The first 200 lines.
@ یازده روز - یازده شب @
:ترجـمه و زيـرنـويس از « مـــحـــســـن رضـــایـــی » .:: MohsenRezaei ::.
.به هرحال اسم من مایکله
.ازآشناییت خوشبختم
.خوبه، منم سارا هستم
.من فعلا میرم، خداحافظ
.خداحافظ
اوه سارا مراقب خودت باش، باشه؟
.بایداین سیمان روازاینجا برداریم
.من یه بلدزر خواستم .الان میاد
...مابایدامشب اینکاروتموم کنیم
.قبل اینکه رئیس بچسبه بهمون
.خودت بهش بگو
.بسیارخب
.بایداینجاروحفاری کنیم .دان هی دان
.ماآماده ایم
.گوش کن .روت حساب میکنم اد
.صبح بخیر .صبح بخیر
تمام روزکدوم قبرستونی بودی مایکل؟
.دان یه اتفاق باورنکردنی برام افتاد
خب چه اتفاقی؟
.جون بکن دیگه
.دروغ میگی
.خودت میدونی
طرف کیه؟
.مثل یه خونه خشتیه
.میدونم منظورت ازخونه خشتی چیه
.نه بهتره ازکجا آوردیش؟
خونه ات رو؟
.ازتو کشتی
کشتی؟
.باید بیشتربرام تعریف کنی پس
.زودباش، بیابریم یه آبجو مهمونت کنم
.فکرمیکردم دیگه هیچوقت نمیبینمش
.اون واقعی بود،، قسم میخورم
...یه زن هرزه روتوکشتی دیدی
.وهمه چیزروفراموش کردی
.اون اصلا فامیلشوبهم نگفت
.اگه اشتباه نکنم باید 12 روزدیگه اذدواج کنی
.میدونم 12 روز دیگه
.این میشه مراسم خاکسپاریت
.کیف پولموپیدا نمیکنم
.نگران نباش پیش منه
.شرط میبندم اون زن کیفتو زده
.حتماتوخونه جا گذاشتمش
.بیخیال مایکل
کی قراره باواقعیت روبروبشی وبزرگ شی؟
خب سارا نظرت چیه؟
.هنوزنهایی نشده، امافکرمیکنم تومسیردرستیم
.اگه تواینطورمیگی، همینطوره
.من فقط بامواد اولیه سروکاردارم
...سارامن این ایده رودوس دارم که صدمین مرد
.کاملاغریبه باشه .اما99 نفردیگه چهره های عمومی هستن
.این یه ویژگی ماهرانه ست
...وقضیه کشتی خیلی ماهرانه بود
...بی شک ماهرانه بود ولی
ولی چی؟
.ولی خیلی کوتاه بود
.خیلی کوتاه
.یه مقدارآبکیه
.ماهیچ چیزی ازاون و زندگیش نمیدونیم
مایکل ترنزی کیه؟
.توباید دوباره ملاقاتش کنی
.بروطرفتو بهتر بشناس
.بسیار خب اشکالی نداره
چطورمیخوای پیداش کنی؟
.فقط بایه سوت
.خوبه
!هلن
.عزیزم دیرکردی، من یک ساعته منتظرتم
...هیچ خبرداری ماامروز
یه میلیون و یک کار بایدانجام بدیم؟
.متاسفم نتونستم خودمو زود برسونم
گوش کن عزیزم، با تهیه کننده های غذاصحبت کردی؟
.آره، گفتن فردا میان
و دان چطور؟
اون کت وشلوارموردعلاقه اش روپیداکرده؟
.فکرنمیکنم اندازه سایزش پیداکنه
.فقط امیدوارم تاآخرین لحظه منتظرنمونه
...آه میخوام یه چیزی نشونت بدم
.یه لباس عروس خوشکل امروزدیدم
.قشنگ ترین سبزآهکی که دیدم
.میدونی همه چی بارنگ سبز ست میشه
.من حتی یه تعداد گل سبزهم دیدم
.توهم ازرنگ سبزخوشت میاد
...من حتی دستکشهای ساتن سبز و
.یه تیارای سبزروشن باحجاب هم دیدم
.من قبلااندازه هاشونوبررسی کردم واونا اندازه منن
.خدایاشکرت
من فکرمیکنم لباس عروسهای سفیدخسته کنندن مگه نه؟
...اوه آره ...هلن گوش کن تازه یادم اومد
.من بایدبرگردم دفتر
.اماتوگفتی امروز وقتت آزاده
.یه چیزی پیش اومده
