The first 200 lines.
الان چی گفتید...
حقیقت داره؟
پدرِ من، واقعا...
کَسی که واقعا جو وون رو نجات داد...
پدرِ من بود؟
تو خودت اینو با دَهنِ خودت گفتی که
اون کسی بوده که زندگی خیلی ها رو نجات داده
جو وون در حقیقت یکی از اون زندگی ها بوده
فکرشم نکن که چیزای بی مورد رو به این موضوع ربط بدی
من با پول برات جبران می کنم
من با مقدار خیلی زیادی پول، برات جبران می کنم
من همش رو برات جبران می کنم مهم نیست چقدر باشه
پس خواهش میکنم دیگه بیشتر از این به جو وونِ من فکر نکن
لطفا جو وونِ منو وِل کن
بهت التماس می کنم
هر چقدر بخوای بهت میدم
هر چی باشه...
بیشتر ازش رو میدم، بزرگتر ازش رو میدم اما...
فقط جو وونِ من نه
اون مناسبِ تو نیست
لطفا...خواهش میکنم، بهت التماس می کنم
جواب بده
گفتم بهت التماس می کنم
گفتم که برات جبران می کنم
گفتم که زندگیِ پدرت رو برات جبران میکنم
من این همه راهو اومدم اینجا و همه اینکار رو کردم
اگه من جایِ تو بودم، اینو بدون اینکه بَدم بیاد قبول می کردم
چطور می تونی اینطوری تا آخرش به گریه کردن ادامه بدی؟
باید همه چی رو ازت بگیرم و و زندگیت رو نابود کنم
که به خودت بیای؟
کاری نکن که قًربانی شدنِ پدرت به هدر بره
و یه جوری همه چی رو با جو وون تموم کن که اون صدمه نبینه
وقتی تموم کردی بیا پیشِ من و پولت رو بگیر
بابا
بابا
بابا
بابا
بابا
بابا
جو مان، لقبِ تو جو مانِ گردن کلفتِ، نه؟
واسه همین کارگردان از من خوشش میاد
اوه! جو وون! این وقتِ شب اینجا چیکار میکنی؟
از اونجایی که دیر وقتِ می خواستم را ایمَم رو ببینم
اما چرا اون اینجا نیست؟ فیلمبرداری هنوز تموم نشده؟
مگه را ایم امروز فیلمبرداری داشت؟
فکر نکنم نداشته باشه
راجب چی حرف میزنی؟
اون گفت باید برای فیلمبرداری صحنه های اضافی بره
اون گفت صحنه های اضافی داره؟
اگه اینطور بود امکان نداشت که ما در موردش خبر نداشته باشیم
ای خدا...گریه نکن. باشه؟
گیل را ایم
فکر کنم رئیس اینجاست
بذارم برم صورتمو بشورم
بهش هیچی نگو هیچی نگو
ای وای! چه افتضاحی
اومدید؟
گیل را ایم اینجاست؟
اون رفته دستشویی لطفا بفرمایید تو
اینجا چیکار می کنی بدون اینکه حتی بهم زنگ بزنی؟
فیلمبرداری چطور پیش رفت؟ کارتُ خوب انجام دادی؟
باید خوب انجام بدم که پول گیرم بیاد
چی شده این وقتِ ساعت اومدی اینجا؟
نباید اول بپرسی یه کم چایی می خوری؟
آه، حواسم کجاست؟ یه کم چای سبزِ گرم می خورید؟
قهوه دارید؟
بله
پس قهوه نه. میوه دارید؟
ما هیچ میوه ای نداریم
پس این همون چیزیِ که من می خوام
چیکار می کنی؟ برو یه کم بخر
چرا چیزی که نداریمُ می خوای؟
میرم یه کم بخرم
به حرف زدنتون ادامه بدید تو اینجا بمون
میخوام یه چیزی در موردِ منشی کیم ازت بپرسم
در موردِ منشی کیم؟
چه میوه ای می خوای؟
چیزی که مالِ همین فصل باشه
این در مورد منشی کیم نیست بلکه در مورد را ایِم
بله؟
گیل را ایم با من سرِ قرار بود،
اما یهویی برگشت گفت باید بره سَرِ فیلمبرداری
اما امروز اصلا فیلمبرداری نداشت
همین الان از مدرسه رزمی اومدم
یعنی گیل را ایم کجا می تونست رفته باشه، اونم برای فیلمبرداری که اصلا وجود نداشته؟
نمی دونم... موقعی که اومدم اون خونه بود
من که فکر نمی کنم اینطور باشه
شاید دلیل رفتارش این باشه که امروز سالگرد فوت پدرشه
اون معمولا تو این روز دچار افسردگی می شه
گیل را ایم گفته بهت که این حرفُ به من بزنی؟
نزدیک ترین میوه فروشی کجاست؟
چرا گریه می کنی؟ کی بهت حق داد بعد از دروغ گفتن گریه کنی؟
بعد از فیلمبردایِ فیلمی که اصلا وجود نداشته،
و تَرک کردن من، چرا گریه می کنی، چرا؟
مگه مامانم دوباره اومده بود پیشِت؟
بخاطرِ اونه که اینطوری شدی؟
نمی خوای بهم بگی؟
مامانم اومده بود، مگه نه؟ درسته؟
اینطور نیست همچین چیزی نیست...
