The first 176 lines.
Late Night Show
برنامه آخر شب
یه روح سالم
...در یک فکر سالم...
.و یک بدن سالم ساکن است...
!کشیش شیطانی، راسپیوتین
!روحت برای منه
!فایده ای نداره
تیر روی بدن من تاثیری نداره
...نمی دونم چند تا گلوله بهت شلیک کردن
ولی روحت که تبدیل به هسته کیشین شده الان برای منه
ممم، روح ها خوشمزه اند
روزهای باحال ، با صبح های باحال شروع می شن
.تنها صبحی که شایسته آدم باحالی مثل منه، همچین صبحیه
سول
!وقتشه که بیدار بشی
ب-بلیر؟
...یا ش-ا-ی-د
...یا ش-ا-ی-د
...یا ش-ا-ی-د
...یا ش-ا-ی-د
بسیار خوب ، تموم شد
یا شاید هم ترجیح می دی بجاش با من خوش بگذرونی؟
.سول، وقشته که بریم مدرسه، زود باش صبحونت رو بخور
.آه، صبح بخیر ماکا
...این صبح
...این کمدی عاشقانه
!!سول...ای احمق
!!سول...ای احمق
...اصلا باحال نبود
تو چند تا روح جمع کردی؟
دوازده تا، تو چی؟
هی ،ماکا
.ساکت، الان دارم کتاب می خونم
.مزاحم نشو
از چی اِنقدرعصبانی ای؟ ای خرخون
!!ضربه ...ماکا
!!ضربه ...ماکا
خوب، چی می خواستی به من بگی؟
.یه چیزیه که من اونموقع به گوشم خورد
اسم معلم سابقمون چی بود؟
.اونی که مرد
می گن با مجسمه الاهه آزادی زده بودن وسط پیشونیش
اه، استاد سید
"حادثه الاهه وسط پیشونی"
خب؟
می دونستی؟
.جدیدا یه مرد عجیب غریب به دانش آموزای شیبوسن حمله می کنه
.شنیدم که یه پسره تو کلاس بغلی بدجوری کتک خورده
...و تموم اونایی که مجرم رو دیدن همشون یه چیز گفتند
!!که مجرم یه زامبیه که وسط پیشونیش یه سوراخ بوده
...لازم نبود که منو بزنی
داری می گی که اون استاد "سید"ه؟
.امکان نداره، این فقط یه داستانیه که یکی سرخود ساخته
.هی ، آروم باشید، کلاس شروع شده
.چون حوصله ندارم معرفی لازم نیست
،و بذارید یه چیزی بهتون بگم
...صدای زنگ زمان پایان این کلاس رو مشخص نمی کنه
!من می کنم...
چطور بود ماکا؟ باحال نبود؟
...هی
...اون بابای احمقت
به نظر می رسه که داره با یه نگاه عجیب به ما نگاه می کنه...
...ح...حتما تخیلی شدی
و تازه ، اون بابای من نیست
هوی، دث سایث، تو از این به بعد معلم مایی ؟
فقط به صورت موقتی
.تا وقتی که یکی دیگه بجای سید پیدا بکنیم...
و راستی، باید بگی "استاد" دث سایث
.استادشو یادت نره احمق
.بسیار خوب ، حالا وقت معرفیه
مگه نگفتی که حوصله اینکارو نداری؟
...گفتم که شما پسرا لازم نیست خودتونو معرفی کنید
.ولی در مورد دخترا قضیه فرق می کنه...
!مسخره بازی در نیار پیرمرد
.عجب احمقیه
شش، عجب وراجیه
...سول ایتر...سول ایتر
...سول ایتر...سول ایتر
سول ایتر
آه، ایناهاش
پایین ترین نمره...ارزیابی
ارزیابی... پایین ترین نمره
بسیار خوب ، بیاید کلاسو شروع کنیم
هوی، الان چی نوشتی؟
آها، یادم اومد
.ماکا و سول
چیه پیرمرد؟
.جناب شینیگامی کارِتون داره
.لازم نیست نگران کلاس باشید، زود باشید برید، شو، شو
جناب شینیگامی؟
فعال کردن ضربه جادوگر کش
درس های اضافی در قبرستان؟
.ببخشید
.نمی دونم جناب شینیگامی باهامون چکار داره
.نمی دونم
سول و ماکا اومدن
حالا پشتشونو به من نشون می دن؟
.بزن بریم سوباکی
.باشه
!:قانون نینجا شماره یک
...خودت رو در تاریکی مخفی کن...نفست رو آروم کن
!دنبال یه مسیر به سمت هدفت بگرد...
