The Killing

The Killing (Forbrydelsen)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Killing AKA Forbrydelsen (2007) - S01E04 (1080p BluRay x265 Silence)
A Commentary by emad_se7en
۱۴۰۰/۰۵/۲۰ @emad_se7en : کانال تلگرام

Tags

BluRay
1080
x265
Published on: 2021-08-10
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ آنچه گذشت

‫اسم راننده جان لینگه ‌اس ‫بریم دستگیرش کنیم

‫وایسا!

‫زنده میمونه؟

‫-اون روز رفته بوده بیمارستان. ‫-واقعا حرفشو باور...

‫اگه موقع وقوع جرم، عذری داشته، ‫میخوام بدونم

‫خبرگزاری‌ها میگن که ما ‫ یه قاتل استخدام کردیم

‫چی؟

‫اینکه به خاطر انتخابات از حرف زدن درباره‌ی ‫این موضوع اجتناب کردین رو تکذیب میکنین؟

‫یا از طرف ما بوده یا پلیس.

‫اگه بتونم به لیست ورود اعضا ‫ به سرور دسترسی پیدا کنم...

‫- ایمیل‌های شخصی مردم؟ ‫-بی‌گناهی این مرد، همین الآن تایید شده

‫اگه شما خبر رو منتشر نکنین، ‫ خودمون اینکارو میکنیم

‫ازتون ممنون میشیم که صبر کنین

‫امکانش نیست

‫- اگه ما صبر کنیم توی حل پرونده تاثیر داره؟ ‫- آره داره

‫بهترین کار اینه که چند روزی از اینجا بریم ‫پلیسا هی میان و میرن

‫پسرا عکس نانا رو تو روزنامه میبینن

‫معاینات بیشتری روی نانا دارن انجام میدن

‫الآن اون خوشحاله ‫همراه خداونده

‫این چه کمکی میکنه؟ ‫به هیچ‌جام نیست که الآن پیش خداست

‫اون باید پیش من می‌بود

‫اون تو رو نمیخواست ‫پس بهش تجاوز کردی

‫- من عاشقش بودم! ‫-توی این قضیه نقشی داشتی؟

‫نه

‫سر دخترم چی اومده؟

‫امکان نداره چیزی ‫بدتر از تصوراتم بگی

‫اون نمرده بود، تایس. توی صندوق تنها بود... ‫تنها بود و منتظر...

