The first 191 lines.
...یک روح سالم
...در یک فکر سالم...
و یک بدن سالم ساکن است...
چند سال میشه که اینجا نیومدم؟
اوه، خدای من
بگذار مردم در آرامش زندگی کنند و بمیرند...
...کرونا
اشکالی نداره
...پس
...نمیدونم چطور میشه
...واقعا که
...در مورد شمشیر شیطانی
...هممم
الان برای اینکه بتونیم زیر نظر داشته باشیمش اجازه میدیم تو مدرسه شرکت کنه
ولی تصمیم نهایی با شماست جناب شینیگامی
...هممم
...خوب راستش...هممم
چیزی نگرانتون کرده؟
...همم
یه چیزی یه کم به نظر مرموز میاد
یه چیز مرموز؟
...اون شمشیر شیطانی
اون احتمالا تعداد زیادی روح آدم خورده، اینطور نیست؟
فکر میکردم که واقعا داره تبدیل به کیشین میشه ولی
به نظر میرسه این اتفاق نمیافته
منظورتون چیه؟
دلیلش رو نمیدونم، ولی
احتمالا به یه دلیلی، یه چیزی باعث پاک سازیش شده
تو چی فکر میکنی سید؟
من راستش زیاد نمیدونم
ولی اینکه شمشیر شیطانی میدونسته داره چکار میکنه یه حقیقته
اگر چه اون فقط یه بچه ست که یه جادوگر بهش دستور میداده
حتی با وجود اون سابقه، به نظر من بهتره یه تصمیم عادلانه در موردش گرفته بشه
چکار باید بکنیم؟
...همم
همم...؟
!چون نمیدونم، بیخیالش
!گردهمایی، دث سایث ها
!جلوگیری از عزل بابا؟
هی، چکار داری میکنی؟
اشکالی نداره
!نه، اینطوری بده
مگه جناب شینیگامی به ما نگفت که تا زخمامون خوب نشده استراحت کنیم؟
،میدونی که...اگه همیشه بخوای خونه بمونی
رو سرت قارچ سبز میشه...
نه، در نمیاد
باشه بابا، حالا بریم
کجا بریم؟
یه جایی که یکم حال و احوالمون عوض شه
ها؟
!یو
پس، سید
با اسپریت، تا حالا چند تا از دث سایث ها جمع شدن؟
بله
به نظر جاستین تازه رسیده
با اون، بعلاوه اون دوتاییکه قبلا رسیده بودن تا حالا شدن چهار نفر
...خوب، پس
اون چهار تای دیگه چی؟...
نماینده اروپا و آسیای غربی تو ماموریت بودن بنابراین نتونستن بیان
...اینطوری بده
پس نماینده آمریکای جنوبی چی؟
اون عین یه سگ پارس میکنه، بنابراین قبول نکرد
آفریقا چی؟
قراردادمون رو لغو کرده
خوب، حداقل چهارتاشون جمع شدن عالی نیست؟
...نمیخوام
!نمیخوام!نمیخوام
اتفاقی افتاده؟
...الان من نباید اینجا باشم
نمیتونم تو همچین جایی بمونم
دارید چی میگید؟
کیشین دوباره بیدار شده ها
مگه چیزی مهم تر از این هم وجود داره؟
آزوسا، تو الان جوونی پس احتمالا نمیدونی
من میخواستم ازدواج کنم و سریع استعفا بدم ولی هنوز مجردم
فکر نمیکنی این عجیبه؟
من فکر میکنم شما خیلی عالی اید
با اینکه من همیشه خودمو کاملا وقف اونا میکنم آخرش همیشه از هم جدا میشیم
وقتی مردا فشار زیادی رو برای قبول تعهد حس کنند معلومه که فرار میکنن
!تو قدرت عشق رو متوجه نمیشی
ماریا-سنپای، شما به نظر از قدرت مشتاتون خبر ندارید
...ب-ببخشید
به علاوه، این فکر که فقط ازدواج باعث خوشحالی زن میشه دیگه کهنه شده
چیه؟
...من
با توالت ازدواج میکنم...
