The first 200 lines.
جونگ یی
جونگ یی، نه
جلو نیا، خودمو پرت میکنم
اینکارو نکن
به حرفام گوش کن
این راهش نیس
چه فرقی به حال تو داره که من بمیرم؟
بابا، تو که هیچوقت منو نمیخواستی
نه...نه
میخواستمت
زود باش از اونجا بیا اینور
اشتباه کردم
بابا غلط کرد
متاسفم، جونگ یی
متاسفم
بیا ببینم، نیم وجبی
اینکارو نکن
اصلا میخوای بری دانشگاه؟
حالا نخوام مثلا میمیرم؟
تو...ببین داره چی میگه
چرا فکر کردی برمیگردمُ اینجوری زندگی میکنم؟
کی خواست برگردی؟
متنفرم از اینکه میگی بخاطر من برگشتی
مامان، بابا...شما بدون اینکه خودم بخوام منو بدنیا آوردین
چرا زندگی رو برام سخت میکنین؟
من اصلا خوشحال نیستم
سر عمه ها و عموها با هم دعوا میکنین
همش میگی میخوای طلاق بگیری
از من چه انتظاری داری؟
گذاشتم باهام رابطه داشته باشه حالا چون جوون بود
باهام بازی میکنه؟
هی، جوونک عوضی
گلفروشی بسته بود
با چند شاخه گل نمیتونی سر تهشو هم بیاری
این مسئله ی اعتماده
-باید زنگ میزدی اگه... -آروم آروم دعوا کن
شام داریم؟ گشنمه؟
من آشپزتم؟
چی شده؟
صدمه دیدی؟
دعوا کردی؟
دعوای واقعی نبود
بزار ببینم کجاست
ببینی چیکار میخوای بکنی؟
اوهو...پوستمو خراش دادی
رو تنت کبودیه
انگار کتک خوردی
شاید شکستگی داشته باشی
مثل دکترایی
میمیرم؟
بیا اینجا، بشین
درش بیار
خب، هرجور تو بخوای
شلوارتو نه
فردا یه سی تی اسکن بگیر
اگه تو یه موقعیت فیکسشون کنی
استخونات به هم جوش میخورن
شاید اگه بیشتر بمونم کار بدی ازم سر بزنه
بزار از اون کارای بد بکنم
این بچهه دوزاریش نمیفته
میزاری شب اینجا بمونم؟
اگه اینجوری برم خونه خانواده ام نگرانم میشن
تو حتی نمیدونی من چجور آدمیم
از حالا شروع میکنم به فهمیدن
من فقط تا دبیرستان درس خوندم
نه
سال آخر مدرسه رو ول کردم
مدرکم راهنماییه
داداشم بهم مکانیکی یاد داده
بخاطر دعوا با یه سری قلچماق دستگیر شدم
بدجور صدمه دیدم
ختم کلام
من آدمیم
با تحصیلات راهنمایی بدون شغل درست و حسابی
حتی علیل
خجالت میکشیدم، ولی باید بهت می گفتم
تا حالا این طور حسی رو نداشتم
اگه دوستم نداشته باشی...
امروز روز اولمونه
اوپا
اوپا
-من؟ -بیلیارد دِهان
یادت نمیاد؟
بیلیارد دِهان
آهان...درسته، درسته اونجا شغل پاره وقت داشتی
صاحب اونجا چیکار میکنه؟
نمیدونم، اخراج شدم
اینطوریه؟
اما، اینجا چیکار میکنی؟
اینورا زندگی میکنی؟
نه، اوپا منتظرت بودم
من؟ چرا؟
من...حامله ام
ازدواج کردی؟
نمیدونستم
اما چرا اینوقت شب حامله بودنتو به من میگی؟
نکنه...
