The first 200 lines.
:خب هفته پيش اين اتفاقا افتاد رقيبِ قديمي "ويل"، "برايان رايان" سعي .کرد کلوپ رو از بين ببره
.تو کارت اينجا تموم شده
.بعدش خيلي از کلوپ خوشش اومد
.من براتون لباس هاي جينِ سفارشي گرفتم- .بعدش دوباره تصميم گرفت از بين ببردش-
تو فکر ميکني به اين بچه ها کمک مي کني
ولي تنها کاري که داري مي کني اينه که .جگرشون رو براي تيکه تيکه شدن آماده مي کني
"مامانِ "فين" با باباي "کِرت قرار ميذاره، که کاملاً جزيي از
،نقشه "کرت" براي نزديک شدن به "فين" بود .که هميشه يه جورايي بهش علاقه داشت
کي ميخواي ياد بگيري که هيچ چيز غير ممکن نيست
وقتي پاي عشق در ميونه؟ آرتي" به "تينا" گفت"-
،که بزرگترين آرزوش چي بوده بعدش متوجه شد
.که هر آرزويي دست يافتني نيست
حالا خودمونيم، «دست يافتني» يه کلمه ست؟
دسترس پذير؟ دسترس يابي؟
خيله خب، همين چند ثانيه .حدود 10 تا چيزِ زننده گفتي
جِسي"، "ريچل" رو مجبور" ،کرد که بفهمه مادرش کيه
،و مشخص شد که اون "شِلبي کورکوران"ه
."مربي گروهِ "آواي آدرنالين مي خوام صورتتون اين قدر پر اميد باشه-
.که بشه باهاش سرطان درمان کرد .عجب. و اين چيزايي بود که از دست دادين-
من تو دردسر افتادم؟
بي خيال. تو اعتماد به نفست .بيشتر از ايناست
فکر کنم اين در ارتباطِ با .حضورِ کاملت در نيمسال گذشته باشه
.نه. خانم "کوهن-چانگ" تو دردسر افتاده
من تازه متوجه شدم که تيپي که شما .استفاده مي کنيد، با نامِ "گاث" شناخته ميشه
نوجوانانِ آمريکايي دچار تبِ ،شفق» شدن»
که کودکان عادي رو به طرفداران .خون آشام گرايي تبديل مي کنه
و همين ديروز، اين شبح تاريکي در .به دبيرستان "مک کينلي" هم کشيده شد
اين کاملاً توجه "رابرت .پاتينسون" رو جلب ميکنه
.سلام
!خداي من
،نميخوام بديهيات رو توضيح بدم ولي شما مي دونيد که خون آشام ها واقعي نيستن، درسته؟
.اونا وجود ندارن
ويليام"، انکار کردن" !اين مشکل رو از بين نمي بره
والدينِ من حتي نمي ذارن که .من فيلم "شَفَق" رو نگاه کنم
مامانم ميگه که "کريستين .استيوارت" شبيهِ جنده هاست
!اين يه مشکلِ جدّيه
خانمِ "کوهن-چانگ"، شما بايد يه طرز !پوششِ ديگه اي واسه خودتون پيدا کنيد
.يه لحظه صبر کنيد
تينا" خجالتيه، يه راه که براي بيان" .خودش پيدا کرده، از طريق لباس هاشه
دبيرستان يه دوران بسيار مهم .براي بچه هاست تا خودشون رو بشناسن
وقتي من تو دبيرستان بودم، يک سال .تمام شبيه "کرت کوبين" لباس پوشيدم
.منظورم اينه که بي خيال
بايد يه نفر بوده باشه که شما .هم قبلاً مثلِ اون لباس مي پوشيديد
،بله. واسه چندين سال از اوايلِ 20 سالگيم
.من مثلِ "الويس" لباس مي پوشيدم !"ولي اون يه مسيحي بود، "ويل
!و اون قابليت تبديل شدن به يه خفاش رو نداشت
فکر کنم که اين فکر مي کنه .خون آشام ها واقعي هستن
.فکر کنم حق با توئه
مطالعات نشون داده که قوانينِ پوششي سخت گيرانه باعث ايجاد يک محيطِ امن و پايدار يادگيري
با موارد کمتر از خشونت هاي .گروهي و خون آشام گرايي ميشه
پس، اگر من شما رو دوباره در اين لباس هاي ابريشمي شيطاني ،"ببينم، "تينا کوهن-چانگ
!از تحصيل معلق ميشين
.قدم بردار. چند تا ديگه
اون پايين يه ماشين برام گرفتي؟
.عزيزم، ما داخلِ خونه ايم
.باشه
.و چشم هات رو باز کن
شرابِ سيبِ طلايي؟- .آره-
به خونه خوش اومدي»؟» ولي کي کجا رفته بود؟
.بِرت" از ما خواسته که باهاشون زندگي کنيم"- و شما اين طوري بمن مي گين؟-
.مهموني ايده ي من بود
،اگه مي خواي چيزي بگي بايد با صداي بلند بگي، درسته؟
،آره. عادت کردن بهش يک کم زمان مي بره ولي باور کن، عاشقش ميشي، باشه؟
حالا ديگه مجبور نيست هربار واسه ديدن يه .برنامه روي 55 اينچي خودت رو تا اينجا برسوني
