The first 200 lines.
نگاشون کن
این محل خیلی دلگیره - آره -
چطوره یه فیلم ببینیم؟ یه فیلم اسکاری تو خیابون 14ام رو پرده است
اسمش چیه؟ - "واگن مخفی"تازه اومده -
پول داری؟ - نه تو چی -
نه
وای راکی سالیوان اونجاست، بهش محل نذارین
هی راکی، لاری مارتین داره میاد
که چی؟
ای وای کتابام دارن میفتن
میگم که، دختر وسطیه بد مالی نیست
اونی که پاهاش مثل چوب شوره - تورو میگه لاری -
چرا اینو گفت... - اینقدر رو مخ نباش، سالیوان -
یالا، پتیاره ها بزنین به چاک - میخوای خودنمایی کنی؟ -
تفاله ها گم شین قبل از اینکه دستم بهتون بخوره - تو نمیتونی دماغتو پاک کنی -
اینطوریه؟ ادبتون میکنم - باید در بری تو که راکی رو میشناسی -
نترس، میتونم از پسش بربیام
بذار بیام پایین تا ادبتون کنم
...میخوابونم درِ گوشت - وای النگو هام -
خفه شو
زودباش، بزن بریم یه کم ذرت بدزدیم
نمیتونی قصر در بری راکی، یه روز تلافی میکنم، منتظر باش
میگم که، چطوره زمستون یه سر بریم فلوریدا
شنیدم تو ژانویه هم میشه اونجا شنا کرد
حتما، میتونیم یه سر هم به کالیفرنیا بزنیم
اینو داشته باش"شرکت زغال سنگ روبلین، پیتزبورگ، پنسیلوانیا
حیف شد الان زمستون نیست، میتونستیم یکم ازش کش بریم
شرکت خودکار سازی، به نظرت چی اون توئه؟
بیا یه نگاهی بندازیم
پر از جعبه است، روان نویس هستن یه عالمه خودکار توشه
میتونیم راحت قفلشو بشکنیم - نباید اینکارو بکنیم ما که خودکار نمیخوایم -
این که زغال سنگ نیست که واسه گرم شدنمون میدزدیدیم - میتونیم بفروشیمشون -
گوش کن، اگه دزدی نکنیم چیزی نداریم
اطرافو نگاه کن ببین چیزی پیدا میکنی که قفلو باهاش بشکنیم
ببینم هرکی که هستی زود بیا بیرون
گفتم بیا بیرون
موضوع چیه - چند تا بچه ان صداشونو شنیدم -
از اون تو بیایین بیرون
زودباشین دله دزدا نمیتونین در برین
خودتون میاین یا من بیام - بیا فرار کنیم جری، حالا -
بدو راکی، بپر
سلام سفید برفی
سلام جری - سلام -
خبر جدید چی داری؟ بشین ببینم
چطوری باهات رفتار میکنن؟ - مثل یه شاهزاده -
سه وعده غذا میخورم، غذاهاش هم خوبه حال میکنم
زخم روی چشمت عمیقه؟ - چیزی نیست چندتا بخیه ورداشت -
فکر کردم کور میشی، فردا میای دادگاه؟
راکی، خیلی دلم شور میزنه
نمیذارم تو تقصیر هارو گردن بگیری - آروم حرف بزن میخوای مامورا بشنون؟ -
بگو ببینم، تو قسر در رفتی اینطور نیست؟ خیلی خب من میخوام اینبارو یه بازنده باشم
ولی راکی اگه بدونن منم باهات بودم بهت سخت نگیرن
به همین خیال باش، چون سریعتر از من میدوی نباید خودتو سرزنش کنی
ولی این منصفانه نیست راکی - گیرم که منو زندانی کنن، چی میشه؟ -
چیزی برای ازدست دادن دارم؟ پدرم بدون من هم به حد کافی مشکل داره، بیخیال شو
منو گرفتن، تو در رفتی
ولی راکی، اگه منو میگرفتن توساکت نمیموندی
مجبورشون میکردی تورو هم بگیرن، فکر کردی من چطور آدمی ام؟
خودمو گم و گور میکردم - اینکارو میکردی؟ -
حتما، همیشه یادت باشه یه بازنده نباش
هر کاری بتونم میکنم، دارم با افراد کاربلد حرف میزنم
میتونم تا سه سال دیگه بیارمت بیرون - جوری حرف میزنی انگار سه سال زمان کمیه -
