The first 200 lines.
چت شده؟
نه!
مامانم فکر میکنه من یه شکست خوردهام!
بچههای سال آخر امسال خیلی بیشتر از همیشه عقل از سرشون پریده
فکر نمیکنی؟ مهلت ارسال درخواستهای دانشگاه جمعه تموم میشه
فقط دو روز مونده، ایوان
ولی آره، آره، حق با توئه، خیلی بدتر از همیشه است
بیا... بیا اینجا
آره، فامیلی... میبندیش؟ ببندش. آره، فامیلی بِینز
کلارینت رو مثل یه نابغه لعنتی میزنه، داوطلبانه با حیوونا کار میکنه
صبر کن، نه، حتی بهتر، سالمندان
ببین، این دوران برای ریک و دانشآموزا خیلی استرسزاست
پس بهتره با همه راه بیایم. فقط دو روز دیگه مونده
این فرآیند پذیرش دانشگاه واقعاً خیلی جدی شده
حس میکنم نمیتونم به بچههای سال آخرم هیچ کار واقعی بدم
بهشون کار نده. چرا باید بهشون کار بدی؟
من اصلاً نگران هیچی نیستم، بیل
اگه این بچهها رو نمیخوای، اموری و UVA دارن از سر و کول من بالا میرن که بگیرنشون
پذیرش اینجوریه؟ خیلی شانس آوردیم که ریک رو داریم
اینجا جاییه که اون میدرخشه
اون عوضی بلوفم رو گرفت
کارول، ویرجینیا تک رو به خط دو وصل کن و دو تا هم آسپیرین برام بیار!
کارول کیه؟ دستیارم
من یه دانشآموز سال دومی دارم که کارهامو میکنه. نمیتونم اینا رو بشنوم
خب بچهها، نظراتتون درباره متنی که خوندیم چیه؟
نه. هیچ نظری ندارید؟
همه با این درخواستهای دانشگاه خیلی استرس داریم؟
من خیلی سرم شلوغه، آقای مارکز
چشمامو میبندم و تنها چیزی که میبینم فرمهای درخواست و مقالههایی برای نوشتنه
هیچی جز آینده لعنتیم در خطر نیست
شما دو تا چی؟ شما که تا سال دیگه برای دانشگاه اقدام نمیکنید، درسته؟
ترجیح میدم به احترام بزرگترهای اینجا افکارم رو پیش خودم نگه دارم
آخیش. منظورم اینه، نگاه کنید به این بیچارههای درب و داغون
اون کیه؟ ببینید، شماها مشکلی براتون پیش نمیاد
ایـن دانشگاهها، اونها دانشآموزهای همه فن حریف از پیشینههای مختلف میخوان
ولی قانون تبعیض مثبت رو برداشتن
دیگه نمیشه اون گزینه رو تیک زد
آره، واقعاً گندیه
من اصلاً برنامهای برای دانشگاه رفتن ندارم چون کار خَرهاست
ولی اگه من جای شما بودم، فکر کنم منم عصبانی میشدم
چقدر احمقانهست که قانون تبعیض مثبت رو برداشتن
مردم نمیفهمن که این قسمتی از چیزیه که دانشگاه رو اینقدر عالی میکنه؟
تنوع فکری، تنوع دیدگاه
من رنگ پوست نمیبینم. من در آمریکای پسارنگنژادی زندگی میکنم
بِکا، تو دیروز داشتی یه کتاب درباره اصلاح نژاد میخوندی
فکر کردم نوشته اوژن. اوژن هکمن. روحش شاد
فکر میکنم کاری که شماها باید انجام بدید اینه که تو مقالههاتون راههای زیرکانه پیدا کنید
تا به تنوع اشاره کنید، درسته؟
مثلاً، اگه الان میخواستم یکی بنویسم میگفتم: "اوه، تو خونه ما وقتی بزرگ میشدم
ما همیشه غذای کلمبیایی میخوردیم ولی برای ما فقط یه غذا بود."
