The first 200 lines.
بزل، پنجره رو ببند
جنگه دیگه
کلیسا رو زدن
فکر نکنم چیزی ازش باقی مونده باشه
یه کسی رو میشناختم اون طرفا زندگی میکرد
-خیلی وقت پیش بود -زن بود؟
دو تا زن، راستش
خب، خیلی تعجب نداره
دنیا تموم شده، میدونی؟
همه چیزایی که برامون عزیزه
دموکراسی هم سقوط میکنه
ساندویچ ژامبون و پنیر و لاته کدو
نه؟
خب، باشه
قفل شده
این در همیشه قفل بوده
این در چیه؟
ساندویچ ژامبون و پنیر و لاته کدو؟
تو کی هستی؟
ببخشید، اشتباه اومدم
ساندویچ ژامبون و پنیر و لاته کدو؟
بیخیال
ببخشید، یه اتاق دارین؟ فقط برای یه هفته
-تکنفره؟ -اوه. معلومه؟
منظورم اتاق بود
اوه
...اوه. خب اینجا خیلی
...خب، خیلی
حموم این طرفه
اینجاست. اینم حموم خصوصی
اینجا چیه؟
اوه، همون دره، آره؟
همیشه تو هتل یه در اینجوری هست، یه در قفل عجیب
به هر حال، میرم براتون حوله بیارم
اوه.
سلام. کریسمس مبارک
من جوی هستم. خوش اومدی به اتاق من
و فکر میکردم تنها میمونم
چـ... چی؟
دانهی ستاره رشد میکنه و جسم برمیخیزه
چی؟
چه خبره؟
ساندویچ ژامبون و پنیر و لاته کدو؟
این بار رائین بهتون تقدیم میکنه
Telegram ID: @DRWHO_FARSI
دکــتــــر هـــو
"جوی برای دنیا" اثری از استیون مافت
مترجم: رائین لایق پور
مرسی، آقا
همم
سلام. طبقه سوم چیزی موجود هست؟
اولین بارتونه؟
-بله، هست -یه لحظه صبر کنین
اوه، ببخشید، ببخشید
خوراکیها فقط برای مهمانای هتل هست. شما مهمون هستید؟
نه، من که نه. خودم اتاقم رو میارم
فقط شیر لازم دارم
یه الگوریتم دارم که میره دنبال شیر تازه
البته میتونستم یه یخچال بخرم
ببخشید
-اون... اونجا دستشوییه؟ یا -چی؟
-روزنامه هم داری -و یه قهوه
کی قهوه میبره دستشویی؟
خب، هر کی سلیقهای داره. یکی دیگه اون توئه؟
...نـ
آره، عادت کردم
به اینکه همیشه میرن عادت نمیکنم. اینم برای تو
ماگ رو نگه دار. از تو بزرگتره
باشه
پس کتم رو پوشیدم. چرا این کارو کردم؟
اوه، حالا دارم سونیک رو برمیدارم
چی دیدم؟
اوه، آره
البته. تو
آقای مرموز
نه، نه
این جعبه همین چند لحظه پیش اینجا نبود. چطوری اومد؟
مامور ویژه کلینت راک
دفتر مرکزی منو فرستاده
این ماجرا به بالاترین سطح میرسه ببین، حتی دستشویی خودمو دارم
-باشه -اسمت چیه؟
اه، ترو، قربان
تو الان برای من کار میکنی، ترو. بیا با من راه بیا
خیلی عادی رفتار کن
انگار هیچ چیز خطرناکی ندیدی
-هیچ چیز خطرناکی ندیدم -پس چرا بهتر راه نمیری؟
دارم وانمود میکنم که چیزی ندیدم که واقعاً ندیدم
-باشه -برای اون هنوز راه رفتن مناسب رو پیدا نکردم
اون مرد
آقای کتوشلواری، چی فکر میکنی؟
-که کاری نمیکنه -و هیچی رو ادامه میده
دوباره و دوباره و دوباره
یه بارم نگاه نکرد بالا و گفت این اولین بارشه
-خب؟ -آتریوم
ببین، طبقه بالا رو نگاه کن، آتریومو ببین
هر کسی برای اولین بارش نگاه میکنه بالا
اما ما… ما که نگاه نمیکنیم
چون ما تو یه ماموریت سری و خطرناک هستیم
پس اون چه ماموریتی داره
با یه کیف دستی که به مچش زنجیر شده؟
متاسفم، قربان
نمیتونیم اتاق رو تا وقتی که مهمونای فعلی تخلیه نکردن در اختیارتون بذاریم
بار بازه، اگر مایل باشید میتونید تا آماده شدن یه نوشیدنی بخورید
ممنون
باشه. دنبالش میریم؟
نه. از دنبال کردن بدم میاد. باید ته صف وایسی
هتل زمان
اون دیگه چیه؟
