The first 200 lines.
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
پرسیدی میتونم باورت کنم یا نه
من چاره ای به جز باور کردنت ندارم
ولی با عقل جور در نمیاد
با عقل جور در نمیاد
دلیلی هست؟ نه
من فقط اینجوریم
چون به چشم من، تو همیشه تویی
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
قبلا هم این کارو کردی پس میدونی
فقط بهم اعتماد کن و راه بیا
واقعیت نداره - واقعیت نداره نه؟ -
براتون سوتفاهم شده - مطمئنم که همینطوره -
دقیقا، یه لحظه بهش فکر کنین
...چطور ممکنه صورت یه نفر عوض بشه
داشتی درباره این حرف میزدی؟ اینترنتو چک نمیکنی نه؟
آها راستی، تلفنت دست منه
اشتباه شده
شایعه شده ما با هم قرار میذاریم
مردم دیوونه شدن؟ من چرا باید با تو قرار بذارم؟
نباید با کسی که دو بار نجاتت داده اینطوری حرف بزنی
.گفتنش تو این شرایط مناسب نیست
این مال من نیست
مال توئه - گفتم نیست -
اگه باشه بهتره ها
جایی برای رفتن داری؟
اگه الان بری خونه خبرنگارا میریزن سرت
آره دارم
قضیه چیه؟ - ...آه
شما همونی که تلفنو جواب داد؟
"اونی که گفت" صاحب تلفن داره دست و روشو میشوره
"اوه" آقای سو دو جه پررو
بعدا اینو بهت توضیح میدم
...هی، ما داریم
سلام
از دیدنتون خوشوقتم
ما داریم غذا میخوریم
حتما
خب، شغل شما چیه؟
خبرنگارا از کجا میدونستن اونی که تو عکسه منم؟
من یه کسب و کار کوچیک دارم
...آها
نمیدونم
اخبار نباید از طرف تو نشت کرده باشه؟
چه حرفا
مادرجان شنیدین؟
شنیدین چقدر گستاخانه حرف میزنه؟
.آدم وارانه حرف بزنید، یه کم دیگه باید برم سر کار پاره وقتم
چرا داری تو خونه من قشقرق به پا میکنی؟
مگه خونه خودته؟
جای دیگه ای واسه رفتن نداشتم
چرا که نه؟ همه جا هتل هست
چطور میتونم با اون برم هتل؟ اون که تو نیست
چرا من باید با تو بیام هتل؟
چرا که نه؟
شاید فقط قضیه درز اخبار نباشه و این کار به عمد انجام شده
حتما زده به سرت
از شایعه قرار گذاشتنم با تو چی به من میرسه؟
واست شایعه قرار درست کردن؟
چیزی نیست، نگرانش نباشید
مادر جان میدونید دیگه؟ همش شایعه ن
اونا چندتا عکس مسخره گرفتن و از روش یه داستان مسخره نوشتن
ندیده هم میدونم قضیه از چه قراره
اون روز بود
روزی که تو عوض شدی
دست پختتون خیلی خوبه مادرجان
دنبالم بیا
هی، در اتاقو باز بذارید
نشنیدی چی گفت؟
گفت عوض شده
دعوای بین عشاق بود، همین و بس
چطور یه زوج میتونن با در باز دعوا کنن
مامان بابا، خیلی کندین
خیلی خب
برفرض چرت و پرتات راست باشه
،من فرض نمیکنم که راسته .واقعا راسته
برو به یکی بگو، هیچ کس حرفتو باور نمیکنه
باید برم امتحانی هم که شده به یکی بگم ببینم باور میکنه یا نه؟
چطور تو خیابون به اون شلوغی پیدام کردی؟
این الان مهمه؟ - معلومه که مهمه -
تو نمیتونی صورت آدما رو از هم تشخیص بدی آقای سو دو جه
بازم داری این بحثو باز میکنی؟
کدوم؟
من تو این عکس کدومم؟
اگه بهت بگم کدومم، می تونی حرفمو باور کنی؟
باید جواب بدم؟
تو هم جواب ندادی
الان تو جواب دادنو از سر خودت باز نکردی بلکه داری از جواب فرار میکنی
این
فکر کنم اون جواب به اندازه کافی خوب بود
من هم اون موقع هم امروز تو آسانسور بهت جواب دادم
این برات بس نیست؟
اولین باری که دیدیم هم نشناختیم
باید میشناختمت؟
چرا؟ چون یه سوپراستاری؟
در ضمن فکر کنم اونی که باید سوال بپرسه منم
...تو کافه، تو خیابون، و وقتی که تو خونت دیدمت
همش خودت بودی، هان سه گی؟
چرا انقدر مزخرف میگی؟
امروزِ هان سه گی به اینجا میرسه
مونده بودم معنی این چیه