ما کلي غذا داريم... بعضي ها محلي .هستن. اين يک غذاي محلي که مالِ ما نيست
.ماهي تُنِ خام- .اون محلي نيست که-
.بفرما
فين"، اين خونه دو برابر"- .خونه ماست. دو تا حموم داره .دو تا و نصفي-
.من حموم اضافي يا ماهي تُن خام نمي خوام
.من فقط خونه خودمون رو مي خوام
.فکر کنم بدونم اين مقاومت به چه خاطره
.اتاق مون. و واقعاً باهات موافقم
سبک دکور اينجا خيلي رنگ .پوستت رو بد نشون ميده
.خاکستريِ "ديور" با هر کسي سازگار نيست
.بايد دکوراسيون اينجا رو عوض کنيم- صبر کن، ما اتاقِ مشترک داريم؟-
!من خوشم نمياد
عزيزم، مي دونم يه جوريه، باشه؟ .ولي زياد هم تعجب آور نيست
و، به وقتش، تو هم مثلِ من .خوشحال خواهي بود
آره، ببين، يه ديوار رو بالا خراب مي کنم، تا يه جايي درست کنم، باشه؟
ولي-ولي تا اون موقع، اين کار .يک کم بهمون سرعت ميده
.هي
.ببين، اين 300 دلاره. بگيرش
.دکوراسيون اينجا رو عوض کن
.نگران نباش. هم اتاقي
کاتالوگ "مستر اکي" و من .همه اينا رو رديف ميکنيم مستر اکي: فروشگاه هاي زنجيره اي) (سوئدي مبلمان
مي خوام دکوري برات درست کنم که نشون .بده تو کي هستي و من مي خوام تو کي باشي
.که تو مي خواي کي باشي هي، کدوم شب، بازي شبونه ست؟-
متاسفم رو بازي مي کني؟
...مي دوني- .الان راضي شد-
...من راضي- .هستم-
.من اَزت مي برم- .خيلي عجبيه-
.اين اصلاً به تو نمياد
من احساس ميکنم يه عضو .آسيايي "فرقه داووديان" شدم
تينا"، تيپ هاي ديگه هست" که بتوني امتحانشون کني؟
دافِ موتور سوار؟- دختر گاو چروون؟-
.مدلِ فاحشه ها- .برنامه نويس کامپيوتر-
.اسکي باز استقامتي- .دختر مدرسه اي کاتوليک-
.غذاي بچه ها، بدون پياز. يا يه جوجه
،ببينيد، از کمکتون ممنونم .بچه ها، ولي من اينا نيستم
من مي دونم کي هستم، و اجازه ندارم .نشونش بدم. اين شبيه "کمونيسم"ه
.بچه ها، ما يه مشکل جدي داريم
مي دونيد که چطور من پيگيرِ سوابق "آواي آدرنالين" بودم؟
اين برخلاف قوانين نيست؟- .نه، اصلاً-
!يا شايدم باشه. بگذريم
بهرحال، من يه چيزي فهميدم؛ من سطل آشغال پشت سالن نمايش دبيرستانشون چِک کردم
و 18 تا جعبه خاليِ چراغ .کريسمس پيدا کردم
.نه
که من رو به "جوئل فابريکس" رسوند
و ازشون درموردِ ابريشم .سرخ "چنتلي" پرسيدم
.همشون رو فروخته بودن- .خداي من-
.واي- صبر کنيد، چيه؟-
.اونا دارن "گاگا" تمرين ميکنن- .همين. تموم شد ديگه-
.دقيقاً- .بايد حدس مي زديم-
اونا مي خوان با تمام .قدرت "تئاترنمايي" انجام بدن
اونا مي دونن اين آسونترين راهِ .بُردن ماست. خدا لعنت شون کنه
مگه اين مَردک "گاگا" چي کار مي کنه؟
اون فقط عجيب غريب لباس ميپوشه، درسته؟ مثلِ "بُويي"؟
.ليدي گاگا" يه زنه"
اون بزرگترين اجراکننده ي پاپ .در چند دهه ي اخيره
اون مرزها رو شکسته، بزرگترين .اجراکننده تئاترنمايي در نسلِ ماست
و سرعت ظاهر عوض کردنش هم از سرعتِ بريت" تو تعويض شريک جنسي بيشتره"
.راست ميگه
"منطقي بنظر مياد که "آواي آدرنالين بخواد بهش اداي احترام کنه
حرکتِ هوشمندانه ايه. اون .انتخابِ مناسبيه براشون
.يه لحظه صبر کنيد
.شايد ما بتونيم اينجا با يه تير دو نشون بزنيم
مي تونم کمک کنيم که "تينا" يه ظاهر جديد پيدا بکنه و همچنين يه آهنگ واسه مسابقاتِ ناحيه اي پيدا کنيم
:پس تکليفِ اين هفته ي شما
."گاگا"
خودکار، ما خودکار لازم- .داريم. کلي ايده به ذهنم اومده .تو دفترِ من-
.اونجاست- .تو مغزم طوفاني به پا شده- .همين طور داره مياد
.و پنجه، پنجه، دست، دست
.و پنج، شش، هفت، هشت
...يک، دو، سه، چهار- فکر مي کنيد مي تونن ما رو ببينن؟-
اگه ما رو بگيرن، مي افتيم زندان؟
.دزديدنِ ايده شون که جُرم نيست
...شش، هفت، هشت. و يک، دو...
