The first 184 lines.
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
، من کارَم رو با قرض و گرو شروع کردم . ولي سريع فهميدم که خيلي محدود کنندهست
من و دوستـَم "کريمر" چند روز پيش داشتيم . در مورد همين موضوع بحث ميکرديم
. يه مدت توي "برندت-للند" کار ميکرد
بعدش مربيـم گفت که برم . سمت شرکتهاي چند مالکـه
. بهترين حرکتي بود که تا حالا کردم
مربي ؟ منظورت رئيسـه ديگه ؟ - . نه ، نه ، نه -
... سينتيا" فقط يه زن تاجر موفقـه"
. که منو زير بال و پر گرفته
پس "سينتيا" مربي توئه ؟ - . و من هم شاگردشم -
. تو هم بايد يکي مثل اين رو داشته باشي
ميدوني ديگه ... يکي که توي . مسايل کاري راهنماييت کنـه
. خب ، "گيب کپلن" رو دوست دارم
هنوز درک نميکنم . "ابي" مربي داره ؟
. بله . و مربي هم شاگرد رو راهنمايي ميکنه
پولي هم وسطـه ؟
. نه - پس به مربي چي مي ماسـه ؟ -
. احترام ، تحسين ، اعتبار
شاگرد واسه مربي خريد ميکنـه ؟
فکر کنم اگـه توي مسير خونهی . شاگرد به مربي باشه شايد بکنـه
لباس هم ميشوره ؟ خشک شوئي هم ميبره ؟
. نوکر که نيست ، شاگرده
. خيلي خب
. گوش کن ، بايد خوندن يه چيزي رو تموم کنم مشکلي نيست همينجا اينکارُ بکنم ؟
. توي خونه خودم نميتونم تمرکز کنم
مديريت ريسک" ؟" - . آره -
استاينبرنر" خواسته همه توي" ... بخش خدمات مشتري
. يه سخنراني در مورد حوزه تخصصيشون داشته باشن
چي باعث شده اون فکر کنه توي مديريت ريسک تخصص داري ؟
. فکر کنم توي رزومهم نوشته
الو ؟ - . "منتظر باشين وصل کنم "الين بنس -
. ميدوني چيـه ؟ نميتونم اينکارُ بکنم . ديگه نميتونم کتاب بخونم
. "کتابهاي صوتي نابودَم کردن "جري
اون صداي قشنگ رو لازم دارم . اين کتاب . صداي خودم رو داره . از صداي خودم متنفرم
. خب برو نوار اين کتاب رو بگير - . نمیشه . کتاب تخصصیـه -
ببينم "جر" مهموني "باب ساکامانو" ميري ؟
. ميرم ؟ سه شب پيش بود
. چي ؟ شوخي ميکني . دعوتنامهش امروز رسيد دستم
. خيلي ذوق کرده بودم . دعوتنامهش خيلي قشنگـه
. جشن خیلی خوبی هم بود
. صبر کن ببينم
. تمبر مال سه هفته پيش بوده . پسر هميشه همين وضعـه
جنين" دفتر پست شرکت رو" کدوم خري اداره ميکنـه ؟
. "ادي شرمن" - . خيلي خب . بفرستش بياد بالا -
ميخواي يکمي داد و بيداد راه بندازي ؟ - . ميخوام يکمي آتيش بازي راه بندازم -
خيلي باحالـه . ميشه بذاري روي بلندگو ؟
. آره ، حتماً
. برو بابا حال داري
. اوهوي انيشتين
. ادي شرمن" اومده" - . عاليـه . بفرستش داخل -
ميخواستين منو ببينين ؟ - . "بله "ادي -
خيلي شرمندهم ولي ... متأسفانه ما مجبوريم کارت رو
. ارتقاء بديم
خب چي گفتي ؟
خب ، خواسته بودم اونهمه راه ... رو تا دفترم بياد بالا
. پس بايد يه چيز مهمي بهش ميگفتم
. واسه همين بهش ترفيع دادم
چي ؟ چيکار کردي ... ؟ - . کردمش یکی از ایده پردازها -
قراره واسه مجلّه ایده بده ؟
خب از اون شر و ور بيمعني که . هميشه ميديم بيرون که بدتر نميشه
. اينو داشته باش
