The first 200 lines.
خب، اینم از ما
امروز چطوری قراره حالمون رو بگیری؟ یالا، بگو
قراره درباره تغییر حرف بزنیم
سلوا؟ اون مصاحبهای رو که باهاش موافقت کردی یادته؟
کلاً چی هستین؟
عاشق. دو تا دلداده
خب واسه چی اومدین؟
میخوایم تراپی بگیریم که از هم جدا شیم
روانکاوِ مزخرفی هستی
ولی مطمئنی اصلاً اون دانشگاه رفتی، یا نه؟
مدرکت چی شد؟ ما فقط زنگ زدیم یه سلامی بکنیم
و اینم بگیم که عمه اولین رو تو بیمارستان بستری کردن
حالا که از رابطهها میگی، اوضاع خونه چطوره؟
خوبه. اه، نه
دلم میخواد باهام بخوابی
مثل همون موقعها که جوون بودیم
اصلاً فکرش رو میکردی اینهمه کار با هم بکنیم؟
زندگیمو نابود کردی. تو رسماً دیوونهای
هر چی اینجا گفته میشه دروغه
و منم زنیام که هیچوقت جرات عاشق شدن نداشتم
تازه امروز تنها کسی رو هم که داشتم از دست دادم
کسی که منو بیقید و شرط انتخاب کرده بود
صبرِ من تموم شده و دروغهای تو هم تهکشیده
بالاخره به عنوان روانشناس فارغالتحصیل شد؟ آره یا نه؟
سلوا اصلاً مدرک نداره
به خاطر طبابت غیرقانونی
که جرمی بوده که مرتکب شدی
قانون مجازات کشورمون حکمی براش تعیین کرده
از ۱۵ روز تا یک سال حبس
کتابت جزو ده تا کتاب پرفروشه
یه اثر پرفروشه
خوب گوش کن، این مهمه
تونستیم صندوق امانات عمه اولین رو باز کنیم و وصیتنامهاش رو بخونیم
باید یه مهمونی بگیریم
روانشناسها باید نسبت به جایگاهشون آگاه باشن
در یک رابطه نابرابر از لحاظ قدرت
بر اساس اصول اخلاقی و مسئولیتهای حرفهایشون
باید از برطرف کردن نیازهای شخصی خودشون خودداری کنن
به قیمتِ نادیده گرفتن حقوق دیگران
طبق چارچوبِ اخلاق حرفهای
نباید با بیمارهاشون رابطه جنسی داشته باشن
همین بود
واقعاً؟
اگه سوالت اینه، باید بگم قبول شدی
اینکه باهاش چیکار کنی
پای خودته
اون کسی که اول باهاش آشنا شدی دیگه مرده
امیدواریم همینطور باشه
دیگه مریض قبول نمیکنم، ولی اگه اجازه بدین بگم که من هیولا نیستم
کاملاً میدونم به تکتکشون چی گفتم
وقتی میگی هیولا نیستی، یعنی در واقع میگی پتانسیلش رو داری که باشی
درمان جایگزین
چطور پیش رفت؟
بذار بیام تو، گلوریا
نه. بد پیش رفت؟
خوب بود. خوب بود؟
آره، خوب پیش رفت
پس فارغالتحصیل شدی؟
آره، شدم. حالا میذاری بیام تو؟
چته تو؟
چرا همه چراغها خاموشه؟
سورپرایز
اوله، اوله، اوله، اوله، سلوا، سلوا
تبریک میگم، خانم فارغالتحصیل
خوشحالی؟ خوشحالی؟ - خیلی ممنون
آره یا نه؟
آره. اه، یه جورایی. آره یا نه؟ آره
وای، خیلی ممنون. واقعاً ذوقزدهام عزیزم
عزیزم، میخوام از رو پشت بوم داد بزنم که فارغالتحصیل شدی
تا اون عوضیها دست از سرت بردارن
تبریک میگم، سلویتای عزیز
چی شد؟
باید زنگ بزنیم به برقکار
مگه خونه مشکلی داره؟
نمیدونم. واسه همسایهها که اینطوری نمیشه
ایول، برق اومد
نه! همه وسایل برقیمون میسوزه سلوا
اینم واسه "گریس" که داره از تلویزیون ما رو میبینه
بیخیال بچهها. من موفق شدم
این چیه؟ عالیه عزیزم. فوقالعادهست
قابِ عکس فارغالتحصیلی. نه. چرا که نه؟ زود باش دیگه
حاضری؟
چقدر دیگه مونده؟
به چی دست زدم؟
مواظب دستات باش، باشه؟ سرده
اینجا، اینجا، اینجا
من دوباره میرم تو
خب، اینم از این. اینم از این
اوه، من خوابیدن با یه دکتر... کثیف رو دوست دارم
دکتر کثیف
صبر کن. پاتو بیار بالا. بیار بالا
باید جواب بدم. باید، باید جواب بدم
الو. چه خبر، کلودیا؟
چی میخوای؟
سلام سلوا. لیزا مندروگو هستم. احتمالاً تا حالا اسمم رو نشنیدی
یه وبسایت کوچیک دارم برای داستانهای فرهنگی
آنلاینه، خب معلومه دیگه چون وبسایته
بگذریم، پادکست هم دارم. نقد هم مینویسم. همهکار رو خودم میکنم
چند وقت پیش هم یه مطلبی درباره کتابت نوشتم
در حمایت ازش، کاملاً حامی بودم. عاشقش شدم
بازخوردِ مطلبی که نوشتم عالی بود. در واقع، ازم دعوت شد که--
نمیخوام سرت رو درد بیارم