اینطور نیست؟ !توالت هر چیزی که من دارم رو قبول میکنه
!این همراه ایده آل منه
ولی توالت هم که باشه فکر نمیکنید اینکه درش بازه، ناراحت کننده ست؟
تا این حد رو میتونم تحمل کنم
...این بده، اگه ماریا سنپای رو متوقف نکنم
حتی اونم یه وقتایی میشه که نمیتونه فشار رو تحمل کنه و نفسش میگیره
احتمالا اینو ازتون مخفی میکنه، ولی حتی ممکنه وقتی شما نیستین نشت بکنه
چ-چه گستاخ
غیر قابل بخششه
!حرومزاده خیانت کار
خوب، بریم جایی که جناب شینیگامی هست
همونطوری که از یه سلاح خرد کننده توقع داشتم
هنوز خیلی ازتون برمیاد
کاری داری؟
آره، باید بری پیش جناب شینیگامی
من نمیرم
چرا؟
راستی، اشتاین
فکر میکنی برای چی جناب شینیگامی بقیه دث سایث ها رو داره جمع میکنه؟
چون کیشین دوباره بیدار شده، ایشون احتمالا قصد دارن یه سری اقدام پیش گیرنده انجام بدن
نه، اینطور نیست، حتما قصد داره منو عوض کنه
!این یه خلع درجه ست، خلع درجه
اینطوریه؟
معلومه که اینطوریه
اگه از پیش جناب شینیگامی نمیرفتم میتونست از من استفاده کنه و کیشین رو متوقف کنه
خوب، پس قصد داری با برق انداختن جا شمعیا برای خودت امتیاز کسب کنی؟
مگه اشکالی داره؟
...واقعا که احمقی
خوب چاره دیگه ای ندارم
ماکا همین الانم فقط به زن قبلیم توجه میکنه
اگه فاصله ما از اینی که هست بیشتر بشه !احتمالا اصلا متوجه وجود بابا نمیشه
اون همین الانشم همین حسو داره
حتما احساس ناامیدی میکنی چون آستینای لباستو زدی بالا
!همینطوره
بازم یه 10 سانت دیگه میزنمشون بالا
اه
اون اشتاینه، اولین عشق شما
حرفای قدیمو نزنید
ها؟
!اوه، خیلی وقت میشه ندیدمتون
روز بخیر
!اوه...
!اون اومد
!شاه ریاست کردن
وقتی بچه بودیم، اون خیلی مزاحم بود، مگه نه؟
هر وقت من میخواستم بطور رندوم عابرا رو زخمی کنم همیشه شکایت میکرد
خوب، بایدم اینکارو میکرد
ایندفعه بیدار شدن کیشین، تقصیر شما نیست؟ سنپای
ن-ن-نه، ساکت باش !جلوی جناب شینیگامی این حرفا رو نزنیا
...چکار بکنم
من فقط میخوام عقیده شخصی خودم رو بگم
راستی، ماری
مگه نگفتی بعد از اینکه دث سایث شدی سریع میخوای استعفا بدی؟
....خواهش میکنم اینو نگو
!بسیار خوب
لطفا پچ پچ رو تموم کنید جناب شینیگامی منتظرن
!تو یه خط وایستید
!به سمت جلو
...هنوز همونطوریه
!اوه! خدای من
چرا هیچ چیز به من نمیگید؟
...خوب
آه... این چطور ممکنه؟
!من نمیتونم صدای شما رو بشنوم
...نه
...خوب راستش...
!گوشیتو بردار
خیلی وقت میشه ندیدمتون
من، جاستین، در خدمتم
!سلام! ممنون که اینهمه راهو اومدید اینجا
خوب، فکر کنم همتون میدونید برای چی شما رو اینجا تو شیبوسن جمع کردم
!منو منتقل نکن
!منو منتقل نکن!منو منتقل نکن
کیشین آشورا بیدار شده
باید در این مورد صحبت کنیم
اگرچه آشورا کاملا دیوانه ست، ولی خیلی ترسوه بنابراین فکر کنم تا یه مدت کاری نمیکنه
پس الان، واجب ترین کار دنبال آشورا رفتن نیست
بلکه اینه که برای طول موج جنونی که آشورا پخش میکنه یه فکری بکنیم
اشتاین، لطفا شرایط رو توضیح بدید
بله
...طول موج جنون میشه بهش به عنوان طول موج آشورا فکر کرد؟
بله، همینطوره، ولی این یه طول موج در حد خداییه
این طول موج جنون چه تاثیری داره؟
هر انسانی یه مقدار جنون در خودش داره
...مخصوصا من
طول موج جنون آشورا اون جنونی که در روح انسان ها وجود داره رو تحریک میکنه
جنون مسریه
این یه حقیقته
اون لحظه ای که آشورا بیدار شد، من واقعا اینو احساس کردم
گسترش جنون
و دارید میگید که هر کسی ممکنه درگیر بشه؟
نه
من فکر میکنم که افرادی مثل جاستین امکان درگیر شدنشون کمتره
بعلاوه، فکر نمیکنم که جنون بین مردم عادی شیوع پیدا کنه
پس، جنون چه مشکلی ایجاد میکنه؟
افراد شرور، قوی تر میشن
همینطوره
!زدن این حرف وقتی دارید به صورت کسی نگاه میکنید بی ادبیه
...باعث میشه بخوام ببرّمت
خوب؟
طول موج جنون بعلاوه باعث میشه که جادوگرایی که خوابیدن بیدار بشن
و فقط آدما نیستن
بلایای طبیعی، هوای بد و اینطور چیزا هم ممکنه اتفاق بیفته
پس دشمنانی که فعلا ساکتن شروع به حرکت میکنن؟
بخواطر اشتباه این دو نفره که شرایط اینطوری شده
No comments yet. Be the first to leave one.