The Frightened City

The Frightened City

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Frightened City 1961 1080p BluRay x264 FLAC 2 0-GENEMIGEg 28305 1758158194
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Frightened City 1961 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-26
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

نه، نه!

بله؟

بیا عزیزم.

فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟ - برو تو، عزیزم!

ببخشید، همه. - هی! تو چی...

الو؟ اینجا چه خبره؟

شماها اینجا چه غلطی می‌کنید؟

خفه شو! خفه شو!

برو اونجا وگرنه صدمه نمی‌بینی.

بیا. اینجا منتظر باش.

حواست باشه چیکار می‌کنی! - اوه، عزیزم، آروم باش.

خب، من که می‌گم یکی ازت خوشش نمیاد، آقای مافات.

بازرس سِیرز. کی دنبالت فرستاده؟

معلومه، کسی که عقلش از تو بیشتره. کی بود، فرانکی فارمر؟

اصلاً اینطور نبود.

بعضی از اعضا هیجان‌زده شدن و یه کم درگیری راه انداختن.

آره، آره.

حالا می‌خوای هرچی می‌خوان بهشون بدی؟

اگه ندم چی؟ چند تا مرد رو می‌تونی بفرستی که بقیه عمرم ازم محافظت کنن؟

می‌خوای در این مورد شکایت کنی؟

به نظرت چی؟

یالا.

اگه بعضی از این مردم جرئت داشتن که اونا رو ببرن دادگاه،

ما این باج‌گیری حفاظتی رو قبل از اینکه جون بگیره، ریشه‌کن می‌کردیم.

خب، حرفشو شنیدی. نمی‌تونیم شبانه‌روز مراقبشون باشیم.

جایگزین ناخوشایندیه.

می‌خوایم برای فرانکی کاری کنیم؟

می‌دونی کجاست؟

اطلاعات من میگه، معمولاً این موقع‌ها خونه مگی سیلیه.

چرا این تبهکارا نمی‌تونن یه وقت درست و حسابی کار کنن؟

می‌دونی، این سومین باشگاهیه که این هفته رفته سراغش.

اوضاع داره داغ می‌شه.

چیزی که ما تو این شهر می‌خوایم یه مرد آهنیه.

یکی مثل پرسی سیلیتو پیر تو شفیلد.

یادت میاد؟ - آره.

چیزی که ما می‌خوایم قوانینیه که برای گرفتن تبهکاران طراحی شده باشه و جلوی پلیس رو نگیره.

حالا راه بیفت، مکداف، و کمتر حرف بزن.

باید یه توضیحی برای زنم جور کنم

چرا تمام این ماه قبل از نیمه‌شب خونه نبودم.

خب، نظرت چیه؟

فکر می‌کنم تو دردسر افتادی، آقای وینگرو.

خب، معلومه که هستم. واسه همینه که اومدم پیش تو.

نمی‌تونم کمکت کنم، دوست من.

ببین، تمام چیزی که لازم دارم ۲۰ هزار پونده تا این کمبود رو جبران کنم.

تو قبلاً بیشتر از این رو جور کردی.

اوه، بله، خیلی بیشتر، اما فقط وقتی که ریسک خیلی ناچیز بود.

نمی‌تونم سرمایه‌گذاری تو شرکتی مثل وینگرو کانسْترَکْشِن رو توصیه کنم،

نه با این ارقام.

اما ما شروع کردیم. قراردادها همه امضا شدن.

الان یک ماهه که روی ساختمون کار می‌کنیم.

برنامه کاریت فشرده‌ست، آقای وینگرو.

به نظر من، اگه بتونی به موقع تمومش کنی، خیلی خوش‌شانسی.

و اگه از برنامه عقب بمونی، اون بند جریمه رو ببین.

هفته‌ای ۲۰۰۰ پوند.

ما عقب نمی‌مونیم، خیلی چیزا در خطره.

با این حال،

متأسفم.

خانم راش.

بله، آقای ژرنیکوف.

لطفاً کلاه و کُت آقای وینگرو رو بیارید؟

بله، آقا.

اما هیچ پیشنهادی نداری؟

چطوری قراره از این وضعیت خلاص شم؟

آقای وینگرو، من حسابدارم، نه هودینی.