.کفشات صدا ميده
.و پنح، شش، هفت، هشت...
...و يک، دو، سه، چهار، پنج، شش و هفت
.محشر شدن- .پنجه، پنجه، دست، دست-
،و پنج، شش... باشه، باشه .باشه... کافيه
.شما درست متوجه نمي شين
شما مي ذارين که لباس ها .همه ي کار رو انجام بدن
تئاترنمايي مساوي استفاده .از لباس هاي احمقانه نيست
اين کافي نيست که روي .خودتون بنزين بپاشين
بايد يه کبريت هم روشن کنين .تا آتيش روشن بشه
.خدايا، کارش عاليه- اما تئاتر نما بودن به اين معني نيست- .که بايد مثل بمب اتمي منفجر شين
.مي تونه شبيه، شبيه يک طوفانِ آروم باشه .ولي احساسات ازتون متشعشع بشه .و چيزي که تو عمق وجودتونه رو بيان کنين
.معناي حقيقي تئاترنمايي اينه
بايد نشونتون بدم تا بفهميد؟ آهنگِ ."دخترِ بامزه"بزنيد، با نُت "مي-بمل"
:دقيقاً همون کاري که من مي کردم .باربرا". تو خواب هم مي تونم بخونمش"
"Funny Girl" آهنگ "Funny Girl"اجرا شده در تئاتر موزيکال :خواننده ي اصلي "Barbra Streisand" سال انتشار:1964
* بامزه *
* شنيدي چي گفت؟ *
* بامزه *
،"آره، پسره گفت، "عزيزم* *تو يه دختر بامزه اي
* اون منَم *
* من فقط اون ها رو به خنده مي اندازم *
* دوبرابر شده در نصف *
* و با اينکه شايد *
* اوني نباشم که دنبالش مي گرده *
* اما براي خنده و تفريح خوبم *
* فکر کنم خنده دار نيست *
* زندگيم اصلاً آفتابي نيست *
کجا داري ميري؟- .برگرد اينجا-
* وقتي خنده تموم شد *
* و نوبت جوک هاي تو بود *
* يک دختر بايستي *
* شوخ طبع باشه *
* اون چيزيه *
* که تو يقيناً بهش نياز داري *
* وقتي که يک دخترِ بامزه باشي *
* "مردم ميگن "يک دختر بامزه *
* بامزه *
* چطور که اين قدر هم بامزه نيست *
* دختر بامزه *
خانم "کورکوران"؟
.من "ريچل بري" هستم
.دخترتون هستم
تا حالا بخاطرش پشيمون شدين؟- .بله-
.بعدش نه. بعدش خيلي
کي متوجه شديد که الان وقتِ مناسبي واسه منه که پيداتون کنم؟
من خوندنت رو تو مسابقاتِ منطقه اي .ديدم. فوق العاده بودي
.تو من بودي
واستون سخت بود که يه ستاره نشدين؟
اينکه آرزوهاتون برآورده نشدن؟
.حس يه بدقولي رو داشت
"مثل زخمِ "شاه فيشر .ميمونه... هيچوقت خوب نميشه
.ژنتيک واقعاً جالبه
شما هم دنيا رو مثلِ من .با يه تئاترنمايي شديد مي بينيد
حتي همين طرز نشستنمون همين الان، خيلي دراماتيکه
.و هنوزم با اين وجود خيلي باهاش راحتيم
.من خيلي چيزها رو از دست دادم
تو احساست چطوره؟
.تشنه
،وقتي که من بچه بودم و غمگين مي شدم
.باباهام برام يه ليوان آب مي آوردن
يه جور بود که نمي تونستم .بفهمم غمگينم يا فقط تشنه اَمه
.نبايد اينکار رو مي کردم
No comments yet. Be the first to leave one.