هتل زمان. یعنی چی؟
وای، خدایا
تمام تاریخ بشریت حالا به شکل سفر کوتاه در دسترسه
اینطوری کار میکنه؟
فکر کردم تو از دفتر مرکزی اومدی. نمیدونی چطوری کار میکنه؟
من دوست دارم با ذهن کاملاً خالی وارد تحقیقات بشم
-بهتر جا میافتم -منم ذهنمو خالی کنم، قربان؟
شاید لازم نباشه تو این مورد، ترو
باشه
یه هتل، ولی به جای اتاق پورتالهای زمان داره، درسته؟
-آره -!اوه
اوه
اون در سنگی اون بالا
اون واقعاً یه تیکه سنگ زنده از عصر حجره
تر و تازه از یه زیردریایی
بینالنهرین
-اوه، بیخیال. باید برج کج پیتزا باشه -آره، برج کج پیتزائه
"رم باستان"
"سقوط تروی"، "ترور مورد علاقهتون"
بستههای مخصوص برای بهترین لحظات تاریخ
هیچ تعجبی نداره که جایی تو مهمانخونه نیست
-ببخشید -سلام
منوی سرویس اتاق تو لابی دارین؟
-البته، آقا. یه لحظه صبر کنین -میدونی چیه؟
این بزرگترین معمای جهان رو حل میکنه
چرا همیشه یه در اضافه تو اتاق هتل هست
و چرا همیشه قفله؟
چون این راه به هتل زمانه
-...راستی، حرف از نبود جا تو مهمانخونه -اه
این کریسمسه؟
اه، بله. داریم ویژه برنامه اجرا میکنیم
"کریسمس، همهجا، همزمان"
بفرمایید. فقط روی الماس آبی پرداخت کنین
باشه، ممنون
خب، چی میخوای ترو؟
یه ساندویچ ژامبون و پنیر و یه لاته کدو، هان؟
ساندویچ ژامبون و پنیر و لاته کدو، قربان
لذت ببرین
آشپزخونهها 30 دقیقه تو آینده هستن
غذاتونو قبل از اینکه سفارش بدین آماده میکنن. زمانو ذخیره میکنه
-آره، ولی هنوز تو ماکروویو درست میشه -خب، نباید معجزه توقع داشت
باشه. من میرم مخفیانه وارد عمل بشم
تو نقطهام تو اینجا میشی
رادیو یا چیزی داری؟
آره، تو ذهنم کاشته شده، قربان
چسب روانی. خیلی کارآمده
هنوز اگه فراموش کنم سیفون بکشم مامانو خبر میکنه
اسم رمز من "دکتر" هست
فقط بگو "دکتر" تا وصل بشی بهم
وقتی که آقای کیف از بار رفت بهم بگو
-باشه -من میرم پورتالهای زمانو چک کنم
-چرا؟ -چون، ترو
اونجا جاییه که آقای کیف میخواد بره
درس شماره یک، تنها راه درست دنبال کردن کسی اینه که از اون زودتر بری اونجا
همم؟
نگاه کن منو. الان مخفی شدم
حالا، من سرویس اتاق هستم
خب، آره. ناامیدت نمیکنم، قربان
مطمئنم که نمیکنی
نه، جدی. من اینو من اینو دارمش
این کمترین مقدار ناامیدیای قراره باشه که من برای کسی ایجاد کردم
دانهی ستاره رشد میکنه و جسم برمیخیزه
ببخشید؟
میتونید کیفمو پشت بار بذارید؟
دسترسی در حال ارتقاء
حالا باید چی کار کنم؟
راحت بشین و جلب توجه نکن
خیلی زود باید بمیری
دانهی ستاره رشد میکنه و جسم برمیخیزه
ترو، میتونی بیای کمک کنی؟
یه نفر این کیفو جا گذاشته
چی؟
-متاسفم -دسترسی در حال ارتقاء
این خوب نیست، مگه نه؟
اوه، نه
ولی من تو یه مأموریت بودم
این اتاق موجود نیست
این اتاق موجود نیست
تا وقتی که مهمونای محلی زمان مربوطه حضور دارن
اتاق در دسترس هتل زمان نیست
ساندویچ ژابمون و پنیر و لاته کدو
ساندویچ ژابمون و پنیر و لاته کدو؟
ساندویچ ژابمون و پنیر و لاته کدو؟
دانهی ستاره رشد میکنه و جسم برمیخیزه
ببخشید، آقا
میتونم فقط چک کنم؟ شما دسترسی ویژه به تمام پورتالهای زمان دارین، درسته؟
بله، ترو. من مدیرم
دسترسی در حال ارتقاء
ترو؟
ترو؟
اوه، خدایا
خیلی ناامیدش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.