Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Seinfeld S08E06-Fatigues-DVDRip IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Translated by AshorroR | www.IMDB-DL.com

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2014-03-14
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 184 lines.

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

، من کارَم رو با قرض و گرو شروع کردم . ولي سريع فهميدم که خيلي محدود کننده‌ست

من و دوستـَم "کريمر" چند روز پيش داشتيم . در مورد همين موضوع بحث ميکرديم

. يه مدت توي "برندت-للند" کار ميکرد

بعدش مربيـم گفت که برم . سمت شرکتهاي چند مالکـه

. بهترين حرکتي بود که تا حالا کردم

مربي ؟ منظورت رئيسـه ديگه ؟ - . نه ، نه ، نه -

... سينتيا" فقط يه زن تاجر موفقـه"

. که منو زير بال و پر گرفته

پس "سينتيا" مربي توئه ؟ - . و من هم شاگردشم -

. تو هم بايد يکي مثل اين رو داشته باشي

ميدوني ديگه ... يکي که توي . مسايل کاري راهنماييت کنـه

. خب ، "گيب کپلن" رو دوست دارم

هنوز درک نميکنم . "ابي" مربي داره ؟

. بله . و مربي هم شاگرد رو راهنمايي ميکنه

پولي هم وسطـه ؟

. نه - پس به مربي چي مي ماسـه ؟ -

. احترام ، تحسين ، اعتبار

شاگرد واسه مربي خريد ميکنـه ؟

فکر کنم اگـه توي مسير خونه‌ی . شاگرد به مربي باشه شايد بکنـه

لباس هم ميشوره ؟ خشک شوئي هم ميبره ؟

. نوکر که نيست ، شاگرده

. خيلي خب

. گوش کن ، بايد خوندن يه چيزي رو تموم کنم مشکلي نيست همينجا اينکارُ بکنم ؟

. توي خونه خودم نميتونم تمرکز کنم

مديريت ريسک" ؟" - . آره -

استاينبرنر" خواسته همه توي" ... بخش خدمات مشتري

. يه سخنراني در مورد حوزه تخصصيشون داشته باشن

چي باعث شده اون فکر کنه توي مديريت ريسک تخصص داري ؟

. فکر کنم توي رزومه‌م نوشته

الو ؟ - . "منتظر باشين وصل کنم "الين بنس -

. ميدوني چيـه ؟ نميتونم اينکارُ بکنم . ديگه نميتونم کتاب بخونم

. "کتابهاي صوتي نابودَم کردن "جري

اون صداي قشنگ رو لازم دارم . اين کتاب . صداي خودم رو داره . از صداي خودم متنفرم

. خب برو نوار اين کتاب رو بگير - . نمیشه . کتاب تخصصیـه -

ببينم "جر" مهموني "باب ساکامانو" ميري ؟

. ميرم ؟ سه شب پيش بود

. چي ؟ شوخي ميکني . دعوتنامه‌ش امروز رسيد دستم

. خيلي ذوق کرده بودم . دعوتنامه‌ش خيلي قشنگـه

. جشن خیلی خوبی هم بود

. صبر کن ببينم

. تمبر مال سه هفته پيش بوده . پسر هميشه همين وضعـه

جنين" دفتر پست شرکت رو" کدوم خري اداره ميکنـه ؟

. "ادي شرمن" - . خيلي خب . بفرستش بياد بالا -

ميخواي يکمي داد و بيداد راه بندازي ؟ - . ميخوام يکمي آتيش بازي راه بندازم -

خيلي باحالـه . ميشه بذاري روي بلندگو ؟

. آره ، حتماً

. برو بابا حال داري

. اوهوي انيشتين

. ادي شرمن" اومده" - . عاليـه . بفرستش داخل -

ميخواستين منو ببينين ؟ - . "بله "ادي -

خيلي شرمنده‌م ولي ... متأسفانه ما مجبوريم کارت رو

. ارتقاء بديم

خب چي گفتي ؟

خب ، خواسته بودم اونهمه راه ... رو تا دفترم بياد بالا

. پس بايد يه چيز مهمي بهش ميگفتم

. واسه همين بهش ترفيع دادم

چي ؟ چيکار کردي ... ؟ - . کردمش یکی از ایده پردازها -

قراره واسه مجلّه ایده بده ؟

خب از اون شر و ور بيمعني که . هميشه ميديم بيرون که بدتر نميشه

. اينو داشته باش

