The first 200 lines.
زندگیهای عاشقانهی ما میتونن به راحتی تو دادهها خلاصه بشن
برای مثال، تا وقتی که یه شخصِ معمولی
به عشق زندگیش برسه،
هفت رابطه رو تجربه میکنه
البته اغلب دوتا از این روابط بلند مدت هستن،
در حالی که بقیه ترکیبی از عشقبازیهای کوتاه مدت،
دوستی معمولی و روابط یه شبهست
شخص معمولی همچنین دو بار در طول
این روابط عاشق میشه
و دو بار هم دلش شکسته میشه
با این حال پشتِ تمام این اعداد همیشه
داستانِ خیلی بزرگتری هست
این داستانِ داربی کارتره
داربی زندگیِ مشترک پدر و مادرش رو یادش نمیاد
اونا وقتی چهار سالش بود طلاق گرفتن،
و اون بچگی خودش رو صرفِ
پاس کاری شدن بین خونهها و خانوادههای جدید پدر و مادرش کرد
بُزدل
حتی دمِ درم نمیاد
اشکالی نداره، مامان
این باعث میشد داربی حس کنه مهمونِ دائمی هتله
یکی که نمیتونست بعد ساعت 12 و تحویل اتاق بمونه
سلام لری
در نتیجه، دورانِ نوجوانی داربی
پر بود از تلاشهای گمراهانهی زیادی برای ارتباط برقرار کردن
لازم نبود تا خونه همراهم بیای
- اوه - خونهی مام همین بالاست
نمیدونستم اینجا زندگی میکنی
خدافظ
خدافظ
داربی نمیدونست کجاست،
و به قدری استرس داشت که این پسر بچه
بفهمه که داشته دروغ میگفته
که از استرس تو حیاط خانوادهشون دستشویی کرد
وقتی داربی برای دانشگاه رفت نیویورک،
تصور میکرد تبدیل به یه زن دنیا دیده میشه
خیلی خب، آره. سلام
در واقع، پر از دلخوشی ولی کمی پوچ بود
پرده رو بکش
داربی کم کم از خودش میپرسید که روزی به مرحلهی بعدی میرسه که واقعاً،
با کسی دوست میشی
جایی که لباست رو عوض نمیکنی
فقط به خاطر این که به دیدن کسی میری
جایی که فقط چیزی رو میپوشی که همیشه میپوشی
چون خودت هستی
و همون موقع با آگی ژانگ آشنا شد
« یک: آگی ژانگ »
خیلی خب، دختر جون
تو عمرت انقدر جذاب نشده بودی
- جدی میگم - اینا لباسهای توئن
یه الههی واقعی بودن چه حسی داره؟
خدای من. دارم پریود میشم. از ساعت 4 هوا تاریکه.
حوصلش رو ندارم، رفیق
آره، و منم عفونتِ ادراری دارم، ولی تولد جیمه، پس باید جشن بگیریم
تنها کاری که برای تولدش میکنم فقط کارائوکه و ساک زدنه
برای همین هردو باید خیلی خوب باشن
من هرگز تولد جیم رو از دست نمیدادم
گرچه، فقط مؤدبانه میام و بعدش زودتر میزنم بیرون
داری من رو میکشی
وقتی بری، فقط همکارهاش میمونن
در مورد اشغال وال استریت حرف میزنن
سلام، شما خانومها خیلی خوشگل شدین
- میدونیم دادا - گُهت رو بخور، مادرجنده
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
آره!
فکر کنم جیم میخواد اون دختره که ادای زویی دشانل رو در میاره رو بکنه
خفه شو. اون خیلی عاشقته
نه، میدونم که عاشقمه،
ولی بازم فکر میکنم میخواد اون رو بکنه
آدما میتونن یکی رو دوست داشته باشن و بازم بقیه رو بکنن
کارت با کتاب تموم شده؟
چی؟
هنوز آهنگی انتخاب نکردی؟
خیلی خب، سگ توش
شرمنده
سلام جنده خانوم. ببخشید
خیلی خب، چاقالو
آره، نمیدونم
نه، نه. میتونیم باهم بگردیم
در ضمن، من آگی هستم
داربی
فربی؟
داربی
- داربی - آره، میدونم
قبلاً خیلی تو استارباکس با فربی اشتباه گرفته شدم
- واقعاً؟ - آره
اسمهایی که رو لیوانهای من نوشته میشه...
وای، دوست دخترِ جیم بدجوری مست کرده، هان؟
- سارا؟ - آره
آره...
آره، نمیتونه مشروب خوردنش رو کنترل کنه ولی بازم هر شب میخوره
خوبه
پس اون دائمالخمره
نه! نه
یعنی، اون... میدونی، اگه ما بزرگتر بودیم...