آه، بلک استاره
اون بالا برای چی داری داد می زنی؟
...خیلی راحت پیدامون کردند
شُکوه درخشانم رو که نمی تونم مخفی کنمش !باعث شد لو برم
بی خیال ، به هر حال این زمان های تاریک و ترسناک وقتیه که من باید بدرخشم
حال کردی مگه نه؟ سوباکی
آ...آره
واقعا؟
چی؟ جناب شینیگامی با شما دو نفر هم کار داره؟
.شاید
.من بهش زنگ می زنم
42-42-564.
سلام، سلام، جناب شینیگامی؟
بله.بله
سلام! چه خبرا؟ ممنون که اومدید
من متخصص داس، ماکا هستم
منم متخصص تیغ اهریمنی، بلک استار هستم
منم همراهش، سوباکی هستم
خوب، چی می خواستید؟
راستش، یه چیزی هست که من می خوام شما توش شرکت کنید
تو چی "شرکت کنیم"؟
.کلاس های اضافی
ها؟
منظورت از "کلاس های اضافی" همون کلاس هایی که آدم های احمق توش شرکت می کنن؟
!امکان نداره
من به عنوان کسی که قوی ترین داس اهریمنی می شه !اصلا ً امکان نداره که یه همچین کاری بکنم
مسئولیت شما بعنوان سلاح و مبارز چیه؟
.من می گم
، اینه که 99 تا روح کیشین و یه روح جادوگر رو به خورد سلاح بدیم
و سلاح رو تبدیل به یه دث سایث(داس اهریمنی) که سلاح جناب شینیگامیه بکنیم...
!همین طــــــــوره
،ولی در حال حاضر تعداد روح هایی که شما دریافت کردید
.صفره...
.الان زمان خنده نیست
،خوب پس، در مورد رئوس مطالب کلاس جدید
شما از شایعات خبر دارید؟
شایعات در مورد استاد سید که تا همین اواخرمعلم شیبوسن بود
دیدی؟ حق با من بود، مگه نه؟
دیدی؟ حق با من بود، مگه نه؟
آره...ولی اون معلم خیلی خوبی بود
...وقتی زنده بود معلم خیلی خوبی بود ولی
،حالا که یه زامبیه، دیگه از مرگ نمی ترسه...
.و می گه می خواد دانش آموز ها همون چیزی رو که اون تجربه کرده ، تجربه کنن...
حمله هایی هم که به دانش آموزا کرده بخواطر این بوده که اونا مزاحم تمرین های خوشایندش شده بودند
.بعلاوه ، معلوم نیست چه کسی سید رو به زامبی تبدیل کرده و قصدش از اینکار چیه
.بسیار خوب!اینو بسپارید به من قربان
پس بطور کلی، اشکالی نداره که ما نابودشون کنیم؟
آره، همینطوره
...و...قصد ترسوندنتون رو ندارم ولی
، اگه توی این کلاس اضافی هم گند بزنید...
.همتون اخراجید...
چی؟! اخراج؟
مساله ای نیست. فقط بسپاریدش به خودم
!هی
!بیا بیرون زامبی عوضی
هی سوباکی، این قبر سیدِ؟
اون الان هم داره برای خودش پرسه می زنه، پس خوبه که ما اینجا وایستیم؟
خوب، برای الان ما اینجا رو زیر نظر می گیریم
!فکرکرده من میذارم که اخراج بشم
!بیا بیرون، بیا بیرون ای حروم زاده
.به نظر شبیه یه سنگ قبر عادی میاد
!من هیچوقت جدّی به درسات گوش نمیدادم، هاها
سول زده به سرش؟
...من همیشه فکر می کردم که مثل مادرم یه جنگجوی عالیم ولی
چطور ممکنه یکدفعه اخراج بشم؟
اون چرا انقدر ناامیده؟
!هی!!دارم بهت می گم بیا بیرون
،بلک استار
تو هم یکم رفتارت عجیب نیست؟
!کدوم گوری هستی، زامبی عوضی
!هی سول، بیا بشاشیم رو قبر سید
!!آره، تازه بیا وقته داریم می شاشیم، یه تِری هم بهش بزنیم
نمی تونم می تونم وایستم یا نه
No comments yet. Be the first to leave one.