هوم. کلمبیایی رو چطور مینویسن؟ جف، نه، نمیتونی از اون استفاده کنی
پس تو مقالهام باید بگم که من مکزیکیام؟
آره. بله. فکر میکنم آره، بله
حتی اگه این دانشگاهها، مثلاً، دیگه نمیتونن این کارو از نظر "فنی" انجام بدن
اونها هنوز به تجربههای زندگی شما اهمیت میدن
اونها به منحصر به فرد بودن شما اهمیت میدن
و شما میتونید اون رو از طریق مقالههاتون بیان کنید، درسته؟
تنوع مسلماً مهمه
این حرفی نیست که بحثبرانگیز باشه. موافقم
من عاشق اون بازسازیهای متنوعم، مثلاً وقتی که NBA رو با همه زنها دوباره شروع کردن
خیلی خوشحالم که بعد از فارغالتحصیلی دیگه لازم نیست قیافه تو رو ببینم
وِیک فارست، سال پیش گند زدی به کارم. نمیذارم دوباره این اتفاق بیفته
بوش بهتر شد. لعنتی دوباره منو پشت خط گذاشت
گوئن. چی؟
امروز خیلی به کمکت نیاز دارم. چی میخوای؟
باب روبی، مسئول جذب بازیکن فوتبال از دانشگاه تک
اون امروز میاد تا برادلی فیلیپس رو ببینه
وای. این یه اتفاق بزرگه
خیلی از دانشگاههای D1 دارن برای این بچه آب از دهنشون راه میافته، ولی "تک" بهترین شانسشه
صد در صد. اون میتونه پاتریک ماهومز بعدی باشه. اون یه کوارتربکه
وای. برادلی فیلیپس مهربونترین بچهست و قد بلنده
اون بچه خیلی قد بلنده. خیلی قد بلنده. اون بچه یه نابغه است
اون همچنین بهترین استعدادی که این مدرسه تو ۲۰ سال گذشته داشته
و دستش عین توپه، باشه؟
فکر نمیکنم مهربون بودن ربطی بهش داشته باشه
نه، منظورم اینه که اون خیلی احساساتیه
یعنی اون زیاد گریه میکنه؟
آره. آره
اون زیاد گریه میکنه
اگه زیاد گریه میکنه میفرستمش مدرسه علوم انسانی
من کلی جای خالی دارم. گوئن، این یه مشکله
این یه وضعیت پرفشاره
من نمیتونم یه کوارتربک رو که گریه میکنه بفروشم، گوئن
مخصوصاً با استرس همه این پذیرشهای دانشگاه
اگه امروز جلوی باب روبی خودشو ببازه، شانسش تمومه
تموم شده. لعنتی، چقدر فشاره
من باید چیکار کنم؟ من که مامانش نیستم
آرومش کن. تو گوئنی
تحقیقات نشون میده که موقرمزها اثر آرامبخش طبیعی دارن
به همین دلیله که وندیز اینقدر محبوبه
این تحقیقات رو از کجا پیدا میکنی؟
داری لیانا رو تو لیست انتظار میذاری؟ شوخی میکنی با من؟
حس میکنم بخشی از دلیلی که پذیرش دانشگاه
اینقدر استرسزا شده به خاطر اینه که این قانون تبعیض مثبت رو برداشتن
و کشور رو مثلاً ۸۰ سال به عقب برگردوندن
اونها این کارو فقط برای، مثلاً، سادهسازی فرآیند پذیرش کردن
مارکی، چیزی که ساده است اینه که کل این سیستم
به شدت به نفع آدمهای سفیدپوست ثروتمنده
من عاشق سفیدپوستهای پولدارم
و تبعیض مثبت یه راه کوچیک برای برابر کردن شرایط بود
میشه راجع به یه چیز دیگه حرف بزنیم؟ مثلاً اینکه بابام
اداره مالیات به معنای واقعی کلمه افتاده دنبالش
برای چی؟ برای یه پاترئون درباره چمنزنی؟
اِوان، راستش من حرفتو میفهمم، رفیق
مثل اینکه تو همیشه ساز DEI رو میزنی. میفهمم، بابا
منم اگه این شغل رو بهم میداد، همین کارو میکردم
واو، خیلی خندهداری، مارکی. خیلی خندهدار. شوخی ندارم
صبر کن، واقعاً داری میگی که من به خاطر تنوع استخدام شدم؟
نه، یعنی، فقط یه شایعهست که شنیدم
هوی، گرانت، داداش گنده. چیزی میخوای، اِوان؟
نه، فقط... یعنی، حوصلهم سر رفته بود
داشتم، مثلاً، سوپ جدید رو ناهار میخوردم
اونو امتحان کردی؟ فکر کنم سوپ لپه است، درسته؟
داری از من میپرسی که سوپ لپه است؟
چه خبره، اِوان؟
میدونی چی رو هیچوقت نپرسیدم و چقدر هم بیربطه؟
اینکه، آیا من به خاطر DEI استخدام شدم؟
اوه خدای من
من استخدام تنوعی هستم؟ لطفاً، نمیتونم در این مورد اظهارنظر کنم
تو هیچوقت اینو به من نگفتی؟ اِوان، چه فرقی میکنه؟
این همه سال پیش اتفاق افتاده. منظورم اینه که من یادم نمیاد سالها پیش چی شده
قبل از کرونا بود. هرچیزی قبل از کرونا بود، همهش از اینجا رفته. موهام
اینو از من پنهان میکردی چون میدونستی خجالتآوره؟
این جالبه. فکر میکردم تو آشکارا از این برنامهها حمایت میکردی
البته که من از DEI حمایت میکنم. فقط دارم میگم این منم، این شغل منه
این فرق میکنه. من... من نگران وضعیت مدرسهام اگه شما
حتی توانایی تدریس یه نفر رو وقتی استخدامش میکنین در نظر نمیگیرین
واقعاً نگران مدرسهای؟ نه فقط یه ذره نگران غرور خودت؟
منم حق دارم در مورد این موضوع احساس داشته باشم. باشه. اوکی. اوکی
تو معلم فوقالعادهای هستی، فارغ از اینکه چطور به اینجا رسیدی
کدومش بود؟ کدوم چی بود؟
همجنسگرا یا لاتینو؟ کدوم سهمیه رو برای پر کردنش استخدام شدم؟
صادقانه بگم، قضیه همجنسگرایی یه کم پیچیده از آب دراومده
پس خودت هرجور دوست داری برداشت کن
باید ببینی چطور پرتش میکنه، باب. باید اینو ببینی. بردلی!
