Release info

Chicago Typewriter E02-PerSub(@arirangfa channel)
A Commentary by Mary_fall
مراجعه فرمائيد @arirangfa_channel براي ديدن قسمتهاي بعدي با زيرنويس آريرانگفا به کانال تلگرام

Tags

other
Published on: 2017-04-09
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در = = فروشگاه ها و سايت ها ممنوع و غيرمجاز است

.اينقدر چرت و پرت نگو

.هيچ احمقي اجازه نميده يه رمان زندگيشُ نابود کنه

.تو خودت زندگيتُ نابود کردي

چرا وايسادي منُ نگاه ميکني ؟ . زود باش زنگ بزن پليس

*ماشين تحريره شيکاگو*

چه خبر شده ؟ - چي شده ؟ -

«قسمت دوم»

.خدايا - .يعني چي شده -

نميدونم والا - .صداي شليک گلوله شنيدم -

.صداي شليک گلوله ميومد

.چقدر ترسناک - .خيلي ترسناکه -

درسته ؟

.ممنون به خاطر همکاريتون

اگه بازم به کمکتون نياز شد . باهاتون تماس ميگيريم . با اجازه

ميشه با هم صحبت کنيم ؟

، راستش

.الان يه کم سرم گيج ميره

... ميشه بريم داخل حرف بزنيم

متوجه موقعيت نيستي ؟

بعد از اينکه مطمئن بشم ، تو همدست اون مزاحم هستي يا نه

.اونوقت تصميم ميگيرم بدمت دست پليس يا نه

... من - تو بودي همچين آدمي رو ميذاشتي بياد تو خونه ات ؟ -

.من همدستش نيستم

.من فقط داشتم به تو کمک ميکردم

.پس جوابمُ بده

چطوري اومدي داخل خونه ؟

.درِ حياط و درِ ساختمون جفتش باز بود

... فکر کنم مزاحمه

.درُ باز گذاشته بوده

.پليس ميتونه اينُ بررسي کنه فعلاً ميگذريم ازش

چطوري فهميدي و برگشتي ؟

از کجا فهميدي من تو خطرم و برگشتي ؟

... چون

.سگه شروع کرد به پارس کردن منم دنبالش اومدم

... به خاطرِ پارس سگ

... آره . گذشته از اينا

... من ... من

.من يه کم احساسِ سرگيجه دارم

! آهاي ! بيدار شو ! آهاي

! نه

! چي؟

! اوه ماي گاد

.بله

کجايي تو ؟ چرا هنوز نيومدي خونه ؟

.امروز قرار بود واسه من تايپ کني

چون بهت زياد پول نميدم پشت گوش ميندازي ؟

.شرمنده ولي من الان نميتونم حرف بزنم

چرا اينقد يواش حرف ميزني ؟

مگه کجايي الان ؟

. اتاق خوابِ نويسنده هان سه جو

چي ؟

اونجا چيکار ميکني ؟

.خودمم نميدونم . چيزي يادم نمياد .بايد برم خداحافظ

.ايول

، فکر کنم وقتي يه چيزيُ از ته دل بخواي

.آخرش بهش ميرسي

کسي اينجا نيست ؟

.کتاب ها رو ببين

درِ خروجي کجاست ؟

.اين خونه چقد بزرگه

.کتاب ها رو ببين تو رو خدا

اينجا چيکار ميکني ؟

.بيا بيرون

.لعنت

.صبرکن ، آقاي نويسنده

.صبر کن

چرا هميشه بي اجازه من پا ميشي ميري تو دفتر کارم ؟

.معذرت ميخوام .درِ دفتر باز بود

.اي خدا

.هيچي

تو واقعاً کي هستي ؟

در باز کن آسانسوري ؟

چرا هر وقت که سر و کله ات پيدا ميشه در بازه ؟

الان ديگه حرفمُ باور کردي ؟

گيرم باور کردم بعدش چي ؟

لابد ديگه بدون اينکه به خودت زحمت نقشه کشيدن بدي سرتُ ميندازي پايين مياي اينجا ؟

چرا ؟ از سگه جدا شدي ؟

چون حقوقش کم بوده استعفا داده ؟

.پس هنوز حرفامُ درباره سگه باور نکردي

چرا اينقد به اون ماشين تحرير علاقه داري ؟

رفتي ببيني دوربيني توش کار گذاشتي سالمه يا نه ؟

... چي ميگي تو ... کِي ... چطوري

.خودت آورديش پس غير ممکن نيست

... من کِي

!يه بسته براتون اومده

... اون بسته

. بگذريم

... طوري نقش بازي ميکردي انگار

.قرار نيست تا يه ميليون سال ديگه بيدار بشي

چي بيدارت کرد ؟

.فقط راميونتُ بخور

.بي سر و صدا بخورش

، وقتي نميتوني مثل گاو نشخوار کني

.بايد غذاتُ بجوي

.نميتونم دوباره زنگ بزنم دکتر

.چشم

با اين حال اومدي اينجا نشستي چون نميخواي تنهايي غذا بخورم ؟

.توهم نزن

... از اينکه ممکنه کجا بري و چيکار کني ميترسم

.واسه همين ميخوام جلو چشمام باشي

.که اينطور

... پس باور کردي که من همدست مزاحم

.به دلت صابون نزن

.هنوزم بهت مشکوکم

.ولي من جونتُ نجات دادم .واقعاً که سنگدلي

.بذار قشنگ روشنت کنم

من هيچوقت ازت کمک نخواستم . تو خودت پريدي وسط

، همونطور که بهت گفتم