اگه اون چیزی که من فکر میکنم باشه، دیگه معمایی نمیمونه
چرا...بهم کمک کردی؟
چون تو همکارمی
...من
فکر کردم شاید شرایط منو داشته باشی
،چندین بار یا حداقل یه بار فکر کردم به خاطر این کمکم کردی
...دقیق بگم
مهم نبود تو باشی یا کس دیگه
بعضی وقتا بدون اینکه بدونم اون تویی میومدم سراغت
،خبرگذاریا کم کم ساکت میشن خودم درستش میکنم
وقتی بهت زنگ زدم جواب بده
بله پدربزرگ
...میخواستم بهتون زنگ - بله پدربزرگ"؟" -
!همین الان بیا اینجا
آفرین
کارت حرف نداشت
،اگه میخوای کارتو از دست بدی چه کارا که ازت برنمیاد
واقعا مریضید؟
حتما رئیسمون کلی انرژی از دست داده
دست از شوخی بردار
به منشی کیم گفتم بعدا بیاد اینجا
چرا؟ بازم میخوای وصیت نامتو عوض کنی؟
اخیرا تنها دلخوشیم همینه
اسم تو و سا را رو مینویسم تو وصیت نامه
نمی تونم کمپانیمو بدم دست کسی که از پس مدل تجاری خودشم بر نمیاد
واقعا با اون مدله قرار میذاری؟
پشت هر چیزی یه داستانی هست، زود بهش رسیدگی میکنم
بچه بد
تو نمیتونی حتی با یه مدل قرار بذاری
بابا، قوی بمون
مامان اومد اینورا؟
مامانت میگه سرش شلوغه
اون دختر بدیه
!پشت سر دخترم حرف نزن عوضی
چون گفتی میخوای اسم منو از تو وصیت نامه در بیاری نمیاد
هرچی نباشه من پسرشم
ساکت! پاشو برو
اگه نمیخوای زمین بخوری برو و کار کن
بهتره کارت هیچ نقصی نداشته باشه
وگرنه پرتت میکنم بیرون
باشه، پس من دیگه میرم
اوه
تا وقتی اینجایین بهتره بگین سر تا پاتونو آزمایش کنن
خداحافظ
حتی نمیخوای به خواهر کوچولوت سلام کنی؟
ندیدمت
فهمیدم که دیدیم
دوست دختر جدید پیدا کردی
آره فهمیدم
همینجوریشم از اینور اونور داره برام می باره
احتیاجی نبود تو واسم دوست دختر جور کنی
نمیدونم داری درباره چی حرف میزنی
ازت نا امید شدم
،شاید دعوامون خسته کننده باشه ولی فکرشو نمیکردم انقد مسخره باشه
دربارت اشتباه میکردم
یه استراحتی بکن
کم کم دارم ازش خسته میشم
مهربونیت گل کرده؟ چرا؟
الان این فرصتی چیزیه؟
من فقط همین یه بار میبخشم
اونم فقط به خاطر اینکه کسی که مامانم دوسش داره، پدر توئه
خبرنگار پارک، چرا همچین حرفی میزنی؟
دوستیمون همین قدر میارزه؟
چند بار تا حالا با هم غذا خوردیم؟
اونا اصلا با هم قرار نمیذارن
درسته، اون بهم دروغ نمیگه
!بله
!حقیقت داره. ما قرار میذاریم - !هی هی -
!من با سو دو جه قرار میذارم
!هی، دختره دیوونه
تو واقعا باهاش قرار میذاری؟
هی، حتی اگه قرار میذارنم باید بگه نمیذارن
هرجور شده باید تکذیبش کنه
مگه دیوونه شدم؟ چرا باید با اون قرار بذارم؟
فقط اینو گفتم که اونو بندازم تو هچل
اضافه کردن سو دو جه به لیست شایعات من چیزی رو عوض نمیکنه
...ولی برای سو دو جه بعضی چیزا ممکنه عوض شن
چه هیجان انگیز
انگار یه چیزیش شده
کی اینجا افتاده تو هچل؟ !اونی که افتاده تو هچل تویی
!اوه چه مضحک
اوه، ای احمق
هرچی که گفتمو فراموش کن. فقط فراموشش کن
اگه منو ببرن پژوهشگاه شما میاین دیدنم نه؟
خدایی داری چی میگی؟
تهدیدت کردن؟
تهدید؟ کی؟
سو دو جه؟
درست بود، تهدیدت کرده
درست جلوی پدر و مادرم با یه قیافه خنثی گفت
"اون روز بود، روزی که تو عوض شدی"
اینو گفت
چون فکر کردم ممکنه حالم بد شه قرص گوارش خوردم
ای احمق! چرا انقدر دیر اینو بهم گفتی؟
اینکه فقط یه شایعه قرار گذاشتن نیست
اون میخواد با یه جرثقیل نابودت کنه
اون واقعا دیوونس. این چیزا رو باور کرده؟
واقعا اون داستان مسخره رو باور کرده؟
آخرین بار بازم مچمو گرفت
No comments yet. Be the first to leave one.