شب يهوديهاي مجرِّد"؟" - . توقع دارم جفتتون رو اونجا ببينم -
. من يهودي نيستم - . منـَم نيستم -
خب ، واسه چي ميخواي بري ؟ - .نميرم . خودم برگزارکنندهم -
چي داري ميگي تو ؟ - ... معمولاً "لومز" برگزارش ميکرد -
. "ولي الآن رفتـه "اورگليدز
لومز" يهوديـه ؟" - . آره ، آره -
. "اورتودکس هم هست "جري . از اون سنتيهاست
در "شوالیههای کلومبوس" ؟
آره . "فرانک کاستانزا" قراره . يه سالن از حسابش برام بگیره
جري" من توي اين قضيه روي" . اومدن تو حساب کردم
... کريمر" ميدوني" - ... جري" ببين" -
. کل غذاها رو خودم درست ميکنم
نمايشي وسوسه کننده از " " .خوراکهاي بي مثال يهودي
سمیس" دوست داري ؟"
. مربيـم ميگه اردک اينجا بينظيره
. من زياد عشق اردک نيستم . پوستشون مثل پوست آدم ميمونـه
. "ببين کي اينجاست . "سينتيا
. "سلام "ابي - . سلام -
. جري" ايشون "سينتيا پيرلمن" هستن ،مربي بنده"
. سلام - . سلام "جري" . از اينکه بالاخره ميبينمت خوشحالـَم -
. بيا پيش ما بشين . ميتونيم يه صندلي اضافه کنيم
خب عاليـه . دوستپسر من . الآن داره ماشين رو پارک ميکنه
. راستش "جري" ممکنـه تو بشناسيش . اونهم کمدينـه
... شوخي ميکني - . "کني بنيا" -
بنيا" ؟"
سلام "جري" . اوضاعت چطوره ؟
ميخواي واسه شام به ما ملحق شي ؟ . اردک اينجا بهترينـه
. "بهترين "جري
. ببخشيد ، عذرميخوام که مزاحمتون ميشم
متوجه شدم که يه کتاب تخصصی . رو روي نوار گوش ميدين
ميتونم بپرسم از کجا گرفتين ؟
. مطالعه براي نابينايان . هر جور کتابي رو ميتونن بيارن روي نوار
. بايد بگم ، کليد کردم روي اين کتابهاي صوتي
. همينو بگو . انگيزه خوندن خط بريل رو ازم گرفته
مطالعه براي نابينايان ؟
. ميرم تست چشم ، رد ميشم ... بعد تا به خودم بيام
دارم با صداي دلنشين کتاب . مديريت ريسک" حال ميکنم"
. راستي بالاخره مربي رو ديدم - چه شکليـه ؟ تأثيرگذار ؟ -
. آره . با "بنيا" رفيقـه
بنيا" ؟" - . آره -
ديشب سر شام مجبور شدم . دو ساعت کنار اون موجود بشينم
چي سفارش دادي ؟ - . مرغ -
چطوري ميشه يه نفر از ... کسي راهنمايي بگيره
که به اختيار خودش با "بنيا" رفت و آمد ميکنه ؟
با سُس "مارسالا" ؟ - . "پيکاتا" -
اصلاً اگه جوري باشه ، من بايد ... با يه مربي رفيق باشم
و "بنيا" بايد توي باشگاه بولينگ . ميلهها رو بذاره سرجاشون
. خيلي خب . من بايد برم يه تست رو خراب کنم - . موفق باشي -
. ممنون بابا ؟
این چیـه پوشیدی ؟ عرقگیر ورزشی ؟
شما اينجا چيکار ميکني ؟
. اومده چک هزينه اجارهي جاي مهموني رو بگيره
. ميدوني ، صد و هشتاد و سه تا متقاضي داشتم . يه سيلي ميشه که نگو
کريمر" ، چطوري ميخواي واسه صد و هشتاد و سه" نفر غذاهاي يهودي درست بکني ؟
. راست ميگي .کلی "پاپکیت" میشه
ببينم "فرانک" کسي رو ميشناسي توي پخت و پز کمکـَم کنـه ؟
. پخت و پز ؟ نه . من آشپز نميشناسم
. هيچي راجع به پخت و پز نميدونم
اين چه مرگشـه ؟
. زمان جنگِ کُره پدرم آشپز بوده
. يه اتفاق خيلي بده افتاده