اما یه کلمه از طرف تو... "حرف فقط ماسه است."

پول زمین می‌خره." و یک ضرب‌المثل قدیمی روسی.

هاروی گانینگ رو ببین. اون منابع داره.

خدانگهدار، آقای وینگرو.

ج اما من نمی‌خندم

ج حالا ج.

آنیا، لطفاً.

به اندازه؟

هر چیزی به اندازه.

متأسفم، عزیزم.

چطور پیش میره؟ - والدو...

نمی‌تونی کمکم کنی یه کاری پیدا کنم؟

می‌دونم که آماده‌ام.

بله، خانم راش؟ - اوه، آقای فاولچر زودتر تلفن کرده بودن، آقا.

ایشون می‌خوان یه قرار بذارن. - بله، خانم راش؟ خب برو یه قرار بذار.

بله، آقا.

اوه، خانم راش.

به وزارت کار برای مجوز کار خانم برگولین زنگ زدی؟

اوه، بله، آقا. یادداشتش کردم.

اِم... "اعطای مجوز کار به هنرمندان خارجی

فقط با توجه به در دسترس بودن هنرمندان بریتانیایی"

"با استعداد و تجربه مشابه تعیین می‌شود."

ممنونم.

ممنونم، آقا.

خب، مشکل کجاست؟

دختری خوشگل مثل تو، تازه صدا هم داری.

چقدر باید خاص باشی؟

هیچ‌کس بدون تجربه بهم کار نمیده

و بدون مجوز هم نمی‌تونم تجربه کسب کنم.

اوه، والدو، تمام چیزی که لازم دارم اینه که یکی بهم یه فرصت بده.

اما من کسی رو تو اون زمینه کاری نمی‌شناسم، عزیزم.

یا می‌شناسم؟

صبر کن.

خانم راش.

یک لحظه لطفاً. - آقای فاولچر؟

بپرس اگه براشون مقدوره که برم پیششون. اِ، چیه؟

کلاب تابو. - درست.

ولی این یه قرار کاریه، آقا. خب؟

خب، فقط فکر کردم شما هیچ‌وقت...

پس، عادت‌های همیشه‌گیم رو عوض کردم.

این به شما اجازه میده مثل ماهی دست و پا بزنی؟

خیلی متاسفم، آقا. - پس ادامه بده.

والدو، تابو چه جور جاییه؟

خب، دقیقاً مثل پُلِیدیوم نیست، ولی، اِم...

میشه گفت یه سبک خاص و متمایز خودش رو داره؟

j چه دروغ محشری به من گفتی

j توی آغوشت، روز عروسیمون

j وقتی قول دادی داشته باشیم همو

j و تا آخر راه عشق بورزی و بپرستی

j وقتی زندگی جدامون کرد، مطمئن بودی میتونی صبر کنی

j حالا فهمیدی که شانس خیلی کمه

j چه دروغ محشری به من گفتی

j ولی دیگه هرگز باورت نمی‌کنم.

امیدوارم علاقه‌تون صرفاً کاری باشه، آقای ژرنیکوف.

داشتم فقط فکر می‌کردم.

اصل تمام داد و ستدها اینجاست.

اونا دارن، ما می‌خوایم، پس هزار راه برای روان کردن این تبادل پیدا میشه.

می‌دونی داری چیکار می‌کنی، هری. سکس برای کسب و کار یه چیز فوق‌العاده‌ست.

خوشحالم که اینو میگم.

j توی آغوشت... j

دختر قشنگی. - خب، اگه علاقه‌مندید، من...

اونجوری که فکر می‌کنی نه. خوبه؟

خب، صداش اونقدر خوب نیست ولی به نظر میاد میدونه مشتری‌ها چی می‌خوان.

یه دختر با همون جذابیت جنسی و همچنین با صدا چطور؟

داری وارد کار آژانس میشی، آقای ژرنیکوف؟

فقط همین یه بار.

خب، بفرستش پایین، خودم ازش تست می‌گیرم.

ممنون. هری.

فقط از صداش تست بگیری، نه جذابیت جنسی‌اش؟

این دختر، اِم... از اقواممه.