- آره - شاید، ولی مثلاً...
الان با خودش میگه خیلی حال میده
راستش من قراره بعد این یه آهنگ بخونم،
اگه دلت بخواد دو نفره اجرا کنیم؟
- قبلاً آهنگت رو انتخاب کردی؟ - آره
فقط میخواستم باهات حرف بزنم
اوه، این قسمتش رو بلدم
تولدت مبارک، جیم!
یعنی، یه ذره بلدم
- غذای کلاسیک نیویورک - وای پسر
رژیمت چیه؟
مردم فقط چیزهایی مثل "غذای کلاسیک نیویورک" میگن
خب، اینجا خونهی منه
خوشحالم که سالم رسوندمت خونه
امان از این خیابونهای بدجنس
من سعی دارم...
یه حرف دیگه واسه زدن پیدا کنم
خب، من باید...
باید...
هم اتاقیِ دیگهام، ملوری،
عملاً این گوشه زندگی میکنه
- آره؟ - آره
آره، پس... قول میدم این،
یه جور نخ دادن نیست، ولی اشکالی نداره
تو اتاق من وقت گذرونی کنیم؟
آره
یعنی، بیست سالی میشه که از هم طلاق گرفتن
خب تو چی؟
پدر و مادر من کاملاً برعکسش بودن
عاشق و معشوق دبیرستانی که یه جوری هنوز عاشق همن
قشنگه
ولی اونا شیطان پرستن،
واسه همین گمونم همش خوب نیست، آره؟
سر به سر میشه، میدونی؟
آره، منصفانهست
داری عمداً میبازی؟
این خیلی رقت انگیزه
خب، آخه راستش رو بخوای
مطمئنم این بازی رو از خودت در آوردی
- همچین کاری نکردم، چطور جرأت میکنی؟ - نمیدونم اینجا چیکار میکنم
این بازیِ خیلی پرطرفداریه
کی قبلاً این بازی رو کرده؟
من این رو به خیلیها توضیح دادم،
- و هیچکس به عنوانِ یه معلم ازم انتقاد نکرده - نه، نه، نه، من...
اونا میگن خیلی کیف میده
پس نمیدونم
تو اولین کسی هستی...
- میخوام یکم دیگه در مورد این بازی بشنوم - بهت میگم
آره
- فقط... - اوه، آره
- آره، این... - میتونم...
چیه؟
تو استخونی هستی
- چی؟ - فقط، آخه،
فقط منظورم اینه که
بدنِ خیلی لاغر و رو فرمی داری
- اوهوم - مرسی
اوه، نه، نکن، نکن، نکن،
خیسِ عرقم، خیسِ عرقم...
اشکالی نداره. دوستش دارم
- خجالت میکشیدم - عزیزم، خوب بودی
خوب بود
- سلام - اوه، سلام
صبح بخیر، رفیق
- صبح بخیر - سلام
اینجا قهوه دارید؟
- میتونم یه قوری دیگه درست کنم - اوه نه، اشکالی نداره
میرم یکم برمیدارم. فقط میرم...
اوه آره، برو بردار. اشتراکیه
- سلام، صبح بخیر - سلام
دیشب خیلی کیف کردم
چون به تو خوش گذشت
من... برای منم خوب بود. حالا هرچی
به هر حال، من باید...
باید برم با رفقام بسکتبال بازی کنم
آره، منم باید با زنهایی که شوهرشون نظامیه شال ببافم
- خوبه، خوبه، خوبه - آره
عالیه
شمارهام رو میخوای یا...
فقط همش رو میسپارم به شانس، میدونی؟
فکر کنم یه اسکناس پنج دلاری دارم. فیلمِ سرندیپیتی رو دیدی؟
این... این مرجع خیلی خوبیه، پسر
باشه
خدافظ
اوه
باشه، جدی میگم
باشه، باشه،
- یعنی کافیه دیگه - میرم، میرم
باشه
خیلی خب، دارم میرم
- میبینمت، جیمبو - سرِ کار میبینمت، رفیق
- بعداً میبینمت، سارا - خدافظ
ببخشید
ببخشید، الان چه اتفاقی افتاد؟
- الان چی شد؟ الان چی شد؟ - ببخشید
من الان شوهر دارم؟ اون شوهرمه؟
منظورم این نیست، یعنی روالش...
یعنی روالش اینجوریه؟
آره خب، خوشحالم که میبینم
داری آهسته پیش میری
فقط هیجان زده هستم
برام خوشحال باش
- جیم - بیخیال، جیم
- خواهش میکنم - چقدر جدی هستی، جیم
لطفاً برام خوشحال باش
No comments yet. Be the first to leave one.