‫میخوام که پیداش کنن، تایس

‫-من به‌جات تصمیم گرفتم ‫-بدون اجازه من اینکارو کردی

‫توئلز، کار مورتن بوده

‫کی عصبانی شد؟ ‫کی بهت گفت نباید بیای اینجا؟

‫این بود؟ این پسره رو دیدی؟

‫-میر هستم ‫- هنوز مدرسه‌ای؟

‫-برگرد زیرزمین ‫-چرا؟

‫-الآن اونجایی؟ ‫- آره. آروم باش. دارم میرم

‫در موتورخونه رو پیدا کن ‫باید بدونم اون تو چیه

‫بهتره بیای اینجا ‫همین الآن

‫ قتل : THE KILLING

‫ تریلری از : سورن سویستروپ

‫نمیشه گفت ‫شاید کل شب

‫ چهارشنبه 5 نوامبر ‫19:15

‫نه، هاکی روی یخ نمیری

‫اگه کلاس زبان سوئدی رو نری ‫عقب میفتی

‫مامان‌بزرگ کمکت می‌کنه

‫آره، خوبه ‫میبینمت، خدافظ

‫-کی شمع روشن کرد؟ ‫-نمیدونم

‫میای زیرزمین؟

‫روی تشک، میز و کف زمین خون هست

‫و چندتا لکه هست، اگه خوش شانس ‫ باشیم ممکنه اسپرم توشون باشه

‫تار مو هم پیدا کردیم. روی اون کلاه ‫جادوگری که نانا سرش کرده بود

‫-کی به این اتاق دسترسی داشته؟ ‫-اینجا که کلی اثر انگشت هست

‫از زیرزمینِ دوچرخه‌ها یه در هست که ‫ باید کلید داشته باشی تا بیای اینجا

‫از خود مدرسه هم، از یه راه‌پله میشه اومد

‫-موادی پیدا شد؟ ‫-همونطور که میبینی، زیاد

‫گُل که همه‌جا ریخته ‫ردهایی از شیشه و کوکائین هم پیدا شده

‫این اتاق واسه چه کاری بوده؟

‫انباری واسه میز و صندلی ‫و کتاب و این جور چیزا

‫تا جایی که میدونم، دانش‌آموزا به ‫اتاق زیرزمین دسترسی ندارن

‫-اتفاقا دسترسی دارن ‫-چی پیدا کردین؟

‫شورای دانش‌آموزان به اونجا دسترسی ندارن؟ ‫اونا بودن که جشن رو برگزار کردن

‫به هرحال درش باید قفل می‌بود

‫اونجا نانا رو...؟

‫این پسره چی؟

‫ یِپِه هَلد رئیس شورای دانش‌آموزیه

‫-نظرت در موردش چیه؟ ‫-یکی از بهترین دانش‌آموزای ماست

‫اون با اُلیور شندروف توی ‫یه آپارتمان زندگی می‌کنه

‫اُلیور هم از بهترین دانش‌آموزای شماست؟

‫-دوتاشون توی خانواده‌های خوبی بزرگ شدن ‫-برعکس دختر اون یارو حمل و نقلیه

‫من همچین حرفی نزدم

‫-ما تبعیض قائل نمیشیم ‫-ما هم همینطور

‫خیلی ممنونم بابت کمکتون

‫خواهش میکنم

‫سلام

‫لطفا بشین

‫-میخوام بدونم چرا من اینجام ‫-فقط چندتا سوال کوتاه

‫من باید تحقیق فیزیکم رو کامل کنم

‫بشین

‫جمعه‌ی گذشته، توی زیرزمین مدرسه ‫با یه آقایی برخورد داشتی

‫-وسایل کمپین همراهش بود ‫-درسته

‫چرا اینو به ما نگفتی؟

‫میدونستی که ما دنبال یه راننده میگشتیم

‫از کجا باید میدونستم اون راننده بوده؟

‫راننده کلیدای ماشینش رو گم کرد ‫تو سوییچشو ندیدی؟

‫نه. منو به خاطر چندتا کلید گمشده ‫ کشوندین اینجا؟

‫تو زیرزمین چه کار میکردی؟

‫برای بار داشتم وسیله میبردم

‫ما یه اتاقی پیدا کردیم که انگار ‫یه جشن اونجا برگزار میشد

‫چیزی در موردش میدونی؟

‫برگزارکنندگان جشن یه اتاق واسه نگهداری ‫ آبجو و نوشابه داشتن. همون اتاقه؟

‫اونجا خون پیدا کردیم و اثرهایی از مواد

‫-در این مورد چیزی نمیدونم ‫-کلاه نانا بیرک لارسن رو پیدا کردیم

‫خبر نداری اونجا بوده یا نه؟

‫نمیدونم. من آخرین بشکه‌ی آبجو ‫رو طرفای ساعت 9 برداشتم

‫- کسی رو اونجا ندیدم ‫-و بعدش دیگه نرفتی اونجا؟

‫نه نرفتم

‫هیچکس بعد از ساعت 9:30 تو رو ندیده بود ‫یادت هست داشتی چکار میکردی؟

‫توپ دیسکو فیوزش سوخت

‫و فیوزهامون تموم شده بود ‫واسه همین رفتم چندتا بخرم

‫-کِی برگشتی؟ ‫-با دوچرخه کلی مسیر رو رفتم تا مناسبشو بگیرم

‫وقتی برگشتم، اُلیور توی ‫کلاس خوابش برده بود

‫زیادی الکل خورده بود

‫اونو رسوندم خونه ‫یکم قبل از 12 شب رسدیم خونه

‫چقدر زود

‫فرداش میخواستم برم شکار

‫-شکار؟ ‫-توی زمین‌های سوناریس.