.وفراموش نکن ساعت 6باید خونه باشی
!مطمئن باش زودترازتومیرسم
الو؟
.سلام مایکل
.منم سارا
توی کشتی یادته؟
.اوه البته که یادمه
شماره تلفنمو چطورپیداکردی؟
.خیلی راحت .کیفتو توی کشتی گم کردی
.مایکل
.بهت نیاز دارم
.میخوام همین الان ببینمت
.لطفا همین الان بیااینجا
.خیابان 13 وارد
.نشونیموبپرس .سارا آسپرون
الو؟
.سلام یه تاکسی میخوام
.سارا
.یه چیزایی هست که باید بدونی
.من 11 روزدیگه اذدواج میکنم
...نمیخوام نظرموعوض کنم
.ونمیخوام عروسیمو عقب بندازم
.پس تموم شبهایی روکه مونده به منم بده
.یازده شب فقط برای من
.یه دقیقه بیشترهم ازت نمیخوام
مایکل یکم دیگه بستنی نمیخوای؟
.نه من خوبم متشکرم
موضوع چیه مایکل؟
بستنی خونگی زنم رودوست نداری؟
.اوه نه اینطور نیست
پس چرایکم بیشتربرنمیداری؟
.فقط بخاطرمن .خواهش میکنم مامان
.شایدمایکل به اندازه کافی داره !هلن
.هلن من انگلیسی میفهمم
...بهتره اون درک کنه ماچطورزندگی میکینم
..چون به هرحال قراره شمادوتا
.ماه های اول روبامازندگی کنین
.بابا خواهش میکنم
...مایکل
.قرارنیست هلن ما توهیچ آپارتمان مجردی ای زندگی کنه
.مافقط به آینده شما فکرمیکنیم
.شوهرم ریچارد یه خونه دوست داشتنی براتون خریده
.متاسفانه تا 6 ماه دیگه آماده نمیشه
.مدیردفترت فکرمیکنه این یه ایده فوق العادست
..اونامیخوان هرهفته یه مبلغ کمی رو
.به عنوان قسط ازحقوقت کم کنن
حالا این کارخوبیه یانه؟
نظرت چیه مایکل؟
.خیلی متاسفم من یه قرارملاقات دارم
.واقعاباید برم
.همه چیز خیلی خوب بود، متشکرم
...درموردخونه وچیزای دیگه هم
.یه وقت دیگه صحبت میکنیم
.اگه ازنظرشمااشکالی نداره
.من وهلن برنامه های دیگه ای برای خودمون داریم
خونه ای سارا؟
کسی خونه نیست؟
سارا؟
.منم مایکل
کجایی؟
.سلام مایکل
...یه مشکل کوچولوپیش اومده من خونه نیستم
.و نمی دونم چه وقت برمیگردم
.عالی شد
.فک میکنم بایدازخودم پذیرایی کنم
...ممنون بخاطر شامپاین
.امامن فکرنمیکنم بدون من بنوشیش
چی؟
.فقط حس ششم زنانه عزیزم
...امشب میخوای یه تاثیربزرگی بذاری
.وفکرمیکنی من جلوت ایستادم
درسته مایکل؟
.امامن توروتنهای تنها نذاشتم
...میبینی مایکل
...انگارکه یکمی اونجا
.باتوبودم
.تااینکه باهم غرق شهوت بشیم
.میخوام باهات عشق بازی کنم مایکل
.من میخوام هراینچشوبینی
.هرذره از بدن منو ببین
.نگام کن مایکل
میتونی ببینی چقدبهت نیازدارم؟
.دارم خیس میشم مایکل
.اوه مایکل منوبگیر
.منوبگیر .آره همش فیلمه
.مایکل نرو
.عطرمن توهواست
.مال تو هم عزیزم
.بذار وارد ذهنت بشم
.منوببرتوی ذهنت
.مایکل عزیزم
.اوه مایکل
.من خیلی تورومیخوام
.دستهات روی پوستمه
.نفست توی گونه هامه
.بدن هامون توی همه
.خدای من اسکولم کرده
الو؟
چرانگام نمیکنی مایکل؟
.توخیلی خیلی پسربدی هستی
سارا توکجایی؟
.من دقیقا کنارتم
.اما تو منونمیخوای
.من دارم بخاطرت میمیرم وتومنو رد میکنی
.قشنگ نیست مایکل
سارا چرانمیای اینجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.