من که اینجا خوش نمیگذرونم، خودت بیرونی داری حال میکنی
سخته میدونم، ولی من که دست رو دست نمیذارم دارم با افراد قدرتمند ارتباط برقرار میکنم
نه فقط برای خودم، برای هردومون - چرا من باید جورشو بکشم؟ -
راه دیگه ای نداریم، عاقل باش
اگه منو بگیرن، صندوقمو میگردن و 100 هزار دلارو پیدا میکنن
نمیخوای که اینطوری بشه، میخوای؟
باشه فریزی، من تقصیرارو گردن میگیرم
ولی اون 100 هزارتا مال منه وقتی بیام بیرون میگیرمش
میدونم تو وکیل زرنگی هستی، خیلی زرنگ
ولی واسه من زرنگ بازی درنیار
خوب بود بچه ها، میتونین برین
صبر کن تا حسابتو برسم، سگ صورت کلکتو میکنم
آره؟ مامانتم همینو میگفت
بیا تو
فرزندم، چی تو فکرته؟
چیزی نیست پدر، فقط 15 ساله که اذیتم میکنه
با اون روان نویس هایی که دزدیدی چیکار کردی؟
تویی راکی؟ روباه پیر - جری از دیدنت خوشحالم -
چه خبر؟ چه خبر؟ - خیلی خوشحالم میبینمت -
منم همینطور
15 سال
هیچی فرق نکرده
کلیسای پدر بویلِ پیر - هنوز یادته؟ -
درست جای تو می ایستاد و هرچی از دهنش میومد بهم میگفت
خدایا، 15 سال شد. نمیتونم باور کنم این همه مدت ندیدمت
ولی من تورو دیدم - دیدی؟ کجا؟ -
وقتی جلوی تیم دانشگاه نیویورک 80 متر دویدی، من اونجا بودم
چرا نیومدی منو ببینی؟ - نمیتونستم، چند نفر منتظرم بودن -
یه پروژه دارم - چی داری؟ چی؟ -
چرا بهم نامه ننوشتی؟ - خودت که میدونی جری -
من دائما آدرسم عوض میشد، نمیتونستی پیدام کنی
میدونی که نامه های زندانیارو همه میخونن
وقتی اون تو بودم هیچ اتفاقی نیفتاد، وقتی بیرون اومدم
روزنامه ها همه چیو نوشته بودن
آره، منم خوندم
تو یه کشیش خوش تیپ هستی - ممنون -
مادرت همیشه میخواست اینکاره بشی، ولی چطور شد؟
سوار اتوبوس بودم
از کنار کلیسا رد میشدم - اونجا بود که تصمیم گرفتی؟ -
جالبه، منم یه وقتی سوار اتوبوس بودم و یه ایده به ذهنم رسید که باعث شد 6 سال اون تو بمونم
وقتی تو داستی با بچه ها آواز میخوندی، من اینجا بودم
وداشتم به خاطرات 20 سال پیش فکر میکردم
همراه با پدر بویل - آره -
وقتی داستان"ماشین مریم مقدس"رو تو انجیل گذاشتیم
مگه میشه فراموش کنم؟ - آخرش چی شد؟ -
#ای نور روشنایی بخش#
#مرا هدایت کن، چرا که شب تاریک است و من از خانه دورم#
کارای دیوانه واری میکردیم - آره میکردیم -
بیا تو
پدر شما باید تو سالن باشین، بچه ها منتظرن
تو جای منو بگیرو بگو الان میام، بگو بازیو شروع کنن
باشه پدر - خیلی خب -
قضیه این سالن چیه؟ واسه بچه ها نقشه داری؟
فکر بد نکن، راکی دارم یه کار خوب میکنم
یه محل بازپروری برای بچه ها - مثل مهد کودک؟ -
نه افراد بزرگسال هم میتونن بیان
نمیدونی چقدر جلوی بچه ها رو گرفت، از اینکه تبدیل بشن به
اراذلی مثل من؟
خیلی برات دعا کردم، میدونی؟ - خودمم تو فکر توبه بودم -
یه مدت اینجا میمونی؟ - بستگی داره، یکم کار دارم که باید انجام بدم -
باید یه جا واسه موندن پیدا کنم - همینجا تو کلیسا بمون -
فکر بدی نیست، هیچ جا خونه آدم نمیشه - آره خیلی هم خوبه که برگشتی خونه
فقط برگشتم که خودتو ببینم
اینجا فروشگاه ماجیونی هست، برو یه خونه مبله بگیر، اونو که یادت میاد؟