اون که نیست؟
درسته، بچه ی اوپاس
بیا دنبالم
اون شب خیلی مشروب خورده بودی
فقط یادمه اونجا رو کاناپه ولو شدم خوابیدم
من هیچوقت دوسِت نداشتم
حتی یادم نمیومد کی بودی
اوپا، شاید تو منو یادت نیاد
خودمم میدونم دوسم نداری اوپا
اوپا، حتی اگه به تجاوز متهمم کنی
هیچ حرفی ندارم که بزنم
بازم، چیکار کنم؟
اوپا، من بچه ی تو رو حامله ام
نمیدونم چیکارش کنم
این به من ربطی نداره
به من چه؟
داد نزن، بچه ترسید
حتی اسم بچمونم انتخاب کردم
-هان بانگ -چی؟
اوپا، هان بانگمون گشنشه
این چیزی نیس که سرسری بگیریش
زندگیمون به یه مو بنده
برو خونه، خوب فکراتو بکن
نمیتونم برم خونه، مامان بزرگم پس میفته
فشار خون داره
خوشمزه اس
اوپا، تو هم بخور
فرنی درست کردم
نمیدونم چطور غذا از گلوت پایین میره
فک کنم بهم تیکه انداختی
پاشو یه چیزی بخور
برش دار، برو
من میرم، تو یه چند قاشق بخور
نشنیدی جونگ یی چی گفت؟
بازم، حیا نمیکنی؟
چرا میکنم
از حالا، ماشین شستنو بزار کنار...به جونگ یی برس
اشتباه از من بود
من تونستم بی پدر و مادر زندگیمو بچرخونم
فکر میکردم وضعیت جونگ یی از من بهتره که
پدر مادرش بالا سرشن
ببخشید
از جونگ یی ام معذرت میخوام
به هیچ چیز دیگه ای
جز بچمون فکر نکن
خواهش میکنم
پاشو بخور
گفتم نمیخورم
اگه تو مخالفت نمیکردی
هُواسانگ و من بچه دارم شده بودیم داشتیم زندگیمونو میکردیم
به همین خیال باش
هُواسانگ کُپ مامانشه
میخواستی مثل باباش وسط خیابون بمیری؟
چیل بوک
ماشین شستن؟
از فردا بیا با جین سانگ کار کن
بهت حقوق میدم
مکانیکی ام یادت میدم
من خیلی تنبلم
خوبیش به حال من چیه؟
چی گفت؟
دیوونه میخواست برم براش ماشین بشورم
خل شدی؟
اولین قدم از 7 قدم موفقیت نصیبت شده بود
من حال غذا خوردنم ندارم
شانس آوردم تا حالا از گشنگی نمردم
-آرزو تو سرت نداری؟ -آرزوم کجا بود
نمیتونم کسیو تحت تاثیر قرار بدم
چرا همچین فک میکنی؟
شاید اگه پول درآری یه فرجی شد، کسی چه میدونه؟
دیدی هُواسانگ عاشقت شد
هُواسانگ؟
بخاطر ماشین شستنم دست کمم میگیره
باید آرزوت بزرگ باشه
جین سانگ دیگه انگیزه شو نداره
برو ماشین شستنو قبول کن
نه فقط این
میتونی مغازه ی خودتم باز کنی
معلومه
میتونی کارت ویزیت خودتم درست کنی
مردم به این میگن بلندپروازی
فک کنم یه شانس خفن گیرم اومده
چیکار کنم؟
خیلی زرنگیا
تو و جین سانگ سرنوشتتون فرق داره
لباسای جین سانگُ نگیر
همش برات بدشانسی میاره
جین سانگ وقتی میپوشیدشون که اوضاعش روبراه بود
وقتی تو بار کار میکرد، کلی پول درمیاورد
اونطور رفتار میکنه
چون اون روزاش گذشتن
با جین سانگ دارم همدردی میکنم
واسه چی؟ روزگارش سر اومد
گذشته اصلا اهمیتی نداره
الانو بچسب
خاطرت جمع
انقد تنگه خون نمیتونه رد شه
لباساش داره خفه ات میکنه
خیلیم خوشگله
خوشگلیش به یه ورم
همه باسنتو دیدن
یه باد کوچیک در کنی، منفجر میشه
در کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.