فقط میخواستم بگم که خیلی دوست دارم باهات مصاحبه کنم
میدونم مصاحبه نمیکنی، ولی خب
ولی با من فرق میکنه. این شماره شخصی منه. هر وقت خواستی زنگ بزن
امیدوارم حالت خوب باشه
نمیخوای با آریل برم سوپرمارکت؟
نه، نه. خودم میرم. خودم میرم. تو برو استخر رو تمیز کن
معلوم شد استخر داشتن از عطسه کردن موقع اسهال هم بدتره
اوه، گلوریا
چرا برنمیگردیم پایتخت؟
دلت واسه سر و صدا و آلودگی تنگ نشده؟
واسه اونهمه آدم که مثل ساردین تو هم تپیدن؟
نه
حالا که فارغالتحصیل شدی میتونی مریضهای بیشتری رو ببینی
وگرنه، اصلاً چرا مدرک گرفتی؟
به "دروازه صبح" خوش اومدین
برنامهای که هر روز ما رو دور هم جمع میکنه
ما هر روز اینجا پخش زنده داریم
حتی تو این صبح ابری در بوینس آیرس
هر چی که لازم باشه بدونین رو ما داریم
قسمت اول: "هیولا نیستم"
اینجا چیکار میکنی؟
اینجا چیکار میکنم؟ اومدم بچهها رو ببرم
نه. من دقیقاً امروز بهت زنگ زدم که بگم
نمیخوام بچههام برن خونه اون زنیکه روانی
کلودیا، نه. نه، نه، نه. اوضاع رو سختترش نکن، باشه؟
من سختش میکنم؟ نه آریل
تو سختش میکنی چون هیچوقت به حرفم گوش نمیدی
هزار بار بهت گفتم نمیخوام اونا برن نزدیک اون منحرف
داری درباره دوستدختر من حرف میزنیها
اوه، واقعاً؟ آریل، آری. ام-هوم
کل دنیا دارن اینو تو روت میگن
میدونی چیه؟ اون داره عوض میشه
بذار یه چیزی بهت بگم، باشه؟
تا تو و بقیه آدمهای اینجا
و این شهرِ کوچیکِ پر از افعی، همهتون بفهمین
اون دیروز آخرین تکالیفش رو تموم کرد و فارغالتحصیل شد
فارغالتحصیل
به درک! چشمت نداره ببینی مدرک گرفته
گلوریا، خریدها رو آوردم
گلوریا؟
گلوریا
اینجا یه واحد تجاریه
یعنی اگه بخوای به عنوان دفتر کارت ازش استفاده کنی
میخوام اجارهاش کنم
با توجه به اینکه کی هستی، میتونم قیمت رو بیارم پایین
صاحبخونهها میشناسنت
کتابت رو بهشون دادم
ردیفه
قبول کردن ۱۵ درصد تخفیف بدن
خوبه
خب، باشه
آره، میخوام واسه شش ماه اجارهاش کنم
سلام سلوا. دوباره لیزا مندروگو هستم
میخواستم بگم هر جا که برات راحتتره میتونم ببینمت
خونهات، کافه، هر جا که بخوای
یادم رفت مهمترین چیز رو بهت بگم
بخش "سارق عشق" محبوبترین قسمت برنامه "گریس"ـه
میگل آنخل
سلوا
اینجا چیکار میکنی؟
خب، دارم غذا میارم. برگشتم سر شغل قبلیم. باورت میشه؟
آره، دارم میبینم
خودت چطوری؟
کجدار و مریز
مامانم گفت فارغالتحصیل شدی. خب، قراره دوباره کار طبابت رو شروع کنی؟
نه، نه، نه
پس اصلاً چرا مدرک گرفتی؟
هنوز با مامانت زندگی میکنی؟
آره. داستانش طولانیه
ولی غذای چینی دوست داری؟ چرا نمیای بالا؟
نه، نمیتونم. باید یه ساعت دیگه هم رکاب بزنم
ولی، دمت گرم. واسه اونطوری که تو کتابت دربارهام حرف زدی
آهان. "مانوئل آنخل" من بودم، مگه نه؟
آره. واقعاً دلم واسه کار کردن باهات تنگ شده سلوا
اوم، شماره موبایلم همونیه که بود. اگه چیزی لازم داشتی خبرم کن
خیلی ممنون، میگل آنخل
مراقب خودت باش، سلوا
بیا، اینم از این. تو همیشه به اون قرص آبی کوچولو نیاز داری
به خاطر توئه، نه من. - به خاطر منه؟
اگه با هر کدوم از اون رقاصهها میخوابیدم، وضعم خیلی بهتر بود
خواهشمندم
اون موقع قطعاً به هیچ کمکی نیاز نداشتم. این دیگه حتمیه
عصر بخیر
شما
همونی نیستی که با "گریس" اون داستانها رو داشت؟ سلوا پرز سالرنو. چطوری؟
بتی. چطوری؟ رائول. از دیدنت خوشبختم
همچنین
جا رو از اون زوج جوون اجاره کردی؟
حدس میزنم آره. همسایهمون یه آدم مشهوره
نه، سلبریتی واقعی شمایین. اوه، توروخدا
بله، البته که میدونم کی هستی
ای بابا، بیخیال
ما دو تا رو باید بذارن تو موزه. نگاه کن
نه، از طرف خودت حرف بزن. من که مثل روز اولمم
داری میری بالا؟
نه، نه، نه. خیلی ممنون. نه، فقط میخواستم خودم رو معرفی کنم
چه جیگری
بعداً بهت بلیط میدیم که بیای نمایش جدیدمون رو ببینی، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.