چقدر لوله بخاری اینجا هست
کلیسا هم همین پشته، هر چند وقت یبار بهت سر میزنم
یکشنبه تو مراسم میبینمت؟ - مطمئن باش، واسه مراسم کمکت میکنم -
قول دادی - منصفانه است -
خانم ماجیونی هستن؟ - چی میخوای؟ -
اتاق میخوام
مامانم اینجا نیست ولی خانم اتاق شماره 2 بهت کمک میکنه
بله؟
بله؟
من اتاق میخوام، پسر خانم ماجیونی گفت بیام اینجا
باشه، کلیدارو میارم
طبقه سوم
چهرت خیلی آشناست
حتما شبیه کاریکاتور هاست - نه اصلا -
ببین خواهر، من فقط دنبال اتاقم
اینم اتاقت
خانم ماجیونی خوب تمیزش میکنه
اینجا خوبه، من بدتر از اینو دیدم - آره فکر کنم دیدی -
اتاقو میگیرم، نرخش چقدره؟ - هفته ای 5 دلار -
میگیرمش - پیش پرداخت -
باشه
بهم یه رسید بده
میتونی بهم اعتماد کنی
چطور شد به این خونه اومدی؟
داری آمار میگیری؟
یکی از دوستام منو فرستاد، کشیش جری کانلی، کشیشِ کلیسا
میشناسیش؟ - پدر جری رو؟ -
آره، اسمش برای خونه خریدن کافیه؟
حالا فهمیدم توراکی سالیوان هستی
آره - منو یادته؟ -
نه - لاری مارتین؟ -
لاری مارتین؟ همون دختر کوچولوی فضول؟
هی سلام. خبر مبر چی داری؟
سلام
یه دقیقه صبر کن - من 15 سال برای این کار صبر کردم -
میخوام جیم فریزر و ببینم
میخوام فریزر رو ببینم - سرش شلوغه -
صبر میکنم - شما کی هستی؟ -
راکی سالیوان - زودباش بیا -
شماره 1. میز رو خالی کن
همینجا بمون
یکی میخواد تو رو ببینه - جدی کیه؟ -
راکی سالیون
راکی سالیوان؟ - آره -
میدونه من اینجام؟ - حتمانباید بهش میگفتم؟ -
مشکلی نیست، بفرستش تو
خب خب خب، راکی سالیوان، چه سورپرایزی
چطور مطوری؟ - من فکرمیکردم ماه بعد آزاد میشی -
وگرنه برات مهمونی ترتیب میدادم
فکر کردم از سر شوخی نمیخواستی منو ببینی، ولی این سه سال سرت شرغ بوده
عجب جای خفنی داری، انگار وضعت توپه
آره خب، تو که مک کیفرو میشناسی - مک کیفر؟ آره دربارش شنیدم -
کل شهر مال اونه میتونه همشو یجا بفروشه یا بخره - اون نمیخره فقط میفروشه -
خیلی نرمه نه؟ - نرم تر از زندانه -
جایی که 3 سال توش خوابیدم
حالا دیگه آزادی، راکی - آره -
مایه کجاست؟ - چی؟ 100 هزارتا؟ -
همینجا بود، ولی همونطور که گفتم انتظار نداشتم بیای
میدونم قبلا گفتی - اصلا نگران نباش -
نگران نیستم - تا آخر هفته بهت میدم -
تا اونموقع فکر کنم یکم پول نیاز داشته باشی، بیا این 500 تاست
باشه بده من، تا چند روز منو میرسونه
تا اونموقع میتونی پولو جور کنی و بهم بگی سهم من چیه
سهم تو؟ منظورت چیه؟
میخوای کدوم کارو به من بدی و کدوم قسمت شهر مال منه
سهم تو؟ - آره مگه قرارمون این نبود؟ -
من تقصیرارو گردن گرفتم 3سال اون تو بودم، تو هم پولو برداشتی چند تا رابط جور کردی
واسه خودت و من، اینطور نیست؟
آهان فهمیدم
تو اشتباه فهمیدی، همونطور که میبینی من واسه کیفر کار میکنم رئیس اونه
من مشکلی ندارم، اگه تو یه قسمت از شهرو میخوای، چرا که نه
میتونی با رئیس در میون بذاری
ببین فریزر من باکسی غیر از تو حرف نمیزنم
شما بین خودتون حلش کنین، من کارمو مثل قبل ادامه میدم
No comments yet. Be the first to leave one.