. از اون موقع ، نميشه به آشپزخونه نزديکش کرد
موجی شده ؟ - . آره -
. ولي اون هيچ ربطي به اين قضيه نداره
. کارتون خوب بود بچهها . واسه امروز همين بايد کافي باشه
خب ؟ - . صبر کنين -
. هيچي در مورد ايدههاي من نپرسيدين
. خب "ادي" ، امروز روز اول تو بود
. من آمادهم - . باشه -
. شب گرميـه . ذهنتون مشغولـه"
... داري به چاقوت فکر ميکني
. تنها دوستي که به تو خيانت نکرده
تنها رفيقي که تا طلوع آفتاب . به مرده تبديل نميشه
خوب بخوابيد رفقا ، توي اون ". لباس شبهاي راه راه بلندتون
. چيکار بايد بکنم ؟ طرف دردسره
، خب ، اگه اونقدر کارش رو بد انجام ميده . شايد وقتش شده باشه يه ترفيع ديگه بهش بدي
. ميدوني چيـه ؟ دقيقاً داري درست ميگي
. اين همون کاريـه که من بايد بکنم . بايد بهش ترفيع بدم
، يه دفتر ديگه توي يه طبقه ديگه بهش ميدم ... اون هم ميتونـه بشينـه اونجا
طرح هاش پيش خودش نگه داره ... نيزهش رو هم پيش خودش نگه داره
. و دست از ترسوندن من برداره
. کلاً هيچي
. خب "جرج" ديدت کاملاً معيوبـه
. فقط اگـه اين فرم بيمه رو پر کني تمومـه . اين هم از خودکار
. مرد خيلي خوش قيافهاي هستين
اينجا دیگه چه خبره ؟
. برو کنار
چيکار داري ميکني ؟ - . دارم از سه تا آشپزخونه استفاده ميکنم -
، "گوشت سينه رو گذاشتم آشپزخونه "نومن ..."پودينگ سبزيجات رو گذاشتم پيش خانم "زافينو
. و اين هم از نودل گوشت و پنير
. بيا ، يکمي از اينو امتحان کن
. نه ، نميخوام - . بخور ، بخور ، شدي پوست و استخوان -
. فاجعهست - . جري" ، نودل پنيريـه" -
. طعمش حرف نداره . آره
دستور پخت رو درست رفتي ؟
. دستور پخت واسه چهار تا شش نفر بود
. بايد ضربش ميکردم برسه به صد و هشتاد و سه نفر
. فکر کنم قاطي کردم
. مزه خاک ميده
. خب داشتم مياوردمش افتاد زمين
. جري" تو دردسر افتادم . هيچي بلد نيستم"
، نه ميتونم خلال کنم ، نه ميتونم ببرم . نه ميتونم بسابم ، نه ميتونم خرد کنم
. حس چشايي هم که معلومـه تعطيلـه
. ميدوني ، بايد با "فرانک" حرف بزنم
... کريمر" تو نميتوني" - . بايد باهاش حرف بزنم -
... ميدونم که اون ميتونه بهم کمک کنه
. فکر کنم يه حيوون مرده توي آسانسوره
. دلمه کلم هام
. چه شام خوبي بود ديشب - . آره ، بد نبود -
به "سينتيا" گفتم شنبه با ... اون و "بنيا" چهارتايي ميريم بيرون
. و اجراي "بنيا" رو ميبينيم - . نه . نه -
. عمراً . "بنيا" نه - چي ؟ -
تا حالا اجراش رو ديدي ؟ يه تيکهي . دوازده دقیقهای راجع به شير "شاخک بیضی" داره
. طرف يـه کوتولهي ، شيربرنجـه ، کودنـه
. ممکن نیست "سینتیا" با یه کودن رفاقت کنـه
. ممکنـه . کرده . ميکنـه
... قبل از اينکه شروع کنيم
... "خوشحالـَم به استحضارتون برسونم که "ادي شرمن
. ديگه واسه کاتالوگ مطلب نمينويسـه
. وقتش رسيده بود - . اون ميره يه طبقه بالاتر -
. کردمش سرپرست توسعه راهبردي
بهش ترفيع دادي ؟
... خب ، نه . نميشه گفت
No comments yet. Be the first to leave one.