فقط بخاطر اینه که قیمت ها بالا رفته، و هیچی واسه خریدن نیست
پس چرا ازم میخوای میوه های گرونُ بِخَرم؟
میدونی که هیچ پولی ندارم
چرا ازم می خوای میوه های گرونُ بخرم، چرا؟
نمی خوای تمومش کنی؟
میدونی آدمایِ زشت وقتی گریه میکنن چقدر زشت تر میشن؟
صورتت کُلا یخ زده، تو احمقی
این گرونه. می دونی، نه؟
همیشه یادت باشه چه شال گرونی داری
دفعه بعد خودم میوه میخَرم پس تو برو خونه
به هیچی فکر نکن و فقط راحت بخواب
کجا میری؟ کجا می خوای بری؟
تو اصلا نباید به من چیزی بگی،
پس می خوام برم یه کَسی رو ببینم
اینکارو نکن
بهت گفتم همچین چیزی نیست
اینطور نیست
لطفا اینکارو نکن
تو رفته بودی به چونگ شین دونگ، نه؟
جواب بده
من کَسی که واسه مامانم کار می کنه رو نمی زنم
مامانم رفته بود به چونگ شین دونگ، درسته؟
معذرت می خوام، اما من هیچی نمی دونم
بهت گفتم که نمی زَنمت
اونُ به عنوان یه اخطار در نظر نگرفتی؟
معذرت می خوام، اما من هیچی نمی دونم
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد لطفا پس از شنیدن صدای بوق...
مامانم الان کجاست؟
ایشون گفتن که خیلی فکرشون درگیره و میخوان واسه یه مدتی به هنگ کنگ سفر کنند
اما منشی کانگ، می بینم که تو باهاش نرفتی
بله؟
خب، من...
بیخیال
به نظر میاد نمی خواد منو ببینه
پس بهش بگو اینطوری واسه من راحت تره
از این به بعد هر کاری که دلم خواست رو می کنم
حتما بهش بگو
و اگه الان داره اینو میشنوه چه بهتر
نگاش کن چقدر باهوشه
اون اینطوری شبیه من میشه
یه نفر رو بذار 24 ساعته حواسش به اون دختر باشه
اون گفت هر کاری دلش بخواد می کنه،
پس فکر کنم باید مواظبش باشم
بله، خانم
هان ته سان امروز داره از کُره میره
داره میره؟
پس واقعا داره میره
دخترایی که تا به حال باهاشون قرار گذاشتم و تفریح کردم هیچکدومشون به سختیِ کاری که اون کَرد نبوده
چی؟
ها؟
نه، منظورم اینه...
اما چرا راجبِ هان ته سان به من میگی؟
تو خیلی برای اون تلاش کردی
تو حتی دنبالِ اون تا جزیره ججو رفتی
می خواستم بدونم اون واقعا اینقدر فوق العاده بود
اگه بگم که اون فوق العاده ست، دوباره بهم چشم غُره میری؟
هان ته سان فوق العاده ست
بَس کن
هی، کجا داری میری؟
در حال حاضر، کَسی که برام فوق العاده ست... فقط هان ته سانِ
هی
فکر کردم داری میری راجب خودمون حرف بزنی پس خودمو به سرعت رسوندم اینجا
ممنون از اینکه بهم گفتی هان ته سان داره میره
اما، می خوام راجبِ خودمون هم بشنوم
تو واقعا... نمی تونی منو ببخشی؟
اگه یه فرصت دیگه بهم بدی، مطمئنم که می تونم برات خوب باشم
میدونم اشتباهاتی که در حَقت کردم گناهِ بزرگیِ
ولی نمی تونستی منو برای همیشه تحمل کنی؟
پس سعی کن بِهِم وفادار باشی
ها؟
گفتم سعی کن بهم وفادار باشی
سعی کن از این به بعد هر وقت منو می بینی بهم وفادار باشی
بعد در موردش فکر می کنم
واقعا؟ راست میگی، نه؟
من واقعا اینکارو می کنم
واقعا با تمام جذابیتی که دارم بهت وفادار می مونم، ها
اینطوری، اینطوری، اینطوری
داری کجای میری؟
بهت گفتم که در موردش فکر کن، مگه بهت گفتم به فکر رفتن باشی؟
و کی با کشتی میره چین؟
پس باید تاکسی بگیرم؟
نمی تونی یه کم عاقلانه تر زندگی کنی؟
من این همه راهو بخاطرِ تو رفتم فرودگاه اینچون
اگه بخوام عاقلانه زندگی کنم، فکر کنم باید مثلِ تو آهنگ درست کنم
فقط ام پی تر پلیرمُ بده بهم
فکر می کنی اومدم اونو بهت بدم؟
مطمئنم که بهت گفتم خودت بیا و بگیرش
این پُر از آهنگاییِ که تو ساختی
اگه آهنگاتو بدُزدم، می خوای چیکار کنی؟
تو اینکارو نمی کنی
از کجا می دونی؟
جُراتِ شو نداری
همچین میزنم که...
لازم نیست خیلی حرف بزنیم بیا بریم دوباره قرارداد ببندیم
بهت گفته بودم که نمی خوام
اینقدر لجبازی نکن، باشه؟
چیه، خجالت میکشی؟
باشه، فهمیدم
اون موقعی که گفتم بهت آموزش میدم، احتمالا تعجب کردی
خب پس، تو نمی تونی بهم آموزش بدی؟
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.