چشمام ميسوزه -
اينجا نه ، نه ، نه - تو گفتي يه ماشين
نه يه تيکه اشغال -
من همسن تو که بودم يه اتاق با يه موتور سالم رو ترجيح ميدادم به همه چيز
بذار يه چيزي رو بهت بگم تا حالا مثلا يه دوشيزه 40 ساله ديده اي
اين همينه ، اين يکي هم که يه دوشيزه 50 ساله است
تو ميخواي من اينو سوار بشم ؟ - نابرده رنج ...ِ -
گنج ميسر نميشود کلمات قصار بابابزرگ
آقايان
بابي بلويا هستم همه کساني که عاشق ماشين هستند منو ميشناسند
چه کمکي از من برمياد ؟
خب ، پسر من داره اولين ماشينشو ميخره
اومده ايد پيش من ؟ - بله ، مجبوري -
خب ، عمو بابي با اينکار شما با شما فاميل ميشه
سام - بيا باهات حرف دارم
خب ، اين پله اول آزاديه اينجا ماشيناي زيادي پيدا ميشه
بذار يه چيزي رو بهت بگم ، پسر اين آدما نيستند که ماشينا رو انتخاب ميکنند
ماشين ، خودش رانندش را پيدا ميکنه
يه رابطه مرموز بين انسان و ماشين
پسر من خيلي کارا ميکنم ولي دروغ نميگم
مخصوصا در برابر مادرم اون مامان منه
اگه يه سنگ داشتم مخش رو داغون ميکردم
ميدونيد ، اون کره و نميشنوه
خب ، يه ماشين بدردبخور اينجا داريم
خوراک مسابقست آره جون ميده برا مسابقه -
اين ديگه چيه ؟ من از اين چيزا سر در نميارم
ماني - چيه ؟ -
اين چيه ؟ - اين ماشين از کجا اومده اينجا -
نميدونم رئيس ، تا حالا اونو نديده بودم
خوبه ، چه بهتر
چنده ؟
با توجه به اينکه اين ماشين يه نيمه کلاسيکه
و خب ، لاستيکاش هم بدک نيست و رنگ نشده - اينکه رنگش رفته -
اما بي رنگه - بله رنگي بهش نمونده -
خب ، اين اولين ماشينته و من توقع ندارم اين چيزا رو بفهمي
پنج هزارتا - ببخشين من بيشتر از چهار هزارتا نميدم -
پسر از اين ماشين بيا پايين - مگه خودت نگفته ماشين ، راننده رو انتخاب ميکنه ؟ -
آره ، ولي خب گاهي يه راننده با يه باباي خسيس خريد ميکنه بيا پايين
ببين ، يه ماشين با موتور کلاسيک دارم
ماني ، بيا اين آت و آشغالا را از اينجا جمع کن
اون يکي عشق منه ، کل آلاباما رو باهاش گشته ام
چهار هزارتا کافيه ؟
سلام آقاي معاون
اونا که بچه سال هستند - نه قربان ، اونا همه تعليم ديده وزارت هستند -
سازمان امنيت ملي اين افراد رو آموزش داده
بچه ها ، معاون وزارت دفاع اومد
ميدونم -
خانمها و آقايان معاون وزير دفاع
خواهش ميکنم بنشينيد
من جان کلر هستم
خب ، قطعا تعجب کرده ايد که چرا شمارو اينجا جمع کرده ايم حقيقت اينه که
ديروز ساعت 19 به وقت محلي
به پايگاه ساکسون در قطر حمله شده
تا اونجايي که ما ميدونيم هيچکس زنده نمونده
اونا براي دستيابي به اطلاعات نظامي در شبکه به اون پايگاه حمله کرده اند
ما نميدونيم اونا دقيقا دنبال چي بودند
فقط ميدونيم وسط کار کابلها قطع شده
و اين احتمال وجود داره که دوباره مورد حمله قراربگيريم
هيچکسي مسئوليت اين حمله رو به عده نگرفته
و تنها مدرکي که ما داريم يه چيزه يه صداي ضبط شده
اين صدا شبکه ي اطلاعاتي ما را مورد خطاب قرار داده
سازمان امنيت ملي با تمام امکانات داره اين صدا رو آناليز ميکنه تا رمز اونو کشف کنه
اما ما براي شناسايي اين صدا نيا به کمک شما داريم
قابليتهاي شما در کشف رمز و آناليز اصوات قبلا به اثبات رسيده
فقط بايد اينکار با سرعت انجام بشه
رئيس جمهور چندين ناو را با تمام امکانات
به خليج فارس و درياي زرد فرستاده است حقيقت داره
من مسئوليت اين عمليات را به عهده دارم
شما در چندين تيم عملياتي تحت نظر من کار خواهيد کرد
موفق باشيد
No comments yet. Be the first to leave one.