من باهات درنمی‌افتم، خودت میدونی، آقای ژرنیکوف.

بفرمایید تو.

و هری، نیازی نیست این ارتباط رو جار بزنی؟

هر چی شما بگی.

خب حالا، برای چی می‌خواستی منو ببینی؟

خب، چیزی که خیلی به کار شما مربوطه.

فقط یه مشکل کوچیک برام پیش اومده.

این مشکله؟

وقتی اداره مالیات بپرسه از کجا آوردمش، مشکل میشه.

من مشاورتم، بگو. - خب، بذار بگم، حق بیمه.

حمایت؟

اگه دوست داری.

و حسابدار خودت نمی‌خواد بدونه؟

از کوره در میره.

اون فقط یه آدم سالمه که برای حساب و کتاب‌های قانونی باشگاه ازش استفاده می‌کنم.

این آدمای ساده چه فرصت‌هایی رو از دست میدن.

اینجا تو موقعیت عالی هستم.

در ظاهر.

با یه باشگاه به عنوان پوشش، یه جواب عالی دارم

برای هر مقدار درآمد غیرقانونی معقولی که دستم میاد.

ولی این دیگه داره دردسر میشه.

نمی‌تونم بذارمش بانک. پلیس‌ها همه گاوصندوق‌ها رو می‌شناسن.

خیلی زیاده که بخوام بگم از برد قماره.

و اگه سرمایه‌گذاریش کنم، مامورای مالیات بالاخره می‌فهمن.

اگه بیشتر از این اینجا ولش کنم،

مطمئناً، یه کلاهبردار سعی می‌کنه بزدتش.

من چند تا شرکت با ارتباطات بین‌المللی دارم.

فکر می‌کنم بتونم از طریق اونا برات ردش رو گم کنم.

سهمت چنده؟

بیست درصد.

من در اختیار شما هستم، آقای ژرنیکوف.

باشه، هری.

یه لیوان شامپاین؟ - نه، ممنون.

بگو ببینم، از این راه چقدر گیرت میاد؟

هفته پیش تقریباً 300 تا. - خالصش؟

صد و، اِم... صد و چهل و شش.

چرا اینقدر افت زیاد؟

حق‌الوکاله، هزینه‌های عملیاتی، سهم بچه‌ها، عمدتاً.

چند تا آدم داری؟

سه تا کله‌خراب تمام وقت و یه دوجین هم ذخیره.

هر چند وقت یک بار از ذخیره‌ها استفاده می‌کنی؟ - این اواخر بیشتر اوقات.

بعضی از گروه‌های دیگه دارن میان تو قلمرو من.

به طور متوسط از هر جا چقدر می‌گیری؟

حدود یه دهی در هفته، فکر کنم.

چه جور جاهایی؟

بارها، کلاب‌ها، کافی‌شاپ‌ها،

جاهای استریپ‌تیز، نمایشگاه‌های ماشین، اغذیه‌فروشی‌ها، چیزایی تو اون مایه.

مشکلی پیش اومده؟

یه حسی بهم دست داده.

من خوب بوی سود رو حس می‌کنم، هری.

منم همینطور. اینم مدرکش.

اوه، بیشتر از این، خیلی بیشتر.

به این سطح از عملیات که علاقه‌ای نداری، آقای ژرنیکوف؟

در این وضعیت نه، ولی ممکنه جالب بشه.

چند تا گروه اینجوری کار می‌کنن؟

حدود یه دوجین، فکر کنم، ولی بیشترشون اراذل و اوباش بی‌سازمان‌ان.

بیشتر از شش تا گروه تبهکار واقعی نیست.

و هر کدومشون وقتشون رو با جنگیدن با بقیه تلف می‌کنن؟

تقریباً همینه، آره.

میتونی اون پنج تا سرکرده دیگه رو دور هم جمع کنی؟

دور هم؟

فکر کنم بتونم، آره. چرا؟

چرا؟

متوجه ظرفیت اینجا هستی؟

اگه شما شش نفر شهر رو بین خودتون تقسیم کنید،

فکر کن چقدر گردش مالیتون بیشتر میشه و هزینه‌هاتون کم میشه.

The Frightened City subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left