The first 47 lines.
خب میخوای بدونی چطوری دوست دختر پیدا کردم؟
نه، گفتم که برام مهم نیست
برای من
همیشه این و بهت گفتهام
من میتونم هر زمان که بخواهم دوست دختر پیدا کنم
برادر کوچکتر اهمیتی نمیدهد
راستی الان نونا کجاست؟
نمیدونم
رفت بیرون چون کار مهمی داشت
اونی
تو واقعا نمیدونی
یا جوری رفتار میکنی که نمیدونی؟
چی؟
منظورت چیه؟
تو خیلی خجالت آوری
معذرت میخوام
آه
پس، حالا دیگه داری قبولش میکنی؟
از قبل میدونستم
که تو
دوستش داری
آره
چون الان اومدی بیرون
همه چی رو بهت میگم
اونی، من از اینکه تو اونجا زندگی میکنی خوشم نمییاد
میدونم که شما با هم قرار میگذارید
و میفهمم که دوست خوبی برای سانگ هستی
من... من خیلی دوستش دارم
متاسفم
چی؟
من
بورا
من
داری از این خونه میری؟
کجا؟ داری میری؟
خیلی خوششانسی کاش میتونستم خونه خودم و داشته باشم
دلیلش چیه، عزیزم؟
باید بهم دلیلش و بگی
خب... الان واقعا نمیتونم دلیلش و بگم
آره، باید بهمون دلیلش و بگی
تو نور و روشنایی خونهمون هستی
الان چرا زدیم؟
همین جوری
برادر کوچکتر، برادرش را دوست ندارد
عزیزم... یه چیزی بگو
آره نونا، لطفا یه چیزی بگو
و گر نه دوباره من و میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.