.من يه نويسنده رزمي کارم

.خودم تنهايي از پسش برميومدم

اما منُ همينجا نگه داشتي ... به جاي اينکه بفرستيم بيمارستان

پس يعني يه ذره نگرانم بودي ... و يه کمي هم ممنون

.دور تا دور خونه خبرنگاره

... فردا تو بخش اجتماعي و فرهنگي هر روزنامه اي

.پر ميشه از مقاله درباره من

به نظرت بايد بخش شايعاتم به خودم اختصاص ميدادم ؟

تو از مرزي که واسه مناطق نظامي ميذارنم . سخت گير تري

.کلاً منطقه غير نظامي نداري

قبلاً آموزش تيراندازي ديدي ؟

.خيلي با مهارت اسلحه رو دست گرفته بودي

قبلاً آموزش ديدي ؟

.خيلي خيلي وقت پيش ياد گرفتم

منظورت چيه که خيلي خيلي وقت پيش ياد گرفتي ؟

يعني کِي ؟

.وقتي دبيرستاني بودم

.من عضوِ تيم ملي تيراندازي بودم

.وقتي کلاس يازدهم بودم کناره گيري کردم

.تو دبيرستان

... الان يه کوچولو داري

... به من علاقه نشون ميدي - .خواب ديدي خير باشه -

.من هيچ علاقه اي به زندگي ديگران ندارم

چرا همش بهم ميگي خيال ورم نداره ؟ مگه من راهبه ام؟

چرا ولش کردي ؟ - بله ؟ -

چرا تيراندازي رو ول کردي ؟

به خاطر لرزش دستت ؟

.اين بزرگترين راز منه

.براي من يه درد دلخراشه

نکنه الکلي هستي ؟

.نه . هر کي راز منُ بفهمه ترکم ميکنه

.وقتي با هم صميمي شديم بهت ميگم

.حيف شد

.اين يعني قرار نيست هيچوقت بفهمم رازت چيه

.اگه تموم کردي پاشو برو

.برات آروزي خوشبختي ميکنم

ميخواي من برات تايپ کنم ؟

چرا ؟

... راميوني که خوردي کافي نبود @arirangfa_channel

باز يه حقه ديگه داري سوار ميکني ؟ @arirangfa_channel

، به نظر ميرسه عجله داري .ولي نميتوني خوب تايپ کني الان

.من مدرک پردازش کلمات دارم .ميتونم خيلي سريع تايپ کنم

.هر دقيقه ميتونم 700 تا 900 کليد تايپ کنم

عوضِ راميوني که بهم دادي ، قبول ؟

.باور نميشه دارم مستقيم دست نوشته هاتُ ميخونم .ذوق مرگم الانم

.از اين حرفا نزن

.بيشتر يادِ فيلم " مصيبت" ميفتم وحشت ميکنم

.درسته . يه ديالوگ تو " مصيبت " هست

" ، تنها کسايي که ميتونن دست نوشته هاي منُ بخونن ، ويراستارم"

".نماينده قانونيم و کسي که جونمُ نجات داده"

... خداي من . بهش فکر کن ، من يه جورايي جونتُ نجات

.اوني که جون تو رو نجات داده منم

... جنابعالي بعد از اينکه زدي چوپ گلفي

.که تايگر وود بهم هديه داده بودُ شکوندي از هوش رفتي

بعدشم زنگ زدم به دکترم که خيلي هم گرونه .تا بياد جونتُ نجات بده

... درسته ، ولي من بازم جونتُ نجات

اگه يه دقيقه دهنتُ ببندي نميتوني نفس بکشي ؟

نکنه آبشش داري ؟

فکر کردم منظورت اينه خفه شم .اشتباه ميکنم مگه نه ؟

.خيلي خوب منظورمُ فهميدي

.باشه

.نه بابا

.نميتوني تند تر بنويسي ؟ دست بجنبون

.خودت گفتي که همه چيزُ زود ياد ميگيري

اگه اينطوري تايپ کني کِي تموم ميشه ؟

.بايد يه کم بيشتر رو دستخطِ ـت کار ميکردي

با اين دستخط خرچنگ قورباغه ات .معلومه چي سرعت منُ آورده پايين

.بايد تا نيم ساعت ديگه تموم بشه

اگه ماشين چاپ شروع به کار کنه .ديگه تو روزنامه چاپ نميشه

مگه من بهت گفتم مست کني بعدشم با شيشه شکسته مشروب دستتُ زخمي کني ؟

من هيچوقت بهت نگفتم درست قبل از .موعد تحويل کارت بي احتياطي کني

بگير برو . ماشين چاپ ده دقيقه ديگه !! شروع به کار ميکنه . دِ برو ديگه

به من چه ؟ - .تو سريع تر از مني -

.لعنتي . نصف دستمزدمُ بهت ميدم

! تو رو خدا زود باش

! باشه

.برو

.من که بهت گفتم يه چيز درست حسابي بنويس

.رمانت خيلي سطحش پايينه .صفحه روزنامه الکي حروم ميشه

! آهاي ، يو سو يون

، ميگم

تو هم الان يه چيز عجيبي حس کردي مگه نه ؟

يعني تو هم ؟

.انگار زمان و مکان ميخواد فرو بريزه

... اين

زلزله است ، مگه نه ؟

چي ؟

! زلزله است - ! زلزله -

، ميگم

تو هم الان يه چيز عجيبي حس کردي مگه نه ؟

يعني تو هم ؟

More Farsi Persian subtitles for Chicago Typewriter

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left