The first 37 lines.
تو بیشــتر از یه بازیگـرِ زن میدرخشـی
حتـی زیر نورِ خیلی ضعیـف
تو بهتــر از یه خواننـده ای
وقتـی که آهنگارو زیر لب زمـزمه میکــنی
زمـزمه میکنـی
اینجـا یکمـی پـر سر و صداس
یکــم بیــا نزدیک تـــر
بیـا نزدیک
تو خیــلی زیــبایی
خیـلی وقتـه که اینجوری مضطـرب نشـده بودم
قلب مـن برای تو
درست مثـلِ قلمِ یه آرتیــسته
پـر از گرافیتِ سیــاهه
تو تاریکـیِ شب
تو مثـل یه سـتاره ی چشمک زنی هستی که
بایــد نقــشش رو بکشــم
نمیتـونم چشـم ازت بـردارم
تـو خیـلی درخشـانـی
نمیـتونم بهت گوش نـدم
چـون از لبات حرفای قشنگ بیـرون میاد
تمـامِ شــب
نمیخـوام لب هامـو از لبات بـردارم
صـادقــانه
چیــزیو که میخــوام بهت میگـم
میتـونیم به یه راننده زنگ بزنیم
میتـونیم به یه راننده زنگ بزنیم
بیــا دوتایی روی صندلی عقب بشیـنیم و
دستـای همو محکـم بگیـریم و
بریـم فضـا
میتـونیم با هم اینجـا رو ترک کنیم
حسمـون اینجوریه که
انگـار بهشـت به زمین اومده
میــخوام یکمی از
سهم قلبِ زیبـات رو برای خودم بگیـرم
سـرت گیج میـره؟
باید بیام و کنارت بشیــنم؟
بیا نزدیـک
No comments yet. Be the first to leave one.