بیا یه پرتاب بلند کنیم!
ها؟
اشکالی نداره. دوباره جمع شید. همهچی خوبه، پسر
فقط روی بقیه زندگیش تأثیر میذاره. خیلی متأسفم
اوه. حالش خوبه؟
آره. آره، آره. آره، حالش خوبه
درسته، گوئن؟
فکر کنم فقط تشنهشه. صبر کن، بذار فقط بهش بدم
اوه، ب-باید بهش آب بدم
اون یک رقیب ذاتیه
اون واقعاً بار تیم رو به دوش میکشه
گریه نمیکنه، مگه نه؟
نه، نه، نه. اون یه گریهکنه لعنتیه؟
نه، اینا اشکهای خشم هستند
اوه
همین الان از زن جدیدم یه پیام اومد
هوم
من اینقدر عاشق شدم که نگو
نیازی نیست گریه کنی. فقط یه بازی سرگرمکننده و احمقانهست
فکر کردم آیندهم بهش بستگی داره؟
آه، آره، یه جورایی داره، آره
ولی-- نه، نه، نه
میدونی چیه؟ باب روبی فکر میکنه تو خیلی عالی هستی
واقعاً؟ آره، پس اون توپو بنداز، اوکی؟
دارم به طرز فجیعی آفتابسوخته میشم
حله، خانم سندرز
همینه! همینه! اوه! اوه!
همینه! وای. وای
با اون جوان کار حسابی انجام دادی
ممنون
خودم بچه ندارم، برای همین با همه بازیکنهام مثل پسرای خودم رفتار میکنم
تو هم قربانی وازکتومی هستی؟
نه، تعداد اسپرم پایین که به طرز کنایهآمیزی به ارث بردم
عجیب نیست؟ آره، عالی بود
قراره زنگ بزنم به رئیس بزرگ، بهش بگم اینجا توی موریسون یه مورد عالی داریم
بعداً باید صحبت کنیم، مارکی، فقط من و تو
باشه. تو کمک کن این بچه رو بندازیم تو تیممون،
ممکنه یه جایی تو کادر مربیگری برات باشه
اون الان بهت کار پیشنهاد داد؟
آره، همین الان اتفاق افتاد. وای. همین الان اتفاق افتاد
من و ابولای من دور تلویزیون با یه کاسه توتوپوس جمع میشدیم
و امریکن دد! رو تماشا میکردیم، یا همونطور که ما بهش میگفتیم ال پادره آمریکانو.
میتونستم از نزدیک از طریق عشق اون به راجر فضایی ببینم
که ابولای من دیگه حس یه بیگانه غیرقانونی رو نداشت.
خوبه، پابلو. دوسش داشتم
اوکی، این عالیه. خیلی خوبه، پسر
خیلی فرهنگی
ولی شاید بتونی تو پیشنویس بعدی از این چیزای مکزیکی فاصله بگیری
داری چی میگی لعنتی؟ چی گفت؟
نه، دارم میگم نمیخوای بر اساس
شایستگیهای خودت وارد دانشگاه بشی، نه بر اساس کشوری که مادربزرگت از اونجاست؟
ولی دیروز خودت بهش نگفتی توی انشا بنویسه که مکزیکیه؟
من فقط دارم میگم این انشاها باید روی محتوا
شخصیتت تمرکز کنن، نه هویت بیرونیات
باشه، این دقیقاً برعکس حرفیه که دیروز میزدی
تو خیلی دروغگویی، آقای مارکز. نمیتونی این کارو بکنی. نمیتونی حرفتو عوض کنی
من حرفمو عوض نمیکنم. میفهمم، داداش. تو الان MAGA هستی
نه، نیستم. من فقط... من نمیخوام شماها
این حس رو پیدا کنید که مورد ترحم قرار گرفتید، باشه؟
اونم حس خوبی نخواهد داشت، به من اعتماد کن
پس وقتی آدمهای رنگینپوست میرن دانشگاه، این صدقه است؟
من در مورد اینکه چقدر باهوش هستی حرف میزنم
من در مورد تو... تو... تویی که به خودت ایمان داری حرف میزنم
تو نمیخوای... نمیخوای یه جایی حاضر بشی و بگی
آیا واقعاً این شغل رو گرفتم؟
No comments yet. Be the first to leave one.