‫باشگاه شکارمون یه مسایقه‌ی بزرگ گذاشته‌بود

‫تا یکشنبه اونجا بودم

‫کاش بیشتر میتونستم کمکتون کنم ‫ولی من چیز خاصی ندیدم و نشنیدم

‫باشه

‫پس اشکالی نداره اگه اثر انگشت ‫ و نمونه‌ی خونت رو بگیریم؟

‫فقط روال کارمونه وگرنه مجبورم بازداشتت کنم ‫در حالی که نیازی به این کار نیست

‫من میخوام با وکیلم صحبت کنم ‫دیگه یک کلمه هم نمیگم

‫باشه

‫در مورد اُلیور بررسی کردم. ‫شنبه توی یه کافه کار میکرده

‫بعدش اُلیور و یکی از همکارای خانم اونجا ‫مست کردن و رفتن ویلای پدر و مادرش

‫وای عالیه مرسی. ‫اونا تا دوشنبه همونجا لَش کرده بودن

‫-واسه من نگرفتی؟ ‫-مگه تو فقط سوسیس سوئدی نمیخوری؟

‫-چرا اونکارو کردن؟ ‫-مهم نیست. به‌هرحال دارن دروغ میگن

‫هنگام وقوع جرم جای دیگه‌ای نبودن ‫یکم بهش فکر کن

‫من میرم با الیور صحبت کنم ‫اگه چیزی فهمیدم بهت زنگ میزنم

‫-اون وکیل نخواست؟ ‫-فقط در صورتیکه بهش اتهام وارد بشه حق اینکارو داره

‫-من به عنوان شاهد باهاش صحبت میکنم ‫-میر، وایسا

‫من نمونه سواپ داخل دهانی و ‫نمونه‌ی خون میخوام واسه DNA

‫-همین الآن بازداشتشون میکنیم ‫-بعدش باید چند ساعت منتظر وکیل‌ها بمونیم

‫میتونیم ایمیل‌ها و گزارش تماس‌ها ‫و آپارتمانشون رو چک کنیم

‫و اون دختره که الیور میگه کل آخر هفته ‫ باهاش بوده رو پیدا کن

‫سارا لوند هستم ‫الآن نمیتونم تلفن رو جواب بدم

‫اسم و شماره تماستون رو بگین ‫ تا بعدا بهتون زنگ بزنم

‫ ایمان، کو‌ها رو جابه‌جا میکنه ‫و پدر بقیه‌ی کارها رو حل میکنه.

‫-خوابیدن؟ ‫-آره

‫-میدونم از دستم عصبانی هستی ‫-نه

‫ولی هنوزم میگم فکر خوبیه اگه از اینجا بریم

‫دوتامون موافق بودیم...

‫که باید به فکر پسرا باشیم

‫من نمیتونم برم ساحل و ‫ از هیچی خبر نداشته باشم

‫-ما که کاری نمیتونیم بکنیم ‫-اونا باید به ما یه خبری بدن

‫-آره خب، ولی... ‫-سلام

‫گفتم شاید گشنه‌تون باشه

‫پس... یه کلزون واسه خودم گرفتم ‫یه پیتزای کاپری‌چیوسا واسه تو، پرنیله

‫یه دونه پپرونی و آناناس هم برای تو ‫و برای پسرا هم پیتزای گوشت .

‫ولی میتونن فردا واسه نهار بخورن

‫فردا ماشین ظرفشویی رو درست میکنم ‫حداقل تا وقتی که بریم خونه‌ی جدید، کار کنه

‫کدوم خونه؟

‫همونی که توی هاملبی بود ‫مثلا قرار بود سورپرایز باشه واسه...

‫قبل از این اتفاق بود

‫-از پسرا چی دستگیرتون شد؟ ‫- فعلا هیچی تا وقتی که نتایج آزمایشگاه بیاد

‫جلسه‌ی دادرسی امروزه ‫آزمایشگاه، تست DNA ما رو توی الویت گذاشته.