شب يهودي‌هاي مجرِّد"؟" - . توقع دارم جفتتون رو اونجا ببينم -

. من يهودي نيستم - . منـَم نيستم -

خب ، واسه چي ميخواي بري ؟ - .نميرم . خودم برگزارکننده‌م -

چي داري ميگي تو ؟ - ... معمولاً "لومز" برگزارش ميکرد -

. "ولي الآن رفتـه "اورگليدز

لومز" يهوديـه ؟" - . آره ، آره -

. "اورتودکس هم هست "جري . از اون سنتي‌هاست

در "شوالیه‌های کلومبوس" ؟

آره . "فرانک کاستانزا" قراره . يه سالن از حسابش برام بگیره

جري" من توي اين قضيه روي" . اومدن تو حساب کردم

... کريمر" ميدوني" - ... جري" ببين" -

. کل غذاها رو خودم درست ميکنم

نمايشي وسوسه کننده از " " .خوراکهاي بي مثال يهودي

سمیس" دوست داري ؟"

. مربيـم ميگه اردک اينجا بينظيره

. من زياد عشق اردک نيستم . پوستشون مثل پوست آدم ميمونـه

. "ببين کي اينجاست . "سينتيا

. "سلام "ابي - . سلام -

. جري" ايشون "سينتيا پيرلمن" هستن ،مربي بنده"

. سلام - . سلام "جري" . از اينکه بالاخره ميبينمت خوشحالـَم -

. بيا پيش ما بشين . ميتونيم يه صندلي اضافه کنيم

خب عاليـه . دوست‌پسر من . الآن داره ماشين رو پارک ميکنه

. راستش "جري" ممکنـه تو بشناسيش . اونهم کمدينـه

... شوخي ميکني - . "کني بنيا" -

بنيا" ؟"

سلام "جري" . اوضاعت چطوره ؟

ميخواي واسه شام به ما ملحق شي ؟ . اردک اينجا بهترينـه

. "بهترين "جري

. ببخشيد ، عذرميخوام که مزاحمتون ميشم

متوجه شدم که يه کتاب تخصصی . رو روي نوار گوش ميدين

ميتونم بپرسم از کجا گرفتين ؟

. مطالعه براي نابينايان . هر جور کتابي رو ميتونن بيارن روي نوار

. بايد بگم ، کليد کردم روي اين کتابهاي صوتي

. همينو بگو . انگيزه خوندن خط بريل رو ازم گرفته

مطالعه براي نابينايان ؟

. ميرم تست چشم ، رد ميشم ... بعد تا به خودم بيام

دارم با صداي دلنشين کتاب . مديريت ريسک" حال ميکنم"

. راستي بالاخره مربي رو ديدم - چه شکليـه ؟ تأثيرگذار ؟ -

. آره . با "بنيا" رفيقـه

بنيا" ؟" - . آره -

ديشب سر شام مجبور شدم . دو ساعت کنار اون موجود بشينم

چي سفارش دادي ؟ - . مرغ -

چطوري ميشه يه نفر از ... کسي راهنمايي بگيره

که به اختيار خودش با "بنيا" رفت و آمد ميکنه ؟

با سُس "مارسالا" ؟ - . "پيکاتا" -

اصلاً اگه جوري باشه ، من بايد ... با يه مربي رفيق باشم

و "بنيا" بايد توي باشگاه بولينگ . ميله‌ها رو بذاره سرجاشون

. خيلي خب . من بايد برم يه تست رو خراب کنم - . موفق باشي -

. ممنون بابا ؟

این چیـه پوشیدی ؟ عرقگیر ورزشی ؟

شما اينجا چيکار ميکني ؟

. اومده چک هزينه اجاره‌ي جاي مهموني رو بگيره

. ميدوني ، صد و هشتاد و سه تا متقاضي داشتم . يه سيلي ميشه که نگو

کريمر" ، چطوري ميخواي واسه صد و هشتاد و سه" نفر غذاهاي يهودي درست بکني ؟

. راست ميگي .کلی "پاپکیت" میشه

ببينم "فرانک" کسي رو ميشناسي توي پخت و پز کمکـَم کنـه ؟

. پخت و پز ؟ نه . من آشپز نميشناسم

. هيچي راجع به پخت و پز نميدونم

اين چه مرگشـه ؟

. زمان جنگِ کُره پدرم آشپز بوده

. يه اتفاق خيلي بده افتاده

. از اون موقع ، نميشه به آشپزخونه نزديکش کرد

موجی شده ؟ - . آره -

. ولي اون هيچ ربطي به اين قضيه نداره

. کارتون خوب بود بچه‌ها . واسه امروز همين بايد کافي باشه

خب ؟ - . صبر کنين -

. هيچي در مورد ايده‌هاي من نپرسيدين

. خب "ادي" ، امروز روز اول تو بود

. من آماده‌م - . باشه -

. شب گرميـه . ذهنتون مشغولـه"