‫-میدونی که پدر و مادرشون کیا هستن؟ ‫-نگران اونش نباش

‫-من نگران اداره‌ام هستم ‫-نمیخوای واسه‌ات دردسر بشه

‫دقیقا

‫-هارتمن میخواد ببینتت ‫-برای چی؟

‫-به نظر مهم میومد ‫- بعدا. الآن داریم میریم سمت آپارتمان

‫تازه داشتیم چی میگفتیم؟

‫ما باید آپارتمان رو بررسی کنیم. ‫نمیتونم که کارمو ول کنم

‫من انجامش میدم و خبرش رو بهت میگم

‫ممنون میر

‫حل شد.

‫به هارتمن زنگ بزن

‫مورتن همین الآن رفت

‫امکان نداره اون باشه

‫20 ساله که میشناسمش

‫-چرا باید به برمر کمک کنه؟ ‫- اون کسیه به خبرنگاره ایمیل زده

‫ولی ما متن ایمیل رو نمیدونیم ‫احتمالش هست که بی‌گناه باشه

‫احتمالش چقدره؟

‫خب من چه غلطی بکنم؟ ‫کاری که کردی اصلا قانونی بوده؟

‫هارتمن هستم ‫سلام لوند

‫ممنون بابت تماست ‫امکانش هست، 5 دقیقه همدیگه رو ببینیم؟

‫نه اینجا نه ‫چطوره بریم...؟

‫ کانالْ کافه ؟ ‫لبِ کانال فردرکشاون

‫باشه، میبینمت

‫ائتلاف، مهمترین مسئله است ‫تا کِی مهلت هست؟

‫فردا 6 بعد از ظهر. به محض اینکه طرح ‫ آماده بشه، میفرستم برای کریستن

‫ما فقط روی محیط زیست تاکید میکنیم ‫وگرنه هیچ فرقی با اونا نداریم

‫-داری میری؟ ‫-آره

‫بهت زنگ میزنم

‫-سلام ‫-سلام

‫-ممنون که اومدی ‫-خواهش میکنم

‫-پدر و مادر دختره حالشون چطوره؟ ‫-به خاطر این گفتی بیام؟

‫نه. من فردا یه کنفرانس خبری دارم

‫-میخوام بدونم که جملات صحیح استفاده کنم ‫-هر چی دلت میخواد بگو

‫اتفاقات غیرمنتظره‌ی زیادی رخ داده ‫بازم قراره پیش بیاد؟

‫-نه. تا اونجایی که من میدونم ‫- میتونم بگم هیچ ارتباطی بین ما و قتل نیست؟

‫آره فکر کنم ‫اگه خودت فکر میکنی حقیقت همینه

‫هارتمن، میزتون آماده‌اس

‫همه‌اش همین بود؟

‫شاید عجله کردم تو رو واسه ‫انتشار خبر سرزنش کردم

‫اتفاقاتی پشت پرده رخ داده...

‫میشه یه استیک پاریسی برام بیارین؟

‫"پرتوی نور یکی از چراغ‌های خیابون

‫توی پارکینگ از در ورودی جلوه میکنه

‫با افتخار گفت: «ببین» و ‫نور چراغ‌قوه‌اش رو انداخت

‫روی یک بسته بزرگ شیله‌هالُن " ‫ *مارک پاستیل سوئدی که به معنای تمشک‌ژله هست

‫-این چیه؟ ‫-شیله‌هالُن، شاید یعنی سلام ‫ (شباهت سلام و تمشک در زبان سوئدی)

‫-حتما مامانته، اون میدونه. ‫-بهتره روش حساب نکنی

‫-سلام ‫-بِنگت! بیا داخل

‫امروز کارو زودتر تموم کردم واسه همین ‫ به پرواز رسیدم. سلام مارک

‫-سلام ‫-رو به راهی؟ یه هدیه برات گرفتم

‫بفرما، امیدوارم خوشت بیاد ‫فقط یه شب اینجا میمونم

‫-بعدش باید برگردم استکهلم ‫-خوشحالم میبینمت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left