... داري به چاقوت فکر ميکني

. تنها دوستي که به تو خيانت نکرده

تنها رفيقي که تا طلوع آفتاب . به مرده تبديل نميشه

خوب بخوابيد رفقا ، توي اون ". لباس شبهاي راه راه بلندتون

. چيکار بايد بکنم ؟ طرف دردسره

، خب ، اگه اونقدر کارش رو بد انجام ميده . شايد وقتش شده باشه يه ترفيع ديگه بهش بدي

. ميدوني چيـه ؟ دقيقاً داري درست ميگي

. اين همون کاريـه که من بايد بکنم . بايد بهش ترفيع بدم

، يه دفتر ديگه توي يه طبقه ديگه بهش ميدم ... اون هم ميتونـه بشينـه اونجا

طرح هاش پيش خودش نگه داره ... نيزه‌ش رو هم پيش خودش نگه داره

. و دست از ترسوندن من برداره

. کلاً هيچي

. خب "جرج" ديدت کاملاً معيوبـه

. فقط اگـه اين فرم بيمه رو پر کني تمومـه . اين هم از خودکار

. مرد خيلي خوش قيافه‌اي هستين

اينجا دیگه چه خبره ؟

. برو کنار

چيکار داري ميکني ؟ - . دارم از سه تا آشپزخونه استفاده ميکنم -

، "گوشت سينه رو گذاشتم آشپزخونه "نومن ..."پودينگ سبزيجات رو گذاشتم پيش خانم "زافينو

. و اين هم از نودل گوشت و پنير

. بيا ، يکمي از اينو امتحان کن

. نه ، نميخوام - . بخور ، بخور ، شدي پوست و استخوان -

. فاجعه‌ست - . جري" ، نودل پنيريـه" -

. طعمش حرف نداره . آره

دستور پخت رو درست رفتي ؟

. دستور پخت واسه چهار تا شش نفر بود

. بايد ضربش ميکردم برسه به صد و هشتاد و سه نفر

. فکر کنم قاطي کردم

. مزه خاک ميده

. خب داشتم مياوردمش افتاد زمين

. جري" تو دردسر افتادم . هيچي بلد نيستم"

، نه ميتونم خلال کنم ، نه ميتونم ببرم . نه ميتونم بسابم ، نه ميتونم خرد کنم

. حس چشايي هم که معلومـه تعطيلـه

. ميدوني ، بايد با "فرانک" حرف بزنم

... کريمر" تو نميتوني" - . بايد باهاش حرف بزنم -

... ميدونم که اون ميتونه بهم کمک کنه

. فکر کنم يه حيوون مرده توي آسانسوره

. دلمه ‌کلم هام

. چه شام خوبي بود ديشب - . آره ، بد نبود -

به "سينتيا" گفتم شنبه با ... اون و "بنيا" چهارتايي ميريم بيرون

. و اجراي "بنيا" رو ميبينيم - . نه . نه -

. عمراً . "بنيا" نه - چي ؟ -

تا حالا اجراش رو ديدي ؟ يه تيکه‌ي . دوازده دقیقه‌ای راجع به شير "شاخک بیضی" داره

. طرف يـه کوتوله‌ي ، شيربرنجـه ، کودنـه

. ممکن نیست "سینتیا" با یه کودن رفاقت کنـه

. ممکنـه . کرده . ميکنـه

... قبل از اينکه شروع کنيم

... "خوشحالـَم به استحضارتون برسونم که "ادي شرمن

. ديگه واسه کاتالوگ مطلب نمينويسـه

. وقتش رسيده بود - . اون ميره يه طبقه بالاتر -

. کردمش سرپرست توسعه راهبردي

بهش ترفيع دادي ؟

... خب ، نه . نميشه گفت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left